قرائت قرآن و هم سخنی با خدا
از آنجا که قرآن کلام خداست؛ هنگام قرائت قرآن، خداوند با قاری سخن میگوید. گرچه سخنان خداوند در قرآن مکتوب است؛ اما اگر انسان اهلیت پیدا کند، میتواند از غیب هم آیات الهی را بشنود.
در حالات امام صادق(علیه السلام) آوردهاند: «كَانَ يَتْلُو الْقُرْآنَ فِي صَلَاتِهِ فَغُشِيَ عَلَيْهِ فَلَمَّا أَفَاقَ سُئِلَ مَا الَّذِي أَوْجَبَ مَا انْتَهَتْ حَالُهُ إِلَيْهِ فَقَالَ مَا مَعْنَاهُ مَا زِلْتُ أُكَرِّرُ آيَاتِ الْقُرْآنِ حَتَّى بَلَغْتُ إِلَى حَالٍ كَأَنَّنِي سَمِعْتُهَا مُشَافَهَةً مِمَّنْ أَنْزَلَهَا»؛[1]
امام صادق(علیه السلام) بهطوری در نماز، قرآن میخواند که غش میکرد؛ پس چونکه به هوش میآمد، از او سؤال میشد، چه چیزی باعث شد که این حال به شما دست دهد؟ (مطلبی) گفت که معنای آن این است: همواره تکرار میکنم آیات قرآن را تا به حالی میرسم که آیات قرآن را با گوشهایم از کسی که آن را فرو فرستاده میشنوم.
بنابراین هر کس که میخواهد خداوند با وی سخن گوید، باید قرآن بخواند. در حدیث قدسی آمده است که خداوند میفرماید: «من قرأ القرآن فکأنّما شافهنی و شافهته»؛[2] هر کس قرآن را بخواند مثل آن است که با من حرف زده و من با او حرف زدم. معنای شفاهی این است که مثلاً شما بنشینید با یک نفر رو در رو حرف بزنید. نوشتهای نباشد، چیزهای دیگری نباشد؛ یعنی حضوری، دو نفر چهره به چهره بنشینند و با هم حرف بزنند. آیا ما وقتی قرآن میخوانیم با خدا مشافهه داریم؟ با خدا مکالمه داریم؟
حضرت استاد(رحمةالله) میگفت: وقتی نماز میخوانید باید با خدا مشافهه کنید، فقط به معانی و کلمات نماز توجه نکنید، خدا را در نظر بگیرید. ما وقتی در خدمت قرآن مینشینیم باید حضور خدا را در دلمان درک کنیم و بگوییم این کلام خداست و بگوییم همانطور که قلب شریف پیامبر(صلی الله علیه و آله)ظرفی بود که این آیات یکی بعد از دیگری در آن وارد میشد، ما هم خدمت قرآن بنشینیم و روی تکتک آیات تفکر و تدبر کنیم.
شما میتوانید با نور قرآن مجذوب شوید تا آیهها یکییکی در دلتان جای گیرد. اگر اینگونه قرآن خواندیم در واقع کلام خدا را متوجه شدهایم و با خدا مکالمه و صحبت کردهایم.
هر چه بیشتر قرآن بخوانیم، بهتر است: {فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ}؛[3]بنابراين آنچه را از قرآن براى شما ميسر است بخوانيد؛ ولی اگر وقت اجازه نداد همان یک جزء قرآنی که هر روز میخوانید را با توجه و تفکر ملتزم باشید تا تأثیر معنوی آن روی شما مشهود باشد؛ یعنی ببینیم آیا با خواندن قرآن و کلام دوست، دوستی و عشق و تقرب به او افزوده شده است؟ اینها را باید در وجود خودمان احساس و مشاهده کنیم. عزیزان! ارزش این نوع قرائت از یک روخوانی صرف و بدون توجه به مراتب بیشتر است.
ملاحسینقلی همدانی دستور العملی در باب چگونگی تلاوت قرآن دارد که برای سالکان راهگشا است میگوید:
از جمله راههای دستیابی به خوف، قرائت قرآن با حضور قلب است. به خود بنگر! وقتی نامهای از جانب پدرت دریافت کنی، چگونه آن را با حضور قلب میخوانی تا نسبت به اوامر و نواهی او خبردار شوی که امر او را بهجای آوری و خود را از نهی او باز داری. اینک بگو: آیا خدای(جل جلاله) را بیشتر دوست میداری یا پدرت را؟
زمانی که میخواهی قرآن بخوانی، شایسته است که با وضو و رو به قبله باشی. وقتی قرآن را بر میداری تا بخوانی، چنان باش که گویی چیزی سنگین را بر میداری، زیرا امانت خداوند، سنگین است.
خداوند(جل جلاله) در بارهٔ قرآن گفت: {إنّا عرضنا الأمانة علی السماوات و الأرض و الجبال فأبین أن یحملنها و أشفقن منها و حملها الإنسان إنّه کان ظلوماً جهولاً}؛[4] ما امانت (تعهّد، تکلیف و ولایت الهیّه) را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند و از آن هراسیدند؛ اما انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد.
شایسته است که در درون خود بیندیشی که این نامهٔ دوست تو است که برایت فرستاده است. کدام محبوب را بیش از نامهٔ محبوب خود دوست میداری؟ کدام یک از عوامل محبت را میتوان سراغ گرفت که در آن یافت نشود؟
از باب نمونه: یکی از عوامل محبت، کمال است. انسان عالمان را بزرگ میدارد، بهجهت کمال علم که در آنها است. علم او کجا و علم دیگران کجا؟ یکی از عوامل محبت، لطف و احسان است. لطف او کجا و لطف آفریدگانش کجا؟
نیز سزاوار است که قاری قرآن مانند کسی باشد که فرمان سلطان بهدست او باشد. ببین که وقتی فرمانی از سلطانی سرکش و ستمگر و سنگدل و جانی بهدستتان برسد، چگونه به خود میلرزید و در کمال ادب آن را میخوانید؟ گوش جان را به آن میسپارید و با کسی سخن نمیگویید تا درست بشنوید.
اما وقتی میخواهی فرمان خداوندگارت را بخوانی – که سلطان السلاطین است – آن را با قلب غافل، بدون اندیشه و تدبّر میخوانی. در حالی میخوانی که گویی با دیگران سخن می گویی.
دست کم ادب را در حدّ خواندن فرمان چنان سلطانی رعایت کن. سزاوار است که آن را با قلب حاضر – نه غافل – آن هم آیه آیه بخوانی. وقتی به آیهای رسیدی که با حالتت تناسب داشت، خوب است که آن را چند بار تکرار کنی: ده یا بیست یا صد یا دویست بار بخوانی، تا آنجا که در درونت استوار شود، همانند نقش که بر سنگ مینشیند، نه مانند تصویری که روی آب بکشی.
باید در معانی آن ژرف بنگری، در حین شنیدن آن با کسی سخن نگویی و ارادهٔ خود را محکم بداری که بدان عمل کنی؛ زیرا خدای(جل جلاله) قرآن را فرستاده تا آن را بخوانی و سپس بدان عمل کنی.
اگر در تمام طول عمر، آن را بخوانی؛ اما اوامر آن را بهجای نیاوری و خود را از نواهی آن باز نداری، چنین قرائتی هرگز سودی برایت نخواهد داشت. وقتی بدین شیوه قرآن را بخوانی، به تدریج حالت خوف در تو پدید میآید. البته قرائت قرآن آداب فراوان دارد و آنچه برایت گفتم، اندکی است از آداب بسیار. در شمار آداب آن، حیا، خوف، خشوع و خضوع و موارد دیگر است.[5]
برگرفته از کتاب نفحات رحمانی
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج81، ص247.
[2]. عبدالرئوف بن تاج العارفین المناوی، کنوز الحقایق فی حدیث خیر الخلایق، ص 132.
[3]. مزمل (73)، آیه 20.
[4] . احزاب(33)، آیه 72.
[5] . این کلام را میرزا محمد طهرانی از ملاحسینقلی نقل کرده است. یکی از بزرگانی که از محضر عارف کامل ملاحسینقلی همدانی استفاده نموده، فقیه و محدّث بزرگ آیةالله حاج میرزا محمّد طهرانی عسکری است. ایشان در خلال اجازه نامههایی که برای شاگردان خود نگاشته، گاه به ارتباطش با ملاحسینقلی همدانی اشاره نموده است. ایشان در اجازه خود که در سال ۱۳۵۴ برای سه عالم بزرگوار شیخ محمد علی اردوبادی، شیخ عبدالحسین امینی و مولی علی خیابانی صادر کرده درباره آن مرحوم می نویسد:
دیگری از مشایخ من، عالم عامل و محقّق اهل ورع کامل، پرهیزگار وارسته، وفی صفی صاحب کرامات آشکار مولی حسینقلی همدانی از بزرگترین شاگردان محقّق انصاری بود. در سال ۱۳۰۰ در نجف اشرف به خدمتش حاضر شدم. نزدیک به یک سال از درس اخلاق او بهره میبردم. کلامی ندیدم که بیش از سخن او اثر گذارد؛ چرا که دلهای قساوت گرفته که از صخره سختتر بود، با استماع مواعظ او به خشوع میافتاد.
(کتاب شیعه، سال اوّل، شماره اوّل، بهار و تابستان ۱۳۸۹، مقاله هفت بند برگرفته از اجازات علامه اردوبادی، به همت عبدالحسین طالعی، ص۱۸۴) میرزای طهرانی بخشی از مطالب ملاحسینقلی را نقل کرده است. پارهای از این مطالب در اصل کلام طهرانی، فارسی و برخی دیگر، عربی بوده است. مطالب عربی نیز به فارسی ترجمه شده است؛ به همین جهت قدری ناهماهنگی میان نثر بخشهای مختلف کلام دیده میشود. حلقه کاتبان، عبدالحسین طالعی. شهریور ۱۳۹۴.

