فلسفه آفرینش انسان‌های ناقص‌الخلقه

سوال مهمی که در ازمنه‌های مختلف، اذهان بی‌شماری را درگیر می‌کرد و بعضاً مشکلاتی در اعتقادات افراد ایجاد می‌شد، این بود که فلسفه آفرینش انسان‌های ناقص‌الخلقه چیست؟ از دیدگاه شریعت مقدس اسلام چه حکمت‌هایی در آفرینش چنین موجوداتی وجود دارد؟ چرا که خداوند متعال، حکیم علی‌الاطلاق بوده و کار عبث و بیهوده از او صادر نمی‌شود، بنابراین وجود چنین آفرینشی حتماً باید حکمتی داشته باشد.

در لسان آیات و روایات به حکمت این نوع آفرینش تصریحاً و تلویحاً اشاره‌ای شده است که ما به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

1.آزمایش و امتحان الهی

خداوند متعال در آیه 155 سورۀ بقره می فرماید:

{وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ اَلْخَوْفِ وَ اَلْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ اَلْأَمْوٰالِ وَ اَلْأَنْفُسِ وَ اَلثَّمَرٰاتِ وَ بَشِّرِ اَلصّٰابِرِينَ }قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مال‌ها و جان‌ها و میوه‌ها، آزمایش می‌کنیم؛ و بشارت ده به استقامت‌کنندگان!

با تدبر کردن در آیۀ شریفه به این نتیجه می‌توان رسید که خداوند متعال بندگان خود را با اندکی از ترس، گرسنگی، کمبود از جانب مال، جان و ثمرات مورد آزمایش و امتحان قرار می‌دهد و کسانی که در این امتحان‌ها سربلند بیرون آمده و نسبت به قضا و قدر خداوند صبر پیشه می‌کنند، بشارت می‌دهد.

اطلاق کلمۀ «الثمرات»، جنین را هم در بر می‌گیرد؛ چرا که همین‌طور که میوه‌ها ثمرات درختان هستند، جنین نیز از ثمرات زندگی زناشویی به وجود می‌آید و خداوند برای امتحان، نقصی در جنین به وجود می‌آورد تا والدینش را مورد ابتلاء قرار می‌دهد و از کلمه‌ «أنْفُس» می‌توان چنین استفاده کرد که یکی از دلایل ناقص‌الخلقه بودن طفل، امتحان والدین و خود جنین می‌باشد.

2. لازمه زندگی مادی

لازمه زندگی دنیوی، سختی و مشکلات است و خلقت انسان بر سختی بنا شده است. همان‌گونه که خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است:

{ لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ فِي كَبَدٍ}؛[1] همانا به ‏تحقيق ما انسان را در رنج آفريديم (و زندگى او سراسر رنج است).

ناقص‌الخلقه بودن جنین، یکی از مصادیق سختی در این دنیا‌ است که باید اولاً و بالذات این سختی را خود فرزند متحمل شود و ثانیاً و بالعرض این سختی را والدین و اطرافیان او نیز تحمل نمایند و این تحمل سختی قطعاً بی‌اجر  و ثواب نبوده و در این دنیا موجب آمرزش گناهان و ارتقای مقام معنوی افراد خواهد شد.

3. کفاره گناهان

احادیث فراوانی دلالت بر این مطلب دارند که خداوند به خاطر کفارۀ گناهان، انسان‌ها را مبتلا به امتحاناتی می‌نماید تا موجب غفران گناهانشان گردد. ما در این‌جا به بعضی از احادیث اشاره می‌کنیم:

« و عن أبی هريرة قال قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): لا یزال البلاء فی المؤمن و المؤمنة فی جسده و ماله و ولده حتی یلقی الله و ما علیه من خطیئة »؛[2] رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: همیشه بلا و امتحان برای مرد مؤمن و زن مؤمنه در جسم، مال و فرزندان هست تا زمانی که خدا را ملاقات کند و هیچ گناهی نداشته باشد.

در توضیح روایت می‌توان گفت که ابتلائات و آزمایشات الهی ممکن است در بدن، جسم، اموال و فرزندان انسان باشد؛ حکمت این ابتلائات، آمرزش گناهان می‌باشد به شرطی که صبر کند و همۀ سختی‌ها را تحمل کند و کُفری به زبان نیاورد و راضی به رضای حضرت حق باشد. در این صورت خداوند به ازای تحمل این ابتلائات، گناهان فرد را مورد آمرزش قرار می‌دهد تا به وقت ملاقات پروردگارش، عاری از گناهان و رذالت‌ها باشد.

«عن أحمد بن محمد عن أبيه عن محمد بن أحمد عن إبراهيم بن إسحاق عن عبد اللّه بن أحمد عن محمد بن سنان عن الرضا‌(علیه السلام) قال: المرض‏ للمؤمن‏ تطهير و رحمة و للكافر تعذيب و لعنة و إن المرض لا يزال بالمؤمن حتى لا يكون عليه ذنب؛»[3] بیماری برای مؤمن سبب طهارت و رحمت الهی می‌شود، اما بیماری برای کافر نوعی عذاب و لعنت الهی است، و این بیماری آن‌قدر در مؤمن ادامه پیدا می‌کند تا به کلی گناهان او بخشیده شود.

4. ترفیع درجه

در روایتی امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

«عن أبی عبد الله (علیه السلام): إن العبد لیکون له عند الله الدرجة لا یبلغها بعمله فیبتلیه الله فی جسده أو یصاب بماله أو یصاب فی ولده فإن هو صبر بلغه الله إیاها»؛[4] بنده خدا درجه‌ای نزد خدا دارد که با اعمال به آن درجه نمی‌رسد، خداوند در جسم، مال و فرزندانش او را مبتلا می‌کند اگر صبر کرد خدا او را به آن درجه می‌رساند.

برای بندۀ خدا تقدیر شده که باید به درجۀ عالی از درجات ایمانی واصل شود ولی امکان ندارد که به ‌وسیله‌ اعمال ظاهری به آن درجات عالی نائل آید؛ فلذا خداوند در جسم، مال و فرزندانش ابتلائی قرار می‌دهد که در صورت صبر و استقامت در مقابل این ابتلائات، به درجۀ عالی از ایمان نائل می‌شود.

روایت دیگری در بحارالانوار  آمده است که در این روایت اجر و ثواب فراوانی بیان می‌کند.

«عن ابن أبی يعفور عن أبی عبد اللّه ع قال: لو يعلم المؤمن ما له فی المصائب من الأجر لتمنى أن يقرض‏ بالمقاريض»؛[5] امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: اگر مؤمن بداند در مصائبی که در دنیا بر او وارد می‌شود بعد از مرگ چقدر پاداش برای او خواهد بود، هر آینه آرزو می‌کند که به‌ وسیلۀ قیچی بدن او را پاره پاره کنند.

همچنین در وسائل الشیعه  روایتی آمده است:

«أبو علی الأشعری عن محمد بن سالم عن أحمد بن النضر عن عمرو بن شمر عن جابر عن أبی جعفر‌(علیه السلام) قال قال رسول الله‌(صلی الله علیه و آله)، قال الله‌(عزوجل): من مرض ثلاثا فلم یشک إلی أحد من عواده أبدلته لحما خیرا من لحمه و دما خیرا من دمه فإن عافیته عافیته و لا ذنب له و إن قبضته قبضته إلی رحمتی»؛[6]

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از قول پروردگار جهان این‌گونه می‌فرمایند: هر یک از بندگان من اگر سه بار بیمار شود و در این سه بار صبر کنند و به کسانی که به عیادت او می‌آیند شکایتی نکند، گوشتی را در بدن او می‌رویانم که بهتر از گوشت قبلی باشد و خونی را در او به جریان می‌اندازم که بهتر از خونی باشد که در گذشته داشته است، اگر بنده‌ام را عافیت دادم، که عافیت دادم، در حالی که به ‌وسیله‌ تحمل بیماری موجب شده که از گناهان پاک شود و اگر بخواهم او را قبض روح کنم، قبض روح خواهم کرد و به رحمت من واصل خواهد شد.

5. عدم رعایت مسائل بهداشت جنسی

روایت‌های فراوانی در نحوۀ مراقبت‌های جماع از حضرات معصومین‌(علیهم السلام) بیان شده است که عدم رعایت آن‌ها عامل اصلی بروز چنین پیشامدهای ناگواری می‌شود. فلذا زن و مرد قبل از انجام عمل جماع برای بچه‌دار شدن، باید این بهداشت‌ها و مراقبت‌های مذکور در روایات را جامۀ عمل بپوشانند.

 

برگرفته از کتاب «فقه سقط جنین» 

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

«کتاب فقه سقط جنین»

 

[1]. بلد(90)، آیه4.

[2] . علامه مجلسی، بحار الانوار، ج64، ص 236.

[3]. شیخ حر عاملی، وسائل الشيعة، ج‏2، ص 401.

[4]. ابن همام اسكافى،التمحیص، ص58.

[5]. ابن همام اسكافى، التمحیص، ص32.

[6]. شیخ کلینی،كافی، ج‏3، ص 115.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات