امام سجّاد(علیه السلام) فرمود: خداوند، صاحب انوار، تجلّیات، آرزوی دل مشتاقان و منتهای آرزوی اهل محبت است. لذا در این فراز از مناجات سه نوع محبّت را درخواست مینمایند: «أَسْأَلُكَ حُبَّكَ وَ حُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَ حُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنِي إِلَى قُرْبِكَ»؛ خدایا! محبّت خودت، محبّت آنهایی که تو را دوست دارند و محبّت به هر عملی که موجب قرب تو میشود به من عطا کن.
محبت اوّل: حبّ ذات الهی
«أَسْأَلُكَ حُبَّكَ»؛ خدایا! از تو محبّت خودت را میخواهم. میخواهم فقط تو محبوب دل من باشی و این با کمک تو شدنی است. عزیزان! عاشق خدا شدن زحمت دارد، ریاضت و مراقبۀ دائمی میطلبد. بنابراین باید قلب را از آلودگی معاصی و رذایل پاک و طاهر کرد تا محبّتِ معشوق در آن قرار بگیرد. اگر در اثر مراقبه، عشق و محبّت و سوز و گداز در قلبت آمد قدرش را بدان. اگر دیدی ناخودآگاه اشک چشمت از فراق یار جاری میشود، بدان که حبّ او در دل تو آمده است. آگاه باش! اگر دلت خواست در نیمۀ شب با او خلوت کرده و مناجات کند، بدان که عشق او رفتهرفته وارد قلبت شده است.
در بزم وصالش همه کس طالب دیدار
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد[1]
عزیزان! باید محبّت خدا را از خودش بخواهیم. مراقبه را خود او عطا میکند. او رقیب است و مراقبه از اوست. سالک هم باید با مراقبه، قلبش را آمادۀ عشق و محبّت او کند.
محبت دوّم: حبّ دوستان خدا
«وَ حُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ»؛ خدایا! محبّت کسی که تو را دوست دارد به من عطا کن. وقتی انسان محبّ خدا شد، قهراً محبّ دوستداران خدا هم خواهد بود؛ چون هر کسی با همجنس خود انس میگیرد.
کند با جنس خود هر جنس پرواز
کبـوتــر با کبــوتــر بــاز با بــاز[2]
اهل دنیا دنبال افرادی میگردند که از تیپ خودشان باشند. سالکان راه خدا هم به همفکر و همراهشان علاقه و محبّت پیدا میکنند. جمع دوستان سلوکی دارای برکات زیادی است. محبّت اهل سلوک و رفاقت با ایشان سالک را رشد میدهد. در زیارت عاشورا، جامعۀ کبیره و زیارتنامههای دیگر این مسئله ثابت شده است: «وَلِيٌ لِمَنْ وَالاكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُم»؛[3] دوست کسی هستم که دوست شما باشد و دشمن کسی هستم که دشمن شما باشد. محبّت خدا و دوستی با دوستان خدا و دوری از دشمنان خدا به هم ممزوج است.
بعضی میگویند: ما ولایتی هستیم و اهل بیت(علیهم السلام) را دوست داریم و با محبّت آنها سلوک میکنیم. ما میگوییم: محبّت و عشق الهی از محبّت اهل بیت(علیهم السلام) جدا نیست؛ لذا نمیشود ولایت را از توحید جدا کنیم. محبّت خدا سالک را وادار میکند تا ائمه، انبیا، اولیا و همۀ افرادی را که وصل به او هستند دوست بدارد. پس اگر توجّه ما به اهل بیت(علیهم السلام) بیشتر از توجّه به خدا باشد کار پیش نمیرود.
محبت سوّم: حبّ به اعمال نیک
«وَ حُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنِي إِلَى قُرْبِكَ»؛ خدایا! محبّت هر عملی که مرا به تو نزدیک میکند، عطا فرما. محبّت سوّم، محبّت اعمال صالحه است. سالک دنبال اعمال و افعالی است که موجب قرب الهی میشود و از اعمالی که موجب دوری از محبوب میشود بیزار است. مراقبه، اعمال سلوکی، اربعینیّات، ریاضتهای شرعی و پیروی از استاد، همگی کارهایی است که موجب قرب به خدا میشود و سالک باید فقط برای خدا و عشق به وصال محبوب این اعمال را انجام دهد.
دوری از محبت اغیار
«وَ أَنْ تَجْعَلَكَ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا سِوَاكَ»؛ خدایا! خودت را نزد من محبوبتر از دیگران قرار ده. این فراز به محبّت ذات اشاره دارد که در فراز قبلی به آن اشاره شد و در واقع تکمیل کنندۀ آن است. در آنجا فرمود: حبّ خودت را عطا فرما و در اینجا میفرماید: حبّ غیر خودت را از دلم خارج کن؛ یعنی خدایا! از تو میخواهم آنقدر خودت را برای من جلوه دهی که محبّتت در دل من رسوخ پیدا کند و برمحبّت ماسوای تو برتری داشته باشد و اصلاً غیر تو باقی نماند و همهاش جلوۀ تو باشد. ممکن است در راه خدا چیزهای دیگری را دوست داشته باشیم، ولی اصل و اساس با محبّت الهی است.
برگرفته از کتاب نجوای سالکان شرح مناجات خمس عشر امام سجاد (علیه السلام)
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دامظله)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1] . محمدعلی دولتشاه، دیوان دولتشاهی.
[2]. نظامی گنجوی، کلیات خسرو و شیرین، ص 205.
[3]. شیخ طوسى، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج 2، ص 775؛ «مَنْ وَالاكُمْ فَقَدْ وَالَى اللَّهَ وَ مَنْ عَادَاكُمْ فَقَدْ عَادَى اللَّه»، شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 613.





