امام سجاد (علیه السلام) در مناجات خمس عشر، درخواستهای اهل عرفان را بیان میکند. این دعاها علاوه بر اینکه الگوی ما برای حاجت خواهی از خداوند میباشد، باید به عنوان هدف بندگی و سیر و سلوک ما باشد و غایت سیر ما این باشد که این مراتب قرب را طی کنیم تا از مقرّبان درگاه الهی قرار بگیریم.
-
پناه بردن به خداوند از طرد شدن
«فَأَعِذْنَا مِنْ طَرْدِكَ وَ إِبْعَادِكَ»؛ ما را از راندن و دور کردنت پناه ده. تمام سعی عارف این است که از مقرّبان درگاه الهی گردد و برای این هدف باید در تمام افعال جوانحی و جوارحی، رضایت خدا را مدّ نظر داشته باشد؛ چون ممکن است با یک خطایی از درگاه الهی طرد شود، چنانکه شیطان، حریم الهی را پاس نداشت و با کبر ورزیدن برای همیشه مطرود الهی شد؛ بنابراین باید همیشه به ریسمان امن الهی چنگ بزنیم.
خواستۀ همیشگی عارف بالله مصون ماندن از هر چیزی است که مرضیّ خداوند نیست. در برخی دعاها آمده که از خداوند(عزّ و جلّ)بخواهیم ما را به اندازۀ چشم برهم زدن، بلکه کمتر از آن به خودمان وا نگذارد: «أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنِي مِنْ مَعَاصِيكَ وَ لَا تَكِلَنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً مَا أَحْيَيْتَنِي لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْثَر»[1] و از خداوند بخواهیم همواره ما را بر حقیقت دین خود ثابت قدم بدارد.
«يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِك»؛[2] ای خداوند! ای رحمان! ای مهربان! ای دگرگونکنندۀ دلها! دل مرا بر دینت پایدار کن. مسئلۀ عصمت و حفظ الهی بهگونه ای است که حتی انبیا و ائمۀ اطهار(علیهم السلام) نیز همواره نیازمند آن هستند؛ چون اگر این فیض الهی لحظهای قطع شود، همه سقوط میکنند؛ ازاینرو امام سجّاد(علیه السلام) در مناجات عارفان میفرماید: به ما پناه بده تا مطرود درگاه تو قرار نگیریم و از نعمت قرب به تو محروم نگردیم.
-
قرار گرفتن در زمرۀ ویژهترین عارف ها
«وَ اجْعَلْنا مِنْ أَخَصِّ عَارِفِيكَ»؛ ما را از ویژهترین عارفانت قرار بده. عارفان الهی هم دارای مراتب هستند: برخی عارف عام، عدهای عارف خاص و برخی هم عارف اخصالخاص هستند؛ لذا وقتی میخواهید دعا کنید، باید به خداوند بگویید: ما را از نزدیکترین و ویژهترین عارفانت قرار بده. در بین ملائکه هم مراتب وجود دارد؛ ملائکۀ مقربین، ملائکۀ کروبین؛ بنابراین با آوردن صیغه «افعل تفضیل» میخواهد بفهماند که عرفا هم مراتب دارند.
بالأخره راه سیر و سلوک میدان مسابقه است: {سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِه}؛[3] پيشى جوييد به آمرزشى از سوى پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش چون پهناى آسمان و زمين است، براى كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آوردهاند آماده شده است.
وقتی خداوند متعال مسابقه را در قرآن مطرح میکند؛ یعنی چند نفر میتوانند با هم در میدان محبّت و عشق خدا و معرفت از همدیگر سبقت بگیرند و جلوتر بروند؛ راه باز است تو هم میتوانی جلوتر بروی.
عزیزان من! این مسائل تنها با دعا حاصل نمیشود؛ یعنی تنها نمیشود با مناجات عارفان به اعلی مراتب برسانیم. اگر اهل مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاقبه نباشیم و استادی نداشته باشیم و سیر و سلوکی نباشد، نمیتوانیم به مقصد نهایی برسیم؛ این راه، پیچوخم بسیاری دارد که همۀ اینها را باید پشت سر بگذاریم.
دعا برای ما یک برنامۀ آموزشی است؛ یعنی به ما آموزش میدهد که چگونه باشیم و از خدا چه چیزی بخواهیم، امّا ضمن اینکه دعا میخوانیم، باید بکوشیم تا عمل را هم داشته باشیم، اینکه دائماً بنشینیم و مفاتیح دست بگیریم و فقط دعا بخواهیم و حرکتی سالکانه از خودمان نشان ندهیم، این راه طی نمیشود و به حقیقت نمیرسیم.
-
قرار گرفتن در زمرۀ صالح ترین بندگان
«وَ أَصْلَحِ عِبَادِكَ»؛ از شایسته ترین بندگان قرار ده. در قرآن کریم برای بندگان صالح ویژگیهایی بیان شده که عبارتند از: 1. ایمان به خدا، 2. ایمان به روز قیامت، 3. آمر به معروف، 4. ناهی از منکر، 5. سرعت داشتن در انجام دادن خیرات. {يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحين}؛[4] بنابراین برای اینکه از بندگان صالح باشیم، باید این ویژگیها را در وجودمان ایجاد کنیم.
صالحان هم دارای مراتبی هستند که بالاترین مرتبۀ آن صُلوح است که از مخلص هم بالاتر است؛ چون انبیا حتماً از مخلَصان بودهاند، ولی باز هم مقام صُلوح را از درگاه خدا تقاضا میکردند. {رَبِّ هَب لِی حُکمَاً وَ اَلحِقنِی بِالصَّالِحِینَ}.[5] صُلوح، کثرت صلح و شایستگی است که این کثرت شایستگی را به هر کسی نمیدهند. وقتی پیغمبر خدا این مقام را حتی برای بعد از مرگ خود تقاضا میکند، معلوم میشود صلوح یک مطلب استثنائی است. {اَلحِقنِی بِالصَّالِحِینَ}.[6]
-
قرار گرفتن در زمرۀ صادق ترین اهل طاعت
«وَ أَصْدَقِ طَائِعِيكَ»؛ از راستگوترین مطیعان قرار ده. چه بسا بسیاری اهل طاعت باشند، اما اینکه چه کسی در بندگی صادقتر است خدا میداند؛ چون غیر از صدق زبانی که ممکن است مطابقت و عدم مطابقت آن با واقع روشن شود، برخی موارد صدق مربوط به باطن است که خدا میداند چه کسی آن صدق باطنی را داراست.
-
قرار گرفتن در زمرۀ خالص ترین بندگان
«وَ أَخْلَصِ عُبَّادِكَ»؛ از خالصترین عبادت کنندگانت قرار ده. «يَا عَظِيمُ يَا جَلِيلُ يَا كَرِيمُ يَا مُنِيلُ بِرَحْمَتِكَ وَ مَنِّكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ»؛ اى با عظمت، اى باشکوه، اى بخشنده، اى عطا کننده، به رحمت و منّتت اى مهربانترین مهربانان. «منیل» از نیل است؛ مثلاً میگویند فلانی به مقصودش نایل شد. در اینجا به جای نایل، واژۀ منیل آمده است؛ یعنی آن خدای کریم که دست ما به سوی او دراز است، ما را به قرب خودش میرساند.
برگرفته از کتاب نجوای سالکان شرح مناجات خمس عشر امام سجاد (علیه السلام)
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دامظله)
علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. كلينى، الكافي، ج 3، ص 345.
[2]. ابن بابویه، كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص352.
[3]. حدید (57)، آیۀ 21.
[4]. آل عمران (3)، آیۀ 114.
[5]. پروردگارا! به من حُکم ببخش و مرا به صالحان ملحق ساز. شعراء (26)، آیۀ 83.
[6]. یوسف (12)، آیۀ 24.





