13نکته تاثیر گذار در تربیت فرزندان

تشویق به کتاب‌خوانی

در منابع دینی تاکید فراوانی بر مطالعه کتاب شده و سیره علما و بزرگان دین، همواره بر کتاب‌خوانی و توصیه به مطالعه کتاب بوده است. مطالعه کتاب برکات زیادی در اندیشه و روح انسان و در هدایت و سعادت او دارد. یکی از راه‌های تربیت کودک تشویق به کتاب‌خوانی است.

در سال‌های نخست دبستان که کودکان با خواندن و نوشتن آشنا شده‌اند، می‌توانند کتاب‌هایی با متن ساده و کوتاه را خودشان بخوانند. بنابراین بهتر است علاوه‌ بر این‌که خودمان برای کودکان کتاب می‌خوانیم، گاهی هم اجازه دهیم خودِ کودکان، کتاب به‌دست بگیرند و از خواندن کتاب لذت ببرند. این کار به آن‌ها کمک می‌کند که مهارت‌های خود را به‌کار گیرند و در جهت تقویت این مهارت‌ها تلاش کنند. بهتر است کتاب‌هایی که به‌‌‌‌‌‌صورت غیرمستقیم به کودکان آموزش می‌دهند را فراهم کرده، هم‌چنین

محتوای چند رسانه‌ای مناسب صوتی و تصویری درباره قرآن‌خوانی، مداحی، احکام و مسائل اخلاقی دیگر را تهیه و در دسترس آن‌ها قرار دهید. این کار در تربیت بچه‌ها تأثیر دارد و خودِ کتاب رفیق خوبی برای کودکان است. قوه تفکر آن‌ها را تقویت کرده و به یاد گرفتن خوبی و بدی‌ها کمک می‌کند.

تعلیم احادیث

باید مباحث اخلاقی را به فرزندان تعلیم دهی، آن هم با بیانی شیوا، به همراه ضرب المثل یا داستان‌های عبرت‌آمیز؛ چون هنوز کودک است. پیامبر(ص) فرمود:‏ «مَنْ كَانَ عِنْدَهُ صَبِيٌّ فَلْيَتَصَابَ لَهُ»؛[1] هر كس كودكى دارد، بايد با او كودكانه رفتار كند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) به والدین توصیه فرمود:«‏مَنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ صَبَا»؛[2] هر كه بچه اى دارد ، بچگى كند (با او كودكانه رفتار كند).

چون‌که با کودک سر و کارم فتاد

هم زبان کودکان باید گشاد[3]

از کتاب‌های حدیث که مربوط به تربیت فرزند هست هر شب حدیثی برای فرزندت بخوانی تا با نور فرمایشات ائمه(علیهم السلام) تربیت شود؛ چون کلام ائمه(علیهم السلام) نورانی و هدایت‌گر است. در زیارت جامعه‌ کبیره آمده است:

«كَلامُكُمْ نُورٌ، وَأَمْرُكُمْ رُشْدٌ، وَوَصِيَّتُكُمُ التَّقْوَىٰ، وَفِعْلُكُمُ الْخَيْرُ، وَعادَتُكُمُ الْإِحْسانُ»؛[4] سخن شما نور و فرمانتان رشد و هدایت است. وصیت و سفارش شما تقوی و پرهزگاری است. کار شما خیر و عادت شما احسان و نیکی کردن است.

مدت زیادی می‌خواهد تا فرزند به توضیحاتی که از روی قرآن و کتب حدیث ائمه‌ اطهار(علیهم السلام) ‌داده می‌شود عادت کند. باید اشعار اخلاقی، مثل کتاب بوستان سعدی و مثل آن را به فرزندان آموزش داد تا به تدریج به‌‌راه درست و مستقیم تربیت شوند.

تحبیب ایثارگری

«ایثار»؛ یعنی انسان از خودش بگذرد و به دیگری بدهد. «تحبیب»؛ یعنی پیش او محبوب و دوست داشتنی جلوه دهی. در گوش بچه بخوانی که ایثار کار خوبی است؛ مثلاً خوراکی در دست بچه شماست و بچه‌ای آن ‌را می‌بیند، باید به او بفهمانی حالا که این بچه آمده و از شما درخواست دارد شما هم از خوراکی‌ات به او بده! اگر بخشش و ایثار را از زمان کوچکی به بچه یاد دادیم، وقتی بزرگ ‌شود همان کارهای خوب را ادامه می‌دهد. در قرآن از ایثار و از خود‌گذشتگی تمجید شده است.

{وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}؛[5]

و براى كسانى است كه در اين سرا [سرزمين مدينه‏] و در سراى ايمان پيش از مهاجران مسكن گزيدند و كسانى را كه (از مکه) به سويشان هجرت كنند دوست مى‏دارند و در دل خود نيازى به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمى‏كنند و آن‌ها را بر خود مقدّم مى‏دارند هر چند خودشان بسيار نيازمند باشند؛ كسانى كه از بخل و حرص نفس خويش باز داشته شده‏اند رستگارانند!

البته این‌گونه ایثار برای فرزندان در صورتی مؤثر و مفید است که آنان را با آموزش صحیح، آماده کرده باشیم در غیر این صورت با اصرار و اکراه پدر و مادر، فرزند لجباز می‌گردد.

عادت دادن به‌سختی‌ها

بعضی پدر و مادرها انواع و اقسام غذا و پوشاک برای فرزندشان تهیه می‌کنند و خیال می‌کنند کار خوبی انجام می‌دهند، اگر فرزند این‌گونه بزرگ شود در سختی‌های زندگی نمی‌تواند صبر کند و بدن صلب و محکم نمی‌گردد؛ به عبارت دیگر اگر فرزند را از کودکی به کم‌خوری و کم‌خوابی و کم‌گویی عادت دهند بدنش محکم و استوار می‌شود و در مقابل ناملایمات روزگار می‌تواند صبر و مقاومت کند.

کودک نباید به نازپروری در مسأله اطعمه و اشربه عادت کند. اگر فرزند به این‌ها عادت نکند در گرفتاری‌های روزگار کم نمی‌آورد؛ یعنی صبر و بردباریش زیاد می‌شود؛ در نتیجه تحمل و مقاومت او در برابر مشکلات زندگی روز به روز افزوده می‌شود. باید در این مسئله تعادل حفظ شود؛ نه این‌که هیچ چیز به او ندهیم و گرسنگی بکشد و نه آن‌طوری که به او انواع و اقسام غذا و میوه‌جات بدهیم.

تغذیه‌ای که همه‌اش لطیف و شیرین باشد و معده‌ای که این‌طوری عادت کند بعد‌ها مریض خواهد شد؛ به‌همین جهت اگر کودک را با مقداری محدودیت بزرگ کردیم بدنش مقاوم می‌شود و می‌تواند در مقابل بیماری‌ها و سختی‌ها مقاومت کند. نباید پدر و مادرها بچه‌هایشان را آن‌قدر در ناز و نعمت بزرگ کنند که بدنش با کمی از سرما و گرما نتواند مقاومت کند. این کارها محبت به فرزند نیست؛ بلکه به آینده‌ فرزند آسیب می‌رساند.

اکرام کردن

فرزند ما وقتی بزرگ شد انفاق، اکرام و ایثار داشته باشد و این مطلب بزرگ، نیاز مبرم به تربیت اخلاقی از سنین کودکی دارد تا با تمرین و ملکات فاضله بتواند در بزرگی به آسانی صفات نیک را که در نفس پیدا شده به مرحله اجرا در آورد.

ولی اگر شما فرزندتان را بزرگ کردید بدون این‌که اهل انفاق، ایثار، اکرام و احترام باشد، در این صورت فقط به فکر خودش می‌باشد و به فکر فقرا و محرومین و خیر‌‌رسانی نخواهد بود. پدر و مادر باید این آیه قرآن را خودشان عمل کنند و به بچه‌ها نیز یاد دهند. {إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَه}؛[6]اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید به خود بدی کرده‌اید.

رعایت آداب مجالس

وقتی فرزندتان را با خود به مجلسی می‌برید که بزرگانی حضور دارند باید به او آموزش داده باشید که چه‌طور بنشیند، چه‌طور حرف بزند تا در آن مجلس حرکت‌ ناشایسته از او سر‌نزند. ما در مجلسی بودیم دو تا از بچه‌ها اصلاً نمی‌گذاشتند مجلس آرام باشد مدام این طرف و آن طرف می‌دویدند. گاهی پدر و مادر با بچه در سنین کودکی صحبت نمی‌کنند؛به‌همین جهت با آزادی بزرگ می‌شود و اگر به مجلسی برود که جماعتی نشسته‌اند آن‌جا هم نمی‌تواند خودش را حفظ کند.

من یادم هست که در نجف اشرف در مجلسی نشسته بودم؛ آقای روحانی، از طلاب فاضل نجف دو تا بچه داشت که هر کدام تقریباً هفت ساله یا هشت ساله بودند؛ به محض این‌که پدر وارد مجلس شد آن‌ها مودّب و چهار زانو در کناری نشستند. تا پایان جلسه از جایشان بلند نشدند و حرکت ناشایستی از آن‌ها سر نزد. لابد پدرشان این‌گونه آن‌ها را تعلیم و تربیت کرده بود.

بهاری همدانی(ره) می‌فرماید: باید به بچه‌ آموزش داد که وقتی به مجالس رفت، آن‌جا مؤدبانه بنشیند؛ پا روی پایش نگذارد؛ مثل بعضی‌ها که از روی بزرگی پا را روی پا می‌گذارند. آب دهان و بینی خود را در جایی از مجلس نیندازد؛ بلکه دستمالی همراهش باشد. وقتی خمیازه می‌کشد دستش را جلوی دهانش قرار دهد. و جلوی دیگران خمیازه نکشد. با صدای بلند و بی‌جا نخندد؛ حرمت مجلس را حفظ کند.

وقتی بزرگ‌ترها نشسته‌اند،باید گوش کند و مدام حرف نزند و اگر سؤالی از او شد، آن‌وقت باید جواب دهد. به صحبت‌های سخنران گوش کند. اگر دختر است با مادرش به مجلس زنانه‌ می‌رود، اگر پسر است که با پدرش به مجلس مردانه می‌رود و هر دو آداب مجالس را رعایت کنند چه مواردی که گفته شد و چه موارد دیگر که به نظر بزرگان اهل ادب می‌رسد.

عادت راستگویی

باید فرزند را عادت داد که همیشه راست بگوید و حرف دروغ نزند. اگر دروغی گفت فوراً او را نهی کند و جلویش را بگیرد. روایت شده مردی به نزد رسول خدا(ص) آمد و عرض کرد: به من اخلاقی بیاموزید که خیر دنیا و آخرت را داشته باشم پیامبر(ص)فرمود: «لَا تَكْذِبْ»؛[7] دروغ نگو.

 وفای به وعده

به فرزند تعلیم دهند که اگر به کسی قولی داد باید به قولش وفا کند. در روایت وعده دادن، دین و بدهی بر ذمه انسان است. پیامبر(ص) فرمود:«العدة دين، ويل‏ لمن‏ وعد ثمّ أخلف! ويل‏ لمن‏ وعد ثمّ أخلف! ويل‏ لمن‏ وعد ثمّ أخلف»؛[8] وعده دادن، دین بر عهده شخص است. وای بر کسی که وعده دهد سپس تخلف کند، وای بر کسی که وعده دهد سپس تخلف کند، وای بر کسی که وعده دهد سپس تخلف کند.

بنابراین اگر به کسی قولی دادی باید وفای به عهد کنی و او را منتظر نگذاری. فرزندت را به وعده‌های درستش وادار کن تا انجام دهد و خلف وعده را در نظرش تقبیح نما.

نهی از قسم خوردن

به فرزند یاد دهد که برای کارهایش مدام قسم نخورد. به اللّه(جل جلاله)، به ابالفضل(علیه السلام) و به امام زمان(عج) قسم نخورد. بعضی‌ در بازار برای این‌که مشتری جذب کنند قسم می‌خورند. قسم خوردن چه لزومی دارد؟ اگر در دادگاه، قاضی از شما مطالبه شهادت و قسم کرد، آن‌جا باید برای اثبات حق قسم بخورید. نه این‌که همیشه سر زبان شما قسم به خدا و ائمه(علیهم السلام) و قرآن باشد.

قسم خوردن برای فروش چند متر زمین یا چند متر پارچه را صحیح نیست. قسم خوردن خیر و برکت را از زندگی می‌برد. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: «بيعوا و لاتحلفوا فإنّ اليمين تنفق السّلعة و تمحق البركة»؛[9] خرید و فروش کنید و قسم نخورید زیرا قسم خوردن، کالا و متاع مورد خرید را زود تمام می‌کند و خیر و برکت را از آن می‌برد. ضمناً قسم چه راست و چه دروغ مطلوب نیست؛ چون قسم، دروغش حرام و راستش، مکروه و  بی‌حرمتی است.

رعایت سکوت

در روایت است که سکوت سبب نجات ما می‌شود. رسول خدا(ص) به ابوذر فرمود: «مَنْ‏ صَمَتَ‏ نَجَا»؛[10] هر که سکوت کرد نجات یافت.

عزیز من! چرا بگذارید وقتی بزرگ شدید بعد بروید یک دوره اخلاق، تحت تربیت استاد ببینید. اگر واقعاً پدر خوبی داشتید، در دوران کودکی شما را به‌همین صفات خوب عادت می‌داد؛ البته یک مقدار بازی برای اطفال لازم است؛ ولی تمام وقت را بازی نکند که اهل منزل را به ستوه درآورد.

اگر والدین بچه را تعلیم دهند به تدریج یاد می‌گیرد؛ ولی اگر به خودتان زحمت ندهید و بچه‌ را درست تربیت نکنید همین‌طوری بزرگ ‌می‌شود و فردا هزار برابر باید زحمت بکشید تا اخلاقش را عوض کنید.

باید فرزند خود را به سکوت عادت بدهید به‌‌‌‌‌‌‌طوری که صمت و سکوت برای او ملکه‌ شود؛ یعنی آن‌قدر باید مواظبش باشید که حرف‌های بی‌خودی نزند و به او بفهمانید که سکوت چقدر خوب است. وقتی کسی بالای سر کودک باشد و همیشه با او صحبت کند یاد می‌گیرد.

باید زحمت‌هایی که می‌کشید هدر نرود؛ یعنی جوری نباشد که در کوچه و خیابان با بچه‌های دیگر معاشرت کند و هرچه شما در خانه یادش داده‌اید یا در مهدهای قرآنی یاد گرفته از بین برود. باید فرزند را طوری تربیت کنید که در مجالس عمومی یا غیر آن بی‌خود شروع به حرف زدن نکند و فقط اگر سؤالی از او پرسیدند جواب دهد. باید به او یاد داد که اگر بزرگتری نصیحت کرد حرف او را قبول کند.

هست خاموشی نشان اهل راز

باش دایم از خموشی در گداز

هست خاموشی عیار از بهر عشق

هست خاموشی زبان شهر عشق

هست خاموشی درون دل مرا

لیک عشقم گفت اینها بر ملا

هست خاموشی میان ما و دوست

این همه معنی من پیدا ازوست

هست خاموشی بآخر حال تو

نیست گردد جمله قیل و قال تو

هست خاموشی به از گفتن بسی

سرّ این معنی نمی‌داند کسی

هست خاموشی بمعنی ورد من

پیش نااهلان نمی‌گویم سخن[11]

دوری از سخنان زشت

یک کار دیگری که باید پدر و مادر بکنند این است که فرزند را از کلام خبیث منع کنند. «کلام خبیث»؛ یعنی حرف‌های زشت. «سبّ»؛ یعنی به کسی فحش و ناسزا بگوید. در روایتی از امیرالمؤمنین(علیه السلام) آمده است: «مَا تَسَابَّ اثْنَانِ إِلَّا غَلَبَ أَلْأَمُهُمَا»؛[12] دو نفر به هم‌دیگر فحش و ناسزا نگفتند، مگر آن‌که پست‌ترین آن‌ها غلبه کرد. طبق این روایت فحش و ناسزا گفتن از صفات افراد پست بوده و انسان‌های بزرگوار هرگز به چنین کاری اقدام نمی‌کنند.

هم‌چنین او را از حرف‌های لغو و بیهوده باز دارد. گاهی اوقات بچه، حرف بد را از برنامه‌های تلویزیون یاد می‌گیرد. در این صورت باید مراقب وسایل لهوی منزل بود و بهتر آن‌که اگر حریفش نمی‌شود منزل را از این‌گونه ابزار منحرف کننده رفتار و گفتار فرزندان پاکسازی نماید. «تغنّی» از غنا است.

غنا؛ یعنی آوازه خوانی. آوازه خوانی دو گونه است؛یکی  آوازه خوانی حرام است. به‌طوری که شنونده به طرب و شادی مفرط بیفتد یک وقت هم در این حد نیست که به طرب و شادی مفرط بیفتد. دوران عمر شامل کودکی، نوجوانی، جوانی، میان‌سالی و کهن‌سالی می‌شود. این‌که ایشان می‌گوید «تغنّی»، نباید تصور کرد که فقط در همان سنین کودکی او را منع کند. تا وقتی در خانه و زیر نظر پدر و مادر است باید در نصیحت و راهنمایی او کوتاهی نکنند.

بعضی‌ها ابزار موسیقی یا غیره برای بچه‌هایشان می‌آورند تا با آن‌ها سرگرم شود. اما این‌ها بچه را از جهت اخلاقی منحرف می‌کند؛ به‌همین جهت ایشان هشدار می‌دهد که بچه سراغ موسیقی و آوازه‌خوانی نرود؛ چون بعداً به مشکل برمی‌خورد. فرزند را به سخن زیبا عادت دهد. مصادیق گفتار خوب و زیبا را هم برای فرزندان بیان کنند. کتاب‌هایی در این زمینه وجود دارد. پدر و مادر می‌توانند کلمات خوبی را به‌عنوان مشق شبانه به فرزندشان بدهند که چند مرتبه از روی آن بنویسد.

خدوم بودن

باید به کودک آموزش دهد که هم کارهای خودش را انجام بدهد و هم به پدر و مادر خدمت کند. بچه‌ای سر سفره می‌توانست خودش آب را برای خودش بیاورد به مادرش می‌گفت برای من از آشپزخانه آب بیاور. این‌گونه بچه‌ها اگر آن‌ها را به حال خود گذارید خودخواه؛ بلکه زیاده‌خواه بار می‌آیند. اگر در خانه، پدربزرگ، مادر بزرگ، عمه‌ یا خاله‌ای دارد تعلیم دهید به آن‌ها خدمت کند. خدوم باشد نه این‌که همیشه خودخواه باشد و دیگران برای او خدمت کنند.

برای عبور از خیابان آموزش دهید به افراد نابینا کمک کند. به مهمانان منزل، والدین و معلم احترام و خدمت کند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: «ثلاث لا‌يستحيى منهنّ خدمة الرّجل‏ ضيفه‏ و قيامه عن مجلسه لأبيه و معلّمه و طلب الحقّ و ان قلّ»؛[13] از سه چیز نباید حیا کرد: خدمت به مهمان کردن، فرزندان در مجلس به احترام معلم و پدر خود برخاستن و حق را مطالبه کردن اگر چه اندک باشد.

مگر این‌که خود طفل شغل مهم‌تری دارد؛ مثلاً الان باید مدرسه برود یا در خانه می‌خواهد مشق‌هایش را بنویسد و نمی‌تواند در آشپزخانه کار کند یا خانه را جارو کند.

احترام به والدین

احترام و اطاعت از پدر و مادر و معلم را اگر ممکن باشد در قالب داستان به او یاد دهد. این مطلب را با او تکرار کند تا برایش یک مسئله عادی شود. چون اطفال به داستان‌گویی بیشتر توجه می‌کنند. لازم است هر نکته تربیتی را در قالب داستان بیان کنیم؛ زیرا در ذهن آن‌ها بهتر قرار می‌گیرد. خداوند در قرآن بعضی از معارف را به‌‌‌‌‌شکل داستان و تمثیل برای ما بیان کرده است.

درباره احترام به پدر و مادر خداوند در قرآن می‌فرماید: {وَ ‌قَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ ‌بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَ ‌لَا‌تَنْهَرْهُمَا وَ ‌قُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا وَ ‌اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ ‌قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا}؛[14]

پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! هر گاه يكى از آن دو يا هر دوى آن‌ها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آن‌ها روا مدار! و بر آن‌ها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آن‌ها بگو! و بال‌هاى تواضع خويش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان‏گونه كه آن‌ها مرا در كوچكى تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده!

چارچیز است از عطاهای کریم

با تو گویم یادگیرش ای سلیم

فرض حق اول بجای آوردنست

والدین از خویش راضی کردنست

حکم دیگر چیست با شیطان جهاد

چارمش نیکی بخلق نامراد[15]

پدر و مادر حتی اگر مشرک باشند، فرزندان باید به آن‌ها احترام بگذارند. امام باقر(علیه السلام) در روایتی فرموده است: «ثلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللّهُ(عز و جل) لاِحَدٍ فِيهِنَّ رُخْصَةً اَداءُ الاْمانَةِ اِلَى الْبَرِّ وَالْفاجِرِ وَالْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَالْفاجِرِ وَبِرُّ الْوالِدَيْنِ بَرَّيْنِ كانا اَوْ فاجِرَيْنِ»؛[16] در سه چيز خداوند متعال به احدى اجازه ترک آن‌ها را نداده است. اداى امانت به مرد نيكوكار و فاسق، وفاى به عهد و پيمان نسبت به نيكوكار و فاسق، نيكى به پدر و مادر، نيكوكار باشند يا فاسق و لااُبالی.

در روایتی دیگر از امام محمد باقر(علیه السلام) آمده است: «أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَسْكَنَهُ اَللَّهُ فِي أَعْلَى عِلِّيِّينَ فِي غُرَفٍ فَوْقَ غُرَفٍ فِي مَحَلِّ اَلشَّرَفِ كُلِّ اَلشَّرَفِ مَنْ آوَى اَلْيَتِيمَ وَ نَظَرَ لَهُ فَكَانَ لَهُ أَباً وَ مَنْ رَحِمَ اَلضَّعِيفَ وَ أَعَانَهُ وَ كَفَاهُ وَ مَنْ أَنْفَقَ عَلَى وَالِدَيْهِ وَ رَفَقَ بِهِمَا وَ بَرَّهُمَا وَ لَمْ يَحْزُنْهُمَا وَ مَنْ لَمْ يَخْرِقْ بِمَمْلُوكِهِ وَ أَعَانَهُ عَلَى مَا يُكَلِّفُهُ وَ لَمْ يَسْتَسْعِهِ فِيمَا لَمْ يُطِقْ»؛[17]

چهار چیز است كه هر مؤمنى دارد خدايش در اعلى عليين در غرفه‌هاى روى هم و شرف اندر شرف جا دهد: هر كه يتيمى را پناه دهد برايش پدر باشدو هر كه ناتوانى را ترحم كند و كمكش دهد و کفایتش نمایدو هر كه خرج پدر و مادر را بدهد و با آن‌ها نرمش و نيكى كند و اندوهشان ندهدو كسى كه بمملوكش ترشرویى نكند و در آنچه به او تكليف كرده كمكش دهد،و او را به‌كارى كه توانش را ندارد وادار نكند.

 

برگرفته از کتاب سبک زندگی سلوکی شرح «تذکرة المتقین آیت الله حاج شیخ محمد بهاری همدانی (ره)»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)

 

علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب سبک زندگی سلوکی

 

 

[1]. شیخ حر عاملی، وسائل الشيعة، ج 21، ص 486.

[2]. همان.

[3] . مولوی، مثنوی معنوی، ص668.

[4]. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج‏ 2، ص 616.

[5]. حشر ( 59)، آیه 9.

[6] . اسرا(17)، آیه 7.

[7]. الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا(علیه السلام)، ص 354.

.[8] نهج الفصاحة، ص 578.

[9]. ابراهيم بن محمد ثقفى، الغارات، ج 2، ص 713.

[10]. شیخ طوسی، امالی، ص 537.

[11]. عطارنیشابوری، فریدالدین، مجموعه‌ای از آثار عطار نیشابوری، مظهر العجایب، بخش 57، ص 221.

[12]. تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص224.

[13]. تمیمی آمدی، غرر الحكم و درر الکلم، ص 331.

[14] . اسراء (17)، آیه 24-23.

[15]. عطارنیشابوری، فریدالدین، مجموعه‌ای از آثار عطار نیشابوری، پندنامه، بخش 37، ص 25.

[16] . شیخ کلینی، کافی، ج2،ص162.

[17] . شیخ طوسی، امالی، ص189.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات