اهمیت نماز های نافله یومیه در سیر و سلوک
نمازهای نافله در آیات قرآن بیان شده است: (اَلَّذینَ هُم عَلی صَلاتِهِم داَئِمُونَ)؛[1] آنها كه نمازها را پيوسته بهجا مىآورند. «عن الفضيل قال: سألت أبا جعفر(علیه السلام) عن قول اللّه(عز و جل) (اَلَّذینَ هُم عَلی صَلاتِهِم يُحَافِظوُنَ)؛[2] قال هي الفريضة قلت (اَلَّذینَ هُم عَلی صَلاتِهِم دَائِموُنَ)؛[3] قال هي النافلة»؛[4] راوی گوید: از امام باقر(علیه السلام) درباره آیه «کسانی که بر نمازشان محافظت میکنند» پرسیدم: فرمود: منظور نماز واجب است. از آیه «آنها که نمازها را پیوسته بهجا میآورند» پرسیدم: فرمود: منظور نماز نافله است.
نافله مغرب و صبح در آیات آمده است. (وَ مِنَ الَّیلِ فَسَبِّحهُ وَ أَدبَارَ السُّجُودِ)؛[5] و در بخشى از شب او را تسبيح كن، و بعد از سجدهها! (وَمِنَ الَّیلِ فَسَبِّحهُ وَ إِدبَارَ النُّجُومِ)؛[6] (همچنين) به هنگام شب او را تسبيح كن و به هنگام پشت كردن ستارگان (و طلوع صبح). «عن الرضا(علیه السلام) قال: أدبار السجود أربع ركعات بعد المغرب و إدبار النجوم ركعتين قبل صلاة الصبح»؛[7] امام رضا(علیه السلام) فرمود: ادبار سجود چهار رکعت بعد از نماز مغرب و ادبار نجوم دو رکعت قبل از نماز صبح است.
نمازهای نافله باعث تقرب میشود: «عن أبي الحسن(علیه السلام) قال: صلاة النوافل قربان كل مؤمن»؛[8] امام کاظم(علیه السلام) فرمود: نماز نافله باعث تقرب هر مؤمن است.
با نماز نافله زبان، گوش و چشم انسان خدایی میشود. «عن أبي جعفر(علیه السلام) في حديث إن اللّه؟ج؟ قال: ما يتقرب إلي عبد من عبادي بشيء أحب إلي مما افترضت عليه و إنه ليتقرب إلي بالنافلة حتى أحبه فإذا أحببتهكنت سمعه الذي يسمع به و بصره الذي يبصر به و لسانه الذي ينطق به و يده التي يبطش بها إن دعاني أجبته و إن سألني أعطيته»؛[9]
امام باقر(علیه السلام) در حدیثی فرمود خداوند(عز و جل) میفرماید: بنده من به چیزی همانند آنچه بر او واجب کردم به من نزدیک نمیشود و بنده من به وسیله نوافل به من تقرب میجوید تا او را دوست بدارم؛ پس زمانی که او را دوست بدارم گوش او میشوم که با آن میشنود و چشم او میشوم که با آن میبیند و زبان او میشوم که با آن حرف میزند و دست او میشوم که با آن کار میکند اگر من را بخواند جوابش را میدهم و اگر از من درخواست کند به او عطا میکنم.
نماز نافله تکمیل کننده نماز واجب است. «عن أبي جعفر(علیه السلام) قال: إن العبد ليرفع له من صلاته نصفها أو ثلثها أو ربعها أو خمسها فما يرفع له إلا ما أقبل عليه منها بقلبه و إنما أمرنا بالنافلة ليتم لهم بها ما نقصوا من الفريضة»؛[10] امام باقر(علیه السلام) فرمود: نصف، یک سوم، یک چهارم یا یک پنجم نماز بنده بالا میرود. آن مقدار از نماز که حضور قلب داشته باشد بالا میرود و ما امر به نافله کردیم تا به وسیله نافله نواقص نماز واجب جبران گردد.
نافله شب و نافله ظهر از سفارشات پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به امام علی(علیه السلام) است.«عن أبي عبد اللّه(علیه السلام) قال: قال النبي(صلی الله علیه و آله و سلم) لعلي(علیه السلام) أوصيك في نفسك بخصال فاحفظها ثم قال اللهم أعنه إلى أن قال و عليك بصلاة الليل و عليك بصلاة الليل و عليك بصلاة الليل و عليك بصلاة الزوال و عليك بصلاة الزوال و عليك بصلاة الزوال»؛[11]
امام صادق(علیه السلام) فرمود: پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) وصیتهایی به علی(علیه السلام) فرمودند و بر محافظت بر آن وصایا تأکید کردند سپس فرمودند خدایا او را کمک کن … سه مرتبه فرمودند: بر تو باد به نافله شب و سه مرتبه فرمودند: بر تو باد به نافله ظهر.
هر گنج سعادت كه خدا داد بحافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود[12]
قضای نافله
نوافل آنقدر اهمیت دارد که اگر موفق به ادای نوافل نشد قضای آن را بهجا آورد. «قال رسول اللّه(صلی الله علیه و آله و سلم) إن اللّه ليباهي ملائكته بالعبد يقضي صلاة الليل بالنهار فيقول يا ملائكتي انظروا إلى عبدي يقضي ما لم أفترضه عليه أشهدكم أني قد غفرت له»؛[13] پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند به سبب بندهای که نماز شب را قضا میکند بر ملائکه مباهات میکند میفرماید: ای ملائکه من به بندهام نگاه کنید آنچه بر او واجب نکردم قضای آن را بهجا میآورد، شاهد باشید او را بخشیدم.
در بیان امام سجاد(علیه السلام) مداومت بر عمل و قضای نماز شب آمده است. «عن أبي عبد اللّه(علیه السلام) قال: كان علي بن الحسين(علیه السلام) يقول إني لأحب أن أدوم على العمل و إن قَلّ قال قلنا نقضي صلاة الليل بالنهار في السفر قال نعم»؛[14] امام صادق(علیه السلام) فرمود: امام سجاد(علیه السلام) همواره میفرمود: من مداومت بر عمل را دوست دارم اگر چه آن عمل اندک باشد. از امام سؤال شد در مسافرت قضای نماز شب را در روز بهجا بیاورم فرمود:بله.
روش خواندن نوافل روزانه
نوافل یومیه عبارت است از هشت رکعت برای نماز ظهر قبل از نماز ظهر. و هشت رکعت برای نماز عصر قبل از نماز عصر. و چهار رکعت برای نماز مغرب بعد از آن. و دو رکعت نشسته برای نماز عشا بعد از آن که یک رکعت محسوب میشود و نام آن وتیره است و وقت آن تا وقت صاحب آن (نماز عشا) میباشد.
و دو رکعت برای نماز صبح قبل از آن و وقت این دو رکعت از فجر اول (سپیدۀ کاذب) است و تا موقعی که به اندازه خواندن نماز صبح به طلوع خورشید مانده باشد ادامه دارد و جایز است با نماز شب قبل از طلوع فجر اول (سپیده کاذب) و لو در نصف شب خوانده شود و حتی بعید نیست که وقت نافله نماز صبح بعد از گذشتن مقدار وقت خواندن نماز شب از نیمه شب باشد، ولیکن احتیاط (مستحب) آن است که قبل از فجر اول خوانده نشود مگر آن که با نماز شب خوانده شود.
و یازده رکعت نافله شب است که هشت رکعت آن نماز شب سپس دو رکعت نماز شفع و بعد از آن یک رکعت نماز وتر است و نماز وتر با نماز شفع با فضیلتترین قسمت نماز شب است و نافله نماز صبح از وتر و شفع، افضل است.
و اکتفای به نماز شفع و وتر بلکه در تنگی وقت به خصوص نماز وتر جایز است، ولی خواندن تنها نماز وتر در غیر تنگی وقت باید به قصد رجاء باشد. و وقت نافله شب از نصف شب تا سپیده صادق است و سحر افضل از بقیه است و سحر تمام ثلث آخر شب است و با فضیلتترین قسمت آن، زمانی است که نزدیک به سپیده صادق باشد و افضل از آن، آن است که یازده رکعت بر تمام وقت نافله شب تقسیم شود، چنانکه روش پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین بود؛
بنابراین تعداد نوافل -با یک رکعت شمردن وتیره- سی و چهار رکعت میشود که دو برابر عدد رکعات نمازهای یومیه است. و در مسافرتی که موجب قصر است، هشت رکعت نافله ظهر و هشت رکعت عصر ساقط میشود ولی بقیه نوافل باقی میماند. و احتیاط (مستحب) آن است که وتیره به قصد رجاء خوانده شود.[15]
نهی از ترک نوافل
فیض(رحمة الله علیه) از سی و چهار رکعت نمازهای نافله، چهار رکعت از نافله عصر و دو رکعت از نافله مغرب و دو رکعت نافله عشاء را استثنا میکند -مستحب است در رکعت اول وتیره، سوره واقعه قرائت بشود- در این سه مورد ایشان فرموده است: اگر عذر شرعی هم نداشته باشید میتوانید در حال اختیار ترک کنید ولی نظر ما این است که نباید بین اینها و اصل نوافل فرق گذاشت؛ یعنی کل سی و چهار رکعت مورد نظر است.
برگرفته از کتاب توشه سالکان
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. معارج (70)، آیه 23
[2]. همان، آیه 34.
[3]. معارج (70)، آیه 23.
.[4] شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، ج 4، ص 70.
[5]. ق (50)، آیه 40.
[6]. طور (52)، آیه 49.
.[7] شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، ج 4، ص 104.
.[10] شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، ج 4، ص 71.
[12]. حافظ شیرازی، دیوان حافظ، ص 340.
[13]. همان، ص 77.
[15]. امام خمینی، تحریر الوسیله، ج 1، ص 151.





