مطالعه کتابهای عرفانی
مطالعه کتابهای عرفان نظری و رفتن به کلاس آن در ابتدای سلوک ضرری برای سالک ندارد، ولی در عرفان عملی حتماً باید یک استاد خاص داشته باشد. وقتی سالک، استادی برای خود انتخاب كرد، هنگام تهیۀ كتابهایی در موضوعات نصایح، مواعظ، داستان، زندگینامه، حدیث و كتابهای دیگر باید با استاد خویش مشورت كند؛ زیرا در بازار همه نوع كتابی یافت میشود.
حتی در موضوعات عرفانی هم كتابهایی دیده میشود كه با قیمت گزاف در اختیار مردم قرار گرفته كه معنا و محتوای بسیار ناچیز و کمعمقی دارند و گاهی مطالبی در آنها آورده شده كه هیچگونه سندی ندارند. اینگونه كتابهای به ظاهر عرفانی مثل افراد مدعی عرفان میمانند كه جلسات و استاد و مرید و مرادی راه انداختهاند و منشأ گمراهی شدهاند. چهبسا افرادی این كتابها را بخوانند و منحرف گردند؛ مانند كتابهای مدعیان عرفان و عرفانهای نوظهور.
بنابراین تذكر میدهیم كه هر كتابی را نباید خواند؛ زیرا اهل مراقبه و سیر و سلوک نیاز به تمركز فکری دارند؛ به ویژه کسانی كه مشغول اربعینیات هستند و از استاد خود دستور ذكر و نفی خواطر گرفتهاند. سالک باید از تفرق حواس و پراكندگی فكر پرهیز نماید و این مطلب عمیق با رفتن نزد اساتید مختلف و مطالعه کتابهای متفرقه حاصل نمیشود.
سالک حقیقی باید بتواند دو ركعت نماز با حال حضور بخواند كه غیر از خدا، هیچ فكری در نمازش پیش نیاید. البته این امر امكانپذیر بوده و كسانی كه راه صحیح و سالم را در این مسیر رفتهاند، گفتهاند ما توانستهایم نمازهایمان را بدون هیچ فكری غیر از فكر خدا بهجا آوریم.
سالک الی الله نه تنها در نماز، بلكه در حالات دیگر هم باید یاد خدا را در دل خویش زنده كند و یاد غیر خدا را فراموش كند و برای اینكه برایش ملكه شود، باید مراقبه را تشدید كند و اهل مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاقبه شود.
البته مخاطبان ما تا وقتی که استاد و راهنمای صالح به دست نیاوردند، با عمل به دستورات شریعت که اهتمام به ترک محرّمات و انجام واجبات است و با تمرین کردن برای زدودن افکار نفسانی و شیطانی از خود، کمکم حضور قلب را در خود تثبیت کنند. مطالعه کتابهایی از قبیل این کتاب خیلی مؤثر است.
خواندن كتابهای گوناگون، رفتن به مجالس گوناگون و ملاقات با افراد مختلف، تشویش ذهن میآورد، در حالی که سالک موظف است تمركز فكری و روحی به دست آورده و با پیدا کردن ملكات فاضله، ملكوتی و الهی شود؛ به همین جهت اگر كتابی تهیه میكنید باید با مشورت استاد خود باشد تا برای شما مفید واقع شود؛ چون استاد همیشه همراه شما نیست و جلسات سلوکی نیز همیشه برپا نیست و لذا استفاده از کتابهای مورد تأیید استاد مفید خواهد بود.
انیس کنج تنهایی کتاب است
فروغ صبح دانایی کتاب است
بود بی مزد و منت اوستادی
ز دانش بخشدت هر دم گشادی
درونش همچو غنچه از ورق پر
به قیمت هر ورق زان یک طبق در
ز یک رنگی همه هم روی و هم پشت
گر ایشان را زند کس بر لب انگشت
به تقریر لطایف لب گشایند
هزاران گوهر معنی نمایند
گهی اسرار قرآن باز گویند
گه از قول پیمبر راز گویند
گهی باشند چون صافی درونان
به انواع حقایق رهنمونان[2]
عزیز من! بعضی از اهل الله کتابهایی چون تذكرة المتقین یا حدیث عنوان بصری یا زاد السالک فیض کاشانی(قدس سره) را هنگام سفر همراه داشتند و در ماشین، اتوبوس و قطار مطالعه میکردند. همچنین به قبرستان و غسالخانه میرفتند و مُردهها را نظاره كرده و خود را جای مرده فرض میکردند تا موعظه و خضوع و خشوعی در وجود آنها پیدا شود.
در همینجا لازم است نکاتی در مورد رفت و آمد و سلوک سالک بیان کنیم: کسی كه دائماً این طرف و آن طرف میرود و از این و آن حرف میپذیرد و در مهمانیها دنبال آجیلخوری و گعدهنشینی است، چگونه میتواند سالک الی الله باشد؟ سالک باید با دیگران فرق داشته باشد، در مسافرتها و رفت و آمدها باید حواسش جمع باشد و تا جای ممکن مراقبۀ اخلاقی را از دست ندهد. اگر به دیدن اقوام رفتید، زودتر بلند شوید.
نمیگوییم صلۀ رحم نكنید، بلکه منظور این است که نشستهای طولانی و بعضاً شب نشینیهایی که معمولاً از اول تا آخر آن، یک کلمه هم از خدا صحبت نمیشود، بلکه فقط به غیبت یا صحبتهای لغو میگذرد، بدانید معنویت شما را سرقت میکند و حال سلوکی شما را تغییر میدهد، شما را قسیالقلب میكند، شما را از یاد خدا و آخرت غافل کرده، وادار به معصیت و غیبت میکند و از سیرت اهل دنیا میشوید.
پس سعی كنید سفرهایتان زیارت ائمه(علیهم السلام) و امامزادگان(علیهم السلام) باشد. جایی كه میروید به امامزادۀ آن محل هم بروید، اگر در آن شهر و دیار علمای اخلاقی یا پیرمردهای اهل موعظهای هستند، به دیدن آنها بروید. بارها گفتهایم خوب است پای حرفهای پیرمردی بنشینید كه اهل الله و اهل معنا باشد؛ زیرا این مرد قوای شهوانیاش تحلیل رفته، دست و پای خود را جمع كرده و همۀ حواس او در مرگ و رفتن است.
رفتن به زیارت یا عیادت چنین اشخاصی و گوش دادن به حرفهای الهی آنان، دل را نورانی میسازد. اگر مریضی هست به عیادت او بروید تا ارزش سلامتی خود را بدانید. خلاصه در این سفرها به دنبال مکانهای زیارتی و معنوی باشید تا حال خود را از نظر سلوکی افزایش دهید؛ زیرا همانطور که گفتیم سالک در تعامل روزمره با عامۀ مردم فرق دارد.
فایدههای مطالعه کتابهای عرفانی
به راستی كه استفادۀ سالک از كتابهای عرفانی که به روش صحیح تألیف شده، برای سالكی كه قوۀ تشخیص درست از نادرست را دارد؛ خصوصاً هنگامی که دچار بیاستادی شده یا از استادش دور افتاده است، به ویژه در حال غلبۀ عشق و یا گرفتگی دل و احساس غربت بسیار مؤثر و مفید است.
در موقعیتی كه سالک به استاد دسترسی ندارد و نمیتواند بهطور حضوری از گفتهها و مواعظ ایشان استفاده كند، میتواند به مطالعه كتابهای مورد تأیید استاد بپردازد؛[3] زیرا برخی از كتابهای عرفانی، صحیح و برخی ناصحیح هستند؛ مثلاً عطار نیشابوری در تذكرة الاولیاء انواع و اقسام مکاشفات را ذکر کرده که در برخی غلوّ و زیادهروی شده است یا بعضی از کتابها از اهل تصوف منحرف و باطل است و قابل استفاده و مورد تأیید نیست.
البته باید توجه داشت که هم تصوف صحیح داریم و هم باطل و منحرف. همانطور که گفتیم، شهید مطهری(قدس سره) مطالبی در مورد تصوف و عرفان دارد که خواندن آن را به شما توصیه میکنیم.[4] بنابراین نمیتوان گفت كه هر كس صوفی است، آدم درستی نیست یا منحرف است و یا همۀ آنان درست و مورد تأیید است.
یكی از معانی تصوف صاف شدن در راه خدا و اهل صفا شدن است؛ از همین رو اهل تصوفی که منطبق با شریعت عمل کردهاند میتوان آنها را تأیید کرد، ولی کسانی که اعمال خلاف شریعت دارند قابل قبول نیستند.
خواندن کتابهای عرفانی فوائد زیادی دارد که به شرح تعدادی از آنها میپردازیم:
خواندن كتابهای عرفانی، قلب را قوت داده، روح را نورانی میكند و صبر و ارادۀ سالک را بیشتر میکند. دلیل آن هم آیۀ قرآن است که خداوند سبحان به پیامبر(صلی الله علیه و آله) میفرماید: {وَكُلًّا نَقُصُّ عَلَیكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ}؛[5] هر چه از اخبار پیامبران برایت حکایت میکنیم، چیزی است که به وسیلۀ آن دلت را محکم میکنیم و آرامش میبخشیم.
مطالعه كلمات و سخنان عارفان و بیان احوال ایشان باعث افزایش محبت سالک به اولیا و صالحان شده و بدین وسیله در مراتب باطنی ترقّی میكند. وقتی احوال و سرگذشت اولیای خدا را میخوانید، به آنها محبت پیدا میكنید و از نظر باطنی به آنها علاقهمند میشوید، در نتیجه باعث سرعت سیر میگردد؛
مثلاً افراد زیادی بر اثر مطالعه کتاب روح مجرد تألیف علامه طهرانی(قدس سره) متحول شدهاند و یا كتابهای دیگر از این قبیل؛ زیرا این كتابها با نفَس قدسی نویسندۀ آن نوشته شده است. نفَس مؤلفی كه قلم به دست میگیرد و كتاب را مینویسد بسیار مؤثر است. اگر نویسندهای از اولیاء الله باشد، نوشتهاش هم مثل گفتارش تأثیرگذار است، ولی اگر خدای ناكرده اهل ادعا و غرور و اهل دنیا باشد، از مطالعه كتابش هم نمیتوان نور گرفت.
عزیز من! مشخص است كتابی كه با نَفَس الهی نوشته میشود با آن كتابی كه با نَفَس دنیایی به نگارش درآمده متفاوت است.
مودّت و محبتی كه كتابهای اولیای الهی در دل شما ایجاد میكند، عیناً مانند وقتی است كه شما با كسی رفیق میشوید و دوستی او به دلتان مینشیند. از باب مثال، وقتی شما سرگذشت عارف بزرگی مانند مرحوم سید هاشم حداد(قدس سره) را میخوانید و از طریقۀ زندگی ایشان و رفتار او با خانواده، همسر و فرزندان، شاگردان و همچنین با صحبتها، نظرات و جذبههای معنوی او آشنا میشوید، آرام آرام محبت ایشان در دلتان پیدا میشود.
برخی از عارفان گفتهاند: هیچ قرابتی نزدیکتر از مودّت و دوستی و هیچ دوری دورتر از دشمنی و خصومت نیست. «قال علی(علیه السلام): المودة إحدی القرابتین»؛[6] امام علی(علیه السلام) فرمود: مودّت یکی از دو قرابت است. یک قرابت، قرابت فامیلی است و قرابت دیگر همین قرابت محبت و دوستی است، بلکه در روایت زیر تا حد قرابت نسبی رفته است.
«قال مولانا الإمام الصادق(علیه السلام): مودة یوم صلةٌ ومودة شهر قرابةٌ ومودّة سنة رحِم ماسّة، من قطعها قطعه الله»؛[7] مولای ما امام صادق(علیه السلام) در روایتی میفرماید: وقتی به كسی محبت پیدا كنی، اگر یک روزه باشد حكم صله را دارد، اگر آن محبت را تا یک ماه ادامه بدهی ایجاد قرابت میكند و اگر یک سال ادامه یابد ایجاد رَحِمیت میكند که هر كس آن را قطع كند، خدا هم رحمتش را از او میبرد.
در روایت دیگری امام رضا(علیه السلام) میفرماید: «مَوَدَّةُ عِشْرِینَ سَنَةً قَرَابَةٌ»؛[8] مودّت بیست ساله ایجاد قرابت میکند. این محبت از طریق کتاب یا سایت، چه با افراد زنده و چه مرده، ایجاد دوستی میکند و این دوستی، پیوند رحمیت ایجاد میکند، به همین جهت وقتی استاد از دنیا میرود باید سراغ دوستان او برویم و به خانوادهاش سر بزنیم.
اینها مسائلی است که استاد را که در عالم دیگری است خوشحال میکند. اگر پدرتان از دنیا رفته است، ببینید با چه کسی رفیق بود؛ اگر رفقای خوبی داشته به آنها سربزنید که او خوشحال خواهد شد.
میتوان گفت خواندن سرگذشت و زندگینامۀ عارفان بزرگ شیعه، به ویژه عرفای طریقت معرفت نفس از مکتب نجف؛ مانند جناب جولا، آیت الله سید علی شوشتری(قدس سره)، آیت الله ملا حسینقلی همدانی(قدس سره)، آیت الله سید احمد کربلایی(قدس سره)، آیت الله سید علی آقا قاضی(قدس سره)، آیت الحق سید هاشم حداد(قدس سره) و شاگردان ایشان از این سلسلۀ نورانی، کمکم ایجاد محبت کرده و ادامۀ اُنس و دوستی باطنی با آنها باعث رحمیت خواهد شد.
مطالعه كتابهای عرفانی موجب استمداد روحی سالک از باطن، انفاس، اقوال، ارواح و حكایات عرفا میگردد. و عقدهها و گرههای درونی سالک را باز میکند و در قبال بلا و سختی راه سلوک، آرامش روحی پیدا میکند. به راستی مؤمن آینۀ مؤمن است. فایدۀ دیگر خواندن کتابهای عرفانی این است كه میتوانیم از این طریق استمداد روحی كنیم؛ یعنی وقتی كتابی را از شخصیت بزرگی میخوانیم و به ارزش معنوی او پی میبریم، شخصیت وی در روح ما جلوه میكند و میتوانیم از روح بزرگش استمداد کنیم. اگر كتاب نخوانیم چگونه میتوانیم این استمداد روحی را بهدست آوریم؟
«قال الجنید:حكایات المشایخ جند من جنود الله تعالی للقلوب»؛ جنید بغدادی فرمود: حكایات بزرگان لشكری از لشكریان خدای تعالی برای جذب و نورانی كردن دلهای سالكان است و مثل فرشته، قلب را روشن كند.
پرهیز از عمل به اذکار کتابهای عرفانی
سفارش کردیم کتابهای عرفانی را مطالعه کنید که فوائد زیادی دارد، ولی هشداری دادهایم که باید توجه شود. سالک باید از عمل به دستورهای اینگونه كتابها، اعم از ذكر و ورد و دستورهای دیگر شدیداً پرهیز كند، مگر بعد از مشورت با استاد. زیرا پیروی از این کتابها موجب تشویش خاطر و اضطراب حال میشوند.
البته در شرایطی که سالک برای مسائل سلوکی خود، استادی را تعیین نموده است. در برخی کتابهای عرفانی مثل رسالۀ سیر و سلوک سید بحرالعلوم(قدس سره) در قسمت پایانی آن اذکاری آمده که سالک مجاز به استفاده از آنها نیست؛ چون گفتن اذكار خاص حتماً باید از استاد، اذن گرفته شود. استاد است که روحیۀ شاگردش را میشناسد و میداند كه روحیۀ جلالی یا جمالی دارد.
اگر جلالی است، باید اذکار جلالی بدهد و اگر جمالی است اذکار جمالی بدهد. اگر استاد ببیند نفس سالک سركشی میكند، باید اذكار خوفی بدهد تا خوف و خشیت او زیاد شود یا اگر سالکی در قبض است، ذکر «یا باسط» یا اذكار مشابه بدهد كه روحیۀ سالک را متعادل كند. این مثل آن است که میگوییم: نسخۀ دارو را باید بیمار از دست طبیب بگیرد، نه از کتابهای تخصصی پزشکی و طبی.
همانطور که انسان بیمار نمیتواند سرخود به سراغ استفاده از داروهای ذکر شده در کتابهای پزشکی برود، در مورد مسائل روحی و باطنی که بسیار مهمتر است، نمیتواند بدون اذن استاد و طبیب باطنی، اقدام به استفاده از اذکار مختلف کند؛ چون ممکن است تبعات روحی برای او به همراه داشته باشد.
نکتۀ مهمی که لازم است تأکید شود اینکه باید مواظب بود کتابهایی که در بازار به اسم کتابهای عرفانی منتشر میشود، مبتنی بر عرفان اسلامی شیعی و مورد تأیید بزرگان از علمای اهل معرفت شیعه باشد و گرنه کتابهایی در بازار یافت میشوند که عنوان عرفانی دارند، ولی محتوای آنها مستقیم و غیرمستقیم، ضد شریعت و اسلام و تشیع بوده و برگرفته از انحرافات فرقههای مختلفی است که با عنوان عرفان، عدهای را فریب داده و به خود جذب کردهاند.
فراگیری و مطالعه کتابهای فلسفی
استاد ما آیت الحق و الیقین سید هاشم حداد(قدس سره) شاگردان را به تحصیل، ترغیب میکردند و میفرمودند: طلبه باید درسش را بخواند. علاوه بر درسهای معمول حوزه، فلسفه و حکمت را چنانچه سؤال میکردیم، تذکر میدادند؛[9] به همین جهت، به تعدادی از کتابهای حکمت و فلسفه اشاره میکنیم.
الف. بدایة الحکمة و نهایة الحکمة
در کتابهای حکمت و فلسفه میتوان به کتاب بدایة الحكمة و کتاب نهایة الحكمة نوشتۀ علامه طباطبایی(قدس سره) اشاره کرد. این كتابها، كتابهای رسمی حوزۀ علمیه هستند. علامه طباطبایی(قدس سره) این دو کتاب را در زمان حیات خود و به درخواست مسئولان حوزۀ علمیۀ قم نوشته است.
بدایة الحکمة آغاز حکمت و در واقع خلاصۀ منظومۀ سبزواری(قدس سره) است. بعد از فراگیری بدایة الحکمة، خوب است نهایة الحکمة خوانده شود. آقای حداد(قدس سره) به اینجانب میفرمود: اینها جنبۀ نظری و علمی دارد، ولی کتابهای عرفانی، عملی و اشراقی برای اهل سلوک مهمتر و ضروریتر است.
ب. منظومۀ حاجی سبزواری
این کتاب به صورت نظم توسط حکیم الهی ملا هادی سبزواری(قدس سره) سروده شده و شرح آن اشعار نیز توسط خود شاعر صورت گرفته است. محتوای منظومۀ سبزواری در مورد حکمت و فلسفه، تدبیر مدن، سیاست منزل و امور پزشکی است.
این کتاب نخستین بار توسط خود مؤلف تدریس شد و نقاط ضعف و قوت آن مشخص شده و به وسیلۀ خود مؤلف تغییرها و تکملهای بر آن صورت گرفت. بعد از رحلت مؤلف، تدریس این کتاب در برخی حوزههای علمیه انجام گرفت.
ج. اسفار اربعه
کتاب الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة نوشتۀ حکیم متأله ملا صدرا(قدس سره) است. این کتاب به زبان عربی نوشته شده و به زبان فارسی هم شرح شده است. اسفار اربعه از کتابهای درسی رسمی حوزه نیست، اما از قدیم در حوزههای علمیه کرسیهای تدریس متعدد و گاهی شاگردان طلبه پر جمعیتی داشته است. اکنون این کتاب بهطور آزاد تدریس میشود. فراگیری و مطالعه این کتاب چنانچه فکر و وقت سالک را مشغول نکند بلا مانع است.
ممکن است گفته شود پیمودن راه خدا و شناختن امور نجات دهنده و هلاک کننده نیاز به استاد ندارد. هر کسی طالب این راه باشد، کتابهای عرفان را میخواند و میفهمد کدام خوب است و کدام بد و چه چیزهایی سبب هلاکت است.
در پاسخ میگوییم: شکی نیست که دوای همۀ دردها در کتاب خدا و سنت اهل بیت(علیهم السلام) به نحو کلی آمده است. امام صادق(علیه السلام) در اینباره فرمود:
«مَا مِنْ أَمْرٍ یخْتَلِفُ فِیهِ اثْنَانِ إِلَّا وَلَهُ أَصْلٌ فِی كِتَابِ اللَّهِ(عز و جل) وَلَكِنْ لَا تَبْلُغُهُ عُقُولُ الرِّجَالِ»؛[10] هیچ امری اختلافی نیست مگر اینکه اصل آن در قرآن است، اما عقول مردم آن را درک نمیکند.
البته این سخن به معنای «حَسْبُنَا كِتَابُ اَللَّهِ» نیست. این سخن را خوارج نهروان خطاب به امام علی(علیه السلام) گفتند. اولین بار این سخن را خلیفۀ دوم گفته که ائمۀ معصومین(علیهم السلام) بارها بر بطلان آن تأکید نموده و با بیانهای مکرر، رجوع به امام حیّ و زنده را تبیین و تثبیت کردهاند. فهم قرآن بدون امام و معلمی که به اسرار و دقایق قرآن عالم باشد، امکان پذیر نیست.
اگر به معلم حقیقی قرآن رجوع نشود، مراجعه به قرآن هیچ ارزشی ندارد؛ چون دین برپایۀ بصیرت و عمل بنا نهاده شده است و انسان بدون امام نمیتواند به قرآن عمل کند؛ زیرا پیمودن راه بدون راهنما امکان ندارد. همچنان که در امراض جسمی رجوع به کتابهای طبی بیمار را شفا نمیدهد و لازم است شخص بیمار به طبیب و متخصص مراجعه کند، در این راه پر فراز و نشیب هم حتماً استاد راهنما یک امر ضروری است.
امام زینالعابدین(علیه السلام) میفرماید:
«هَلَكَ مَنْ لَیسَ لَهُ حَكِیمٌ یرْشِدُهُ»؛[11] کسی که ارشاد کنندهای نداشته باشد، هلاک میشود.
برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[2]. جامی، مثنوی هفت اورنگ، ج 2، ص 202.
[3]. البته با توجه به امکانات امروزه، میتوان حتیالامکان از مطالب و سخنرانیهای استاد از طریق سایت اینترنتی در هر زمان و مکانی بهره برد.
[4]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 23، ص 25 _ 29؛ ر.ک: همو، آشنایی با علوم اسلامی، جلد دوم: عرفان و تصوف.
[5]. هود (11)، آیۀ 120.
[6]. تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص 78؛ جامی، نفحات الأنس، ص 32.
[7]. قاضی نورالله شوشتری، احقاق الحق، ج 12، ص 264؛ بحرانی اصفهانی، عوالم العلوم، ج 20، ص 845.
[8]. مجلسی، بحار الأنوار، ج 71، ص 175.
[9]. وحید برزی، شیخ عارف، ص 51.
[10]. برقی، المحاسن، ج 1، ص 268؛ كلينى، الكافي، ج 1، ص 60.
[11]. اربلى، كشف الغمة، ج 2، ص113.





