تأثیر تعدیل مزاج در سیر و سلوک (شرح رساله انوار ابن عربی)

ابن‌عربی می‌گوید: «فاعلم ايها الاخ الكريم ان الطرق شتى و طرق الحق مفردة و السالكون طريق الحق افراد و مع ان طريق الحق واحدة فانه يختلف وجوهه باختلاف احوال سالكيه من اعتدال المزاج و انحرافه و ملازمة الباعث و مغیبه و قوة روحانيته و ضعفها و استقامة همتها و ميلها و صحة توجهه و سقمه فمنهم من تجتمع له و منهم من تكون له بعض هذه الاوصاف فقد يكون مطلب الروحانية شريفا و لايساعده المزاج»؛

بدان ای برادر گرامی! همانا راه‌ها متعدد و راه حق یکی است. با این‌که راه حق یکی‌است؛ ولی روش‌های سلوک متفاوت است؛ چون حال سالکین در اعتدال مزاج و عدم اعتدال مزاج مختلف است. گروهی از سالکین اعتدال مزاج را ملازم خود قرار داده و مزاج را در آن حالت حفظ می‌کنند، اما بعضی از سالکین اسباب اعتدال بدن را نمی‌شناسند.

برخی از سالکین روحانیت و معنویت آن‌ها قوی است و بعضی ضعیف و در استقامت داشتن و همت و در توجه داشتن و نداشتن، همه سالکین یکی نیستند؛ پس بعضی از سالکین الی الله صفاتی مثل اعتدال مزاج، انگیزه قوی، روحانیت، استقامت و توجه را با هم در درون خود دارند و بعضی تعدادی از این صفات درون آن‌ها نیست هم‌چنان که بعضی روحانیتشان قوی می‌باشد، اما مزاج با روحانیت آن‌ها مساعدت نمی‌کند.

یکی بودن راه حق

ابن‌عربی می‌گوید: راه‌های انحرافی متعدد و پراکنده است، اما راه حق یکی است: {وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون}؛[1] و [بدانيد] اين است راه راست من؛ پس از آن پيروى كنيد و از راه‌هاى ديگر كه شما را از راه خدا پراكنده مى‌‌سازد پيروى نكنيد اين‌هاست كه [خدا] شما را به آن سفارش كرده است. باشد كه به تقوا گراييد.

عزیزان! وظیفه شما تبعیت از راه مستقیم است. مردم دو گروهند: برخی معتقد به خدا هستند و برخی به هیچ خدایی، اعتقاد ندارند. بعضی اعتقاد به خدا دارند و در زمره ادیان توحیدی هستند و برخی دیگر بیرون از ادیان توحیدی بوده و مشرک و بت‌‌پرستند. پیروان ادیان توحیدی هم هر کدام دین خاصی دارند.

برخی ابراهیمی، گروهی یهودی، عده‌ای مسیحی، جمعی زرتشتی و صائبی و برخی هم اهل اسلام هستند. مسلمانان هم اعمّ از شیعه و سنی فرقه‌های گوناگونی دارند. در میان این همه دین و مذهب فقط یکی در صراط مستقیم قرار دارد و بقیه در انحراف به سر می‌برند.

پیامبر(صل الله علیه و آله) می‌فرماید: «إِنَّ أُمَّةَ مُوسَى(علیه السلام) افْتَرَقَتْ بَعْدَهُ عَلَى إِحْدَى وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ سَبْعُونَ فِي النَّارِ وَ افْتَرَقَتْ أُمَّةُ عِيسَى(علیه السلام) بَعْدَهُ عَلَى اثْنَتَيْنِ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ إِحْدَى وَ سَبْعُونَ فِي النَّارِ وَ إِنَّ أُمَّتِي سَتَفْتَرِقُ بَعْدِي عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِي النَّارِ»؛[2]

به درستی که امت موسی(علیه السلام) بعد از او هفتاد و یک فرقه گردیدند که از آن‌ها یک فرقه اهل نجاتند و هفتاد فرقه دیگر در دوزخند و امت حضرت عیسی(علیه السلام) بعد از وی به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند که یک فرقه آن‌ها اهل نجات و هفتاد و یک فرقه آن در دوزخند و به درستی که امت من بعد از من زود باشد که بر هفتاد و سه فرقه تقسیم شوند که یک فرقه از آن‌ها نجات یافته و هفتاد و دو فرقه آن‌ها در دوزخند.

جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عُذر بِنِه

چون ندیدند حقیقت رَهِ افسانه زدند[3]

طبق این روایت، راه‌‌های انحرافی زیاد و راه حق یکی است؛ بنابراین باید در مسیر صحیح قرار بگیریم.

کثرت روش‌ها در سیر و سلوک

ایشان می‌خواهد بفرماید این‌که ما گفتیم راه حق یکی است این در اصل طریقت است، اما حالا که می‌خواهیم راه حق را بپیماییم تا به حق برسیم، از چه راهی و با چه روشی وارد شویم تا به حقیقت برسیم؟ ابن‌عربی می‌گوید: برای وصول به حق، روش‌ها پراکنده است. می‌بینید که مشایخ طریقت وقتی می‌خواهند افراد را برای وصول الی اللّه تربیت کنند، از روش‌های مختلفی استفاده می‌کنند. «و الطرق إلى اللَّه بعدد أنفاس‏ الخلائق»؛[4] راه‌های رسیدن به خداوند به عدد نفوس خلایق است.

این‌چنین فرمود آن آگاه حق

شد برابر با نفس‌ها راه حق

راه حق باشد مقابل آشکار

با نفس‌های خلایق در شمار

راه‌ها بسیار و مقصدها یکی ست

اختلاف راه لیکن اندکیست

شعبه ها هستند از یک شاهراه

شاه یک تن باشد و بی‌حد سپاه

چون درخت و شاخ‌های بیشمار

یا چو رودی نهرها از هر کنار

هم یکی باشد ره حق هم هزار

معنی آن را بفهم ای هوشیار

راه را در یک ‌جهت باشد گذر

آن جهت را جاده‌ها بی‌حد و مر

گر فتادی از جهت گشتی هلاک

جاده گر شد مختلف از آن چه باک

آن جهت را کیست دانی رهنمای

ره‌نمای مرسلین و اولیای

کاروان‌سالار این راه درست

مصطفی و مجتبی باشد نخست

از قفای آن شه عرش آشیان

حیدر است و یازده فرزند آن[5]

چرا روش‌های وصول الی اللّه مختلف است؟ چون حال سالکان متفاوت است. استاد طریقت که می‌خواهد شاگردانی تربیت کند برای همه نمی‌تواند از یک روش استفاده کند. باید ببیند مراتب و مزاج افراد چگونه است؛ زیرا مزاج‌ها متفاوت است ‏به همین دلیل ابن‌عربی روی اصل مزاج تاکید دارد؛ زیرا بدن مَرکب روح است و باید این مرکب را سالم نگه داشت تا در سیر معنوی ترقی نماید.

ایشان می‌گوید: برخی از سالکان مزاجشان معتدل است که در این صورت از مزاج خوب و مطلوبی بهره‌مندند، اما برخی دیگر از اعتدال مزاج برخودار نیستند و حالشان دگرگون است، گاهی شدت پیدا می‌کند، گاهی ضعف دارد. بعد می‌فرماید: گروهی هستند که اسباب اعتدال مزاجشان را متوجه می‌شوند و آن را ملازم خویش قرار می‌دهند؛ مثلاً از یک خوراک یا آب و هوایی، نشاط خود را به دست می‌آورند؛ به همین دلیل می‌گویند: حالا که حالمان با این وضعیت خاص خوب می‌شود باید ملازم با آن باشیم.

بعضی دیگر باعث و سببی که اعتدال بدنشان را برقرار می‌کند را نمی‌شناسند و بدنشان به هم می‌ریزد، با این حال دنبال باعث و سبب این تغییر حال نیستند؛ بلکه زبان حالشان این است: «هرچه پیش آید خوش آید». اگر این‌گونه باشد که مزاج‌ها متفاوت و دارای شدت و ضعف است، حتماً روش تربیت افراد متفاوت خواهد بود.

تشبیه امور روحی به امور جسمی

محیی‌الدین‌ابن‌عربی مسائل روح را به مسائل جسمی تشبیه می‌کند؛ به همین علت در مسائل روحی می‌گوید: ممکن است فردی از حیث روحی قوی، اما فردی دیگر ضعیف باشد یا فردی همتش خیلی عالی و خوب باشد؛ ولی شخص دیگری از جهت همت آن‌طور که باید کوشا نباشد. هم‌چنین ممکن است فردی اهل توجه قلبی باشد و یکی هم اهل توجه نباشد؛ بنابراین در مسائل باطنی هم اختلاف و دگرگونی وجود دارد، در این صورت استادی می‌خواهد که افراد را تربیت کند.

ابن‌عربی می‌فرماید: در برخی سالکان ممکن است همه صفات مثبتی که گفته شد وجود داشته باشد؛ یعنی هم روحانیتشان قوی باشد هم همتشان و هم توجهات قلبی‌شان. برخی هم ممکن است پاره‌ای از این صفات را دارا باشند و بعضی را فاقد باشند.

سپس می‌فرماید: بعضی که روحانیتشان قوی، اما مزاجشان ضعیف باشد، در این صورت مزاجشان با روحانیت قوی ایشان مساعدت و همراهی نمی‌کند. عزیزان! اعتدال مزاج برای سالک خیلی واجب و ضروری است. اگر مزاج غیر معتدل باشد در مسائل معنوی و روحی کم می‌آورد و سیرش کُند خواهد بود و ممکن است صدمه ببیند و از سیر باز بماند.

 

برگرفته از کتاب تجلی انوار شرح «رساله انوار محی الدین ابن عربی»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)

 

علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب تجلی انوار

 

 

[1]. انعام (6)، آیه 153.

[2]. شیخ صدوق، الخصال، ج‏2، ص585.

[3] . دیوان حافظ، غزل 184.

[4]. این جمله در منابع حدیثی معتبر و معروف شیعه وجود ندارد. فقط بعضی از حکما و عرفا آن را نقل کرده‌اند. از جمله ملا محسن فیض کاشانی در کتاب الوافی ج 4، ص 59.

[5] . ملا احمد نراقی، مثنوی طاقدیس، ص 206.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات