نقش گناهان در چنگ زدن به دامن الهی (شرح فرازی از مناجات خمس عشر امام سجاد (ع))

نقش گناهان در چنگ زدن به دامن الهی (شرح فرازی از مناجات خمس عشر امام سجاد (ع))

 

«وَ قَدْ أَلْجَأَتْنِي الذُّنُوبُ إِلَى التَّشَبُّثِ بِأَذْيَالِ عَفْوِكَ»؛ گناهان وادارم ساخته که به دامان گذشتت چنگ زنم. گناهان، خطاها و مخالفت‌ها مرا وادار کرده است که به عفوت دست بگذارم.

چرا این‌گونه شده‌ام؟ چرا به تو رو آورد‌ه‌ام؟ برای این‌که گناه‌کار هستم، یادم می‌آید چقدر گناه کرد‌ه‌ام، به خودم می‌گویم باید سراغ عفو خدا بروی؛ مثلاً کسی که یک نفر را خیلی دوست دارد، می‌آید دستی روی شانه‌اش می‌گذارد، دستی به عبایش می‌کشد تا نگاهی کند یا چیزی به او بدهد، این‌جا است که می‌گوید: خدایا! دستم به ذیل‌کرم و عفو توست.

«وَ أَحْوَجَتْنِي الْخَطَايَا إِلَى اسْتِفْتَاحِ أَبْوَابِ صَفْحِكَ»؛ خطاها محتاجم کرده که از تو بخواهم گشوده شدن درب‌های چشم‌پوشی‌ات را. خیلی وقت‌ها گذشت‌های الهی را دیده‌ایم، اگر خدا بخواهد ما را به‌سبب خطاها، مخالفت و نافرمانی‌های ما مؤاخذه کند تا الان در این دنیا ‌نبودیم، همان‌طوری که برای امت‌های سابق عذاب‌هایی ‌فرستاده است.[1] در قرآن هم بیان شده است: {إِنَّ هَذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ}؛[2] اين همان سرگذشتِ واقعى (مسيح) است (و ادّعاهايى هم‌چون الوهيّت او يا فرزند خدا بودنش، بى‏اساس است.)

حال سؤال این است که چرا عذاب نمی‌آید؟ خداوند(عزّ و جلّ)می‌تواند ما را نابود کند، ولی نمی‌کند؛ چون حضرت محمد مصطفی(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پیغمبر رحمت است. {وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}؛[3] ما تو را جز براى رحمت جهانيان نفرستاديم.

در آیۀ دیگری می‌فرماید: {وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِم‏}؛[4] ولى (اى پيامبر!) تا تو در ميان آن‌ها هستى، خداوند آن‌ها را مجازات نخواهد كرد. امّت اسلام، امت مرحومه است؛[5] لذا خدا با عفو و گذشتش با ما تعامل دارد و ما هم باید قدر خدا را بدانیم.

«وَ دَعَتْنِي الْإِسَاءَةُ إِلَى الْإِنَاخَةِ بِفِنَاءِ عِزِّكَ»؛ بدی‌ها مرا فراخوانده تا به آستان عزّتت بار اندازم. مسلّم است که ما دربارۀ دستورهای الهی مخالفت کرده‌ایم؛ مخالفت‌های عمدی و نه سهوی. حالا همۀ این گناهان ما را وادار کرده است که ردای عزّت و کرامت تو را بگیریم، گریه و زاری و تضرّع کنیم تا ما را ببخشی.

«يا مُحْسِنُ قَدْ أَتاكَ المـُسِیءُ وَقَدْ اَمَرْتَ الْمـُحْسِنَ أنْ يَتَجاوَزَ عَنِ الْمـُسِیءِ وَ أنْتَ الْمـُحْسِنُ وَ أَنا المسيیء فَصَلِّ عَلى مُحَمَد وَ آلِهِ وَ تَجاوَز عَن قَبِيحِ مَا عِندِی بِحُسنِ مَا عِندَكَ يَا أَرحَمَ الرَّاحِمِينَ»؛[6] ای نیکوکار! گناه‌کار به نزد تو آمده است و تو به نیکوکار دستور دادی از بدکار بگذرد و تو نیکوکاری و من بدکار هستم؛ پس بر محمّد و خاندانش درود بفرست و از زشتی‌های من به سبب خوبی خودت بگذر، ای مهربان‌ترین مهربانان.

گناهان، عامل تمسک به مهر خدا

«وَ حَمَلَتْنِي الْمَخَافَةُ مِنْ نَقِمَتِكَ عَلَى التَّمَسُّكِ بِعُرْوَةِ عَطْفِكَ»؛ هراس از انتقام وادارم کرده که به دستاویز مهرت چنگ زنم. ما را خوف گرفته است که مبادا گناهان موجب نقمت شود و بلایی بر ما وارد شود.

این خوف باید باعث شود تا ما سراغ مهربانی، بخشش و رحمت الهی برویم، نه این‌که بگوییم: ما گناه کردیم و اصلاً شایستۀ این نیستیم که به طرف خدا بیاییم، آن هم در راه سیروسلوک و در راه صالحان، عاشقان و فانیان قدم بگذاریم. ما را چه به این راه؟! اگر ما چنین تصور کنیم این ناامیدی است و همۀ فقیهان اجماع دارند که ناامیدی از رحمت خدا گناه کبیره است.

خداوند متعال می‌فرماید:

{وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ ۖ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ}؛[7] و از رحمت خدا مأيوس نشويد كه تنها گروه كافران از رحمت خدا مأيوس مى‏شوند.

توبۀ قاتل

ناامیدی از رحمت الهی یکی از گناهان کبیره است. پس نباید از رحمت خدا مأیوس شویم، حتی اگر هفتاد پیغمبر کشته باشیم.

«عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى النَّبِيِّ(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فَقَالَتْ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ! امْرَأَةٌ قَتَلَتْ وَلَدَهَا هَلْ لَهَا مِنْ تَوْبَةٍ؟ فَقَالَ(صلّی الله علیه و آله و سلّم): وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَوْ أنَّها قَتَلَتْ سَبْعِينَ نَبِيّاً ثُمَّ تَابَتْ وَ نَدِمَتْ وَ يُعْرَفُ مِنْ قَلْبِهَا أنّها لَا تَرْجِعُ إِلَى الْمَعْصِيَةِ أَبَداً يَقْبَلُ اللَّهُ تَوْبَتَهَا وَ عَفَا عَنْهَا فَإِنَّ بَابَ التَّوْبَةِ مَفْتُوحٌ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ إِنَّ التَّائِبَ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ»؛[8]

جابر بن عبداللّه انصارى روایت می‌کند زنى نزد پيغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) آمد و عرض كرد: يا رسول اللَّه! زنى فرزند خود را به قتل رسانده است آيا برای او توبه هست؟ آن حضرت فرمود: قسم به خداوندى كه جان محمد به دست اوست، اگر هفتاد پيغمبر را كشته باشد، بعد توبه كند و پشيمان شود و خدا بداند كه او هرگز به آن گناه باز نمی‌گردد، خدا توبۀ او را قبول كند و عفو می‌فرماید؛ به درستى كه درب توبه ميان مشرق و مغرب گشوده است و توبه کننده از گناه همانند كسى است كه هيچ گناهی بر او نباشد.

قاتل را می‌گیرند، زندان می‌برند و روزی هم اعدام می‌کنند؛ چون باید قصاص شود؛ به این دلیل که اسلام دین قصاص است. حق تعالی می‌فرماید:

{وَ لَكُمْ فِی الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}؛‌[9] براى شما در قصاص، حيات و زندگى است، اى صاحبان خِرد! شايد شما تقوا پيشه كنید.

این آیه که از ده کلمه ترکیب شده و در نهایت فصاحت و بلاغت است، آن‌چنان جالب است که به صورت یک شعار اسلامى در اذهان همگان نقش بسته و به خوبى نشان مى‏دهد که قصاص اسلامى به هیچ‌وجه جنبه انتقام‏جویى ندارد، بلکه دریچه‏اى به سوى حیات و زندگى انسان‌هاست.

از یک سو ضامن حیات جامعه است؛ زیرا اگر حکم قصاص به هیچ‌وجه وجود نداشت و افراد سنگ‌دل احساس امنیت مى‏کردند، جان مردم بى‏گناه به خطر مى‏افتاد، همان‌گونه که در کشورهایى که حکم قصاص به کلى لغو شده آمار قتل و جنایت به سرعت بالا رفته است. از سوى دیگر مایۀ حیات قاتل است؛ چرا که او را از فکر آدم‏کشى تا حد زیادى باز مى‏دارد و کنترل مى‏کند.

از سوى سوم به خاطر لزوم تساوى و برابرى جلو قتل‌هاى پى‌درپى را مى‏گیرد و به سنت‌هاى جاهلى که گاه یک قتل، مایۀ چند قتل و آن نیز به نوبۀ خود مایۀ قتل‌هاى بیشترى مى‏شد پایان مى‏دهد و از این راه نیز مایۀ حیات جامعه است و با توجه به این‌که حکم قصاص مشروط به عدم عفو است، دریچۀ دیگرى به حیات و زندگى گشوده مى‏شود.[10]

قاتل را تا وقتی که تکلیفش روشن نشده است، نباید آزاد گذاشت. بله، اگر واقعاً پشیمان شده و توبه کند، توبه‌اش نزد خدا قبول است، ولی شرعاً یا باید از طرف اولیای دم بخشیده شود یا قصاص شود. قبل از قصاص شدن باید وصیت و غسل کند، سپس اعدام شود. البته اعدام، قاتل را پاک می‌کند.

بعضی‌ از اعدامی‌ها در زندان ‌خیلی مأیوس هستند، پیش خانوادۀ مقتول واسطه می‌فرستند، ولی وقتی خانوادۀ‌ مقتول قبول نمی‌کند باید قصاص شود. باید توجّه کرد که قتل یک نفر معادل قتل همۀ انسان‌هاست. خداوند(عزّ و جلّ)در قرآن می‌فرماید:

{مَن قَتَلَ نَفْسَاً بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الاَرضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً}؛[11] هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همۀ انسان‌ها را كشته‏ است.

علّت این‌که قتل یک نفر برابر با کشتن همۀ انسان‌هاست، این است که اگر این شخص زنده بود، ازدواج می‌کرد و بعد صاحب فرزند می‌شد، بچه‌هایش ازدواج می‌کردند و نسلش تا قیامت باقی می‌ماند؛ بنابراین قاتل با این کارش یک نسل و امتی را از بین برده است.

فرض کنید شخص مقتول ازدواج هم کرده و یکی دوتا بچه داشته است، ولی می‌توانست بچه‌های دیگری هم بیاورد؛ لذا نمی‌شود گفت که من قتلی انجام دادم و باید خدا از من بگذرد و دیگر کاری به من نداشته باشد. حکم اسلام است که قاتل باید قصاص شود، ولی توبه‌اش هم مورد قبول خدا قرار می‌گیرد.

توبۀ مرتد

دربارۀ مرتد فطری و ملی همین بحث است؛ آن‌جا دیگر کسی را نکشته، فقط مرتد شده و از دین خدا برگشته است. در مرتد فطری[12]، زنش از او جدا و اموالش بین ورثه تقسیم می‌شود، توبۀ او پذیرفته نمی‌شود و حکمش اعدام است. بله، او باید توبه کند و ممکن است توبه‌اش نزد پروردگار متعال پذیرفته شود، ولی از نظر برگشت اموال و همسرش و اجرای حدّ الهی فایده ندارد.

در مرتد ملّی[13] هم زنش از او جدا می‌شود، او را توبه می‌دهند و بنابراحتیاط تا سه روز توبه می‌دهند و اگر توبه نکرد، در روز چهارم کشته می‌شود. بنابراین خوف نباید ما را از عفو، گذشت و مهربانی خدا مأیوس کند.

اعتصام و پناهندگی به خدا

«وَ مَا حَقُّ مَنِ اعْتَصَمَ بِحَبْلِكَ أَنْ يُخْذَلَ»؛ کسی که به ریسمانت چنگ زده سزاوار نیست خوار گردد. اگر کسی خودش را به عفو و گذشت تو چسبانده و به سویت آمده است، تو او را محزون و ناامید نمی‌کنی و از فضل و کرم تو دور است که او را ناامید کنی. «وَ لَا يَلِيقُ بِمَنِ اسْتَجَارَ بِعِزِّكَ أَنْ يُسْلَمَ أَوْ يُهْمَلَ»؛ آن‌که به عزّتت پناهنده شده، شایسته نیست رها گردد یا واگذاشته شود.

خدایا! کسی که به عزّت تو پناه آورد و بگوید: هرچند من سزاوار انواع عذاب هستم، مرا به خودت پناه بده، آیا شایسته است ‌چنین بنده‌ای که با صداقت به سوی تو آمده است، مأیوسش کنی، به خودش واگذار کنی و به او توجه نکنی؟! آیا می‌شود با این‌که می‌دانی با چه حقیقتی به سویت آمده است، هیچ نظر و توجهی به او نکنی.

 

برگرفته از کتاب نجوای سالکان شرح مناجات خمس عشر  امام سجاد (علیه السلام)

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دام‌ظله)

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب نجوای سالکان

 

 

 

[1]. ر.ک: دخان (44)، آیۀ 37، محمد (47)، آیۀ 13، کهف (18)، آیۀ 59.

[2]. آل عمران (3)، آیۀ ‌62.

[3]. انبیاء (21)، آیۀ 107.

[4]. انفال (8)، آیۀ 33.

[5]. «إِنَّ‏ أُمَتِى‏ أُمَةٌ مَرحُومَةٌ»؛ همانا امت من مورد رحمت واقع شده است. قضاعی، شرح فارسى شهاب الأخبار، ص356.

[6]. شیخ طوسی، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج ‏1، ص 73.

[7]. یوسف (12)، آیۀ 87.

[8]. شعیری، جامع الأخبار، ج 1، ص 88.

[9]. بقره (2)، آیۀ‌ 179.

[10]. مکارم شيرازى، تفسير نمونه، ج 1، ص 606.

[11]. مائده (5)، آیۀ 32.

[12]. مرتد فطری: کسی است که هنگام انعقاد نطفه‌اش، پدر و مادرش یا یکی از آن‌ها مسلمان بوده‌اند و پس از بلوغ مسلمان شده، سپس کافر شده است.

[13]. مرتد ملی: کسی است که هنام انعقاد نطفه‌اش پدر و مادرش هر دو کافر بوده‌اند و هنگام بلوغ هم کافر بوده، سپس اسلام آورده و بعد کافر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات