سقط جنین در یهودیت

در تورات، به سقط عمدی جنین اشاره‌ای نشده است. سقط جنین عمدی برای نخستین‌بار در میشنا[1] مطرح شده و در مکتوبات و مراجع بعدی یهودی به آن توجهی تامّ شده است. برای تبیین بهتر موضوع، این مسئله را در چند محور پی می‌گیریم.

الف. سقط ناخواسته جنین

تنها موردی که تورات به سقط جنین اشاره کرده است، جایی است که در جریان نزاع، جنین یک زن سقط شود: «اگر مردم جنگ کنند و زنی حامله را بزنند و اولاد او سقط گردد و ضرری دیگری وارد نشود، البته غرامتی بدهد موافق آن‌چه شوهر زن بدو گذارد و به حضور داوران ادا نماید و اگر اذیتی (صدمه‌ای) دیگر حاصل شود، آن‌گاه جان به عوض جان بده، و چشم به عوض چشم، و دندان به عوض دندان، و دست به عوض دست، و پا به عوض پا، و داغ به عوض داغ، و زخم به عوض زخم و لطمه به عوض لطمه.»[2]

بر اساس آیات فوق در صورتی که فقط جنین سقط شود، ساقط‌کنندۀ جنین باید جبران خسارت کند و مبلغی در دادگاه به شوهر زن بپردازد. اما دربارۀ بخش دوم آیه که فرض آسیب و صدمۀ فرد دیگر را ترسیم می‌کند، بین محققان یهودی بحث و اختلاف نظر وجود دارد:

1.در ترجمه یونانی کتاب مقدس یهودی که به نام هفتادگانی یا سبعینیه[3] معروف است، واژۀ «صدمه» دربارۀ جنین به کار رفته است. مطابق این برداشت، شقّ اولِ مطرح‌شده در آیات فوق ناظر به جایی است که جنین هنوز شکل کامل خود را نیافته است (برای این فرض مجازات نقدی در نظر گرفته می‌شود)، و شق دوم ناظر به اسقاط جنینی است که شکل کامل خود را یافته است (و برای آن مجازات قصاص لحاظ می‌شود).

فیلون، فیلسوف یهودی، به صراحت اعلام می‌کند که می‌توان برای ساقط‌کنندۀ چنین جنینی مجازات مرگ را در نظر گرفت.[4] در برخی دیگر از تفاسیر و از جمله تفاسیر فرقه قرائیم[5] نیز این نظر پذیرفته شده است.

2.برخلاف نظر فوق، محققان تلمودی[6] معتقدند که واژۀ «صدمه» در آیات فوق اشاره است به زن نه جنین؛ به این معنا که اگر فقط جنین وی سقط شود، ساقط‌کننده باید جزای نقدی بپردازد؛ ولی اگر به خود زن نیز آسیب برسد، ضارب متناسب با آن آسیب قصاص می‌شود. یوسفوس، مورخ یهودی، که همین رأی را پذیرفته است می‌نویسد: «اگر کسی به زنی لگد بزند و در نتیجه جنین زن سقط شود، باید به خاطر «کاهش جمعیت» جریمۀ نقدی بپردازد؛ همچنین باید به شوهر زن نیز دیۀ مالی پرداخت کند، و اگر زن در اثر این ضربه بمیرد، ضارب باید کشته شود.»[7]

مطالعۀ سقط جنین در قوانین شرق باستان می‌تواند فضای حاکم بر قوانین یهودی را تا حدودی روشن کند. بر اساس این مجموعه قوانین، مجازات ضرب و جرحی که باعث سقط جنین می‌شد، مجازات مالی و گاهی نیز شلاق بود؛ اما مجازات مرگ برای این کار اعمال نمی‌شد. در قانون نامۀ حمورابی در دو مادۀ 209 و 210 عباراتی شبیه آیات تورات آمده است: «اگر مردی زنی را زد و باعث شد که جنین او سقط شود، او باید ده شِکِل نقره برای جنین او بپردازد. اگر زن بمیرد، واردکنندۀ ضربه باید کشته شود.»[8]

ب. سقط عمدی جنین

در تلمود سقط جنین، قتل عمد تلقی نشده و از این‌رو برای ساقط‌کنندۀ جنین مجازات قصاص در نظر گرفته نشده است.[9] با این همه، سقط جنین ممنوع است. محققان، ممنوعیت سقط جنین را با استفاده از قیاس اولویت، از قوانین مربوط به جلوگیری از بارداری، جماع منقطع، یا داشتن رابطۀ جنسی با همسر در وقتی که احتمال آسیب به جنین او وجود دارد استنباط کرده‌اند؛ چرا که بر اساس تلمود، انجام چنین اعمالی گناه است و چنین گناهکاری «خونریز» شمرده شده است.[10]

پس اگر کسی که، برای مثال، با جماع منقطع باعث می‌شود که نطفه‌ای شکل نگیرد، مجرم است، بنابراین کسی که چنین موجودی را از بین ببرد به طریق اولی مجرم خواهد بود. به نظر می‌رسد این گفتۀ یوسفوس نیز اشاره به همین مطلب باشد:«شریعت به پرورش همۀ فرزندان فرمان داده است و زنان را از سقط جنین یا از بین‌بردن نطفه منع کرده است. زنی که چنین کند قاتل فرزندان شمرده می‌شود؛ زیرا باعث از بین‌رفتن یک نفس و کاهش افراد خانوادۀ مرد شده است.»[11]

در زوهر[12] آمده است که پایه و اساس نهی از سقط جنین این است که آن کسی که جنین را در شکم همسرش می‌کشد، به آفریدۀ خدای یکتا توهین می‌کند. به گفتۀ زوهر، خدا قوم اسرائیل را ستایش کرده است؛ چرا که با این‌که فرعون مصر فرمان داد که هر پسری که زاییده شود به نهر اندازید[13]، هیچ‌کس یافت نشد که جنین را در شکم همسرش بکشد، چه رسد به بعد از تولد وی. به این سبب بود که قوم اسرائیل از اسارت رهایی یافت.[14]

ج.سقط جنین در صورت وجود خطر برای مادر

بر اساس قانون تلمود، اگر زن در زایمان دچار مشکل شود و برای او خطر پیش آید، باید زندگی او را، گرچه با از بین‌بردن جنین،حفظ کرد: «اگر زن در زایمان دچار مشقت شود (و بیم مرگ او رود) باید جنین را از رحم وی جدا کرده و آن را عضو به عضو خارج کنند؛ زیرا زندگی مادر بر زندگی جنین مقدم است. اگر بخش عمدۀ جنین خارج شده باشد، نمی‌توان به آن آسیبی رساند؛ زیرا کسی نمی‌تواند جانی را برای جان دیگر بگیرد.»[15]

چنان‌که از این فقرات بر می‌آید، تا وقتی که جنین از رحم خارج نشده است، یعنی در حقیقت هنوز موجود زنده‌ای وجود ندارد، باید با کشتن جنین، جان مادر را نجات داد. این کار، یعنی نجات جان مادر، نه تنها جایز بلکه واجب است. اما اگر قسمت عمدۀ جنین (یا سر آن) خارج شده باشد، در آن‌صورت وی انسانی زنده و قابل بقا فرض می‌شود و کسی نمی‌تواند بگوید که جان مادر مهم‌تر از جان فرزند است.[16]

در دفاع مشروع، قاعده‌ای که تلمود پذیرفته است این است که اگر کسی در پی دیگری می‌رود تا وی را بکشد، نجات جان فرد تعقیب‌شونده واجب است، گرچه در صورت لزوم با کشتن تعقیب‌کننده باشد.[17] با این همه، شریعت یهود به دیگران اجازه نمی‌دهد در صورتی که بخش اصلی جنین یا سر آن از رحم مادر خارج شده است و برای مادر خطر جانی ایجاد کرده است به قاعدۀ فوق تمسک جسته، جنین را برای نجات جان مادر بکشند؛ زیرا به گفتۀ تلمود، «او (مادر) از آسمان (تقدیر الهی) تعقیب شده است»[18] و «کسی نمی‌داند که آیا جنین تعقیب‌کنندۀ مادر است یا مادر تعقیب‌کنندۀ جنین است.»[19]

به رغم این قاعده، خود مادر آن‌گاه که زندگی‌اش در خطر باشد، می‌تواند جنین را سقط کند، گرچه قسمت اصلی جنین به دنیا آمده باشد. استدلال تلمود در این باره چنین است: «زیرا اگرچه دیگران نمی‌توانند در این‌جا قانون مربوط به تعقیب‌کننده را دربارۀ جنین جاری بکنند، با این همه، خود مادر می‌تواند جنین را تعقیب‌کنندۀ خود تلقی کند (و برای نجات جان خود آن را سقط نماید.)»[20]

در قانون‌نامه‌های پس از تلمود دربارۀ این مسئله که جنین زندگی مادر را به خطر می‌اندازد دو دیدگاه اتخاذ شده است: برخی از این مجموعه‌ها می‌گویند اگر جنین زندگی مادر را به خطر اندازد می‌توان آن را سقط کرد؛ زیرا جنین مادر را تعقیب می‌کند تا وی را بکشد.[21] اما در مواردی که جنین فی‌نفسه و مستقیماً باعث بیماری مادر نیست؛ مثلاً بیماری مادر ناشی از التهاب یا تبی است که ربطی به بارداری ندارد، نمی‌توان جنین را برای نجات جان مادر از بیماری سقط کرد.[22]

برخلاف این دیدگاه، در بیشتر قانون‌نامه‌های بعدی، که صاحبان آن‌ها به اَحَرونیم[23] معروف‌اند، اعتقاد بر این است که سقط جنین اگر برای بهبودِ مادر ضروری باشد مجاز است؛ اگرچه بیماری او به طور مستقیم از جنین ناشی نشده باشد و اگر حتی این خطر وجود نداشته باشد که مادر به خاطر بارداری از بین برود.[24]

یاکوب عِمِدن، تلمودشناس قرن هجدهم معتقد است که سقط جنین مجاز است تا مادامی که جنین از شکم مادر خارج نشده است، حتی اگر این کار برای حفظ زندگی مادر نباشد، بلکه فقط به این خاطر باشد که او را از ناراحتی و عذاب شدیدی که جنین باعث آن شده حفظ کند.[25]

یکی دیگر از دانشمندان متأخر به نام بن صیون مئیرحی عوزئیل دیدگاهی شبیه نظر فوق را پذیرفته است. وی می‌گوید: «سقط جنین اگر به خودی خود قصد شده باشد ممنوع است؛ اما اگر برای برآوردن نیازهای مادر باشد…گرچه حیاتی نباشند، مجاز است. وی بر این اساس حکم می‌کند که اگر پزشک تشخیص دهد که ادامۀ بارداری باعث ناشنوایی مادر می‌شود سقط جنین او مجاز است.»[26]

د. بارداری از زنا و سقط جنین

دربارۀ جواز یا عدم جوازِ سقط جنین در صورت بارداریِ ناشی از زنا بین محققان یهودی بحث و گفت‌وگو شده است. یاکوت عمدن معتقد است اگر زن شوهرداری از راه زنا باردار شود می‌توان جنین او را سقط کرد؛ زیرا این کودک حرام‌زاده است. اما سقط جنین دختر بی‌شوهری که از راه زنا باردار شده است، مجاز نیست؛ زیرا در شریعت یهود چنین کودکی را حرام‌زاده نمی‌دانند.[27]

گفتنی است بر اساس شریعت یهود، حرام‌زاده کسی است که در اثر زنای با محارم یا زنا با زن شوهردار متولد شده باشد؛ اما اگر زن بی‌شوهر باشد فرزند او را حرام‌زاده نمی‌شمرند.[28]

از دیگر نکاتی که به مناسبت این بحث مطرح شده این است که اگر زنی از راه زنا باردار شد و بخواهند وی را به مجازات مرگ برسانند با جنین وی چه باید کرد؟ از مواردی که تلمود سقط جنین را جایز شمرده و حتی به آن توصیه کرده است جایی است که زن باردار به اعدام محکوم شده است. طبق قوانین تلمود، مجازات زن باردار نباید به تعویق افتد، مگر آن‌که وضع حمل آغاز شده باشد. در این صورت نوزاد، «موجودی زنده» شمرده می‌شود و نمی‌توان آن را از بین برد.

برخی از محققان تلمودی معتقدند که جنین زن حامله را پیش از انجام مراسم اعدام، باید از بین برد تا به هنگام اجرای حکم، موجبات شرمساری وی فراهم نگردد. در برخی از رساله‌های تلمود، دربارۀ چگونگی این مسئله توضیح مفصلی آمده است؛ مانند رسالۀ عراخین.[29]

ه. معلولیت کودک و سقط جنین

از مباحثی که در دوران معاصر مطرح شده این است که اگر بیم آن رود که کودک به صورت معلول روانی یا جسمی متولد شود؛ مثلاً اگر مادر به سرخچه یا سرخک مبتلا شده باشد و بیم معلولیت کودک رود، یا این‌که مادر داروهایی مانند تالیدومید[30] مصرف کرده باشد، آیا می‌توان جنین را سقط کرد؟

گرایش عمدۀ حقوق‌دانان یهود این است که حتی در این مورد نیز سقط جنین جایز نیست؛ مگر این‌که سلامت مادر در خطر باشد. ایشان حتی با استفاده از روش‌های تشخیصی مانند آمینوسنتز،[31] برای تشخیص بیماری یا تعیین جنسیت، مخالف‌اند؛ علت آن این است که دلیل اقدام به این امور را اطلاع از بیماری جنین و مصمم‌شدن به سقط آن می‌دانند، به ویژه در برخی از جوامع یهودی که بیماری ژنتیکی تای ساکس،[32] در آن‌ها به وفور مشاهده می‌شود.

ربی آی.جی.آنترمن، از فقیهانِ اخیر یهودی همین استدلال را پذیرفته است. وی می‌گوید: «این باور (که می‌توان طفل یا نوزاد را که معلول یا دارای بیماری ژنتیکی است، کشت) به نظر من مخالف دیدگاه تورات است؛ بر اساس تورات، حتی در سخت‌ترین لحظه‌ها نیز قربانی‌کردن جان به هر دلیل که باشد، جز برای تقدیس نام خداوند (شهادت) یا حفظ زندگی مادر ممنوع است.»[33]

با این همه، تلمودشناسان معاصر مانند یاکوب عمدن، دربارۀ سقط‌کردن جنینی که برای مثال بیماری تای ساکس دارد، رویکرد منعطف‌تری را اتخاذ کرده‌اند و سقط چنین جنینی را پذیرفته‌اند. ربی الیعزر والدمن، رئیس سابق دادگاه حقوق یهود، در سال 1977 حکم کرد که چنین جنینی را که زنده ماندنی نیست، می‌توان تا هفت ماهگی سقط کرد. این حقوقدان از مفهوم «نیاز شدید» استفاده می‌کند.

این ضرورت و نیاز شدید در مواردی نیز که جنین دارای بیماری سندرم داون است و خانواده ممکن است تحت فشار شدیدی قرار گیرد، اعمال می‌شود. افزون بر این، مواردی که فشار روانی شدید بر مادر وارد می‌شود؛ مثل آن‌گاه که بارداری حاصل از زنای به عنف است، نیز از موارد ضروری شدید شمرده می‌شود. [34]

ز. سقط جنین در بین یهودیان ایران

در بین یهودیان ایران، سقط جنین بعد از گذشتن چهل روز از پیدایش نطفه نکوهش می‌شود؛ ولی به هنگام زایمان، جان مادر بر جان جنین ارجحیت دارد. رضایت همسر در موجه‌شمردن سقط جنین نقشی ندارد و فقط در موارد اضطراری و در صورت در خطربودن جان مادر و یا تصدیق پزشکِ معتقد به اصول مذهبی یهود این کارشدنی است. مواردی چون خطر معلولیت فرزند یا ابتلای مادر به سرخک و… هیچ یک دلیل بر جواز سقط جنین نیست.[35]

 

برگرفته از کتاب «فقه سقط جنین» 

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

«کتاب فقه سقط جنین»

 

 

[1] . میشنا مجموعه‌ای است در تفسیر شریعت که حدود سال 220 میلادی تدوین آن پایان یافت. این کتاب که سپس شرحی به نام گمارا بر آن نوشته شد و مجموعۀ آن دو، تلمود نام گرفت، هسته اصلی شریعت شفاهی یهود است.

[2] . سفر خروج، 22: 21-25؛ همه ارجاعات به کتاب مقدس از نسخه زیر است: کتاب مقدس به همت انجمن پخش کتب مقدسه، 1985.

[3] . ترجمه سبعینیه در سدۀ سوم پیش از میلاد به دستور پادشاه مصر و به دست بیش از هفتاد مترجم انجام گرفته است.

[4] . Spes.3:108:cf.M.E. “Abortion”, Encyclopaedia Jodaica,v.2.p.98.3.

[5] . فرقه‌ای از یهودیان که پس از اسلام شکل گرفت و چون در جامعۀ اسلامی می‌زیستند از فقه اسلامی تأثیر پذیرفته بودند. ایشان مخالف شریعت شفاهی (تلمود) بودند و بر مفهوم ظاهری تورات اصرار می‌ورزیدند.

[6] . یهودیان از تلمود به «تورات شفاهی» تعبیر می کنند و ان را همپایه «تورات مکتوب» می دانند.

[7] . Ant.4:478;cf.M.E,op.cit.p.99.

[8] . میک تئوفیل، قانون نامه حمورابی، ترجمه کامیار عبدی، چاپ دو، سازمان میراث فرهنگی، تهران 1376.

[9] .Tos. Sanhedrin 56b; Hulin 33a. cf The Babylonion Talmud 18 vols, J.Epstein, the soneino Press, London.1935-52.

[10] . Talmud, Yevamut 62b. Nida 13a and 31a.

[11] . Apion 2:202; cf.M.E.,op.cit.,p.99.

[12] . زوهر مهم ترین اثر در باب عرفان یهودی (قبالا) است.

[13] . سفر خروج، 22:1.

[14] . Zohar, Exodus,3d;cf .The Zohar. Translated by Harvy Sperling and others. V.3.

[15] .N.Oholot 7:6. Cf. Michael Fishbane .” the Image of the Human and the Rights of the Individual Jewish Tradition.”In: Leroy S.Rouner (ed.). Human Rights and the Worlds Religions. University of Notre Dam Press, 1988;p23.

[16] .Michael Fishbane,op.cit,p23.

[17]  .Sanhedrin 72a;8:7.

[18] .Tos. Sanhedrin 72b; Hilin 72a. cf The Babylonion Talmud. 18 vols, ed: J. Epstein, the soneino Press, London,1935-52.

[19].TJ,Sanhedrin,8:9;26c.

[20] . Meiri, Sannherdin 72b.

[21] . Maim. Yet, Rozeah, 1:9;Sh.Ar.,HM425:2; cf. M.E., op.cit.,p.100.

[22] . Cf.M.E.,op.cit.,p.100.

[23] . مراجع بعدی خاخامی

[24] . Maharit, Resp. no99;cf.M.E.,op.cit.,p.100;Michael Fishbane, op.cit,p.24.

[25]. Sheelat Yavez 1:43;cf.M.E.,op.cit.,p.100; Michael Fishbane, op.cit.,p.24.

[26] . Cf.M.E.op.cit.,p.100.

[27] . Cf.M.E.op.cit.,p.101.

[28] . Cf.B.Z.Sch., “Mamzer”,Encyclopaedia dudaica,v.11,p.810-842.

[29] . پادیاوند، ج2، ص374.

[30] . داروی مسکن که به جنین زنان باردار آسیب می‌رساند.

[31] . وارد کردن سوزن به زهدان برای نمونه برداری از مایع آمیتوتیک برای تشخیص بیماری یا تعیین جنسیت.

[32] . بیماری ارثی برخی یهودیان اروپای شرقی که موجب عقب افتادگی فکری و مرگ در کودکان می شود.

[33] . Cf.Michael Fishbane, op.23-24.

[34] . Ibid; Catachism Of The Catholic Church, Veritas. 1st Ed, publietion.1994;p:24.

[35] . از سخنان خاخام پدیدیا شوفط، به نقل از پادیاوند، ج2، ص387-398.حسین سلیمانی، سقط جنین در یهودیت، ص، 362-368.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات