شرح دعای روز ششم ماه مبارک رمضان
«اَللّـٰهُمَّ لاٰ تَخْذُلْنى فیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِکَ ولاٰ تَضْرِبْنى بِسِیٰاطِ نَقِمَتِکَ وَ زَحْزِحْنى فیهِ مِنْ مُوجِبٰاتِ سَخَطِکَ، بِمَنِّکَ وَاَیٰادیکَ، یٰا مُنْتَهى رَغْبَةِ الرّٰاغِبینَ»؛ خدایا! در این ماه مرا بهسبب نافرمانیات خوار مکن! و با تازیانه انتقامت عذاب مکن! و از موجبات خشمت دورم کن! بهحق نعمتهاى ظاهرى و باطنیت، اى نهایت میل مشتاقان!
عدم واگذاری به خویشتن
«اَللّـٰهُمَّ لاٰ تَخْذُلْنى فیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِکَ»؛ خدایا! در این ماه مرا بهسبب نافرمانیات خوار مکن! فعل «تَخْذُلْنِي»؛ از «خذلان» است. «خذلان» در لغت به معنای يارى نرساندن و ترک كمک از كسی است كه گمان ياریاش مىرفت؛[1] یعنی خدایا! در اثر نافرمانی و معاصی مرا رها مکن که خوار، درمانده و بیچاره شوم. اگر انسان به خودش واگذار شود و به سبب گناهانش گرفتار بلا و مصیبتی نشود، از گناه دست نخواهد کشید و گرفتار استدراج میشود.
خداوند در قرآن میفرماید: {فَذَرْنِي وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهٰذَا اَلْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لاٰ يَعْلَمُونَ وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ}؛[2] اکنون مرا با آنها که این سخن را تکذیب میکنند واگذار! ما آنان را از آنجا که نمیدانند بهتدریج بهسوی عذاب پیش میبریم. و به آنها مهلت (بازگشت) میدهیم؛ چون نقشههای من محکم و دقیق است! عذاب استدارجی یکی از عذابهای الهی است؛ یعنی اینکه عبد گناه کند و بر این گناه اصرار ورزد و پیدرپی انجام دهد و خداوند هم او را عقوبت نکند و برعکس او را غرق در نعمت نماید. این یعنی خداوند او را رها کرده تا در گناهانش غرق شود.
امام صادق(علیه السلام) میفرماید: «إِذا أَحْدَثَ الْعَبْدُ ذَنْباً جَدَّدَ لَهُ نِعْمَةً، فَیَدَعُ الاسْتِغْفارَ فَهُوَ الاسْتِدْراجُ»؛[3] گاه مىشود هنگامى که بندگان سرکش گناه میکنند، خداوند به آنها نعمتى مىدهد، آنها از گناه خود غافل مىشوند و توبه را فراموش مىکنند، این همان استدراج، بلا و عذاب تدریجى است. بنابراین باید از خداوند بخواهیم که ما را گرفتار استدراج نکند که اگر رها کند و غرق گناه شویم آخرش ذلت و خواری نصیب ما خواهد شد.
عزیزان! در سلوک هم همینطور است. مواظب باشید تا دچار خذلان نشوید. در این راه ممکن است مکر الهی دامن سالک را بگیرد یا دچار ابتلائات شود. آیا میمانید یا از ادامه راه منصرف میشوید؟! هر کسی در باطن خودش باید این مسئله را حل کند تا خدای ناکرده دچار استدارج در سلوک نشود.
اگر خدا بندهاش را در اثر سرپیچی گرفتار عقوبت و بلایی کند، این به نفع بنده است و خداوند از این عقوبت و گرفتاری هدفی دارد و آن بیدار شدن بنده است تا بفهمد که نباید بهسوی گناه برود؛ بنابراین لازم است از خداوند بخواهیم که ما را لحظهای به خودمان وانگذارد.
«أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنِي مِنْ مَعَاصِيكَ وَ لَا تَكِلَنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً مَا أَحْيَيْتَنِي لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْثَرَ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمْتَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين»؛[4] از تو میخواهم که مرا از نافرمانیات حفظ کنی و تا زندهام، هرگز کمتر و بیشتر از چشم برهم زدنی مرا به خودم وامگذاری؛ زیرا که نفس همواره به بدی فرمان میدهد مگر اینکه تو رحم کنی.
اگر خداوند سایه لطفش را از سر بنده بردارد و بنده را به حال خودش رها کند، معلوم است که شیطان و هواهای نفسانی بر او مسلط شده و بهکلی از راه خدا منحرف خواهد شد. باید دائم با استاد خود همراه شوید و لحظهای از تبعیت او کوتاهی نکنید. در این صورت وقتی شما مراقب او باشید، او هم مراقب شما خواهد بود. آنوقت خدا شما را رها نمیکند و هوای شما را خواهد داشت.
عدم عقوبت الهی
«وَ لَا تَضْرِبْنِي بِسِيَاطِ نَقِمَتِكَ»؛ و با تازیانه انتقامت عذاب مکن! «سیاط» جمع «سَوط» به معنای تازیانه است؛ یعنی پروردگارا! با تازیانههای نقمت و سخط خویش مرا نزن. اگر بخواهی تازیانههای نقمت و غضب خودت را به من بزنی از چشم قرب تو محروم شده و در چالههای معصیت و گناه میافتم. در دعای کمیل آمده: «اَللّـهُمَّ إغْفِـرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ»؛[5] بارالها! گناهانی که موجب میشود نقمت، خشم و بلای تو بر ما نازل شود را ببخش.
یک نوع نقمتها و بلاهای ناگهانی است که انسان هیچ فکرش را نمیکند؛ ولی یک دفعه برایش پیش میآید. این هم در اثر عدم مراقبه است. وقتی مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاقبهای نداری که نفست را، تنبیه و عقاب کنی، بلاها و نقمتهای ناگهانی برایت رخ میدهد. این چهار دستور اخلاقی برای هر فردی لازم است.
مشارطه به معنای شرطگذاری در صبحگاه است، مراقبه؛ یعنی در طول روز مراقبت کنی خلافی از شما سر نزند، محاسبه؛ یعنی قبل از خواب به حساب اعمال روزانهات رسیدگی کنی. معاقبه یعنی نفست را با جریمه مالی یا عبادی یا ریاضات بدنی و یا هر نوع جریمهای که در حد استطاعت شماست، انجام دهی تا نفس تنبیه شود و دوباره طمع گناه نکند. اگر این کارها را با خودت بکنی روزبهروز وضع روحی و ایمانی شما بهتر خواهد شد.
دور شدن از اسباب خشم الهی
«وَ زَحْزِحْنِي فِيهِ مِنْ مُوجِبَاتِ سَخَطِكَ»؛ و از موجبات خشمت دورم کن! «زَحْزَحَ» در لغت به معنای کنارهگیری و دوری است؛ یعنی خدایا! از هر قول و فعلی که موجب سخط، انتقام و غضب تو میشود مرا دور کن. خداوندی که ارحمالراحمین است و رحمتش بر غضبش سبقت دارد[6] چه چیزهایی میتواند غضب خدا را افروخته کند؟
این موضوع در اثر تعدّد نافرمانیهای مکرر است. وقتی انسان معصیت روی معصیت انجام داد و از حد گذراند، دیگر رحمت الهی شامل حال او نخواهد شد و گرفتار بلا و عذاب الهی میگردد و چوب خدا وقتی بیاید هیچچیز مانع او نمیشود. چوب خدا از هر چوبی قویتر است و تحمل آن برای انسان بسیار مشکل است؛ بنابراین نباید کاری کنیم که مورد سخط و نقمت خدای رحمان و رحیم قرار گیریم.
در سلوک اگر آداب راه و استاد را رعایت نکنی، دچار گرفتاری و پریشانی میشوی! اگر در انجام دستورات استاد، سستی و تنبلی کنی و نفاق داشته باشی، چوب میخوری. اگر نسبت بهراه و استاد با شبهه جلو بیایی، خودت ضرر میکنی؛ چون با وجود شبهه و شک و تردید، راه بهجایی نمیبری. دقت کنید عزیزان! این هشدارها را جدی بگیرید تا از آسیبها و آفات مصون باشید.
در قرآن کریم میخوانیم امتهای گذشته پیغمبران را تکذیب میکردند یا ایشان را در میان خودشان مهجور میکردند. برخی از انبیا را زنده، قطعهقطعه میکردند؛ وقتی خدا ببیند مردم اينگونه با فرستادههای او عمل میکنند، عذابهای سختی بر آنان نازل میکند. امروز هم وقتی یک روحانی و عالمی در یک روستا میرود و آنجا میخواهد دین خدا را تبلیغ کند و مردم روستا با او همکاری نکنند، ممکن است، یک دفعه غضب خدا شامل مردم آن روستا شود.
باید خیلی مراقب زبان و حرکاتمان باشیم تا درباره اولیای خدا حرفی نزنیم، غیبتی نکنیم، تهمتی نزنیم. مثلاً نباید به مراجع تقلید، علما، مؤمنین، عرفا یا مقام معظم رهبری(مدظله) توهین کنیم. این توهینها و مخالفتها بالاخره دامن شما را میگیرد. این مطلب یک امر اعتقادی است که اهتمام به آن برای سالکین الیاللّه امری ضروری است و حمایت از مسند رفیع زعامت امت اسلامی را بر خود و همه شاگردان فرض میدانم.
اگر شما هم شاگرد ما هستی باید از استاد خودت تبعیت کنی و معتقد، پشتیبان و دعاگوی مقام معظم رهبری(مدظله) باشی. مگر میشود شما سالک باشی و نسبت به رهبری انقلاب، بدبین باشی یا بخواهی خدایناکرده توهین کنی؟! بنده قبلاً هم عرض کردم: کسانی که به رهبری معظم انقلاب(مدظله) اعتقاد و ارادت ندارند از جرگه شاگردان ما خارج هستند.
«بِمَنِّكَ وَ أَيَادِيكَ»؛ بهحق نعمتهاى ظاهرى و باطنیت. قبل از این عبارت، سه درخواست از خدا داشتیم؛ اوّل آنکه مرا رها نکنی تا در معرض معصیتهای تو قرار بگیرم؛ دوّم اینکه مرا با تازیانههای نقمت و بلایت گرفتار نکنی؛ سوّم اینکه مرا از موجبات غضب خودت دور بداری. اکنون میگوید: خدایا! تو منّان هستی، تو حنان هستی، تو دست طولایی در نعمتها داری؛ بههمین جهت از روی منت و احسانت این سه دعا را در حق ما بندگانت اجابت فرما.
عزیزان! اینکه شما وارد سلوک شدید منّت خداست بر شما. اینکه به جلسات سلوکی میآیید و رفقای سلوکی دارید و مشغول اذکار، اربعینیات و مراقبات هستید همه لطف و عنایت خداست که باید قدر بدانید.
اسم «يَا مُنْتَهَى رَغْبَةِ الرَّاغِبِينَ»
«يَا مُنْتَهَى رَغْبَةِ الرَّاغِبِينَ»؛ اى نهایت میل مشتاقان! در پایان یکی از نامهای خدا را که با این درخواستها تناسب دارد آورده است. این نام خیلی معنا دارد. ای خدایی که منتهای آرزوها و هدف نهاییِ اهل رغبت هستی. راغبین در این ماه شریف چه کسانی هستند؟ یک مقدار فکر کنیم اگر من و شما جزء راغبین نیستیم، باید خودمان را درست کنیم.
باید طوری عمل کنیم که این رغبت و میل باطنی ما، تبدیل به شوق، رغبت و عشق الهی شود و همین برای ما منتها و غایت و هدف قرار بگیرد تا بتوانیم با خدای خودمان مناجات کنیم، آن هم این همه مناجاتی که برای ماه رمضان آمده است.
دعای ابوحمزه ثمالی چندین صفحه است، حالا اگر ما نرسیدیم همه دعاها را در سحرگاه بخوانیم، حداقل چند سطرش را بخوانیم و ببینیم در این دعا امام زینالعابدین(علیه السلام) چه فرموده است. حیف است این اوقات بگذرد و ما از فیوضات این ماه محروم بمانیم. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرموده است: «إِنَّ الشَّقِيَ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِيم»؛[7] شقی و بدبخت کسی است که از مغفرت خدا در این ماه شریف محروم بماند.
فرشتگان الهی ندا میدهند و میگویند: بندگان خدا کجایید؟ بیایید سر سفره احسان خدا بنشينيد و با خدای خالق و پروردگار و آفریننده خود در نجوا و مکالمه با او قرار بگیرید. یادی از گذشته و حاضر و آینده خود کنید؛ کجا بودم؟ کجا هستم؟ و به کجا میروم؟ «رَحِمَ اللّه امْرِءً اَعَدَّ لِنَفْسِهِ وَاسْتَعَدَّ لِرَمْسِهِ وَعَلِمَ مِنْ اَيْنَ وَفِى اَيْنَ وَاِلى اَيْنَ»؛[8] خدا رحمت كند كسى را كه براى خود عوامل سعادت ابدى فراهم مىكند و براى زندگى عالم بعد مهيا مىشود و رحمت خدا باد بر انسانى كه بداند از كجا آمده و در كجا آمده و به كجا خواهد رفت.
روزهـا فکر من این است و همه شب سخنـم
کـه چرا غافل از احـوال دل خـویشتنم
از کجــا آمـدهام آمـدنـم بـهر چـه بــود
بــه کجا مـی روم آخر ننـمایی وطـنم[9]
انشاءاللّه روزبهروز لحظه به لحظه رغبت و اشتیاق ما به خداوند متعال زیاد شود.
برگرفته از کتاب نفحات رحمانی
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ج1، ص 277.
[2] . قلم (68)، آیۀ 44و 45.
[3] . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 5، ص 215.
[4]. كلينى، کافی، ج 3، ص 345.
[5]. مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
[6]. «یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ»؛ ای خدایی که همیشه رحمت تو جلوتر از غضبت میباشد. شیخ طوسی، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج2، ص696.
[7]. شیخ صدوق، عيون أخبارالرضا(علیه السلام)، ج1، ص295.
[8]. فیض کاشانی، الوافی، ج1، ص116.
[9]. منتسب به مولوی.

