محی الدین ابن‌عربی کیست؟

شخصیت شناسی ابن‌عربی

از جمله شخصیت‌هایی که در عرفان نظری و عملی ید طولایی دارد جناب شیخ‌‌اکبر محی‌الدین ابن‌عربی هست. محمد بن علی بن محمد بن احمد بن عبدالله بن حاتم طایی در شب دوشنبه هفدهم ماه رمضان سال 560 هجری قمری در شهر مُرسیه، یکی از شهرهای اندلس،[1] در خانواد‌ۀ زهد و تقوا متولد شد.

کنیۀ او طبق بیان خودش در کتاب فتوحات ابا عبدالله است؛ ولی او را بیشتر به ابن‌عربی می‌شناسند.

القاب زیادی را برای ابن‌عربی به کار می‌برند که معروف‌ترین آن‌ها محیی‌الدین، عارف کبیر و شیخ کامل است.

خاندان ابن‌عربی

خاندان او از خانواده‌های معروف عصر خود بوده‌ است. ایشان از نوادگان عبدالله فرزند حاتم طایی از شخصیت‌های معروف در سخاوت است و جدّ اعلای او برادر صحابی جلیل‌القدر عدی بن حاتم که از یاران با وفای امیرالمؤمنین و امام‌حسن مجتبی(علیهما السلام) بوده است. پدر‌بزرگ وی محمد از بزرگان سرشناس مُرسیه و مادرش زنی صالحه به‌نام نور بوده که در تقوا از آیات الهی به شمار می‌رفته است.[2]

مهاجرت

محیی‌الدین در سن هشت سالگی همراه با خانواده به شهر اشبیلیه[3] مهاجرت کرد. در آن شهر دروس خود را نزد اساتید به اتمام رساند و برخی اساتید طریقت را ملاقات کرد.

وی با عنایت ربانی در اثر هوش و استعداد فطری خیلی زود انگشت‌نما شد و در زمان حیات پدرش با زنی عارفه به نام مریم ازدواج کرد. ابن‌عربی در نوشته‌های خود از او به احترام نام می‌برد و از او سخنانی نقل می‌کند که دلالت بر مقام کشف و شهود او دارد.[4] شيخ‌اكبر دو فرزند پسر با نام‏هاى «سعد‌الدّين محمّد» و «عماد‌الدّين ابو‌عبد‌اللّه محمّد» داشته و گويا سعد‌الدّين محمد شعر به نيكويى مى‏سروده و ديوان شعر او مشهور است و هر دو در جوار قبر والدشان آرميده‏اند.[5]

ابن‌عربی در همان سن نوجوانی چنان مشهور شد که فیلسوف معروف آن زمان ابن‌رشد[6]، علاقه‌مند به ملاقات با محیی الدین در سن نوجوانی شد. جریان این ملاقات را محیی الدین در فتوحات بیان کرده است.[7]

محیی‌الدین پس از سال‌ها زندگی در اندلس به کشورهای زیادی سفر کرد و با بزرگان طریقت و شریعت دیدار کرد و آخر‌الامر در سن شصت سالگی به دمشق رفت و تا پایان عمرش در آن شهر زندگی نمود. سرانجام در سن 78 سالگی در شهر دمشق از دنیا رفت و او را در دامنۀ کوه قاسیون دفن کردند. معروف است که غار اصحاب کهف هم در این کوه است.

شیعه بودن ابن‌عربی

علمای بزرگی مانند ابن‌فهد حلی، شیخ بهایی، فیض کاشانی، مجلسی اول، قاضی نور‌الله شوشتری، قاضی سعید قمی و …، قائل به شیعه بودن محیی‌الدین هستند.[8]

عبد‌الوهاب شعرانی مى‌گوید: هنگامى که در صدد تلخیص کتاب فتوحات برآمدم با عباراتى مواجه شدم که به گمانم با عقاید کافۀ مسلمین تعارض داشت؛ بنابراین پس از اندکى شک و تردید آن‌ها را حذف کردم و روزى این مطالب را با شیخ شمس‌الدین (متوفاى سال ۹۵۵ ه. ق) که نسخه‌اى از فتوحات را به خط خود نوشته و با نسخه مؤلف در قونیه مقابله کرده بود در میان گذاشتم و پس از خواندن آن دریافتم که هیچ یک از عباراتى که حذف کرده بودم، در آن نسخه موجود نیست.

شعرانى نقل مى‌کند که براى وى مسلم گردید که نسخه‌هاى فتوحات که در زمان وى در مصر رواج داشت، شامل قسمت‌هایى مى‌شد که به نام مؤلف جعل شده بود. در مورد کتاب فصوص و دیگر آثار وى نیز چنین کارى صورت گرفته بود.[9]  این مطلب ثابت می‌کند مواردی در کتاب‌های محیی‌الدین که دلالت بر شیعه بودن او داشته است را متعمداً حذف نمودند.

ابن‌عربی و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه)

ابن‌عربی، از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) با عنوان قطب زمان یاد می‌کند. وی رسالۀ شق الجیب را درباره امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) نوشته است.[10] او در کتاب فتوحات مکیه نیز مطالب بسیاری درباره شمایل، فضایل، وقایع ظهور و یاران آن حضرت بیان می‌کند.

از جمله در باب هفتاد و سوم این کتاب چنین آورده است: «اما ختم ولایت محمدی، آن برای مردی از عرب است که به لحاظ اصل و نسبت و به دست گرفتن این ولایت، اکرم قوم است و امروز در زمان ما موجود است. در سال ۵۹۵ ه. ق. وی را شناختم و نشانۀ ختم ولایت مطلقۀ او را که حق از دیدگان بندگانش نهان نموده، در شهر فاس مشاهده کردم.[11]

علامه طهرانی در کتاب روح مجرد به نقل از محدّث نيشابورى در ترجمه احوال محيى الدين می‌گويد:

وى‏ در علم حروف يد طولائى داشت و از جمله استخراج او اين بود كه: «إذا دَخَلَ‏ السّينُ‏ فى الشّينِ، ظَهَرَ قَبْرُ مُحْيى‌الدّينِ»؛ چون سين در شين داخل شود، قبر محيى الدّين ظاهر می‌شود.

اين ببود و قبر محيى‌الدّين پنهان بود تا سلطان سليم عثمانى داخل شام شد و از قبر او تفحّص به ‌عمل آورد و آن را پس از اندراس تعمير نمود و سرّ كلمه سين كه سلطان سليم و شين كه شهر شام است مكشوف شد.

و از جمله اكتشافات و استخراجات اوست راجع به ظهور حضرت قائم(علیه السلام)

إذا دارَ الزَّمانُ عَلَي‌ حُروفٍ    بِبِسْمِ اللَهِ فَالْمَهْديُّ قاما

وَ إذْ دارَ الْحُروفُ عَقيبَ صَوْمٍ      فَأقْروا الْفاطِمي‌ مِنّي‌ سَلاما

البتّه بايد دانست كه: معنى اين شعر را نمى‏تواند بفهمد مگر آن كس كه از راسخين در علم باشد و گرنه رمز نبود و حلّش براى همه با شرائط خاصّى ممكن بود؛ همان‌طور كه از معنى سين و شين بدون ورود سليم در شام كسى نمى‏تواند خبردار شود مگر آن‌كه از راسخين در علم بوده باشد.[12]

از منظر علمای شیعه

سید علی قاضی: بعد از مقام عصمت و امامت، در میان رعیت احدی در معارف عرفانی و حقائق نفسانی در حد محیی‌الدین عربی نیست و کسی به او نمی‌رسد و ملاصدرا هرچه دارد از محیی‌‌الدین دارد و در کنار سفره او نشسته است.[13]

علامه حسن زادۀ آملی: تا کنون نه تنها  فتوحات مکیه؛ بلکه هیچ یک از مصنفات شیخ در عالم مؤلفات، دومی مانند خود ندیده است. به خصوص فصوص و فتوحات را باید از کرامات خاص او دانست. {ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء}؛[14] این فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می‌بخشد.[15]

اگر گویی ابواب معارف انسانی در این بیست و هفت حکمت و فص کتاب فصوص الحکم آمده است صواب است.[16] در حقیقت فصوص الحکم شیخ‌اکبر و دیگر کتب و رسائل ایشان تفسیر انفسی و بیان مقامات عروجی و اسرار و بطون آیات و روایات می باشد.[17]

علامه طباطبایی: در اسلام هیچ کس نتوانسته است یک سطر مانند محیی‌الدین بیاورد.[18]

جوادی آملی: محیی‌الدین در بین معاریف اهل عرفان بی‌همتا و در عمودین[19] زمان خویش بی‌نظیر می‌باشد…، بسیاری از مبانی حکمت متعالیه وامدار عرفانی است که ابن‌عربی پایه گذار نامدار آن می‌باشد.[20]

قريب به اكثريت آثار قلمى شيخ در موضوع تصوف‏ و عرفان به نگارش درآمده و در هر شهرى كه منزل گزيده كتابى نگاشته است‏. شايد پاره‏اى از اين آثار هنوز در چهره‏ فراموشى در گوشه‏اى از كتاب‌خانه‏ها و يا جاهاى ديگر به عزلت نشسته و پاره‏ ديگرى نيز از گزند حوادث زمان مصون نمانده و از بين رفته است.

از جمله آثار ابن‌عربی رساله انوار است که دربردارنده مطالب زیبای عرفان عملی می‌باشد که بعضی از عبارات این رساله توسط عارف بالله آیت‌الله حاج شیخ محمد صالح کمیلی(دامة براکاته) شرح و تبیین گردیده است.

 

برگرفته از کتاب تجلی انوار شرح «رساله انوار محی الدین ابن عربی»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)

 

علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب تجلی انوار

 

[1] . اسپانیای امروز.

[2] . بدیعی، محمد، شهره عارفان، ص 8.

[3] . نام‌ امروزی اِشْبیلیّه‌، سویل‌ در جنوب‌ غربى‌ اسپانیا است.

[4] . بدیعی، محمد، شهره عارفان، ص 9تا11.

[5] . دیوان ابن‌عربی، ص 7.

[6] . ابو الوليد، محمد بن احمد بن محمد بن احمد بن رشد از فيلسوفان مشايى است كه به‌عنوان متكلم، قاضى، فقيه و طبيب اسلامى نيز شناخته مى‌شود. ابن رشد در سال ۵۲۰ ق (۱۱۳۶ م) در قرطبه اندلس (اسپانيا) در خانواده‌اى روحانى و عربى اصيل، متولد شد. پدرش قاضى قرطبه و جدش، قاضى القضاة قرطبه و فقيهى روشن انديش بود و هم‌چون ابن رشد، به موضوع جمع و توفيق بين دين و فلسفه، بسيار علاقه داشت. معلمی، حسن، تاریخ فلسفه اسلامی (پژوهشگران)، ص 215.

[7] .ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج 1 ص153.

[8] . علامه طهرانی، روح مجرد، ص 323.

[9] . همان، ص 357 , 358.

[10] . بدیعی، محمد، شهره عارفان، ص 106.

[11] .  «و أما ختم الولاية المحمدية فهي لرجل من العرب من أكرمها أصلا و يدا و هو في زماننا اليوم موجود عرفت به سنة خمس و تسعين و خمسمائة و رأيت العلامة التي له قد أخفاها الحق فيه عن عيون عباده و كشفها لي بمدينة فاس‏ حتى رأيت خاتم الولاية منه»؛ ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج 2، ص 49.

[12] . علامه طهرانی، روح مجرد، ص 517.

[13] . دومین یاد‌نامه علامه طباطبایی، ص 41.

[14] . جمعه(62)، آیه 4.

[15] . علامه حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، ص 377.

[16] . همان، ص 37.

[17] . همان، ص 377.

[18] . بدیعی، محمد، شهره عارفان، ص 97.

[19] . ستون‌های.

[20] . بدیعی، محمد، شهره عارفان، ص 100.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات