غیرت مرد
ای سالک باید غیور باشی، غیرت مردانه داشته باشی، ملا احمد نراقی میگوید:
حمیت و غیرت، آن است که آدمی نگاهبانی کند دین خود، عرض خود و اولاد و اموال خود را و از برای محافظت و نگاهبانی هر یک، طریقهای است که صاحب غیرت و حمیت از آن تجاوز نمیکند.
بعد ایشان میگوید غیرت بر دو نوع است: غیرت دینی و غیرت ناموسی و هر دو را اینگونه شرح میدهد:
اما غیرت و حمیت در دین، آن است که سعی کند در رد بدعت کسی که در دین بدعت نهد و اهانت کسی که به دین اهانت رساند و دفع ادعای باطل کنندگان دین و رد شبهه منکرین و کشتن کسانی که از دین برگردند، یا اینکه ضروری دین را انکار نمایند[1] و در ترویج احکام دین، جد و جهد لازمه را به عمل آورد و در نشر مسائل حرام و حلال، نهایت مبالغه را بکند و در امر به معروف و نهی از منکر مسامحه نکند. و با کسانی که مجاهر به معصیتاند بیضرورت، مداهنه و دوستی نکند و با ضرورت هم در دل بر ایشان غضبناک باشد.
و اما غیرت در عرض و حرم، آن است که از اهل خود غافل نشود و اهمال در ابتدای امری که عاقبت آن به فساد منجر میشود نکند؛ پس زنان خود را از دیدن مردان نامحرم محافظت کند و ایشان را از رفتن به کوچه و بازار منع نماید.[2]
امام صادق(علیه السلام) مى فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى غَيُورٌ يُحِبُ كُلَ غَيُورٍ وَ لِغَيْرَتِهِ حَرَّمَ الْفَوَاحِشَ ظَاهِرَهَا وَ بَاطِنَهَا»؛[3] همانا خداوند غيور است و هر غيورى را دوست دارد و بهخاطر غيرتش تمام كارهاى زشت را اعم از آشكار و پنهان حرام کرده است. وجود نازنین پيامبر اكرم(ص) در روایتی فرموده است: «كانَ اِبْراهيمُ اَبى غَيُوراً وَ اَنَا اَغْيَرُ مِنْهُ وَ اَرْغَمَ اللّهُ اَنْفَ مَن لايُغارُ مِنَ الْمُؤمِنينَ»؛[4] پدرم ابراهيم مرد غيورى بود و من از او غيورترم. خداوند بينى مؤمنانى را كه غيرت ندارند به خاک بمالد.
امام محمد باقر(علیه السلام) میفرماید: گروهى از اسيرانی که محکوم به قتل بودند را خدمت پيامبر(ص) آوردند، حضرت يكى از آنها را آزاد کرد، از پيامبرسؤال نمود، چرا مرا آزاد فرمودى؟ حضرت فرمود: جبرئيل به من خبر داد كه تو دارای پنج خصلت هستی كه خدا و پيامبرش تو را دوست دارند «اَلْغيرَةُ الشَّديدَةُ عَلى حَرَمِكِ وَ السَّخاءُ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ وَ صِدْقُ الِلسانِ وَ الشَّجاعَةِ»؛ غيرت شديد نسبت به خانواده، سخاوت، حسن خلق، راستگويى و شجاعت.
وقتی آن اسیر آزاد شده سخن پیامبر را شنيد، اسلام آورد و از مسلمانان نمونه شد و در یکی از جنگها به شهادت رسید.[5] همچنین اميرالمؤمنین(علیه السلام) بعضى مردم عراق را كه زنانشان با مردان اختلاط دارند را مذمت کرده است. آنجا که می فرماید: «يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَكُمْ يُوَافِقْنَ الرِّجَالَ فِي الطَّرِيقِ أَمَا تَسْتَحْيُونَ وَ قَالَ لَعَنَ اللّهُ مَنْ لايُغارُ»؛[6] ای اهل عراق، به من خبر رسیده که زنان شما در کوچه و بازار، به نامحرمان برمیخورند و روبرو میشوند، آیا حیا نمیکنید؟ سپس فرمود: خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد.
آن حضرت در حديث ديگرى می فرمایند: «اِذا لَمْ يَغُرِ الرَّجُلُ فَهُوَ مَنْكُوسُ الْقَلْبِ»؛[7] اگر انسانى غيرت نداشته باشد قلب و فكرش وارونه است. امام باقر(ع) میفرماید: قلب منکوس، قلبی است که هیچ خیری در آن نیست؛[8] درست مثل ظرفی که برعکس است و هیچ چیز درونش قرار نمیگیرد. اين روایات نشان مى دهد كه غيرت خیلی مهم است؛ یعنی راضی نباشی یک تار موی زنت را مرد نامحرم ببیند.
رسولخدا(ص) فرمود: «ان سعدا لغیور و انا اغیرُ من سعد»؛[9]سعد غیور است و غیرت من از غیرت سعد بیشتر است. و خدا غیورتر از من است. سپس فرمود: بههمین علت غیرت خداوند گناهان مفسدهدار را چه آنها که رایج شده و چه آنها که هنوز ظاهر نشده همه را تحریم فرموده است. از آنجایی که خداوند و پیغمبر(ص) غیور هستند؛ پس مردها باید دربارۀ زنهای خود غیور باشند. ما نباید به علت رسومات ظاهری و اجتماعی از غیرتمان دست برداریم.
اجازه ندهیم رفتار و گفتار و زندگی زن ما مانند زنان دیگر باشد، خصوصاً اگر زن جوانی باشد که وقتی صورتش را بیرون میاندازد مردی با نگاه به او تحریک میشود. حالا اگر زنی صورت خود را نپوشاند دلیل نمیشود که مرد نامحرم نگاه کند.
حتی درباره نشستن در مکانی که زنی نشسته بود و اکنون ترک آن مکان کرده سفارش شده تا وقتی که گرمای محل جلوس زن زائل نشده ننشیند در اینباره پیامبر خدا(ص) میفرماید: «إِذَا قَامَتِ الْمَرْأَةُ مِنْ مَجْلِسِهَا فَلَا يَجْلِسُ أَحَدٌ فِي ذَلِكَ الْمَجْلِسِ حَتَّى يَبْرُدَ»؛[10] وقتى زنى در مكانى نشست و بعد از آنجا برخاست، هيچ مردى در جاى او ننشيند تا اينكه سرد شود.
غیرتورزی بهجا
اگر زن با محارمش نشست و برخاست کند، صله رحم انجام دهد، با حجاب و پوشش اسلامی برود و در خانه ارحام هم ابزار فساد و حرام نباشد که خانم را تحت تأثیر قرار دهد چنین رفت و آمدی مانع ندارد و اگر مانع شود غیرت او بیجا خواهد بود. بعضی خانهها ماهواره دارند در خانه سالک این برنامهها نیست، خانم شما وقتی آنجا برود دستگاه ماهواره روشن است و ممکن است فیلمهای مستهجن خارجی ببیند.
بنابراین اینها مجوز میشود تا مرد زنش را محدود کند و اجازه رفتن به چنین خانههایی را به همسرش ندهد.البته فیلمهای بدآموز را بهطور کلی باید منع نمود. ما برای برخی شاگردان سلوکی استفاده و نگهداری تلویزیون را در منزل محدود کردیم.
برگرفته از کتاب سبک زندگی سلوکی شرح «تذکرة المتقین آیت الله حاج شیخ محمد بهاری همدانی (ره)»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)
علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

[1] . کشتن اینگونه افراد بنابر قول تمام مراجع اولاً:باید با اجازه حاکم شرع باشد. ثانیاً: مفسده نداشته باشد.
[2] . نراقی، معراج السعاده، ص 221.
[3] . شیخ کلینی، کافی، ج5، ص 536.
[4] . علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 100، ص 248.
[5] . «أُتِيَ النَّبِيُّ(ص) بِأُسَارَى فَأَمَرَ بِقَتْلِهِمْ خَلَا رَجُلٍ مِنْ بَيْنِهِمْ فَقَالَ الرَّجُلُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا مُحَمَّدُ كَيْفَ أَطْلَقْتَ عَنِّي مِنْ بَيْنِهِمْ فَقَالَ أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّ فِيكَ خَمْسَ خِصَالٍ يُحِبُّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولُهُ الْغَيْرَةَ الشَّدِيدَةَ عَلَى حَرَمِكَ وَ السَّخَاءَ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ وَ صِدْقَ اللِّسَانِ وَ الشَّجَاعَةَ فَلَمَّا سَمِعَهَا الرَّجُلُ أَسْلَمَ وَ حَسُنَ إِسْلَامُهُ وَ قَاتَلَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص قِتَالًا شَدِيداً حَتَّى اسْتُشْهِد»؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 20، ص 155.
[6] . برقی، محاسن، ج 1، ص 115.
[7] . شیخ کلینی، کافی، ج5، ص 536.
[8] . «عَنْ أَبِيحَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: الْقُلُوبُ ثَلَاثَةٌ قَلْبٌ مَنْكُوسٌ لَا يَعِي شَيْئاً مِنَ الْخَيْرِ وَ هُوَ قَلْبُ الْكَافِرِ وَ قَلْبٌ فِيهِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ فَالْخَيْرُ وَ الشَّرُّ فِيهِ يَعْتَلِجَانِ فَأَيُّهُمَا كَانَتْ مِنْهُ غَلَبَ عَلَيْهِ وَ قَلْبٌ مَفْتُوحٌ فِيهِ مَصَابِيحُ تَزْهَرُ وَ لَا يُطْفَأُ نُورُهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ هُوَ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ»؛ شیخ کلینی، کافی، ج 2، ص 423.
قلبها سهگونه است: دل واژگون كه هيچ خيرى در آن نيست و آن دل كافر است. دلى كه در آن نقطهاى سياه وجود دارد، در اين دل خوبى و بدى با يكديگر جدال میکنند و هر كدام نيرومندتر بود بر ديگرىغلبه میکند. و دلى گشاده كه در آن چراغى مىدرخشد و نورش تا روز قيامت خاموش نمىشود و آن دل مؤمن است.
[9]. محمدتقى مجلسى، روضة المتقين، ج 10، ص 12.
[10]. شیخ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص 212.




