راه دستیابی به لذت و شیرینی ذکر خدا
{كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ}؛[1] هر جاندارى چشنده مرگ خواهد بود؛ سپس به سوى ما بازگردانده مىشويد. در عبارت فوق از خداوند چشیدن شیرینیِ ذکرش درخواست شده است. لذت و شیرینی امور مادی با حواس پنجگانه تحقق مییابد؛ اما لذت و شیرینی امور معنوی و روحانی را نفس آدمی بدون واسطه حواس مادی و با تمام وجودش درک میکند.
برخی بدون عجله و با طمأنینه ذکر میگویند تا از ذکر الهی لذت برده و شیرینی آن را بچشند؛ مثل کسی که لقمه غذا را در دهانش میگذارد و درست میجَوَد، کاملاً توجه دارد و حواسش جای دیگری نیست، حتی با طرف مقابلش حرف نمیزند؛ برای اینکه بفهمد چه چیزی دارد میخورد، حواسش جمع خوردن است؛ با تفکر و تذکر الهی غذایش را میخورد تا برایش نور شود و دلش را روشن کند. اذکار الهی هم اینچنین است، نباید آن را بدون توجه و تفکر انجام داد.
اما آنکه با عجله ذکر را لقلقه زبان کرده و مثل کسی که لقمههای غذا را سریع و پشت سرهم میخورد، بدون اینکه از غذا خوردن چیزی بفهمد، از ذکر پروردگار لذتی نمیبرد؛ بنابراین ذکر به دو صورت است: 1. ذکر با حلاوت و نشاط؛ 2. ذکر از روی بیحوصلگی و بیتوجهی. در همین زمینه به نکات زیر توجه نمایید:
1. برتری لذت معنوی
لذتهای اخروی و معنوی از لذتهای مادی و دنیوی برترند. بههمین جهت انسان عاقل سراغ لذت برتر میرود و آن را ترجیح میدهد؛ اما اینکه چرا لذتهای معنوی و اخروی در مقایسه با لذتهای مادی و دنیوی برتری دارند به دو دلیل است:
اول اینکه لذتهای دنیوی زودگذر است؛ یعنی دوام ندارد، از یک لحظه گرفته تا چند ساعت و چند روز و چند ماه و چند سال است، خیلی که دوام داشته باشد با مرگ انسان پایان میپذیرد. در مقابل، لذتهای معنوی در دنیا و آخرت ادامه دارد. لذات دنیوی، علاوه بر دوام نداشتن، شدت و عمق هم ندارند در حالیکه لذتهای اخروی شدید و عمیق است.[2] بنابراین باید سراغ لذات برتر، پایدارتر و عمیق برویم.
اگر شیرینی لذات معنوی را بچشیم، دیگر لذات دنیوی را لذت بهحساب نیاورده و حاضر نبوده وقت خود را صرف این لذات زودگذر کنیم. بههمین جهت در دعا آمده که «إلهی من ذا الذی ذاق حلاوة محبتک فرام منک بدلا»؛[3] معبودم! کیست آنکه شیرینی محبّتت را چشید. پس بهجای تو دیگری را برگزید؟
اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر شهوت نفس، لذت نخوانی[4]
2. راه تحصیل لذت یاد خدا
سؤالی که ذهن را مشغول میکند این است که چه کنیم تا از یاد و ذکر خدا لذت ببریم و عبادت و مناجات ما با لذت همراه باشد نه با کسالت و بیحالی؟ آنچه از سخنان گهربار اهلبیت(علیهم السلام) به ما رسیده و سبب میشود که از عبادت و ذکر خداوند لذت ببریم این است که از هواهای نفسانی پیروی نکنیم. «کَیْفَ یَجِدُ لَذَّةَ الْعِبَادَة مَنْ لا یَصُومُ عَنِ الْهَوَی»؛[5] چگونه لذت عبادت را بچشد کسی که از هوی و هوس باز نمیایستد. ممکن نیست حلاوت و لذت ذکر خدا با پیروی از هوای نفسانی جمع شود.
در روایت دیگری، حضرت عیسی(علیه السلام) با تأکید میفرماید: «بِحَقٍّ أَقُولُ لَكُمْ إِنَّهُ كَمَا يَنْظُرُ الْمَرِيضُ إِلَى طِيبِ الطَّعَامِ فَلَا يَلْتَذُّهُ مَعَ مَا يَجِدُهُ مِنْ شِدَّةِ الْوَجَعِ كَذَلِكَ صَاحِبُ الدُّنْيَا لَا يَلْتَذُّ بِالْعِبَادَةِ وَ لَا يَجِدُ حَلَاوَتَهَا مَعَ مَا يَجِدُ مِنْ حُبِّ الْمَال»؛[6]
حقيقتى را به شما بگويم: همانگونه كه شخص بيمار به خوراک خوب و خوشمزه مىنگرد؛ اما بهسبب درد شديدى كه دارد از آن لذتى نمىبرد؛ اهل دنیا نيز بهسبب مال دوستیاش از عبادت لذت نمىبرد و طعم شيرين آن را نمىچشد.
بنابراین برای لذت بردن از ذکر خدا باید ذائقه خودمان را درست کنیم و درست شدن ذائقه هم در ترک هوای نفس و معاصی است. امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «طَلَبْتُ حَلَاوَةَ الْعِبَادَةِ فَوَجَدْتُهَا فِي تَرْكِ الْمَعْصِيَة»؛[7] شیرینی و لذت عبادت را جستوجو نمودم؛ پس آن را در ترک گناه یافتم.
لذت نبردن از یاد خدا به نوعی عذاب الهی است و برخی گرفتار این عذاب هستند و متوجه نیستند؛ مثل کسی که جایی سرمایهگذاری میکند که در آینده، کاملاً مغبون واقع میشود؛ ولی خبر ندارد و برعکس خوشحال هم است که در حال سود کردن است.
عشق بازی کار هر شیاد نیست
این شکار، دام هر صیاد نیست
عاشقی را قابلیت لازم است
طالب حق را حقیقت لازم است[8]
آنهایی که به حقیقت ذکر الهی دست یافتند دیگر از هر لذت و شادی که غیر از لذت یاد خدا باشد، گریزان هستند و از لذتهایی که بدون یاد خدا بر آنها گذشته استغفار میکنند. «استغفراللّه من کل لذةٍ بغیر ذکرک»؛[9] و از هر لذتی به جز ذکر تو پوزش میجویم.
برگرفته از کتاب نفحات رحمانی
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. عنکبوت (29)، آیه 57.
[2]. محمد تقی مصباح یزدی، سجادههای سلوک، ج 1، ص 150 و 151.
[3]. مفاتیح الجنان، مناجات خمس عشر، مناجات محبین.
[4]. سعدی شیرازی، کلیات، ص 915.
[5]. تميمى آمدى، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص ۱۹۹.
[6]. ابن شعبه حرانى، تحف العقول، ص 507.
[7]. حسين بن محمد تقىنورى، مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۳.
[8] . دیوان ناصرالدین شاه، ص 125.
[9]. مفاتیح الجنان، مناجات ذاکرین.

