حمد و حامد و محمود[1]

سورۀ «حمد» را «فاتحه» می‎گویند، چون افتتاح قرآن با این سوره صورت گرفته و از میان 114 سوره، اولین سوره در ابتدای کلام اللّٰه مجید است. می‎فرماید: در آغاز سورۀ «حمد» بعد از «بسم اللّٰه الرحمن الرحیم» کلمه‎ی «الحمد لِلّٰه» آمده است. حال ببینیم سرّ قرار گرفتن «الحمد لِلّٰه» در ابتدای قرآن چیست؟

می‎گوید: به خاطر آن است که انسان توجه کند یک موجود و یک حقیقت بیشتر وجود ندارد؛ چون به نظر علمای ادبیات عرب، «الف و لام» که قبل از «حمد» آمده، «الف و لام» جنس است.

جنس، یعنی لفظِ «الحمد»، تمام انواع حمد را از هر کسی و برای هر کسی که صادر شامل می‎شود تمام آن‌ها را منحصراً برای خداوند قرار می‌دهد؛ یعنی اگر مثلاً شما از گل تعریف کنی، در حقیقت از خداوند تعریف کرده‌ای؛ چون گل، تجلی صفات الهی است.

صفات هم عین ذاتند، پس در حقیقت خود خداوند را ستوده‌ای، هم‌چنین موارد دیگر؛ لذا فرمود: «مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللّٰه(عز و جل)»؛[2] یعنی مخلوق از خود چیزی ندارد. پس شما که از میزبان تشکر می‌کنی با نگاه توحیدی از خالق تشکر کرده‌ای.

«حمد» سه بُعد دارد: نخست: ذکرِ «حمد» و دعاهایی است که در آن‌ها مفاهیم حمد وجود دارد؛ و دوم: عبد خداوند به نام حامد هست که شروع به حمد و ثنای الهی می‎کند و سوم: محمود داریم. «محمود» کیست؟ محمود، خدایی است که مورد حمد و ستایش عبد قرار می‎گیرد. همان‎طور که در عبادت، عابد، عبادت و معبود و در ذکر، ذاکر، ذکر و مذکور وجود دارد، در حمد نیز حامد، حمد و محمود هست.

وقتی می‎گویی: {ٱلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ ٱلْعَالَمِینَ}؛[3] یعنی به این معنا اذعان و اقرار داری که جنس حمد، برای خداست و شما در این وسط هیچ کاره‎ای. درست است که شما به زبان ظاهری و زبان دل حمد خداوند را می‎گویی و ادعیۀ حمد را می‎خوانی، اما وقتی گفتی: تمام «حمد» برای اوست و به او اختصاص دارد؛

یعنی غیر از او هیچ‌چیز دیگری نیست و نفی غیر خدا کرده‌ای؛ پس در هر حالی و از هر کسی به هر وجه و صورت و در هر جایی که حمدی صورت بگیرد مخصوص اوست؛ پس حامد و محمود اوست.

تویی ای عشق فرمانده، تویی ای عشق فرمان‌بر

به‌کاری نیست در عالَم به‌غیر از تو کسی دیگر

تویی آمر تویی ناهی، تویی مأمور و تو مُنهی

تویی محکوم و تو حاکم، تویی سالار و تو لشکر

تویی مشهود و تو شاهد، تویی معبود و تو عابد

تویی مقصود و تو قاصد، تویی سالک تویی رهبر

تویی معروف و تو عارف، تویی بر رازها واقف

تویی بر شهرها عاکف، تویی سیّار بحر و برّ

تویی مذکور و تو ذاکر، تویی مشکور و تو شاکر

تویی محمود و تو حامد، تویی احمد تویی حیدر[4]

شما نیز وقتی حمد خدا را می‎گویی، باید به حقیقت قرآن برسی و حمد خدا را آن‌گونه که خودش خواسته بگویی. وقتی سالک مطلب عرفانی و قرآنی را درک کرد، به آن رسید و واقعیت مطلب را در خودش یافت، آن‎وقت از روی حقیقت، یقین و اطمینان آن را به زبان می‌گوید و برایش لذت دارد؛ و الا اگر انسان مثل طوطی که به او تعلیم می‎دهند و او هم می‎گوید: مامان و بابا، ولی چیزی از معنی آن را نمی‎فهمد ارزشی ندارد.

اگر ما نیز بخواهیم این‌طوری با خداوند صحبت کنیم، که خودمان را یک چیز، عالم را چیزی و خدا را هم جای دیگری ببینیم، چه وقت می‎خواهیم به حقیقت برسیم؟ در حالی که همه‌چیز از اوست و هیچ‌چیز غیر او نیست. این یک واقعیت است! ولی تعدد صور، اوهام و خیال‌ها روپوشی بر حقیقت گذاشته‌اند. این روپوش را بردارید! تا کی حقیقت پوشیده باشد؟!

 

برگرفته از کتاب آفتاب حقیقت شرح رساله نورالوحده خواجه حوراء مغربی(رحمة‌الله)

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دام‌ظله)

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب آفتاب حقیقت

 

 

[1]. خواجه حوراء مغربی(رحمة الله) در رساله نورالوحده می‎گوید: «ای سید! در سورۀ فاتحه که اول قرآن مجید است «الحمد لِلّٰه» واقع شده و معنای آن این است که جنس حامدیت و محمودیت مخصوص اوست؛ یعنی حامد اوست و محمود اوست. به هر حال و به هر صفت و به هر جا و به هر صورت، غیر او حامد و محمودی نیست.»

[2]. «کسی که نعمت دهنده از مخلوقات را شکرگزار نباشد شکر گزار خداوند نیز نخواهد بود»، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج 2، ص 24.

[3]. «حمد، مخصوص پروردگار جهانیان است»، حمد (1)، آیۀ 1.

[4]. دیوان فیض کاشانی، ج 1، ص 295 و 296.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات