عظمت ماه رمضان، نامی که از آسمان آمده است
ماه رمضان، بزرگترین و مبارکترین ماه سال در دین اسلام، نه تنها به خاطر فضایل و اعمال مخصوصش شناخته میشود، بلکه نامش نیز حامل معانی عمیق و عظیمی است که ما را به تفکر و تأمل دعوت میکند. «رمضان» اسمی از اسماء الله است که به معنای سوزاننده و پاککننده گناهان میباشد. این ماه، با تمام حرمت و جلالش، به عنوان «شهرُ الله اکبر» شناخته میشود و رعایت حُرمت نامش از ضروریات است. در این مقاله به بررسی وجه نامگذاری ماه رمضان، حرمت آن، و همچنین دو حکم منسوخ در این ماه میپردازیم.
وجه نامگذاری ماه رمضان و رعایت حُرمت آن
ماه رمضان که شهرُالله اکبر است، گذشته از دعاها و اعمالی که دارد نامش نیز از عظمت و احترام خاصی برخوردار است. «رمضان» اسمی از اسماءالله است؛ یعنی همانطور که ما «یا غفار» میگوییم، «یا رمضان» هم داریم و تأکید شده که نباید دربارۀ ماه مبارک رمضان این کلمه را بهتنهایی بهکار ببریم بلکه باید «شهر رمضان» بگوییم؛
چون اگر این کلمه اسمی از اسامی خداوند باشد معنا ندارد بگوییم رمضان آمد یا تمام شد و امثال اینها، بلکه باید ماه رمضان گفته شود تا با آنچه اسم خداست اشتباه نشود. رمضان به معنای از بین برنده و سوزاننده گناهان بوده و این اسمی از اسامی پروردگار است.[1]
چرا باید «ماه رمضان» بگوییم؟
وقتی میگوییم ماه رمضان، یعنی متعلق به خداوندی است که او گناهان را سوزانده و محو میکند. دراینباره احادیثی هم نقل شده است ازجمله راوی میگوید: نزد امام باقر(علیه السلام) حضور یافتم و دربارۀ رمضان صحبت میکردیم.
حضرت فرمود: نگویید این رمضان است، رمضان رفت یا رمضان آمد؛ چراکه رمضان اسمی از اسامی خداوند است و چیزی میآید و میرود که از بین رفتنی باشد و خداوند متعال اینگونه نیست. باید در کلامتان ماه رمضان بگویید تا ماه به اسمی از اسامی خداوند اضافه شود و آمدن و رفتن به ماه اشاره کند نه خداوند و همانا این ماهی است که قرآن در آن نازل شده است.[2]
آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید
دست بدار از طعام مایده جان رسید
جان ز قطیعت برست دست طبیعت ببست
قلب ضلالت شکست لشکر ایمان رسید
لشکر والعادیات دست به یغما نهاد
ز آتش والموریات نفس به افغان رسید
البقره راست بود موسی عمران نمود
مرده از او زنده شد چونک به قربان رسید
روزه چو قربان ماست زندگی جان ماست
تن همه قربان کنیم جان چو به مهمان رسید
صبر چو ابریست خوش حکمت بارد از او
زانک چنین ماه صبر بود که قرآن رسید
نفس چو محتاج شد روح به معراج شد
چون در زندان شکست جان بر جانان رسید[3]
دو حکم منسوخ در ماه رمضان: مشقتهایی که برداشته شدند
مطلب دیگر اینکه درباره ماه رمضان ما دو حکم منسوخ داریم. همانطور که میدانید در قرآن ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه وجود دارد. منظور از منسوخ حکمی است که بعد از گذشت مدت زمانی بنا به دلیلی ابطال شده و حکم دیگری جایگزین آن میشود و به این حکم جدید ناسخ گفته میشود.
در ابتدا حرمت این ماه بهقدری زیاد بود که حرمت برخی از اعمال علاوه بر روز، در شب نیز حرام بوده است. برای نمونه شما میدانید یکی از اموریکه در حال روزه موجب بطلان روزه است مباشرت جنسی است.
مجامعت در شبهای ماه رمضان
این عملیکه در شرایط معمول بین همسران وجود داشته و منعی ندارد، ولی در زمان روزه باید ترک شود؛ اما در ابتدا حکم این بود که در تمام مدت ماه مبارک رمضان، مجامعت، حرام است.[4]
این مسئله گرچه برای افرادی که اهل ریاضت و تهذیب نفس هستند میتواند آثار خوبی در این ماه داشته باشد، اما همه در یک سطح نبوده و نمیتوانند به مدت یک ماه از مجامعت پرهیز کنند؛ مخصوصاً برای جوانترها که تازه ازدواج میکنند خیلی سخت است.
به همین دلیل در زمان رسول خدا(صلّ الله علیه و آله) عدهای تاب نیاورده و مرتکب معصیت میشدند. پیامبر اکرم(صلّ الله علیه و آله) از خداوند متعال درخواست کرد که این حکم سخت را از امت ایشان بردارد و خداوند نیز دعای حضرت را مستجاب ساخت تا زمینۀ مشقت و معصیت از بین برود.
این ماجرا در این بخش از آیه شریفه آمده است که: {أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِکم}؛[5] برای شما حلال شده که در شبهای ماه مبارک رمضان با همسرانتان مقاربت کنید.
جالب است که حتی در مورد شب اول ماه که در همه ماهها مباشرت در آن کراهت دارد، در این ماه استحباب پیدا کرده است و این هم بهدلیل مسئلهای است که ذکر شد. وقتی میفرماید حلال شده، ما پی میبریم که قبل از آن حرمت داشته یعنی این آیه ناسخ و حکم قبلی منسوخ است.
حکم دومی که منسوخ شد نیز از بخش دیگری از این آیه برداشت میشود که میفرماید: {كُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَد}؛[6] بخورید و بیاشامید تا زمانیکه رشته سپید صبح از رشته سیاه شب برای شما آشکار گردد. خیط به معنای نخ و رشته است.
منظور از خیط الابیض رشته سپیده صبح و منظور از خیط الاسود رشتههای تاریک شب است. یک فجر صادق و یک فجر کاذب داریم. در پايان شب ابتدا سفيدى بسيار کمرنگ بهطور عمودى در آسمان پيدا مىشود كه آن را به دم روباه تشبيه كردهاند، اين همان فجر كاذب و دروغ است،
اما كمى بعد از آن سفيدى شفاف بهطور افقى و در امتداد افق نمايان مىشود كه همچون رشته نخ سپيدى است كه در كنار رشته سياه شب كشيده شده است، اين همان فجر صادق است كه آغاز زمان روزه و ابتداى وقت نماز صبح است و هيچ شباهتى با فجر كاذب ندارد.
تمام این اتفاقات و رفت وآمد شب و روز از نشانههای عظمت پروردگار است که باید به آنها توجه داشته باشیم. خداست که سپیده صبح را از دل تاریکی شب بیرون کشیده و همهجا را روشن و نورانی میسازد.
خوردن و آشامیدن تا طلوع فجر
این جریان فجر بود، اما در مورد حکم ناسخ و منسوخ که عرض کردیم، در اینجا وقتی فرمود بخورید و بیاشامید تا وقتیکه برای شما بیاض فجر ثابت شود، مشخص میشود که تا قبل از آمدن این آیه، خوردن و آشامیدن تا این زمان منعی داشته است و در اوایل صدور حکم روزه، جواز خوردن و آشامیدن در ماه رمضان تا زمانی بود که شخص بیدار باشد و اگر میخوابید حتی اگر زمان زیادی به طلوع فجر باقی مانده بود، حق نداشت چیزی بخورد.
این هم حکم سنگینی بود و افراد آمدند از رسول خدا(صلّ الله علیه و آله) درخواست کردند که آن را بردارد؛ ایشان هم دعا فرمود و خداوند این حکم سنگین را از عهده مسلمانان برداشت و این آیه نازل شد.
داستان خوّات بن جبیر
ازجمله داستانهایی که در شأن نزول این آیه در برخی تفاسیر آمده است میتوان به داستان خوّات ابن جبیر اشاره کرد. يكى از ياران پيامبر(صلّ الله علیه و آله) به نام خوّات بن جبير[7] مرد ضعيفى بود و با همان حال روزه مىگرفت.
یک روز هنگام افطار وارد خانه شد، همسرش رفت تا براى افطار او غذا حاضر كند، به دلیل خستگى به خواب رفت، وقتى بيدار شد گفت من ديگر حق افطار ندارم، با همان حال، شب را خوابيد و صبح درحالیکه روزهدار بود براى حفر خندق (در آستانه جنگ احزاب) در اطراف مدينه حاضر شد،
در اثناء تلاش بهواسطۀ ضعف و گرسنگى مفرَط بیهوش شد، پيامبر بالاى سرش آمد و از مشاهدۀ حال او متأثر گشت و نيز جمعى از جوانان مسلمان كه قدرت كنترل خويش را نداشتند شبهای ماه رمضان باهمسران خود آميزش مىنمودند.
در اين هنگام آيه نازل شد و به مسلمانان اجازه داد كه در تمام طول شب مىتوانند غذا بخورند و باهمسران خود آميزش جنسى داشته باشند.[8]
خواهران و برادران لطف خدا در این آیه شریفه را ببینید. اگر این احکام منسوخ نمیشد حال ما چگونه بود؟ همانطور که میدانید شببیداری، سحرخیزی، پرهیز از لذات و شهوات نفسانی از مسائل مهم در سیر و سلوک است، اما باز لطف خداوند به حدی است که اینها را هم بهصورت سنگین بیان نفرموده است. اگرچه در ابتدا مسئله مقداری سخت بود، اما بعد از مدتی برداشته شد.
البته باید تا جاییکه برایمان مقدور است اهل بیداری شب و سحرخیزی باشیم. بیدار بودن در شبهای قدر و همچنین ده شب آخر ماه مبارک رمضان خیلی توصیه شده و در اخبار آمده است که پیامبر اکرم(صلّ الله علیه و آله) در دهه آخر ماه مبارک بستر خود را جمع فرموده و دائم در اعتکاف بود، اما نباید احیای شب را محدود به همین شبها بدانیم.
مؤمنان حقیقی که پیرو اهلبیت(علیهم السلام) هستند، شبزندهدار و روزهداران دائمی میباشند؛ یعنی همواره در تمامی شبهای سال اهل قیام، تهجد، عبادت و در روز اهل روزه میباشند.
البته این را هم عرض کنیم که از نظر ما کسانیکه واقعاً نیاز شدید به خواب دارند باید حداقل شش ساعت در شب استراحت کرده و در صورت کم بودن فرصت، در روز آن را جبران نموده و فشار بیش از حد به خودشان وارد نسازند.
رمضان، ماه لطف و عظمت الهی
ماه رمضان، با تمام فضایل و احکامش، یادآور لطف و عظمت خداوند است. این ماه، که نامش از اسماء الله برگرفته شده، به ما فرصت میدهد تا گناهانمان را بسوزانیم. از این رو، رعایت حرمت نام این ماه و توجه به احکام آن، نشانهای از شناخت و ارادت ما به خداوند است. در این ماه مبارک، بیایید با قلبی پاک و نفسی آرام، به سوی خدا قدم برداریم و از باران رحمتش بهرهمند شویم.
برگرفته از کتاب سرچشمه راز و نیاز شرح دعای افتتاح
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دامظله)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. در مورد دلیل نامگذاری ماه رمضان به این اسم وجوهی ذکر شده است که به چند مورد اشاره میشود: وجه اول: رمضان اسمی از اسامی خداوند است و ماه رمضان یعنی ماه خداوندی که چنین نامی دارد. در این رابطه احادیثی نیز وجود دارد. وجه دوم: رمضان نامی است که خود افراد برای این ماه قرار دادهاند و در ریشه آن هم دو احتمال وجود دارد: احتمال اول: «رَمض» به معنای باران شدید که این ماه به خاطر پاک کنندگی گناهان و شباهت به باران با این اسم نام گذاری شده است.
احتمال دوم: «رمض» به معنای گرمای شدید و بسیار سوزاننده است و ماه رمضان به خاطر سوزانندگی حاصل از گرسنگی و تشنگی در آن و یا به خاطر سوزانندگی گناهان به این اسم نامگذاری شده است. وجه سوم: زمانیکه اعراب به جای نامهای قدیمی، نام های جدیدی برای ماهها انتخاب میکردند، این ماه با زمان گرمای شدید و سوزان شبه جزیره مقارن شده بود از اینرو آن را رمضان نامیدند. ر.ک: محمد بن علی موسوی، مدارک الاحکام، ج 6، ص 16.
[2]. کلینی، کافی، ج 4، ص70.
[3]. مولوی، دیوان شمس، غزل 892.
[4]. «فَإِنَّهُ حَدَّثَنِي أَبِي رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام): كَانَ النِّكَاحُ وَ الْأَكْلُ مُحَرَّمَانِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بِاللَّيْلِ بَعْدَ النَّوْمِ يَعْنِي كُلَّ مَنْ صَلَّى الْعِشَاءَ وَ نَامَ وَ لَمْ يُفْطِرْ- ثُمَّ انْتَبَهَ حُرِّمَ عَلَيْهِ الْإِفْطَارُ- وَ كَانَ النِّكَاحُ حَرَاماً فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، وَ كَانَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ(صلّ الله علیه و آله) يُقَالُ لَهُ خَوَّاتُ بْنُ جُبَيْرٍ الْأَنْصَارِيُّ أَخُو عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُبَيْرٍ الَّذِي كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(صلّ الله علیه و آله) وَكَّلَهُ بِفَمِ الشِّعْبِ يَوْمَ أُحُدٍ فِي خَمْسِينَ مِنَ الرُّمَاةِ
– فَفَارَقَهُ أَصْحَابُهُ وَ بَقِيَ فِي اثْنَيْ عَشَرَ رَجُلًا- فَقُتِلَ عَلَى بَابِ الشِّعْبِ، وَ كَانَ أَخُوهُ هَذَا خَوَّاتُ بْنُ جُبَيْرٍ شَيْخاً كَبِيراً ضَعِيفاً- وَ كَانَ صَائِماً مَعَ رَسُولِ اللَّهِ(صلّ الله علیه و آله) فِي الْخَنْدَقِ فَجَاءَ إِلَى أَهْلِهِ حِينَ أَمْسَى فَقَالَ عِنْدَكُمْ طَعَامٌ- فَقَالُوا لَا نَمْ حَتَّى نَصْنَعَ لَكَ طَعَاماً- فَأَبْطَأَتْ أَهْلُهُ بِالطَّعَامِ- فَنَامَ قَبْلَ أَنْ يُفْطِرَ فَلَمَّا انْتَبَهَ قَالَ لِأَهْلِهِ- قَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيَّ الْأَكْلَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ- فَلَمَّا أَصْبَحَ حَضَرَ حَفْرَ الْخَنْدَقِ فَأُغْمِيَ عَلَيْهِ، فَرَآهُ رَسُولُ اللَّهِ(صلّ الله علیه و آله) فَرَقَّ لَهُ، وَ كَانَ قَوْمٌ مِنَ الشَّبَابِ يَنْكِحُونَ بِاللَّيْلِ سِرّاً فِي شَهْرِ رَمَضَانَ
فَأَنْزَلَ اللَّهُ(عزّ و جلّ): {أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ- هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ- عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ- فَتابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ- وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا- حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ- ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ} وَ أَحَلَّ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى النِّكَاحَ بِاللَّيْلِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ الْأَكْلَ بَعْدَ النَّوْمِ إِلَى طُلُوعِ الْفَجْرِ- لِقَوْلِهِ: {حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ}؛
در تفسير قمى از امام صادق(علیه السلام) روايت آورده كه فرمود: يعنى خوردن و آميختن با زنان در شبهاى ماه رمضان بعد از خواب حرام بود، حتى اگر كسى بعد از نماز شام هنوز افطار نكرده خوابش مىبرد و آن گاه بيدار مىشد، ديگر نمىتوانست چيزى بخورد، و اما عمل زناشويى شب و روز حرام بود،
در اين ميان مردى از اصحاب رسول خدا(صلّ الله علیه و آله) كه نامش خوات بن جبير انصارى و برادر عبد اللَّه بن جبير بود، همان كه رسول خدا(صلّ الله علیه و آله) او را با پنجاه نفر از تيراندازان موكل بر دهانه دره احد كرده بود، رفقايش گريختند و او با يازده نفر ديگر پاىمردى كردند تا در همان دهانه دره شهيد شدند.
برادر اين عبد اللَّه؛ يعنى خوات بن جبير در جنگ خندق پير مردى ناتوان بود و با زبان روزه با رسول خدا(صلّ الله علیه و آله) كار مىكرد، هنگام عصر نزد خانوادهاش آمد و پرسيد: هيچ خوردنى نزد شما يافت مىشود؟
گفتند: خوابت نبرد تا برايت طعامى درست كنيم، ولى تهيه غذا طول كشيد و او را خواب ربود، در حالى كه هنوز افطار نكرده بود، همين كه بيدار شد به خانوادهاش گفت: طعام خوردن بر من حرام شد، ديگر امشب نمىتوانم چيزى بخورم، صبح كه شد به سر كار خود در خندق رفت و به كار حفر خندق پرداخت و از شدت ضعف بىهوش شد، رسول خدا(صلّ الله علیه و آله) وضع او را ديد و به حالش رقت آورد.
از سوى ديگر جوانانى بودند كه در شب رمضان پنهانى با همسران خود مباشرت مىكردند، لذا خداى تعالى به منظور تخفيف بر اين دو طايفه اين آيه را نازل كرد، كه: {أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ …} كه در آن مباشرت با زنان در شبهاى ماه رمضان حلال شد، و آيه: {حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ} كه خوردن و آشاميدن را تا جدا شدن سفيدى روز از سياهى شب حلال كرد. على بن ابراهيم قمى، تفسير قمی، ج 1 ص 66.
[5]. بقره (2)، آیه 187.
[6]. همان.
[7]. این حکایت در برخی تفاسیر آمده است، اما در مورد نام این صحابه اختلاف نظر وجود دارد. برخی مطعم ابن جبیر گفتهاند، ولی برخی معتقدند ما صحابهای به این نام نداریم. در تفسیر قمی ضمن نقل روایتی به این مضمون از این صحابه با نام خوّات ابن جبیر یاد شده است. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج 1، ص 66.
[8]. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 1، ص 649.
