صفای قلب سالک

بر سالک واجب است که صفای قلب و نفسش مانند صفای کودک باشد. به‌طوری که نه کینۀ کسی را دارد، نه کبر و غروری، نه حسد و بخلی؛ از انانیت نفس هم دور باشد. تا استادش بتواند او را تربیت کند و گرنه کار او مشکل است.

سالک پس از مدتی که در سلوک و تهذیب و تزکیه استقامت ورزید، کم‌کم با زدودن صفات رذیله، چنان پاک می‌شود که سادگی و صفای یک کودک را پیدا خواهد کرد. وقتی نفس او از کینه، حسد، بخل، غرور، عُجب و سایر رذائل پاک شد، در این حالت استاد می‌تواند فیوضات معنوی و توحیدی را که خداوند(عز و جل) به او عطا می‌فرماید، به قلب سالک هم افاضه کند.

در گذشته، انواع نفس از دیدگاه قرآن و روایات را به تفصیل بررسی کردیم. منظور از نفس در این‌جا قلب ملکوتی انسان است که هنگام تولد و کودکی عاری از هرگونه رذائل است. با رشد انسان و ورود او به دوران نوجوانی و جوانی به تدریج زنگارها و غبارهای مختلف، دل او را فرامی‌گیرد و معمولاً گرفتار رذائل نفسانی می‌شود.

البته کدورت‌ها و رذائل نفسانی در افراد گوناگون طبق سبک زندگی، تربیت خانوادگی و اجتماعی، سطح ایمان و … متفاوت است، ولی به‌طور کلی می‌توان گفت اگر انسان در زندگی مادی از کودکی اهل مراقبه و مراعات نبوده باشد، از یک‌طرف گرفتار هوی‌ها و خواهش‌های روزافزون نفسانی خواهد شد و از طرف دیگر دچار امراض باطنی مثل حسد، کینه، بخل، سخن‌چینی، کبر، عُجب و … .

نفسی که گرفتار امراض باطنی می‌شود، چون آلوده به ظلمت است توفیق و صلاحیّت دریافت فیوضات معنوی را از دست می‌دهد و هر چقدر نفس انسان دچار ظلمت و حجاب باشد، از چشیدن حقایق و معارف الهی محروم خواهد بود. چنین نفسی از یک‌سو در تصرف آرزوهای نفسانی و از سوی دیگر هم‌نشین شیطان و وساوس شیطانی است. پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

«لَوْ لَا أَنَّ الشَّیاطِینَ یحُومُونَ‏ عَلَى‏ قُلُوبِ بَنِی آدَمَ لَنَظَرُوا إِلَى مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ»؛[1] اگر شیاطین گرد دل‌های آدمیان نمی‌چرخیدند، آنان ملكوت آسمان‏ها را حتماً می‌دیدند.

بیشتر مردم توجهی به این موضوعِ مهم ندارند که پاک شدن از رذائل چقدر می‌تواند دل‌های آن‌ها را به ملکوت نزدیک کند. بسیاری از آدم‌ها نیازی به کمالات معنوی نمی‌بینند و از بیماری‌های باطنی خود هم آگاه نیستند. این‌ها به محض این‌که دچار مریضی جسمانی می‌شوند، با مراجعه به طبیب و مصرف دارو پیگیر درمان و سلامت بدنشان هستند، ولی حاضر نیستند حتی لحظه‌ای به بیماری دل و امراض باطنی خود فکر کنند.

برخی از این افراد می‌دانند که دچار رذائل هستند، ولی نه اهمیتی می‌دهند و نه اقدامی می‌کنند. بعضی هم اصلاً نمی‌دانند که رذائل نفسانی دارند و تا لحظۀ مرگ از این موضوع بی‌خبر می‌مانند. هر دوی این جماعت با کوله‌باری از امراض باطنی وارد برزخ و قبر و قیامت می‌شوند.

آن کس که بداند و بخواهد که بداند

خود را به بلندای سعادت برساند

آن کس که بداند و بداند که بداند

اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند

با کوزۀ آب است ولی تشنه بماند

آن کس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آن کس که نداند و بخواهد که بداند

جان و تن خود را ز جهالت برهاند

آن کس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکّب ابدالدهر بماند

آن کس که نداند و نخواهد که بداند

حیف است چنین جانوری زنده بماند

در مقابل، سالک الی الله کسی است که با بصیرت و دانایی قدم برمی‌دارد. او می‌داند که اولاً بیهوده آفریده نشده و باید در هدفی والا و عظیم به سوی کمال انسانی؛ یعنی رسیدن به معرفت و تقرب به حق متعال گام بردارد،

ثانیاً می‌داند که انسان بر اثر گناهان و غفلت‌ها در طول زندگی دچار امراض مختلف نفسانی و باطنی می‌شود که لازم است برای رسیدن به آن هدف عالی و بزرگ آن‌ها را با مبارزه و جهاد با نفس درمان کند. پس با این آگاهی، قصد سفر و حرکت از عالم ظلمانیِ ماده به عالم نورانی معنا و ملکوت و کسب معرفت الله می‌نماید.

سالک راه خدا برای برخورداری از فیوضات عالم معنا و معارف الهی باید امراض باطنی خود و راه‌های درمان ‌آن‌ها را از طریق کتاب‌های اخلاقی و استاد اخلاق فراگرفته و به آن‌ها آگاه شود، سپس با همت و تلاش شروع به مبارزۀ با نفس کرده و نفس خود را همانند کودک بی‌گناه و پاک، عاری از رذائل کند.

در این صورت استاد عرفان بهتر و سریع‌تر می‌تواند او را سیر داده و دست‌گیری سلوکی کند. در این حالت استاد می‌تواند فیوضاتی را که از جانب خداوند عطا شده، بر قلب پاک سالک القا نموده و او را بهتر تربیت کند، اما سالکی که گرفتار بیماری‌های باطنی باشد، دست‌گیری از او خیلی دشوارتر است؛

چون استاد قبل از آن‌که بخواهد معارف، انوار و فیوضات توحیدی را بر قلب او وارد کند، باید منتظر شود تا سالک، دورۀ زدودن امراض اخلاقی و نفسانی را بگذراند و لذا دست‌گیری از چنین سالکی مشکل خواهد بود. برخی از سالکان بدون این‌که متوجه تقصیر خود باشند، پس از مدتی شروع به اعتراض پنهان و آشکار کرده و حتی استاد خود را متهم می‌کنند که چرا از ما دست‌گیری نمی‌کند، در حالی‌که توجه ندارند استاد زمانی می‌تواند به آن‌ها فیض باطنی برساند که آنان نفس خود را همانند کودکان پاک دل، صاف و خالی از شبهه، ریا، طمع، بخل، کینه، شهوت و رذائل نمایند.

بنابراین به همۀ اهل سلوک توصیه می‌کنیم اگر می‌خواهند از وجود استاد خود بهرۀ بیشتری ببرند، باید اولاً نفس خود را از رذائل پاک کنند، ثانیاً به دستورات و اوامر سلوکی او کاملاً عمل کنند. حتی برخی از اهل معرفت گفته‌اند: سالک برای رسیدن به فنای فی الله باید ابتدا خود را در نور استاد فنا کند که در این صورت استاد بهتر و بیشتر می‌تواند از شاگرد دست‌گیری کرده و فیوضات الهی را به او القا نماید.

 

 

برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب مشکات دل

 

 

 

[1]. فیض کاشانی، الوافی، ج 4، ص 150؛ مجلسى، بحار الأنوار، ج 56، ص 163.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات