شرح دعای روز یازدهم ماه مبارک رمضان

«اَللّـٰهُمَّ حَبِّبْ اِلَىَّ فیهِ الْإِحْسٰانَ وکَرِّهْ اِلَىَّ فیهِ الْفُسُوقَ وَالْعِصْیٰانَ وحَرِّمْ عَلَىَّ فیهِ السَّخَطَ وَالنّیرٰانَ، بِعَوْنِکَ یٰا غِیٰاثَ الْمُسْتَغیثینَ»؛ خدایا! در این ماه شوق احسان و نیکى را در دلم قرار ده! و میل به فسق و نافرمانى را از من دور کن! و خشم و دوزخت را بر من حرام گردان! به یاری‌ات اى فریادرس فریادخواهان!

دوست داشتن خوبی‌ها

«اَللّـٰهُمَّ حَبِّبْ اِلَىَّ فیهِ الْإِحْسٰانَ»؛ خدایا! در این ماه شوق احسان و نیکى را در دلم قرار ده! یکی از اسمای الهی «مُحسن»[1] است؛ یعنی خداوند متعال اهل احسان است و احسان کردن از او نشأت می‌گیرد. مظهر همه احسان‌ها در این جهان و علت اصلی آن فقط ذات مقدس پروردگار است. این همه نعمت‌هایی که تمام خلایق در تمام عوالم از آن بهره می‌برند، همه از فضل و احسان الهی است و همه سر سفره کرم او نشسته‌اند. در ماه رمضان این احسان او بیشتر ظهور دارد و بندگان بیشتر از آن بهره می‌برند.

سالک باید متخلق به اسمای الهی شود و اسمای الهی را در وجودش پیاده کند، باید مظهر احسان شود و اسم «محسن» را در وجودش پیاده سازد، بهترین ماه برای بروز این اسم مبارک، ماه رمضان است؛ پس با سعی و استعانت از خداوند باید احسان را دوست بداریم و اهل فضل و احسان باشیم به‌ویژه درباره بندگانی که محتاج به احسان هستند.

کراهت داشتن از بدی‌ها

«وَکَرِّهْ اِلَىَّ فیهِ الْفُسُوقَ وَالْعِصْیٰانَ»؛ و میل به فسق و نافرمانى را از من دور کن! در عبارت قبل، از خداوند درخواست کردیم که احسان و نیکی را محبوب قلوب ما قرار دهد؛ اما در این عبارت می‌خواهیم فسق و فجور را مبغوض ما قرار دهد تا قلباً از گناه و عصیان الهی بیزار باشیم. در آیه قرآن می‌فرماید: ما ایمان را که امر خوبی است، محبوب قلب شما و کفر، فسق و عصیان را که از جمله بدی‌هاست، مبغوض شما قرار داده‌ایم.

{وَ لٰكِنَّ اَللّٰهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ اَلْإِيمٰانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ اَلْكُفْرَ وَ اَلْفُسُوقَ وَ اَلْعِصْيٰانَ أُولٰئِكَ هُمُ اَلرّٰاشِدُونَ}؛[2] ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دل‌هايتان زينت بخشيده و (به عكس) كفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است، آنان [كه چنين‏اند] راه ‏يافتگانند؛ بنابراین باید در کنار دوست داشتن خوبی‌ها از بدی‌ها هم کراهت داشته باشیم.

قبل از انجام امور محبوب و ترک امور مغبوض، واجب است هر دو دسته را شناسایی نمود و به صورت عملی نسبت به هر کدام از موارد محبوب و مبغوض بصیرت پیدا کنیم. چه‌بسا در اثر اینکه انسان علم به معاصی و آثار بد گناهان، یکی بعد از دیگری، پیدا کرد، همین مقدار برایش کافی باشد و به‌سوی خلاف نزدیک نشود. ممکن است بعضی افراد وقتی احاطه پیدا کنند که انجام گناهان چه آسیب‌هایی برای خودش و جامعه خواهد داشت پس از این، اقدام به انجام معصیت نکنند؛

اما آنهایی که گرفتار معصیت می‌شوند هنوز به حقیقت اینکه معصیت چقدر برایشان ضرر دارد آگاه نباشند. به‌همین جهت در این دعا سراغ ترک معصیت نرفته؛ بلکه سراغ کراهت رفته و گفت: خدایا! با دل من کاری بکن که این دل معصیت تو را دوست نداشته باشد؛ یعنی برود سراغ واجبات، خوبی‌ها، فرامین الهی و آن اموری که خدا برای بنده‌اش پسند کرده است، آن را در دلش جا بدهد و به تبع آن قهراً از معصیت هم دور می‌گردد.

حفظ شدن از عذاب الهی

«وَحَرِّمْ عَلَىَّ فیهِ السَّخَطَ وَالنّیرٰانَ»؛ و خشم و دوزخت را بر من حرام گردان! باید بدانیم اگر کسی سراغ معصیت رفت و گناه پشت سر گناه انجام داد، پایان کارش به سخط، غضب، خشم و نیران می‌رسد. نیران؛ یعنی آتش جهنم. این مسئله در شریعت اثبات شده است و مسلمین بر آن اجماع دارند و در این خصوص آیات، داستان‌ها و احادیث فراوان داریم.

مدتی پیش من در یک مجله‌ای خواندم شخصی که برایش اتفاقی افتاده بود و او را بیمارستان بردند، بعد که به هوش آمده بود گفت: تخت من کنار پنجره‌ اتاقم بوده و من در عالم رؤیا می‌دیدم سوار مینی‌بوسی شده‌ایم و این مینی‌بوس در حال رفتن به مقصدی است. جمعی از دوستان ما در آن مینی‌بوس ترانه و آواز می‌خواندند و می‌رقصیدند و من هم با آنها شریک بودم و می‌خندیدم.

یک‌دفعه از شیشه مینی‌بوس دیدم در کناره جاده‌ای که می‌رویم، تابلوهایی گذاشته شده است، روی تابلوی اول نوشته: چند کیلومتر به جهنم مانده است. به تابلوی دوم که رسیدیم همین‌طور و هر چه به تابلوهای بعدی می‌رسیدیم فاصله کمتری نوشته شده بود و به جهنم نزدیک می‌شدیم.

یک دفعه مضطرب شدم که چه کنیم؟ خیلی ترس و خوف من را گرفت و مضطرب شدم، همه‌ آنهایی هم که در مینی‌بوس می‌خندیدند و می‌رقصیدند، حالشان عوض شد و به جزع و ترس شدید افتادند و حالتی به من دست داد که باید هر طوری هست چاره‌ای بیندیشم. با خود گفتم از پنجره مینی‌بوس خودم را بیرون پرت کنم. از این حالت در خواب، حرکتی از من سر زد و بر روی جسمم تأثیر گذاشت و از درب پنجره کنار تخت‌خوابم که باز بود بیرون افتادم و بیهوش شدم و مرا به بیمارستان آوردند.

بعدها یکی از دوستانش به عیادتش می‌رود، می‌گوید: من دیدم این شخص کاملاً عوض شده و پشیمان است و بالای سرش آیات قرآن گذاشته است و صدای قرآن در اتاقی که تختش در آن بوده، پیچیده است. گاهی می‌بینیم رؤیاهای صادقه این‌گونه انسان را متحول ساخته و می‌سازد. «اللّهم نبّهنا عن نومة الغافلین»

نقش اسمای الهی

«بِعَوْنِکَ یٰا غِیٰاثَ الْمُسْتَغیثینَ»؛ به یاری‌ات اى فریادرس فریادرس خواهان! در پایان این دعا دو کلمه دیگر هست: یکی «بِعَوْنِكَ» و دیگری «يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ».

1. نقش اسم «یا معین»

کلمه‌ «بِعَوْنِكَ»؛ اشاره به یاری و اسم «یا معین»[3] خداوند دارد. باید در هرحالی از ذات مقدس پروردگار استعانت بجوییم. برای اینکه احسان خداوندی را در خودمان شهود کنیم، عصیان و نافرمانی را از خودمان دور کنیم و از غضب و آتش الهی فاصله بگیریم، نیازمند به یاری خداوند هستیم.

2. نقش اسم «یٰا غِیٰاثَ الْمُسْتَغیثینَ»

یکی از اسمای پروردگار «يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ»[4] است، البته در دعای جوشن کبیر هزار و یک اسم می‌خوانیم. اسمای الهی؛ یعنی همان افعال الهی، همان خصائص و صفات او که این‌ها قابل حدّ نمی‌باشند تا برای آن حدی قائل شویم و بگوییم چند صفت و چند اسم است؛ چون ذات الهی یک‌ ذات بی‌نهایت است.

بعضی‌ هزار و یک اسم می‌گویند، برخی نود و نه اسم می‌شمارند؛ اما این‌طور نیست که خداوند اسم دیگری نداشته باشد. این اسم الهی که در این دعای جوشن و دعای کمیل آمده، مشهور است. «يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ»؛ یعنی ای خدایی که فریادرس کسانی هستی که‌ آنها از تو فریادرسی می‌خواهند.

عزیزان! خداوند فریادرس است؛ اما کجا؟ آن آدمی که مستغیث شود؛ یعنی از همه جا منقطع گشته و غوث و فریاد را در ذات پروردگار منحصر بداند؟

طبیبِ عشق مسیحا دَم است و مُشفِق، لیک

چو دَرد در تو نبیند که را دوا بکند؟[5]

اگر این انقطاع پیش آید غوثیت و فریادرسی خداوند برای انسان‌ها مسلم خواهد شد؛ از این رو در مناجات شعبانیه می‌خوانیم: «إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الاِنْقِطَاعِ إلَيْكَ»[6] نمی‌گوییم انقطاع، بلکه می‌گوییم کمال انقطاع؛ پس معلوم می‌شود یک انقطاع ناقص داریم و یک انقطاع کامل، در انقطاع کامل شما باید به‌سوی او کاملاً منقطع بشوید؛

یعنی باید دستتان از همه چیز خالی شود، نه پول و نه بازوی خودتان را ببینید، نه شخصی که برای او کار می‌کنید و به شما حقوق ماهیانه می‌دهد و همین‌طور یکی‌یکی تعلق به اسباب را از دلتان خالی کنید. گر‌چه در عالم خارج وجود دارند و نمی‌توان گفت نیستند. بالأخره ما در عالم اسباب و مسببات زندگی می‌کنیم، آنها سر جای خودشان هستند و به شما هم یاری می‌دهند؛ اما علّة العِلَل کدام است؟ کسی که این اسباب را برای شما فراهم کرده است، او چه کسی است؟ او را باید ببینیم.

اگر شما به آن اصل و اساس پی بردید، توجه‌تان به اسباب کم می‌شود و سراغ مسبب‌الاسباب می‌روید. آن مسبب اصلی که این عالم را آفریده و این اسباب و علل را به وجود آورده است، شما روی آن خدای مدیر، مدبر و مجرای اسباب تفکر می‌کنید و به او ایمان می‌آورید و روز‌به‌روز از او مدد می‌گیرید؛ پس این شرک است که ما به اسباب این عالم توجه کنیم؛ اما آن سبب اصلی را از ذهنمان زدوده و فراموش کرده و کم توجهی کنیم. این خودش توهین بزرگ و هتک حرمت است.

باید اول، حالت کمک‌خواهی و اغاثه به پروردگار عالم داشته باشیم تا او هم از ما فریادرسی کند. در جایی‌که این دو حالت باشد، دو اسم «معین» و «غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ» ظهور و تجلّی پیدا می‌کند، هم‌چنان‌که در زیارت امین‌اللّه می‌خوانیم: «وَالْإِغاثَةَ لِمَنِ اسْتَغاثَ بِكَ مَوْجُودَةٌ وَالْإِعانَةَ لِمَنِ اسْتَعانَ بِكَ مَبْذُولَةٌ»؛[7] و فریادرسی برای کسی که از تو فریاد خواست، آماده است و کمک برای کسی که از تو کمک خواست، رایگان است.

 

برگرفته از کتاب نفحات رحمانی 

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

نفحات رحمانی

 

[1]. شیخ صدوق، خصال، ج‏2، ص510.

[2]. حجرات (49)، آیه 7.

[3]. شیخ طوسی، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص650.

[4]. همان، ج‏1، ص398.

[5]. دیوان حافظ، غزل 319.

[6]. مفاتیح الجنان، اعمال ماه شعبان، مناجات شعبانیه.

[7]. شیخ طوسی، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص739.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات