افراط و تفریط در تربیت فرزند

درباره فرزندان نباید افراط و تفریط کنیم. «افراط»؛ یعنی زیاده‌روی. «تفریط»؛ یعنی کوتاهی. تفریط کردن درباره فرزند؛ یعنی در امر تربیت فرزند، شانه خالی کرده و بگذاریم فرزند صرفاً با شرایط محیط رشد و تربیت یابد. برخی‌ بچه‌هایشان را به کوچه و خیابان می‌فرستند تا با بچه‌های دیگر معاشرت داشته باشند بدون این‌که هیچ مدیریت و نظارت درستی داشته باشند.

معلوم نیست چنین فرزندانی اخلاق و تربیتشان برای آینده چگونه باشد. با چنین عدم تدبیری، حق تربیتی فرزند ضایع می‌شود و در قیامت مورد مؤاخذه خداوند(عز و جل) قرار می‌گیرد و به این بنده‌اش می‌گوید: من امانتی به تو داده بودم، باید او را حفظ کرده و خوب تربیت می‌کردی، نباید می‌گذاشتی ضایع، فاسق و فاجر شود.

خداوند(عز و جل) حق دارد ما را مؤاخذه کند و به ما بگوید: به شما پدر و مادر دستورالعمل داده بودم و روش تعلیم و تربیت فرزند، در قرآن، احادیث اهل بیت(علیهم السلام) و رساله‌های فقهی علما بیان شده بود؛ چرا درباره اصول و فروع دین، عقاید، احکام و اخلاق فرزندان خود کوتاهی کردید؟ پدر و مادر در برابر خداوند باید جواب بدهند.

«رُوِيَ عَنِ النَّبِيِ(ص) أنَّهُ نَظَرَ إلى بَعضِ الأطفالِ فَقالَ : وَيلٌ لِأَولادِ آخِرِ الزَّمانِ مِن آبائِهِم. فَقيلَ : يا رَسولَ اللّه مِن آبائِهِمُ المُشرِكينَ؟ فَقالَ : لا، مِن آبائِهِمُ المُؤمِنينَ ؛ لا يُعَلِّمونَهُم شَيئا مِنَ الفَرائِضِ، و إذا تَعلَّموا أولادُهُم مَنَعوهُم، و رَضوا عَنهُم بِعَرَضٍ يَسيرٍ مِنَ الدُّنيا، فَأنا مِنهُم بَرِيء، و هُم مِنِّي بُرآءٌ»؛[1]

روايت شده كه پيامبر(ص) به برخى كودكان، نگاه كرده و فرمود: واى بر كودكان آخر زمان از دست پدرانشان. گفته شد: اى پيامبر خدا! از پدران مشركشان؟ فرمود: نه، از پدران مؤمنشان كه چيزى از واجبات را به آنان نمى‌آموزند و چون فرزندانشان، خود بياموزند، آنان را باز مى‌دارند و نسبت به آنان از [داشتن] چيز اندكى از دنيا راضى مى‌شوند. من از آنان بيزارم و آنان از من بيزارند.

اما اگر پدر و مادر به دستورات تربیتی اسلام عمل کنند، اجر بزرگی نزد خداوند متعال خواهند داشت. فرزند صالح در حقیقت صدقه جاریه و باقیات الصالحات برای والدین است. {الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ}؛[2]

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «لَيْسَ‏ يَتْبَعُ‏ الرَّجُلَ‏ بَعْدَ مَوْتِهِ‏ مِنَ‏ الْأَجْرِ إِلَّا ثَلَاثُ خِصَالٍ صَدَقَةٌ أَجْرَاهَا فِي حَيَاتِهِ فَهِيَ تَجْرِي بَعْدَ مَوْتِهِ وَ سُنَّةُ هُدًى سَنَّهَا فَهِيَ يُعْمَلُ بِهَا بَعْدَ مَوْتِهِ أَوْ وَلَدٌ صَالِحٌ يَدْعُو لَهُ»؛[3] انسان پس از مرگش هيچ پاداشى نمى‌برد جز از سه طريق: عمل خيرى كه در زمان حياتش آن را انجام داده بود كه پس از مرگش نيز باقی‌مانده است و سنت هدايتى كه آن را بنا نهاده بود و پس از مرگش ديگران به آن عمل مى‌كنند، يا فرزند صالحى كه برايش دعا كند؛

پس ای سالک! باید در تربیت اسلامی فرزندت کوشا باشی.

با حیا بودن

ممکن است بعضی از فرزندان از همان کودکی با عفت، محجوب و با‌حیا باشند. از چهره، رفت‌ و آمد، صحبت‌ها و نشست و برخاست کودک معلوم است که با شرم وحیاست و اهل حرف زشت زدن و مانند این‌ها نیست. ایشان می‌فرماید: اگر بچه از اصل و ریشه با‌حیا بود؛ مثلاً خجالت می‌کشد و حرف زیاد نمی‌زند، شرور نیست و شیطنت ندارد، این نشان‌دهنده کمال عقل اوست. در روایتِ عقل، حیا و دین را همراه هم بیان می‌کند.

«عَنْ عَلِيٍّ (علیه السلام) قَالَ: هَبَطَ جَبْرَئِيلُ عَلَى آدَمَ(علیه السلام) فَقَالَ يَا آدَمُ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أُخَيِّرَكَ وَاحِدَةً مِنْ ثَلَاثٍ فَاخْتَرْهَا وَ دَعِ اثْنَتَيْنِ فَقَالَ لَهُ آدَمُ يَا جَبْرَئِيلُ وَ مَا الثَّلَاثُ فَقَالَ الْعَقْلُ وَ الْحَيَاءُ وَ الدِّينُ فَقَالَ آدَمُ إِنِّي قَدِ اخْتَرْتُ الْعَقْلَ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ لِلْحَيَاءِ وَ الدِّينِ انْصَرِفَا وَ دَعَاهُ فَقَالا يَا جَبْرَئِيلُ إِنَّا أُمِرْنَا أَنْ نَكُونَ مَعَ الْعَقْلِ حَيْثُ كَانَ قَالَ فَشَأْنَكُمَا وَ عَرَجَ»؛[4]

امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: جبرئیل به نزد آدم(علیه السلام) آمد و گفت: ای آدم! به من دستور داده شده شما را مخیر کنم که از بین سه چیز یکی را قبول کنی. آدم(علیه السلام) به جبرئیل گفت: آن سه مورد چیست؟ جبرئیل گفت: عقل، حیا و دین. آدم گفت: عقل را قبول کردم. جبرئیل به حیا و دین گفت: بروید و او را رها کنید. حیا و دین گفتند: ما مأموریم هر کجا عقل بود ما هم باشیم. جبرئیل گفت: شأن شما همین است و عروج کرد. ناصر خسرو این مطلب را به خوبی بیان کرده است.

چون دین و خرد هستمان چه باک است

گر ملکت دنیا به‌دست ما نیست

شرم از اثر عقل و اصل دین است

دین نیست تو را گر تو را حیا نیست[5]

 جدیت در تربیت کودک

وقتی‌خداوند فرزند با‌حیا و عاقل به پدر و مادر داده است، باید جدیت کنند و در حفظ و تربیت او کوتاهی نکنند تا در معاشرت با بچه‌های دیگر ضایع و فاسد نشوند؛ چون هنوز ابتدای  کودکی‌ او است. کودک مثل جوان نیست که با دیگران ارتباط داشته باشد، سنی از او گذشته باشد و نشود با او صحبت کرد. در نفس بچه از امور خوب و بد، نقشی ثابت درست نشده و دل او صاف و ساده است.

او نمی‌تواند مثل جوان راه و تفکری برای خودش داشته باشد؛ یعنی پدر و مادر می‌توانند مربی و معلم او شده و او را به‌‌راه صحیح و درست هدایت کنند. در روایتی آمده است: «أکرِمُوا أولادَکُم و أحسِنُوا آدابَهُم»؛[6] به فرزندان خود احترام بگذارید و آن‌ها را نیکو تربیت کنید.

امام صادق(علیه السلام) درباره اهمیت تربیت کودک می‌فرماید: «إنَّ خَیرَ ما وَرَّثَ الآباءُ لأِبنائِهِم الأدَبُ لاَ المالُ»؛[7]‏ بهترین ارثى که پدران براى فرزندان باقى مى‏گذارند، ادب است نه مال و اموال. یکی از دعاهای امام سجاد(علیه السلام) در صحیفه سجادیه درخواست تربیت فرزند است که از خداوند طلب یاری می‌کند «وَأعِنّی عَلى تَربِیَتِهِم و بِرِّهِم»؛‏[8] خدایا ! مرا در تربیت و نیکى به فرزندان یارى فرما.

ترغیب بر آداب شرعی

اولین برنامه این است که تربیت فرزند، بر اساس آداب اسلامی باشد. آدابی را که در فقه و سنت‌ پیغمبر(ص) آمده است به فرزند تعلیم داد. این آداب در کتاب‌های مختلف، در رساله توضیح المسائل و در کتاب‌های درسی آموزش و پرورش آمده است. چون کودک توجه کافی ندارد، باید با او صحبت کرد و یکی یکی آداب و دستورات شریعت را برایش برشمرد؛ یعنی اصول، فروع و احکام دین به زبانی ساده و کودکانه بیان شود تا کودک متوجه شده و بتواند عمل کند.

البته این مطلب زمانی تحقق پذیر است که پدر و مادر خودشان با آداب اولیه اسلامی آشنا باشند؛ بنابراین خانواده سالک باید با کتاب‌هایی، مثل حلیة المتقین و قسمت آداب و سنن بحارالانوار علامه مجلسی(ره)، سنن النبی علامه طباطبایی(ره)، و…، انس داشته و آن‌ها را بخوانند و با عمل کردن، آن‌ها را به فرزندان منتقل کنند.

از جمله مطالبی که در این کتاب‌ها آمده نحوه سلام کردن و جواب سلام دادن، مصافحه و معانقه کردن، عطسه زدن و به‌خیر گرفتن آن، آروغ زدن، آب بینی و دهان، آداب بیت الخلاء، مسواک زدن، آداب غذا خوردن و نوشیدن آب، حدّ و اندازه شوخی و خنده، رفت و آمد با مردم، آداب لباس پوشیدن، آداب نظافت و حمام رفتن، صدقه دادن، تلاوت قرآن و … است. که این مسائل را بچه‌های مسلمان و مؤمن باید یاد بگیرند.

 مدح خوبان

دومین برنامه عبارت است از داستان انبیایی که در قرآن یا روایات آمده؟؛ مثل داستان‌های حضرت نوح، ابراهیم، هود، صالح، سلیمان و قصه‌های پیامبر اکرم و اهل‌بیت او(علیهم السلام) که در کتاب‌ها نوشته شده برای بچه‌ها بیان شود.

هم‌چنین داستان‌های یاران پیامبران، اصحاب امامان، بزرگان دین، علما، عرفا، انسان‌های صالح و بچه‌هایی که اخلاق و رفتارشان خوب است را برای کودک بگویند و در پایان داستان‌ها، نتیجه عملی آن ‌را مکرر تذکر دهند تا علاوه بر آشنایی و الگوگیری از خوبان، عادت بر مدح آنان کنند.

 

 

برگرفته از کتاب سبک زندگی سلوکی شرح «تذکرة المتقین آیت الله حاج شیخ محمد بهاری همدانی (ره)»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)

 

علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب سبک زندگی سلوکی

 

[1] . آیت الله بروجردی، جامع احادیث الشیعة، ج26، 850.

[2] . کهف(18)، آیه 46.

[3]. شیخ کلینی، كافی، ج‏7، ص 56.

[4]. شیخ صدوق، امالی، ص 672.

[5]. ناصر خسرو، دیوان اشعار، قصاید، شمارۀ 31.

[6] . شیخ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص222.

[7] .شیخ کلینی، کافی، ج8، ص150.

[8] . صحیفه سجادیه، ص120.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات