ورع بهتر است یا تقوا ؟
خداوند در شب معراج به پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) فرمود: «يَا أَحْمَدُ عَلَيْكَ بِالْوَرَعِ فَإِنَّ الْوَرَعَ رَأْسُ الدِّينِ وَ وَسَطُ الدِّينِ وَ آخِرُ الدِّينِ إِنَّ الْوَرَعَ يُقَرِّبُ الْعَبْدَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى يَا أَحْمَدُ إِنَّ الْوَرَعَ كَالشُّنُوفِ بَيْنَ الْحُلِيِّ وَ الْخُبْزِ بَيْنَ الطَّعَامِ إِنَّ الْوَرَعَ رَأْسُ الْإِيمَانِ وَ عِمَادُ الدِّينِ إِنَّ الْوَرَعَ مَثَلُهُ كَمَثَلِ السَّفِينَةِ كَمَا أَنَّ فِي الْبَحْرِ لَا يَنْجُو إِلَّا مَنْ كَانَ فِيهَا كَذَلِكَ لَا يَنْجُو الزَّاهِدُونَ إِلَّا بِالْوَرَع»؛[1]
اى احمد! بر تو باد به رعایت ورع و پارسايى؛ زيرا كه پارسايى، سرِ دين و وسطِ دين و آخرِ دين است. همانا پارسایی و ورع، بنده را به خداوند نزدیک میسازد. پارسايى همچون گوشواره در ميان زيورها و نان در بين ديگر خوراكى هاست؛ پارسايى سرِ ایمان و تكيهگاه دين است. پارسايى، حكايتش حكايت كشتى است؛ همچنان که در دریا تنها کسى نجات مییابد که در کشتى باشد، زهد پيشگان نيز جز با پارسايى رهايى نمىيابند.
در واقع ورع، مرحلهای از مراحل عالیه تقوا است. علامه طباطبایی در المیزان میگوید: تقوا؛ یعنی ورع و پرهيز از حرامهاى خداوند و اجتناب از کارهایی كه انسان را به عذاب الهی مىكشاند.[2] ملاحسینقلی همدانی در یکی از تعلیقههای خود گفته است:
بناء علی هذا باید مقدم بدارد شرع شریف را و اهتمام نماید هر چه در شرع شریف اهتمام به آن شده و آنچه این ضعیف از عقل و نقل استفاده نمودهام اینست که اهمّ اشیاء از برای طالب قرب جد و سعی تمام در ترک معصیت است.[3]
اولین قدمی که سالک در سیر و سلوک بر میدارد، ترک معصیت است که همان مقام تقوای الهی است. در باب مرجعیت هم این موضوع مطرح است که اگر دو تا مرجع تقلید از نظر علمی مساوی بودند؛ ولی ورع و تقوای یکی از آنها بیشتر بود، میگویند شما آن اَورع و اَتقی را انتخاب کنید.
اما ورع، در سلوک الهی معنایی بالاتر از ترک معصیت دارد. به تعبیر خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین ورع، آخرین مرتبه زهد برای عوام است؛ یعنی ترک معصیت آخرین مراحل زهد برای غیر سالکین است؛ ولی «اول الزهد للمرید»؛ اولین مرحله زهد برای سالک است.[4]
گاهی ورع از ترک معاصی عوامانه یک قدم بالاتر میرود؛ یعنی سالک، اضافه بر محرمات مکروهات را نیز انجام نمیدهد و ترک اولی هم نمیکند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) در روایتی میفرماید: «الْوَرَعُ الْوُقُوفُ عِنْدَ الشُّبْهَهِ»؛[5] ورع و پرهیزگارى، توقف در برابر شبهات است.
در واقع، ورع آن نیست که سالک از حرام و معصیت یقینى پرهیز و اجتناب کند؛ بلکه ورع آن است که در برابر شبهه ایستادگی کند و مرتکب آن نشود؛ زیرا در مقام ورع نه تنها باید از گناهان اجتناب کرد و عامل به واجبات بود؛ بلکه از شبهات و حتی گاهی از کارهای حلال و مباحی هم که ممکن است مقدمه برای داخلشدن به گناه باشد، نیز باید خود داری کرد.
متورع کسی بود که گناه
نکند در پی رضای اله
از مباحات نیز سازد دور
خویشتن را به جز به قدر ضرور
نکند پیروی ز حرص و هوا
ننهد پا برون ز مرز خدا[6]
بالاتر از مراحل قبل که ترک محرمات، مکروهات و ترک مباحات است، ترک و نفی خواطر پراکنده است که از فراموشی یاد خدا در نفس به وجود میآید.[7] استاد کل ملاحسینقلی همدانی در یکی از دستور العملهای خود میگوید:
دوم اينكه مهما امكن (تا آنجا كه امكان دارد) پرهيز از مكروهات هم داشته باشد، به مستحبات پردازد حتى المقدور (در حد توان) چيز مكروه به نظرش حقیر نيايد، بگويد: كل مكروه جايز (انجام هر مكروهى جایز است) بسا مىشود يک ترک مكروهى پيش مولا از همه چيز مقربتر واقع خواهد بود، يا اتيان مستحب كوچكى و اين به تأمل در عرفيات ظاهر خواهد شد.
سوم، ترک مباحات است در غير مقدار لزوم و ضرورت، اگر چه شارع مقدس خيلى چيزها را مباح كرده براى اغنيا، اما چون در باطن، ميل ندارد بنده او مشغول به غير او باشد از امورات دنيويه و لذا خوب است بنده هم، نظراً به ميل مولى، اين مزخرفات را تماماً يا بعضیها (همه و يا بخشى از آن را) ترک نمايد، اگر چه حرام نباشد ارتكاب به آنها، اقتدا بالنبيين و تأسياً بالائمةالطیبین الطاهرين (براى آنكه پيروى از پيامبران و امامان پاک نموده باشد.)[8]
خواجه عبدالله انصاری در کتاب صد میدان میگوید:
از میدان تجرید میدان ورع زاید. قوله تعالی: {إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبٰائِرَ مٰا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئٰاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً}؛[9]
ورع باز پرهیزیدنست از ناپسند و افزونی و خاطرههای شوریده.
ورع از ناپسند به سه چیز توان: دریغ داشتن خود از نکوهش و دین خود از کاهش و دل خود از آلایش.
و ورع از افزونی به سه چیز توان: زاری حساب و شماتت خصمان و غبن وارثان.
و ورع از خاطرهای شوریده به سه چیز توان: به تدبر قرآن و زیارت گورستان و تفکر اندر حکمت.[10]
برگرفته از کتاب تجلی انوار شرح «رساله انوار محی الدین ابن عربی»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)
علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1] . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج74، ص26.
[2] . علامه طباطبایی، المیزان، ج14، ص21.
[3] . ملا حسینقلی همدانی، تذکرة المتقین، ص191.
[4] . آیت الله کمیلی خراسانی، صد منزل دل، ج 1، ص246.
[5] . غرر الحکم و درر الکلم، ص 125.
[6] . ملک نسب اردکانی، حسینعلی، اسرار نامه سلوک، ص 89.
[7] . برای توضیح بیشر پیرامون مراحل ورع، به کتاب شریف صد منزل دل در شرح منازل السائرین از همین مؤلف محترم رجوع شود.
[8] . شیخ محمد بهاری، تذکرة المتقین، ص111.
[9] . نساء(4)، آیه31. اگر از گناهان بزرگی که از آنها نهی میشوید دوری کنید، گناهان کوچکتان را از شما محو میکنیم و شما را به جایگاهی ارزشمند و نیکو وارد میکنیم.
[10] . خواجه عبدالله انصاری، صد میدان، میدان پانزدهم.

