شریعت و فرقه های نوظهور

مشکل اصلی برخی دراویش و فرقه‌های نوظهور، عدم پای‌بندی به شریعت است؛ زیرا این ‌افراد کارها و ریاضت‌های غیرمشروع انجام می‌دهند که بدعت و انحراف است؛ مثلاً معتقدند که هفت غسل را با تلقین یک استاد باید انجام داد، درحالی که این هفت غسل مبنای شرعی ندارد.

شخصی که از یکی از این فرقه‌ها خارج شده بود، می‌گفت: برای انجام هفت غسل، مرشد پشت درب حمام می‌آید و به شاگرد نیت غسل را تلقین می‌کند.

وقتی غسل اول تمام شد، تلقین غسل دوم داده می‌شود تا هفت غسل تمام شود، در حالی که چنین غسل‌هایی در شرع مقدس نیامده است. فرقه‌های زیادی پیروان خود را ملزم می‌کنند تا کارهای خلاف شرع انجام دهند. افراد را زمین‌گیر، دنیاطلب و منحرف می‌كنند. آن‌ها را اسیر شیاطین ساخته و بعد هم رسوایی‌ به بارمی‌آورند.

رؤسای این فرقه‌ها خودشان گمراه هستند و دیگران را نیز گمراه می‌كنند. بسیاری از این‌ فرقه‌ها با اسرائیل، آمریکا و قدرت‌های استعماری مرتبط هستند. این فرقه‌ها حتی با نظام اسلامی زاویه دارند.

در مقابل، استاد ما سید هاشم حداد(قدس سره) برای انجام مستحبات و ترک مكروهات خیلی مقید بودند و شاگردان خود را هم به این مسئله سفارش می‌كردند. بنده هم بارها در جمع دوستان گفته‌ام كه باید خواهران و برادران احكام مورد نیازشان را یاد گرفته و به آن‌ عمل نمایند.

اعتقاد ما بر این است: آن‌هایی كه عالِم به امور شریعت هستند، همیشه موفّق‌اند. افراد متشرّع در فهم لزوم طریقت و حقیقت و التزام به این راه سرعت سیر دارند؛ زیرا اگر اعمال شرعی از روی صدق و خلوص انجام بگیرد، نورش در سالک پیدا شده و راهنمای او می‌گردد.

استادِ سیر و سلوک باید به شریعت توجه کرده و شاگردان خود را نیز به آن متوجه كند. اگر استادِ عالم به علم شریعت، سخنی را به شاگرد خود بگوید، حتماً بر اساس شریعت است. طریقت بدون آموزه‌های شرع مقدّس، راه صحیحی نیست و به کمال نمی‌رساند.

البته ممكن است بیان استاد سلوکیِ عالم به شریعت، صریح و متکی به قال الصادق(علیه السلام) و قال ‌الباقر(علیه السلام) و مستند به آیه‌‌ای از قرآن نباشد؛ مثل این‌که وقتی شما رسالۀ عملیه را می‌خوانید، در آن قال ‌الصادق(علیه السلام) و قال الباقر(علیه السلام) نمی‌بینید.

مجتهد، فتاوای خود را در رساله می‌نویسد و مقلِّد هم عمل می‌كند؛ چون مطمئن است که مرجع تقلیدش با مراجعه به مصادر و منابع چهارگانه (قرآن، سنّت، اجماع و عقل) حکم الهی را استنباط کرده است.

همین امر برای استاد عرفان نیز صادق است؛ او نیز وقتی مطلبی را می‌گوید، حتماً سندش را قبلاً بررسی کرده استزیرا قاعدۀ عمومی در این راه آن است كه سالک با تطبیق اعمال خود با شریعت، اهل سیر و سلوک می‌گردد؛ به عبارت دیگر راه رسیدن به حقیقتِ قرب و كمال، عمل به شرع است و لاغیر. قانون کلی این است كه وقتی سالکی رفتارش را با شریعت مطابقت داد آن وقت حرکت آغاز می‌شود؛ یعنی با عمل به شریعت است که انسان می‌تواند خودش را به خدا نزدیک كرده و به كمال برساند.

تفاوت عرفان حقیقی و کاذب

برای این‌که راه صحیح از راه‌های دیگر انحرافی جدا شود، باید شاخصی وجود داشته باشد. مهم‌ترین ممیز بین عرفان حقیقی و عرفان کاذب چیست؟ در پاسخ می‌گوییم: در واقع ضابطۀ شریعت تطبیقی، مهم‌ترین و اصلی‌ترین معیار و میزان سالكان طریقت صحیح، در قیاس با سایر راه‌های باطنی می‌باشد.

مهم‌ترین ممیز این است که بدانید سیر و سلوک شما چقدر با شریعت مطابقت دارد. وقتی سراغ فرقه‌های دیگر؛ مثل فِرَق صوفیّۀ منحرف، عرفان‌های نوین و کاذب رفته و خوب بررسی می‌كنید، متوجه می‌شوید که از شریعت فاصله دارند. به همین دلیل نمی‌توان از آن‌ها تبعیت كرد.

پس هر کس با ما در این مبنا و اعتقاد هم‌فکر نیست، باید به این مطلب مهم پی ببرد. بله! ممكن است كسی كه فقط علم فقه و شریعت می‌آموزد به سیر باطنی توجه نکند، اما کسی كه سیر صحیح باطنی دارد، ممكن نیست متوجه دستورهای شرع نباشد؛ زیرا در غیر این صورت، هر کس که باشد گمراه می‌گردد. البته ممکن است بعضی آداب را در طریقت مشایخ معرفت گفته باشند که آن هم اصل و اساس در شریعت محمدیه دارد.

افرادی که در سیر و سلوک، شریعت را سرلوحۀ خود قرار نمی‌دهند، راه آن‌ها از راه ما جدا بوده و ما از آن‌ها بیزار هستیم. هم‌چنین کسانی که به مسائل فقهی عالم باشند، ولی به مسائل باطنی، تزكیۀ نفس و تهذیب اخلاق توجه نكنند، آن‌ها هم از نظر ما در معرض آسیب و آفت خواهند بود و به هدف اصلی پی نبرده‌اند.

 

 

برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب مشکات دل

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات