میانه‌روی در معاشرت با همسر و زنان محرم

مرد گه‌گاهی باید در خانه پای حرف‌های زنش بنشیند و با هم مغازله[1] و مکالمه نمایند، نه این‌که زود به اتاق خودش برود و اصلاً وقتی برای صحبت با زن نگذارد. لازم است مرد با خانم و بچه‌هایش نشست خانوادگی داشته باشد، هفته‌ای یک ساعت دربارۀ امور خانه صحبت کنند و با هم مشکلات را حل و فصل کنند.

وقتی مرد چنین برنامه‌ای‌ را انجام نمی‌دهد آیا می‌شود توقع داشته باشد که زنش از او اطاعت کند؛ بنابراین نه به‌‌‌‌‌‌‌طور کلی از زن کناره‌گیری کند و نه همه‌ اوقات در دسترس او باشد؛ بلکه حد وسط را نگه دارد. در روایت به این مطلب اشاره شده است: امام کاظم(علیه السلام) فرمود: «خَيْرُ الْأُمُورِ أَوْسَطُهَا»؛[2]بهترین کارها میانه روی است.

بعضی از زن‌های سالک به ما شکایت می‌کنند که شوهر ما همیشه در عبادت است. شب‌ها سحرخیزی دارد، به ما توجه نمی‌کند و اصلاً با ما صحبت نمی‌کند. این درست نیست. باید زمانی را به زن اختصاص داد. مسائل هم بستر شدن و حقوق زن باید کاملاً رعایت شود.

شیخ محمد بهاری همدانی(ره) می‌فرماید: « در اخبار با مطلق زن نشستن مذموم است الا اين‌که عيال شخص يک مقداری حق دارد»؛[3] البته این زنی که شیخ بهاری(ره) می‌گوید، زنی است که محرم باشد؛ چون زن نامحرم شرایط خودش را دارد؛ مثلاً می‌خواهد دو ساعت پای حرف‌های عمه‌اش بنشیند این درست نیست؛ چون دل را سیاه می‌کند،

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)‏ أَرْبَعٌ يُمِتْنَ الْقَلْبَ …كَثْرَةُ مُنَاقَشَةِ النِّسَاءِ يَعْنِي مُحَادَثَتَهُن»؛[4]‏ پیامبر(ص) فرمود: چهار‌چیز قلب انسان را می‌میراند که یکی از آن‌ها بسیار سخن گفتن با زنان می‌باشد. مگر این‌که واقعاً درباره مسائل سلوکی، خدایی و آخرتی بحث کنند. و گرنه زن بیشتر درباره همین ظواهر دنیوی حرف می‌زند و چیز دیگری برای گفتن ندارد، البته همسر خودمان با زن‌های دیگر فامیل که مَحرم هستند فرق می‌کند.

زن حق دارد که شوهرش مقداری پای صحبت‌هایش بنشیند و به او اظهار محبت کند. پیامبر(ص) فرمود: «جُلُوسُ‏ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ‏ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا»؛[5] نشستن مرد در کنار همسرش در پیشگاه خداوند از اعتکاف در مسجد النبی(ص) دوست داشتنی‌تر است.

و در روایت دیگری فرموده است: «كُلُّ لَهوِ المؤمنِ باطِلٌ إلاّ في ثلاثٍ: في تأديبِهِ الفَرَسَ، و رَميِهِ عَن قَوسِهِ، و مُلاعَبَتِهِ امرأتَهُ، فإنّهُنَّ حَقٌّ»؛[6] هر گونه سرگرمى براى مؤمن نادرست است، مگر در سه كار: در تربيت اسب، تيراندازى با كمانش و بازى و شوخى با همسرش؛ زيرا اين سه كار، حقّ است.

هم‌چنین مرد باید خودش را برای همسرش آراسته و زیبا کند نه این‌که فقط انتظار داشته باشد زنش آرایش کرده و آراسته باشد؛ چون زن، به بازی کردن با همسرش نیاز دارد، وگرنه ممکن است عفتش را از دست دهد. در روایت آمده است:

«عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ اَلْجَهْمِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ(علیه السلام) وَ قَدِ اِخْتَضَبَ بِالسَّوَادِ فَقُلْتُ أَرَاكَ قَدِ اِخْتَضَبْتَ بِالسَّوَادِ فَقَالَ إِنَّ فِي اَلْخِضَابِ أَجْراً وَ اَلْخِضَابُ وَ اَلتَّهْيِئَةُ مِمَّا يَزِيدُ اَللَّهُ(عز و جل) فِي عِفَّةِ اَلنِّسَاءِ وَ لَقَدْ تَرَكَ اَلنِّسَاءُ اَلْعِفَّةَ بِتَرْكِ أَزْوَاجِهِنَّ لَهُنَّ اَلتَّهْيِئَةَ»؛[7]

حسن بن جهم بر موسى بن جعفر(علیهما السلام) وارد شد و آن حضرت محاسن خود را ‌وَسمَه يا خضاب نموده بود و فرمود: همانا در خضاب پاداشى است و خضاب و زينت كردن در بدن و لباس از جمله چيزهايى است كه خداوند به‌واسطۀ آن در عفت و صلاح زنان می‌افزايد و به‌تحقيق پاره‌اى از زنان ترک عفت كرده‌اند به‌دليل آن‌كه شوهرانشان آراستگى ظاهر و زينت و نظافت بدن را رها كرده بودند.

هم‌چنین امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «لا غِنى بالزَّوجِ عن ثلاثةِ أشياءَ فيما بَينَهُ و بينَ زَوجَتِهِ و هِي: المُوافَقَةُ لِيَجتَلِبَ بها مُوافَقَتَها و مَحَبَّتَها و هَواها، و حُسنُ خُلُقِهِ مَعها، و استِعمالُهُ استِمالَةَ قَلبِها بالهَيئَةِ الحَسَنَةِ في عَينِها، و تَوسِعَتِهِ علَيها»؛ شوهر در رابطه و تعامل با همسرش از سه چيز بى نياز نيست: سازگارى و موافقت  با او، تا با موافقت و سازگارى و محبّت و عشق او را به خود جلب كند و خوش خويى با او و دلبرى از او با آراستگی ظاهر خود، در چشم وی و فراهم آوردن امكانات رفاهى برای او.

رعایت مصلحت در معاشرت

امیرالمؤمنین(علیه السلام) درباره پیامبر(ص)می‌فرماید: «طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ[8]»؛[9] او طبيب سيّارى است که با طب خويش همواره در گردش است. سالک باید مثل پیامبر و اولیای الهی طبیب باشد، آن هم طبیب سیار و مشفق و با نور الهی بنگرد که چگونه با زن و بچه و دیگران باید رفتار کند. طبیب مشفق یعنی؛ پزشکی که دلسوز است. باید دید شفقت، محبت و انسان دوستی چه چیزی را اقتضا می‌کند.

ما طبیبانیم شاگردان حق

بحر قلزم دید ما را فانفلق

ما به دل بی واسطه خوش بنگریم

کز فراست ما به عالی منظریم[10]

طبيب مشفق و مهربان، همه جا روى حساب و برنامه قدم برمى دارد. مرد باید با خودش بالا و پایین کند و ببیند صلاح چیست. آیا صلاح این است که بنشیند یک ساعت با زنش حرف بزند یا طور دیگری رفتار کند. با فرزندش با همسایه با فامیل و اصلاً در جامعه باید چطور عمل کند که مرضی خدا باشد.

 

برگرفته از کتاب سبک زندگی سلوکی شرح «تذکرة المتقین آیت الله حاج شیخ محمد بهاری همدانی (ره)»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)

 

علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب سبک زندگی سلوکی

 

 

 

[1] . سخنان عشق‌آمیز گفتن، عشق ورزی و ملاعبه.

[2]. شیخ كلينى، كافی، ج 6، ص 540.

[3] . بهاری همدانی، تذکرة المتقین، ص 71.

[4]. شیخ حر عاملی، وسائل الشيعة، ج‏ 20، ص 197.

[5]. ورام بن ابی فراس، تنبیه الخواطر، ج‏ 2، ص 122.

[6] . شیخ کلینی، کافی،  ج5، ص 50.

[7] . همان، ج 6، ص 480.

[8] . بعضی از شارحین نهج البلاغه می‌گویند: این جمله وصف خود امیرالمؤمنین(علیه السلام) است. در کل امیرالمؤمنین و پیامبر(علیهما السلام) هر دو نفس واحد هستند.

[9] . نهج البلاغة، ص156.

[10] . مولوی، مثنوی معنوی، ص 459.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات