توحید و وجه الله
إنّ قوله تعالى فی القرآن الكریم: {فَأَینَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ}[1] أوّل دلیلٍ علی أن ما سواه مرآةٌ له وأنّ الآثار معها مؤثّرها لا تنفكّ عنه ولكن من غیر تجسّمٍ وفی الدّعاء: «اللَهُمَّ أَرِنِی الاشْیآءَ كَمَا هِی».[2] فرمایش خداوند متعال در قرآن کریم: «به هر سو رو کنید، خدا آنجاست»، نخستین دلیلی است بر آنکه ماسوی الله آیینۀ او هستند و اینکه مؤثرِ هر آثاری بدون تجسّم با آن است و از آن جدا نمیشود. در دعا آمده است: خدایا! اشیا را آنطور که هست به من بنمایان.
از نظر عرفان اسلامی و طبق حقیقت توحیدی «وحدت شخصی وجود»، بیش از یک وجود در عالم نیست و آن وجود مقدس حضرت حق(جل جلاله) است.
همۀ ماسوی الله اعم از عالم ماده و مجردات، مظاهر، تجلیات و شؤون آن وجود یگانه هستند و از خود وجود مستقلی ندارند؛ از اینرو خداوند(عز و جل) در آیه بالا میفرماید: به هر جهتی در این عالم نگاه کنید، وجه خدا را میبینید. این آیۀ شریفه دلیل روشنی بر آیینه بودن ماسوی الله است، ولی به معنای تجسّم نیست.
بهر جا راه گم كردم برآوردم ز كویت سر
بهر دلبر كه دادم دل تو بودى حسن آن دلبر
به هر سو چشم بگشادم جمالت جلوه گردیدم
به هر بستر كه بغنودم خیالت یافتم در بر
به هر جایى كه بنشستم تو بودى همنشین من
نظر هرجا كه افكندم تو را دیدم در آن منظر
به هر كارى كه دل بستم تو بودى مقصد و مطلب
به هر یارى كه پیوستم تو بودى همدم و یاور
گر آهنگ حضر كردم تو بودى منزل و مأوا
وگر عزم سفر كردم تو بودى هادى و رهبر
برون از خود نظر كردم تو را بیرون ز خود دیدم
چو سر بردم به جیب خود تو خود بودى به جیب اندر
درون خانه چون رفتم مقیمت یافتم آنجا
چو از خانه برون رفتم مقامت بود خود بر در
ندیدم جز جمال تو ندیدم جز كمال تو
اگر در شهر اگر صحرا اگر در بحر اگر در بر[3]
کیفیت مشاهدۀ وجه الله در کثرات
سؤال این است که وجه خدا چیست؟ چگونه میتوان با نگاه به کثرات عالم ماده در آسمان، زمین، کوه، دشت، بیابان، نباتات، حیوانات، انسانها و اشیا، وجه خدا را مشاهده کرد؟!
در پاسخ میگوییم: هر معلولی دارای علت و هر اثری نشاندهندۀ مؤثر خود است؛ لذا موجودات عالم هم که جامۀ حیات و هستی بر تن دارند، نشان از یک علةالعللِ هستیبخش و حیاتآفرین دارند که آنها را آفریده است؛ بنابراین اگر کسی با دیدۀ انصاف و حقبین به کثرات عالم نگاه کند، باید آنها را وجه خدا ببیند؛
چون مؤثر هر اثری باید همراه آن باشد؛ مثلاً وقتی شما به خورشید نگاه میکنید، باید وجود خداوند(عز و جل) را در آن مشاهده کنید؛ چون خورشید اثر قدرت خداست، همینطور همۀ موجودات عالم نمایانگر آفرینندۀ خود هستند. البته اینکه میگوییم خدا از اثرش جدا نمیشود، به معنای تجسم نیست؛ یعنی همراه بودن و جدا نبودن خداوند از ماسوای خود به معنای همراهی و حضور مادی و جسمانی نیست؛
برای اینکه اولاً ذات حضرت احدیت تجسم بردار نیست، ثانیاً اگر خدا در خورشید و ماه مجسم شود، در آن دو محدود شده و نمیتواند به مخلوقات دیگر احاطه پیدا کند. اینکه در دعا آمده: «اللَهُمَّ أَرِنِی الاشْیآءَ كَمَا هِی»؛[4] خداوندا! اشیا را آنطور كه هست به من بنمایان؛
یعنی حقیقت وجودی آنها را به من نشان بده. به این معنا که اشیا را مستقل از تو نبینیم و آنها را اثر و مظهر تو بدانم. این نگاه همان وحدت وجود اشراقی و معنوی است. البته وحدت وجودی که موجودات ظاهری را خدا بداند، کفر است.
علت اینکه برخی عالمان به سخنان عارفان الهی در وحدت وجود اشکال میکنند، متوجه نشدن منظور عارفان است. آنها باید با باطنشان ارتباط پیدا کنند تا معنای وحدت وجود اشراقی عارفان را بفهمند. عالمان وحدت وجود عرفانی را با وحدت وجود مادی خلط کرده، هر دو را به یک معنا میدانند و خیال میکنند که کفرش از این جهت است و گرنه وحدت وجود نوری و عرفانی که رنگی از تجسم در آن نیست، مشکلی ندارد.
برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. بقره (2)، آیۀ 115.
[2]. صدرالدين شيرازى، شرح أصول الكافي، ج 2، ص 110.
[3]. دیوان فیض کاشانی، ج 2، ص 862 _ 863.
[4]. صدرالدين شيرازى، شرح أصول الكافي، ج 2، ص 110.

