مزاج‌شناسی عرفانی

علامه حسن زاده آملی در کتاب هزار و یک کلمه می‌گوید:

جناب شيخ بهایى در اواخر دفتر پنجم كشكول آورده است كه: قال أمير المؤمنين علی(علیه السلام) لحبر من أحبار اليهود و علمائهم: من اعتدل طباعه صفى مزاجه و من صفى مزاجه قوي أثر النّفس فيه و من قوي أثر النّفس‏ فيه سمى إلى ما يرتقيه و من سمى إلى ما يرتقيه فقد تخلّق بالأخلاق النّفسانيّة،  من تخلّق بالأخلاق النّفسانيّة فقد صار موجودا بما هو إنسان دون أن يكون موجودا بما هو حيوان و دخل في الباب الملكيّ و ليس له عن هذه الحالة مغيّر.

فقال اليهوديّ: اللّه اكبر، يا ابن أبي طالب! لقد نطقت بالفلسفة جميعها.

امام امير المؤمنين على(علیه السلام) به يكى از دانشمندان يهود گفت: هر كس طباع او معتدل‏ باشد مزاج او صافی گردد و هر كس مزاجش صافی باشد اثر نفس در وى قوى گردد و هر كس اثر نفس در او قوى گردد به سوى آنچه كه ارتقايش دهد بالا رود و هر كه به سوى آنچه ارتقايش دهد، بالا رود به اخلاق نفسانى متخلق گردد و هر كس به اخلاق نفسانی متخلق گردد موجودى انسانى شود نه حيوانى و به باب ملكی درآيد و چيزى او را از اين حالت برنگرداند.

پس يهودى گفت: اللّه اكبر! اى پسر ابو طالب، همه فلسفه را گفته‏اى، چيزى از فلسفه را فروگذار نكرده‏اى.

بيان: در اين حديث شريف به چند مطلب بايد توجّه داشت:

يكم اين كه اين دانشمند يهودى، معرفت نفس را تمام فلسفه دانست و اين سخنى حق است؛ زيرا كه انسان چون مسير علمى را پيش گرفته است هر چه را كه ادراک كرده است متن ذات او مى‏گردد و به قوه بينش و كنش خود را مى‏سازد؛

زيرا كه علم و عمل انسان سازند و انسان را عالمى عقلى مشابه عالم عينى مى‏گردانند و آخرين مرحله سير تكاملى انسان اين است كه مى‏بيند: آن‌چه خود داشت ز بيگانه تمنّا مى‌كرد و مهم‏ترين معرفت و ارزنده‏ترين چيزى كه انسان را به كار مى‏آيد همان معرفت انسان مر ذات خود را است، كه به معرفت نفس و روان‏شناسى و علم النفس و مانند اين عبارات تعبير مى‏شود و بايد گفت: خود را باش و خود را بشناس.

دوم اين كه متن فرموده امام(علیه السلام) روشن و آشكارا، از چند ضرب شكل اول قياس صورت مى‏گيرد به نحوى كه نتيجه شكل قبل، مقدمه شكل بعد مى‏گردد چنان‌كه با اندک التفات نظر به خوبى دانسته مى‏شود، بدين وجه:

صغراى قياس: «هر كس طباع او معتدل باشد مزاج او صافى گردد» و كبراى قياس: «و هر كس مزاجش صافى باشد اثر نفس در وى قوى گردد»، نتيجه اين كه: «هر كس طباع او معتدل باشد اثر نفس در وى قوى گردد».

دوباره اين نتيجه، صغراى قياس ديگر شده است بدين صورت: «هر كس اثر نفس در وى قوى گردد به سوى آن‌چه كه ارتقايش دهد بالا رود»، «و هر كس به سوى آن‌چه ارتقايش دهد بالا رود به اخلاق نفسانى متخلق گردد»، نتيجه اين كه:

«هر كس اثر نفس در وى قوى گردد به اخلاق نفسانى متخلق گردد».

و باز اين نتيجه در قياس بعد به كار رفته است بدين شكل: «هر كس به اخلاق نفسانى متخلق گردد موجودى انسانى شود»، «و هر كس كه موجودى انسانى شود فرشته خوى و استوار است»، «پس هر كس كه به اخلاق نفسانى متخلق گردد فرشته خوى و استوار است».[1]

پس لازم است که سالک بنابر فرمایش امیرالمؤمنین(علیه السلام) با مزاج و طبایع آشنا باشد تا مزاج بدن را به تعادل برساند؛ زیرا اعتدال مزاج در آرامش نفس مؤثر است و آرامش در مباحث اخلاقی و عرفانی تأثیر دارد. هم‌چنین بتواند بدنش که حکم مرکب برای روح دارد را سالم نگه دارد؛ چون بدون بدن سالم، مسیر و سلوک الهی کندتر طیّ می‌شود.

مزاج چیست؟ مزاج، کیفیتی است که از واکنش متقابل دو یا چند رکن حاصل می‌شود؛ به عبارت دیگر از واکنش متقابل اجزای ریز و مواد متضاد با یکدیگر، کیفیت هم‌گونی حاصل می‌شود که به آن مزاج می‌گوییم؛ برای مثال اگر آب و خاک با نسبتی مساوی به هم بیامیزند، ماده حاصله، مزاج سردی خواهد داشت، اما از نظر تری و خشکی به تعادل نزدیک است. مزاج همان طبع است و گرمی، سردی، خشکی و تری را مزاج گویند.[2] انسان ها در طب سنتی اسلامی دو گونه‌اند:

  1. مزاج معتدل دارند: مزاج معتدل در اصطلاح طبیبان، اعتدال کیفیت بدن و اندامی است که در آن عناصر در هم آمیخته، از لحاظ کیفی و کمی با چنان سهم عادلانه‌ای شرکت کرده باشند که مزاج نیازمند آن است.
  2. مزاج نامعتدل دارند: مزاج نامعتدل مزاجی را می‌نامیم که در حد وسط بين كيفيات متضاد قرار نداشته باشد؛ یعنی به یکی از آن‌ها گرایش بیشتری داشته باشد.[3]

نشانه‌های اعتدال مزاج

علائم فرد معتدل‌المزاج را می‌توان در گرمی و سردی، خشکی و تری، نرمی و سختی، سفیدی و سرخی، فربه‌ای و لاغری با کمی گرایش به فربه‌ای دانست. رگ‌های مرد معتدل‌المزاج نه بسیار برجسته و نه زیاد فرو رفته در گوشت است و موهای شخص معتدل‌المزاج از لحاظ پر پشتی، معتدل است. نیروی فکر وخیال او زیاد و قدرت حافظه‌اش قوی است.

اخلاق شخص معتدل‌المزاج حد وسط میان افراط و تفریط است؛ یعنی نه زیاد جسور است و نه بسیار ترسو، نه زیاد خشمگین است و نه بسیار آرام، نه تنبل و نه زیرک، نه زیاد سنگدل و نه هرزه، نه متکبر و نه خود‌کم‌بین و در عملکردها سالم برخورد می‌کند. خوب و سریع رشد می‌کند، خواب‌های خوش می‌بیند، از بوی خوش، زیبایی و پاکیزکی لذت می‌برد.

صاحبان مزاج معتدل، دوست داشتنی، گشاده‌رو و خوش برخوردند. در اشتهای به غذا و نوشیدنی اعتدال دارند. به طور کلی اشخاص معتدل‌المزاج سراسر وجودشان در اعتدال است. البته این اعتدال مزاج امری نسبی است و در هر یک از افراد دموی، صفرایی، بلغمی و سودایی، اعتدال به گونه‌ای است که جسم و روح از سلامتی برخوردار است.[4]

علایم و شناخت اخلاط اربعه

اخلاط چهارگانه در طب سنتی اسلامی مهم‌ترین بحث است؛ چون تمام بیماری‌ها به همین چهار طبع بر می‌گردد. سالک الی الله باید یک شناخت اجمالی نسبت به این طبع‌ها داشته باشد.

الف: شناخت طبع دم (خون) و علائم غلبه آن (گرم و تر)

1) منشأ تولید خون، طعام است.

2) مَسکن حرارت در خون است؛ یعنی اگر در جایی حرارت نبود، خون در آن‌جا نیست.

3) این طبع تا پانزده سالگی بر بدن حاکم است که اوج نشاط، طراوت، رشد و جوانی است.

4) غلبه خلط خون، از ناحیه باد جنوب است. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «نِعْمَ‏ الرِّيحُ‏ الْجَنُوبُ‏ تَكْسِرُ الْبَرْدَ عَنِ الْمَسَاكِينِ وَ تُلْقِحُ الشَّجَرَ وَ تُسِيلُ الْأَوْدِيَةَ»؛[5] چه باد خوبی است باد جنوب، سرما را از مساکین (سرد مزاجان یا انسان‌های سال‌خورده که از شدت سرما زمین‌گیر شده‌اند) می‌برد. درختان را بارور می‌کند و رودخانه‌ها را به جریان می‌اندازد.

باد جنوبی در فصل بهار می‌باشد، سبب رویش است و اگر غلبه کند سبب طغیان است؛ بنابراین در فصل بهار، خون در بدن به هیجان می‌افتد و فضولات بدن ظاهر می‌شود؛ پس تدابیر این فصل باید رعایت شود.[6]

علائم دم سرشتی[7]

علائم ظاهری آن‌ها چاقی عضله‌ای(به جهت رطوبت بالا)، احساس گرمی در بدن، تحرک و توان بالای جسمی است. این افراد مستعد بیماری‌هایی با منشأ هیجان و غلظت خون هستند که برای حفظ صحت خود، باید غذاهای خون‌ساز(خصوصاً گوشت‌ها) را همراه با مصلحات آن استفاده کنند؛ مثلاً سرکه و آن‌چه خون‌شان را رقیق می‌کند، همراه غذا مصرف کنند و به محض آشکار شدن مقداری از علائم غلبه خون، غذای خود را تدبیر کنند تا کار به مصرف دارو نکشد.[8]

برخی از علائم زیادی و هیجان خون

1) خارش بدن

2) جوش و دمل

3) سرگیجه، خصوصاً هنگام بلند شدن

4) مور‌مور شدن یا خواب رفتگی دست و پا

5) سرخی چهره

6) خواب آلودگی، کسالت، خمیازه کشیدن و سنگینی سر[9]

برخی از درمان‌های هیجان و غلظت خون در دموی مزاج‌ها

1) حجامت و فصد کردن. پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) می‌فرماید: «إِذَا تَبَيَّغَ بِأَحَدِكُمُ الدَّمُ فَلْيَحْتَجِمْ لَا يَقْتُلْه‌»؛[10] هنگامی که خون یکی از شما سرکشی کرد حجامت کند تا او را نکشد.

2) خوردن کاهو. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «عَلَيْكُمْ‌ بِالْخَسِ‌ فَإِنَّهُ يُصَفِّي الدَّم‌»؛[11] بر شما باد کاهو؛ چون خون را صاف می‌کند. در روایت دیگری از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «عَلَيْكَ‌ بِالْخَسِ‌ فَإِنَّهُ يَقْطَعُ الدَّم‌»؛[12] بر شما باد کاهو؛ زیرا خون را قطع می‌کند.

3) خوردن سویق عدس. هنگامی که یکی از اطرافیان امام صادق(علیه السلام) مبتلا به هیجان خون می‌شد می‌فرمود: از سویق عدس بنوش؛ زیرا هیجان خون را تسکین می‌دهد و گرمی را خاموش می‌کند. «اذَا هَاجَ‌ الدَّمُ‌ بِأَحَدٍ مِنْ حَشَمِهِ‌ قَالَ لَهُ اشْرَبْ مِنْ سَوِيقِ الْعَدَسِ فَإِنَّهُ يُسَكِّنُ هَيَجَانَ الدَّمِ وَ يُطْفِئُ الْحَرَارَة»؛[13]

4) خوردن آلو. امام کاظم(علیه السلام) می‌فرماید: «وَ إِنَّ الْإِجَّاصَ الطَّرِيَ‌ يُطْفِئُ‌ الْحَرَارَةَ وَ يُسَكِّنُ الصَّفْرَاءَ وَ إِنَّ الْيَابِسَ مِنْهُ يُسَكِّنُ الدَّمَ وَ يَسُلُّ الدَّاءَ الدَّوِي»؛[14]‌ همانا آلوی تازه، گرمی را خاموش می‌کند و صفرا را تسکین می‌دهد و آلوی خشک غلبه خون را تسکین می‌دهد و بیماری سخت و خطرناک را از بدن خارج می‌کند. بعضی از اطبای اسلامی و سنتی گفته‌اند: صفراوی‌ها آلوی سیاه تازه بخورند.

5) خوردن انار. امام حسن عسکری(علیه السلام) می‌فرماید: «كُلِ‌ الرُّمَّانَ‌ بَعْدَ الْحِجَامَةِ رُمَّاناً حُلْواً فَإِنَّهُ يُسَكِّنُ الدَّمَ وَ يُصَفِّي الدَّمَ فِي الْجَوْف‌»؛[15] بعد از حجامت کردن، انار شیرین بخور؛ زیرا خون را تسکین می‌دهد و باعث صاف کنندگی خون در درون بدن است.در روایات به درمان‌های دیگری برای فرو نشاندن هیجان خون، اشاره شده است.

ب: شناخت طبع صفرا و علائم غلبه آن (گرم و خشک)

در بعضی احادیث از صفرا به مِرّه تعبیر شده است که به معنای شدّت و قوت است.

خلط صفرا قوی‌ترینِ اخلاط است. بعضی‌ها هم گفته‌اند: مِرّه؛ یعنی تلخی، برای این‌که خلط صفرای طبیعی، طعم تلخ دارد.[16]

1) این طبع بیشتر از سن 15 تا 35 سالگی بر بدن حاکم است.

2) در همه بدن جریان دارد.

3) کم و زیاد شدن آن سبب بیماری است.

4) بیماری‌های سخت از مِرّه غالبه است.

5) غلبه طبع صفرا، از ناحیه باد غربی است. در تفسیر قمی از امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل کرده است: «وَ الْمِرَّةُ فِي الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعَةِ مِنْ‏ نَاحِيَةِ الدَّبُورِ»؛[17] با توجه به این حدیث می‌توان گفت: یکی از اسباب غلبه طبع صفرا، وزیدن باد غربی است؛ چون زمینه غلبه این طبع در فصل تابستان بیشتر است، باد غربی در این فصل بیش از فصول دیگر سبب عارضه می‌شود. بدن همواره نیازمند خلط صفرا است که همراه خون در همه جای بدن در جریان باشد هر چند بعضی از اعضای بدن از صفرای بیشتری برخوردارند.[18]

علائم صفرای سرشتی

مزاج صفرا گرم و خشک است؛ پس کسانی که علائم گرمی و خشکی در آن‌ها بیش از دیگران است را می‌توان صفراوی مزاج نامید. حفظ صحت این اشخاص به این است که همراه با غذاهای سرد و تر، از غذاهای گرم و خشک نیز استفاده کنند. علائم طبیعی آن‌ها غالباً این‌گونه است: لاغری (چون از رطوبت کمتری برخوردارند)، زردی رنگ پوست، احساس گرمی از داخل و بیرون بدن و فعالیت زیاد.[19]

برخی از علائم غلبه صفرا

1) وسوسه قلبی، ذهنی، استرس و آشوب در دل

2) گر گرفتگی از درون

3) عطش و عرق زیاد بعد از نوشیدن آب

4) تحرک و عجله زیاد

5) زردی صورت

6) ریزش مو از جلو

7) گرمی کف پا و دست

8) زردی زبان ناشتا

9) زود عصبی شدن

10) کارهای سفیهانه[20]

برخی از درمان‌های غلبه صفرا

1) استفاده از آب سرد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «الْمَاءُ الْبَارِدُ يُطْفِئُ الْحَرَارَةَ وَ يُسَكِّنُ الصَّفْرَاءَ‏»؛[21] آب سرد گرمی را خاموش می‌کند و صفرا‌ را تسکین می‌دهد.

2) در رساله ذهبیه از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است:

«حَزِيرَانُ ثَلَاثُونَ يَوْماً يَذْهَبُ فِيهِ سُلْطَانُ الْبَلْغَمِ وَ الدَّمِ وَ يُقْبِلُ زَمَانُ الْمِرَّةِ الصَّفْرَاوِيَّةِ وَ نُهِيَ فِيهِ عَنِ التَّعَبِ وَ أَكْلِ اللَّحْمِ دَاسِماً وَ الْإِكْثَارِ مِنْهُ وَ شَمِّ الْمِسْكِ وَ الْعَنْبَرِ وَ يَنْفَعُ فِيهِ أَكْلُ‏ الْبُقُولِ‏ الْبَارِدَةِ كَالْهِنْدَبَاءِ وَ بَقْلَةِ الْحَمْقَاءِ وَ أَكْلُ الْخُضَرِ كَالْخِيَارِ وَ الْقِثَّاءِ وَ الشِّيرَخِشْتِ وَ الْفَاكِهَةِ الرَّطْبَةِ وَ اسْتِعْمَالُ الْمُحَمِّضَاتِ وَ مِنَ اللُّحُومِ لَحْمُ الْمَعْزِ الثَّنِيِّ وَ الْجَذَعِ‏ وَ مِنَ الطُّيُورِ الدَّجَاجُ وَ الطَّيْهُوجُ وَ الدُّرَّاجُ وَ الْأَلْبَانِ وَ السَّمَكِ الطَّرِيِّ»؛[22]

حزیران سی روز است که در آن سلطه‌ بلغم و دم برطرف می‌شود و زمان صفرا‌ رو می‌کند. در این روزها برای کسی که غلبه‌ صفرا دارد خسته کردن خود، خوردن گوشت‌های چرب و زیاد، خوردن گوشت، بوئیدن مشک و عنبر نهی شده است. در فصل صفرا‌ و تابستان خوردن سبزیجات سرد و خنک؛ مانند کاسنی یا خرفه، سبزی‌هایی مانند خیار، خیار چنبر، شیرخشت، میوه‌های مرطوب و خوردن ترشیجات توصیه می‌شود. خوردن گوشت‌های سرد مانند گوشت بز دو ساله و سه ساله و از پرندگان مرغ و تیهوج (کبوتر آبی که پاهای بلندی دارد و رنگ آن به سبزی می‌خورد) و دراج (شاید بلدرچین باشد) و خوردن لبنیات و ماهی تازه مطلوب است.

باز در همان کتاب از امام رضا(علیه السلام) نقل کرده است: «وَ مَنْ‏ أَرَادَ أَنْ‏ يُطْفِئَ‏ لَهَبَ الصَّفْرَاءِ فَلْيَأْكُلْ كُلَّ يَوْمٍ شَيْئاً رَطْباً بَارِداً وَ يُرَوِّحُ بَدَنَهُ وَ يُقِلُّ الْحَرَكَةَ وَ يُكْثِرُ النَّظَرَ إِلَى مَنْ يُحِبُّ»؛[23] کسی که می‌خواهد زبانه‌های صفرا را خاموش کند، باید هر روز یک چیز سرد و مرطوب بخورد و به بدن استراحت بدهد و کمتر حرکت کند و به کسی که او را دوست دارد نگاه کند.

ج: شناخت طبع بلغم و علائم غلبه آن (سرد و تر)

1) محل سکونت سردی در خلط بلغم است. سینه(شش‌ها و ریه‌ها) محل تجمع بلغم و باد است.

2) سن شصت به بالا، آغاز سلطه بلغم بر بدن است.

3) غلبه خلط بلغم از ناحیه باد صبا است.

به همین دلیل در فصل زمستان، تدابیر این ماه را باید مراعات کرد تا از بیماری‌های ناشی از آن در امان ماند، به‌خصوص بلغمی مزاجان و انسان‌های سن بالا.[24]

بعضی از علائم بلغم سرشتی

عبارت است از چاقی (در اثر رطوبت و چربی زیاد)، احساس سردی و سنگینی در بدن نسبت به دیگر طبایع و تحرک کم، این افراد، مستعد بیماری‌ها با منشأ سردی و تری هستند. با توجه به این نکته، حفظ صحت این افراد به این است که غذاهای سرد و تر را در کنار غذاهایی با مزاج گرم مصرف کنند تا از غلبه سردی و رطوبت، جلوگیری شود.[25]

بعضی از درمان‌های غلبه بلغم

  • آشامیدن آب ولرم یا آب فاتر.[26] امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:

«كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(صل الله علیه و آله) إِذَا أَفْطَرَ بَدَأَ بِحَلْوَاءَ یُفْطِرُ عَلَیْهَا فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَسُكَّرَةٍ أَوْ تَمَرَاتٍ فَإِذَا أَعْوَزَ ذَلِكَ كُلُّهُ‌ فَمَاءٍ فَاتِرٍ وَ كَانَ یَقُولُ یُنَقِّی الْمَعِدَةَ وَ الْكَبِدَ وَ یُطَیِّبُ النَّكْهَةَ وَ الْفَمَ وَ یُقَوِّی الْأَضْرَاسَ وَ یُقَوِّی الْحَدَقَ وَ یَجْلُو النَّاظِرَ وَ یَغْسِلُ الذُّنُوبَ غَسْلًا وَ یُسَكِّنُ الْعُرُوقَ الْهَائِجَةَ وَ الْمِرَّةَ الْغَالِبَةَ وَ یَقْطَعُ الْبَلْغَمَ وَ یُطْفِئُ الْحَرَارَةَ عَنِ الْمَعِدَةِ وَ یَذْهَبُ بِالصُّدَاع»؛[27]

هنگامی که پیامبر(صل الله علیه و آله) افطار می‌کرد ابتدا به حلوا افطار می‌کرد. اگر پیدا نمی‌شد با یک شیرینی یا چند خرما و اگر آن‌ها نبود با آب ولرم افطار می‌نمود و می‌فرمود: معده و کبد را پاکسازی می‌کند و بوی بد دهان را خوش، دندان‌ و چشم‌ها را تقویت می‌کند و بینایی را جلا می‌دهد. گناهان را مى‌شويد، رگ‌هاى هيجانى صفرا و سودا را تسکین می‌دهد و بلغم را قطع می‌کند و گرمی معده را خاموش می‌کند و میگرن را برطرف می‌کند.

آیا این روایت مختص ماه رمضان و روزه گرفتن است؛ چون مردم غالباً در ماه رمضان بنابر سنت این کار را می‌کنند؛ یعنی وقت افطار با آب ولرم شروع به خوردن می‌کنند. یا آن‌که به غیر ماه رمضان هم اشاره می‌کند؟ بعضی‌ها می‌گویند: افطار شاید شامل صبحانه هم بشود؛ زیرا عرب‌ها به صبحانه «فطور» می‌گویند. فطور به معنای خوردن غذا بعد از یک مدت طولانی غذا نخوردن است.

2) خوردن عسل مخصوصاً ناشتا، جویدن کندر و زیاد تلاوت کردن قرآن. امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرماید: «ثَلَاثَةٌ يَزِدْنَ فِي الْحِفْظِ وَ يَذْهَبْنَ‌ بِالْبَلْغَمِ‌ قِرَاءَةُ الْقُرْآنِ وَ الْعَسَلُ وَ اللُّبَان‌»؛[28] سه چیز حافظه را زیاد و بلغم را برطرف می‌کند قرائت قرآن، عسل و کندر.

3) خوردن ریشه و ساقه ترب. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «الْفُجْلُ أَصْلُهُ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ وَ لُبُّهُ‌ يَهْضِمُ‌ وَ وَرَقُهُ يُحَدِّرُ الْبَوْلَ تَحْدِيرا»؛[29]ساقه‌ ترب بلغم را قطع می‌کند و ریشه‌ آن غذا را هضم می‌کند و برگ آن بسیار ادرار آور است.

4) خوردن پیاز. «ذَكَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) الْبَصَلَ فَقَالَ يُطَيِّبُ‌ النَّكْهَةَ وَ يَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ»؛[30] امام صادق(علیه السلام) از پیاز یاد کرد و فرمود: بدن را خوشبو و بلغم را برطرف می‌کند.

5) روزه گرفتن و مسواک زدن. امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرماید: «ثَلَاثٌ‌ يُذْهِبْنَ‌ الْبَلْغَمَ‌ وَ يَزِدْنَ فِي الْحِفْظِ السِّوَاكُ وَ الصَّوْمُ وَ قِرَاءَةُ الْقُرْآنِ»؛[31] سه چیز بلغم را می‌برد و حافظه را زیاد می‌کند؛ مسواک زدن، روزه گرفتن و خواندن قرآن. در روایات موارد دیگری هم؛ مثل ناشتا حمام رفتن، شانه زدن، خوردن مویز و … بیان شده است.

د: شناخت طبع سودا و علائم غلبه آن(سرد و خشک)

در بعضی از روایات از سودا به سبب سختی و خشکی آن به مِرّه تعبیر شده است.

1) پایین شکم اعم از روده‌ها و اعضای تناسلی، ترکیبش از خلط سودا است.

2) فضولات سودا به سمت طحال سرازیر می‌شود.

3) انسان از 35 تا 60 سالگی در سلطه سودا است.

4) غلبه خلط سودا در بدن، ناشی از باد غربی است. از جمله عواملی که سبب غلبه طبع سودا می‌شود بادی است که از ناحیه غرب می‌وزد، به‌خصوص اگر این باد در فصل پاییز بوزد.

گفته شده: یبوست هر جسدی از خاک است؛ یعنی خشکی بدن ریشه در خلقت خاکی انسان دارد و محل قرار گرفتن یبوست، خلط سودا است. اگر در نقطه‌ای از بدن خشکی غلبه کرد باید آن را از سودای داخل خون جستجو کرد و با پرهیز از سودا زاها و خوردن ضد سوداها خشکی را درمان کرد. طبع فصل پاییز سرد و خشک است که هر سال از اول آن، سودا تشدید می‌شود و احتمال غلبه آن بر همه افراد وجود دارد.[32]

برخی از علائم غلبه سودا

1) خشکی ظاهر بدن یا داخل بدن یا دیواره عروق که به آن تصلب شرائین می‌گویند.

2) تیرگی پوست بدن و ادرار و مدفوع.

3) ترس، وسواسی، تشکیک و منفی بافی در هر کاری.

4) قساوت قلب

5) سردی بدن

6) لکه‌های قهوه‌ای یا سیاه در بدن

7) سیاهی دور چشم

8) بی‌خوابی

9) خارش پوست

10) دیدن خواب‌های وحشتناک

11) موهای زائد

12) سنگ سازی در کلیه

13) تیرگی اطراف زبان

14) یبوست روده‌ها و بواسیر

15) سکته‌ها[33]

علائم سوداوی سرشتی

علائمی که سوداوی مزاجان دارند: لاغری، خشکی پوست نسبت به دیگران، احساس سردی و نیاز به پوشش بیشتر نسبت به دیگران، نظم در کارها و حسابگری و دور اندیشی. این افراد مستعد بیماری‌های سوداوی هستند که برای حفظ صحت خود، باید غذاهای سرد و خشک را در کنار مصلحات آن‌ها مصرف کنند؛ اگر‌چه به خوردن گرمی‌ها اشتها دارند؛ ولی نباید زیاده‌روی کنند؛ خصوصاً از غذاهای خشک کمتر استفاده کنند.[34]

برخی از درمان‌های غلبه سودا

1) خوردن بادنجان. از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است: «الْبَاذَنْجَانُ جَيِّدٌ لِلْمِرَّةِ السَّوْدَاءِ وَ لَا يُضِرُّ بِالصَّفْرَاء»؛[35] بادمجان برای مره‌ سودا خوب است و ضرری به صفرا نمی‌زند.

2) قی (استفراغ عمدی). امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: «مَنْ‏ تَقَيَّأَ قَبْلَ‏ أَنْ‏ يَتَقَيَّأَ كَانَ أَفْضَلَ مِنْ سَبْعِينَ دَوَاءً»؛[36] کسی که استفراغ کند قبل از این‌که خودبه‌خود ایجاد شود، بهتر از هفتاد دارو است. در رساله ذهبیه از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است: «مَنْ أَرَادَ أَنْ‏ يُحْرِقَ‏ السَّوْدَاءَ فَعَلَيْهِ بِكَثْرَةِ الْقَيْ‏ءِ»؛[37] كسى كه مى‏خواهد سودا را بسوزاند؛ پس بر او باد به زيادى قى كردن.

3) نوره مالی بدن. در همان کتاب از امام رضا(علیه السلام) نقل کرده است: «مَنْ أَرَادَ أَنْ‏ يُحْرِقَ‏ السَّوْدَاءَ … وَ مُدَاوَمَةِ النُّورَةِ»؛[38] كسى كه مى‏خواهد سودا را بسوزاند، مداومت کند بر نوره‌مالی کردن بدن.

4) فصد کردن. در همان کتاب از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است: « مَنْ أَرَادَ أَنْ‏ يُحْرِقَ‏ السَّوْدَاءَ … وَ فَصْدِ الْعُرُوقِ»؛[39] کسی که می‌خواهد سودا را بسوزاند بر او باد فصد کردن.

5) عسل. امام رضا(علیه السلام) می‌فرماید: «مَنْ لَعِقَ‌ لَعْقَةَ عَسَلٍ عَلَى الرِّيقِ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ وَ يَحْسِمُ‌ الصُّفْرَةَ وَ يَمْنَعُ الْمُرَّةَ السَّوْدَاءَ»؛[40] کسی که یک قاشق مربا‌خوری عسل بخورد، بلغم و سودا را قطع می‌کند و صفرا را می‌کشد.

6) گیاه افتیمون.[41] در توحید مفضل از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است: «وَ هَذَا يَنْزِفُ الْمِرَّةَ السَّوْدَاءَ مِثْلَ الْأَفْتِيمُون»؛[42]‌ این گیاه سودا را مانند خونریزی از بدن خارج می‌کند. در کتب طب اسلامی و سنتی موارد دیگری هم برای درمان غلبه سودا ذکر شده است.

اعتدال مزاج و سیر و سلوک

شناخت بدن و کارکرد اعضای بدن برای سالک، مهم و ضروری است؛ یعنی این‌که بدانی کارکرد صحیح هریک از اعضای بدن به مراعات کردن چه اموری است؛ مثلاً بدانی قوام قلب، کبد، مغز، کلیه و … به چیست تا سلامت بدن حاصل شود؛ زیرا وقتی اعضای بدن از صحت مزاجی برخوردار شود، در رفتارهای شما تأثیر مستقیم دارد.

به همین جهت علمای اخلاق در گذشته، شاگردان را توصیه به اعتدال مزاج می‌کردند تا در سیر روحی توفیق بیشتری شامل حالشان شود. فردی که سوء مزاج دارد در کنترل رفتار و کردار خویش به سختی می‌افتد؛ مثلاً سوء مزاج، او را به خشم و غضب، میل به مسائل جنسی، افکار پریشان، ترس مذموم، حسادت، بخل و امثال این رذایل اخلاقی سوق می‌دهد.

البته کسانی‌که از اعتدال مزاج برخوردارند، از درگیری با چنین رذایلی مصون نیستند. در واقع باید بگوییم کسی‌که دارای اعتدال مزاج است، درمان رذایل اخلاقی برای او راحت‌تر است و هم‌چنین در آراستن باطن به فضایل اخلاقی موفق‌تر خواهد بود، اما کسی که از این اعتدال برخودار نیست برای او درمان رذایل اخلاقی و کسب فضایل اخلاقی با صعوبت و سختی زیادی همراه است؛

بنابراین شناخت بدن و تعدیل مزاج آن در راه سیر و سلوک از اهمیت زیادی برخوردار است و سالک الی اللّه چاره‌ای جز تعدیل مزاج ندارد؛ چون سیر معتدل سلوکی که شما را به مراتب بالای معنوی و معرفت نفس می‌رساند با بدن و مرکب سالم محقق می‌شود.

خراب آن‌گه این خانه گردد تمام

که با هم نسازند طبع و طعام

طبایع تر و خشک و گرم است و سرد

مرکب از این چار طبع است مرد

یکی زین چو بر دیگری یافت دست

ترازوی عدل طبیعت شکست[43]

ریاضت‌‌های نادرست

سیر و سلوک به این نیست که شما خود را به سختی‌ها و ریاضت‌های ناصحیح بیندازی و آخر هم از راه بمانی. احقر العباد در اثر آب ‌و هوای خشک نجف، دوری از خانواده و عزلت از مردم، از نظر جسمی بسیار ضعیف، لاغر و مریض شدم، اما وقتی خدمت استاد رسیدم ما را از تمام موارد فوق‌ منع کرد و گفت: «باید کباب بخوری و تفریح کنی.» و این‌گونه می‌خواست وضعیت جسمی و روحی ما را متعادل کند تا برای سیر و سلوک آماده شوم.

ایشان با اشراف خود بر تمام برنامه‌های بنده، حالات باطنی ما را معتدل کرد و توصیه مکرّر داشت در هیچ جا نباید افراط ‌و تفریط کرد و هر جا که لازم است باید حقّ آن را ادا کرد. تعدّی و اجحاف در حقوق، از نظر ایشان یک امر مخلّ در سیر و سلوک بود و می‌‌فرمود: «بدن یک مرکب است، خیلی خودت را اذیّت نکن» این ‌کلام ایشان، ما را کاملاً عوض کرد.[44]

علامه طهرانی شاگرد سید هاشم حداد هم همین دستور العمل را داده و می‌گوید:

 انسان باید غذا‌هایی بخورد که به دردش می‌خورد؛ غذاهایی که به دردش نمی‌خورد و برایش فایده ندارد، نباید بخورد. مردم معمولاً هر غذایی که می‌خورند، فکر خاصیّت و فایده‌اش را نمی‌کنند.

انسان باید غذایی بخورد که برای بدنش مفید باشد، بدنش ضعیف نشود، بدل ما یَتَحَلَّل لازم دارد،[45] اگر بدن از بین رفت، روح هم نمی‌تواند کار بکند. مرحوم آسید جمال‌الدّین گلپایگانی(ره) خیلی به ما اصرار می‌کرد: حفظ مزاج، حفظ مزاج! می‌گفت: اگر شما مزاجتان را حفظ نکنی، تندروی کنی، ریاضات غیر صحیح بگیرید، بدنتان علیل می‌شود، وقتی علیل شدید، آن ‌وقت تا آخر عمر، شما مِهتَر[46] بدن خواهید بود. 

بدن مَرکب است برای شما، باید شما را ببرد به مقصد برساند، اگر نتواند شما را به مقصد برساند و علیل شد، آن‌وقت نفس شما باید بیاید از این حیوان مِهتَری کند! خودش که از کار می‌افتد هیچ، باید نفس شریف بیاید مهتَر مرکب بشود.

 مزاج خیلی مهمّ است، نه انسان باید زیاد غذا بخورد که از سیری فکرش تشویش داشته باشد و نتواند کار کند و نشاط نداشته باشد، نه آن‌قدر کم غذا بخورد که نیرو نداشته باشد و بدل ما یتحلّل که بدن نیاز دارد، به بدن نرسد.

 اوقات غذا هم باید مرتّب باشد. تا انسان گرسنه نشده غذا نخورد. وقتی غذا می‌خورد، قبل از اینکه سیر بشود دست از غذا بکشد.چیزی را انتخاب کند که برای بدنش مفید است. آن‌چه برای بدن انسان مفید است، هرچه می‌خواهد باشد، حالا کباب باشد، این در راه مصالح نفسش است و عنوان زهد و این حرف‌ها هم در این مسائل نیست، این‌جا عنوانش سلوک است. 

 زهد؛ یعنی حرکت قربی به سوی خدا و آن کسی که می‌خواهد به سوی خدا حرکت کند، اگر در مقدّمات حرکتش گفتند: باید شما تقویت مزاج کنی! باید بکند؛ چون اگر نکند می‌ماند و اگر بکند می‌رود. پس کباب خوردن، خلاف زهد نیست، عین زهد است و اگر نخورد و به خودش فشار بیاورد یا اصلاً ملاحظۀ مزاجش را نکند، از قافله عقب مانده و از دست می‌رود.[47]

شیخ محمد بهاری از بزرگ‌ترین شاگردان آخوند ملاحسینقلی همدانی در یکی از دستور‌العمل‌هایش نوشته است:

و مهما امكن روزه را ترک نكند، خصوص سه روز از ماه را كه پنج شنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط هر ماه است، اگر مزاج او مساعد باشد و الا مراعات مزاج اولى است؛ زيرا كه بدن مركوب انسان است. اگر صدمه خورد از پا مى‌افتد و به همین دلیل نبايد خيلى هم به هواى آن بچرخد تا اين‌كه ياغى شود، كه او را ديگر اطاعت نكند. خير الامور اوسطها[48] در همه چيز جارى است. افراط و تفريط، هيچ‌كدام صحيح نيست، در هيچ مرتبه، اين است كه فرموده‌اند: عليكم بالحسنه بين السيئتين[49]

بنابراین باید بدانیم سلامت جسمی ارتباط مستقیمی با سلامت روحی و روانی دارد و هم‌چنین شناخت بدن و قوای مختلف آن. داشتن تعادل مزاج برای سالک ضروری است؛ چون سالک با شناخت بدن و علم به مزاج شناسی همواره می‌کوشد تا اعتدال را در خوراک، خواب و قوای بدنی خود حفظ کند.

سالک با این ‌کار همیشه در سلامت جسمی قرار می‌گیرد و می‌تواند با طیب خاطر و آرامش روحی به اعمال عبادی، اذکار و اربعینیات بپردازد؛ در نتیجه می‌تواند با سیر روحیِ صحیح، مراتب سلوک را پیموده و در نهایت به معرفت نفس نایل آید.

مسئله معرفت نفس، پر زحمت، اما امکان‌پذیر است فقط نیازمند تلاش و استقامت است. شما برای کسب مدارج علمی سالیانی عمر صرف می‏کنی و پیوسته از فکر، ذهن و قوای جسمانی خودت کار می‏کشی تا به هدفت برسی و در برابر موانع و سختی‏ها ایستادگی نشان می‏دهی و اراده قوی خود را حفظ می‏کنی تا مدرک علمی اخذ کنی و سپس آن را به‌ کار گیری.

عزیزمن! راه معرفت نفس هم همین اراده و تلاش مستمر را نیاز دارد؛ همان‏طور که خیلی‏ها  با تلاش، مجاهده و توفیق الهی موفق شدند، شما هم می‌توانی با مجاهده و نصرت الهی به آن حقیقت برسی.

 

برگرفته از کتاب تجلی انوار شرح «رساله انوار محی الدین ابن عربی»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)

 

علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب تجلی انوار

 

 

[1] . علامه حسن زاده آملی، هزار ویک کلمه، ج1، ص183.

[2] . استاد خیر اندیش از اساتید معروف طب سنتی اسلامی در تعریف مزاج می‌گوید: علم مزاج شناسی؛ یعنی اخلاط را شناختن. بدن آدم از آب، آتش، هوا و خاک تشکیل شده است که باید متعادل باشند و اگر از تعادل خارج شوند انسان بیمار می‌شود. مزاج برآیند اثر 4 خلط صفرا، سودا، بلغم و دم است که موجب شکل گیری بدن می‌شود و رفتار خاصی را هم پدید می آورد. قلی‌پور، جواد‌علی، مزاج شناسی و نسخه‌های استاد خیر اندیش، ص 40.

[3] .مهدی بروز، طب سنتی اسلامی، ص 32.

[4] . مهدی بروز، طب سنتی اسلامی، ص 33 و 34.

[5] . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 547.

[6] . شیروانی، مهدی، طب اسلامی، ج 1، ص 115.

[7] . مزاج سرشتی یا جبلی، مزاجی است که از طریق ارث از پدر و مادر به فرزند منتقل می‌شود.

[8] . شیروانی، مهدی، طب اسلامی، ج 1، ص 115.ص 116.

[9] . همان، ص 116.

[10] . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 59، ص 118.

[11] . برقی، محاسن، ج 2، ص 514.

[12] . طبرسی، مکارم الاخلاق، ص 183.

[13] . شیخ کلینی، کافی، ج 6، ص 307.

[14] . همان، ص  359.

[15] . علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 59، ص 123.

[16] . شیروانی، مهدی، طب اسلامی، ج 1، ص117.

[17] . علی بن ابراهیم، قمی، تفسیر قمی، ج 1، ص 41.

[18] . شیروانی، مهدی، طب اسلامی، ج 1، ص 118.

[19] . همان.

[20] . همان، ص 119.

[21] . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 63، ص 450.

[22] . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 59، ص 312 و 313.

[23] . همان، ص 325.

[24] . شیروانی، مهدی، طب اسلامی، ج 1، ص 120.

[25] . همان.

[26] . آب فاتر که در روایات ذکر شده است؛ یعنی آبی که جوشیده و سپس کمی خنک شده باشد.

[27] . شیخ کلینی، کافی، ج 4، ص 153.

[28] . شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج 2، ص 38.

[29] . برقی، محاسن، ج 2، ص 524.

[30] . همان، ص 522.

[31] . شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 4، ص 191.

[32] . شیروانی، مهدی، طب اسلامی، ج 1، ص 122.

[33] . شیروانی، مهدی، طب اسلامی، ج 1، ص 123.

[34] . همان، ص 123.

[35] . علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 63، ص 223.

[36] . همان، ج 59، ص 123.

[37] . علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 63، ص 325.

[38] . همان.

[39] . همان.

[40] . الفقه المنسوب الی الامام الرضا(علیه السلام)، ص 346.

[41] . ساقه‌ها و گل‌های گیاه افتیمون، به رنگ قرمز یا صورتی دیده می‌شود. طبیعت آن در درجه سوم گرم و در آخر درجه اول خشک است. افتیمون برای افراد کهن‌سال، سردمزاجان و سوداوی مزاجان مفید است. مضرات: افتیمون باعث تشنگی، اضطراب و غشی می‌شود و برای گرم مزاجان مضر است. سید محمد علی سید نظری، دایره المعارف طب سنتی، ص 519و 521.

[42] . علامه مجلسی، بحار الانوار ، ج 3، ص 135.

[43]. سعدی شیرازی، کلیات سعدی، ص 482.

[44]. حداد در آیینه حداد، ص 174.

[45] . بعد از این‌که غذای بدن در معده هضم شد و بدن رو به تحلیل و ضعف رفت نیاز به جای‌گزین و غذای بعدی دارد.

[46] . مرکب و خدمت‌کار.

[47] . علامه طهرانی، آیین رستگاری، ص 139.

[48] . بهترين كارها، كارهايى است كه به اعتدال نزديک‌تر باشد

[49] . بر شما باد به خوبى كه در ميان دو بد قرار گرفته، بدی افراط و بدی تفریط. شیخ محمد بهاری، تذکره المتقین، ص 115.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات