غیبت و سوءظن مانع سیر و سلوک

«قَدْ عَظَّمَ اللَّهُ(عز و جل) أَمْرَ الْغِيبَةِ وَ سُوءِ الظَّنِّ بِإِخْوَانِكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»؛ امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: خداوند متعال در قرآن کریم مسئلۀ تهمت زدن، غیبت و بدگمانی کردن را خیلی بزرگ شمرده و فرموده: {يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ}؛[1]

اگر غیبت کنیم و آبروی مسلمان مؤمنی را ببریم، در واقع لاشۀ مردار برادر مؤمن را خورده‌ایم. شما می‌بینید که امروزه غیبت کردن، نُقل و میوۀ برخی مجالس شده است. تا یک خانمی به خانم دیگری می‌رسد، سفرۀ دلش را برای او باز کرده و هر چه از شوهر، فامیل، خواهر و مادر شوهرش دیده یا شنیده می‌گوید.

آقایان هم همین‌طور، باهم می‌نشینند و حرف دیگران را می‌زنند. این چه‌کاری است که می‌کنیم؟ به جای این‌که به خودمان بپردازیم و در صدد اصلاح نقص‌ها و عیب‌های خود باشیم، به دیگران می‌پردازیم. خیلی باید مراقب باشیم تا مرتکب گناه نشویم. اگر خدای‌ناکرده در شبانه‌روز یک غیبت هم بکنیم، هر چه از نماز و دعا و قرآن زحمت کشیده بودیم، همه را خراب کرده‌ایم.

این‌که می‌بینیم بعضی‌ها در راه سیر و سلوک پیشرفت نمی‌کنند، به دلیل همین غیبت‌ها، بدگمانی‌ها و سوءظن‌ها است؛ لذا باید مراقب باشیم. «فَكَيْفَ بِالْجُرْأَةِ عَلَى إِطْلَاقِ قَوْلٍ وَ اعْتِقَادِ زُورٍ وَ بُهْتَانٍ فِي أَصْحَابِ رسول‌اللّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم)»؛

امام صادق(علیه السلام) در ادامه می‌فرماید: چگونه جرئت می‌کنید حرفی بزنید یا اعتقادی پیدا کنید که هیچ پایه و اساسی ندارد و از روی تهمت و بهتان است، آن هم دربارۀ اصحاب رسول‌الله(صلی الله علیه و آله و سلم)؟! دربارۀ اصحاب ائمه(علیهم السلام) که قیل‌وقال‌های زیادی بوده است.

اگر بدگویی، غیبت و پشت سر فرد مؤمن عادی حرف زدن جایز نیست، آیا قیل‌وقال و حرف زدن دربارۀ صحابۀ پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) جایز است؟ علی(علیه السلام) را چه کسانی بیست‌وپنج سال خانه‌نشین کردند؟ امامان ما را چه کسی منزوی کرد؟ امام رضا(علیه السلام) را چه کسی مسموم کرد؟ از سعایت‌هایی که پیش حاکم می‌کردند و به دروغ می‌گفتند: خانه امام شیعیان پر از اسلحه است و …؛

حاکم هم احساس خطر می‌کرد و امام(علیه السلام) را از مدینه می‌طلبید. چرا مأمون، امام رضا(علیه السلام) را به ایران آورد، از خانواده‌اش جدا کرده و در غربت مسموم کرد؟ همۀ این‌ها از غیبت، بدگویی، سعایت کردن و بدگمانی بود که امامان ما به این روز و حال افتادند. صحابۀ پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هم همین‌طور هستند.

شما کتاب رجال کشّی یا کتاب‌هایی که دربارۀ راویان ائمه و زندگی‌نامۀ آن‌ها نوشته شده بخوانید، ببینید دشمنان با این‌ها چه کار می‌کردند. حتی در شیعه هم کسانی بودند که از این کارها می‌کردند؛ حتی در خانوادۀ امام کسی بود که پیش حاکم وقت سعایت می‌کرد. وقتی نفس انسان از این آلودگی‌ها، صفات بد و رذایل اخلاقی پاک نشود، این‌گونه می‌شود.

«قَالَ اللَّهُ(عز و جل): {إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ‏}[2]»؛ خداوند(عز و جل) می‌فرماید: شما با زبانتان حرف‌هایی می‌زنید که به آن یقین ندارید. الآن در بعضی مجالس حرف‌هایی که پشت سر دیگران می‌زنند، اگر از همان کسی که حرفی را برای شما نقل می‌کند، بپرسی که آیا این حرفی که می‌زنی، به چشم خود دیدی که می‌گویی؟ می‌گوید: نه ندیدم، فلانی گفت.

خدا در قرآن کریم می‌فرماید: به چیزی که ـ دربارۀ اصحاب پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و افراد مؤمن و متقی ـ علم ندارید، در جامعه مطرح می‌کنید. بعد می‌فرماید: {تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً}؛ غیبت، بدگویی کردن و بازگو کردن عیب دیگران را یک چیز سستی حساب می‌کنید؟ گفتیم که غیبت کردن از بس در میان مردم رایج شده که قبحش از بین رفته و دیگر زشتی غیبت را حس نمی‌کنیم؛ چون هر جا می‌رویم غیبت می‌کنند.

زنان و مردانی که سالک هستند، یا نباید با چنین افرادی رفت‌وآمد کنند یا باید از اول جلوی آن‌ها را بگیرند؛ مثلاً وقتی طرف می‌خواهد دهان باز کند حرف بزند، می‌گوییم ما با این حرف‌ها کاری نداریم، ما این‌جا آمده‌ایم یک چیزی را برای خدا یاد بگیریم، ولی اگر شما بخواهی پشت سر دیگران یا پشت سر استاد و رفقا حرفی بزنی، مرتکب گناه زیادی شده‌ای.

خدا می‌فرماید: {تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً}؛ آیا سست می‌شمارید؟ {وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ‏}؛ درحالی‌که غیبت، بدگویی کردن و حرف زدن پشت سر دیگران در پیشگاه خدا خیلی عظیم و بزرگ است.

لزوم حمل فعل مؤمن بر صحّت

«وَ مَا دُمْتَ تَجِدُ إِلَى تَحْسِينِ الْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ فِي غَيْبَتِكَ‏ وَ حَضْرَتِكَ سَبِيلًا فَلَا تَتَّخِذْ غَيْرَهُ»؛ تا زمانی که می‌توانی قول و فعل دیگران را به صورت خوب و صحیح حمل کنی، همین کار را انجام بده. اگر از فردی حرفی را نقل کردند، در صورت توانایی جلوی حرف یا افعالشان را بگیر؛ چون گاهی حرف است و گاهی فعل؛ یعنی گاهی می‌گویند فلانی فلان کار را کرد، گاهی هم می‌گویند فلانی فلان حرف را زد؛ چه حرف بد و چه فعل بد اگر از کسی نقل می‌شود، غیبت است.

«قَالَ اللَّهُ تَعَالَى:‏ {وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً}[3]»؛ خداوند متعال در سورۀ بقره می‌فرماید: حرف زیبا بزنید، زیباگویی کنید، نه بدگویی. آدم باید زبان و دهانش را به حرف خوب عادت بدهد. اگر شخصی هم حرف بدی می‌زند یا از کارهای دیگران ایراد می‌گیرد، شما باید محمل خوبی برای کارش پیدا کنی؛ یعنی کار او را به صورت خوب درآوری، نه به صورت زشت و بد.

«وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى اخْتَارَ لِنَبِيِّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) عَنْ أَصْحَابِهِ طَائِفَةً أَكْرَمَهُمْ بِأَجَلِّ الْكَرَامَةِ وَ حَلَّاهُمْ بِحِلْيَةِ التَّأْيِيدِ وَ النَّصْرِ»؛ خداوند برای اصحاب پیغمبرش طایفه‌ای را قرار داده که در مراتب ایمانی بزرگی هستند و ما نباید پشت سر صحابه حرف بزنیم. خداوند این اصحاب و مؤمنان را بزرگ شمرده و آن‌ها را تأیید و یاری کرده است.

«وَ الِاسْتِقَامَةِ لِصُحْبَتِهِ عَلَى الْمَحْبُوبِ وَ الْمَكْرُوهِ»؛ خداوند چیزهایی را که موجب محبت یا کراهت می‌شود، برای اصحاب بیان کرده و راه خیر و شرّ را بر ایشان روشن نموده است. در اسلام، هر کسی وظیفۀ شرعی خودش را می‌داند و شما نباید نسبت به تکالیف آن‌ها تعیین تکلیف کنی؛ مخصوصاً کسی که مسائل دینی‌اش را می‌داند.

«وَ أَنْطَقَ لِسَانَ نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله و سلم) بِفَضَائِلِهِمْ وَ مَنَاقِبِهِمْ وَ كَرَامَاتِهِمْ»؛ خداوند به زبان پیغمبرش فضائل، مناقب و کرامت‌های مؤمنان از اصحاب را بیان کرده است.

امام صادق(علیه السلام) در ادامه می‌فرماید: «فَاعْتَقِدْ مَحَبَّتَهُمْ وَ اذْكُرْ فَضْلَهُمْ»؛ تو هم باید عشق و محبت صحابه را به دل بگیری و فضلشان را به زبان بیاوری. «وَ احْذَرْ مُجَالَسَةَ أَهْلِ الْبِدَعِ»؛ به مجالس اهل بدعت نرو؛ آن‌هایی که در دین و ایمان بدعت‌گذاری می‌کنند، حرف‌هایی می‌زنند و راه‌هایی می‌روند که خدا و پیغمبر نگفته، شما به آن راه‌ها نرو.

«فَإِنَّهَا تُنْبِتُ فِي الْقَلْبِ كُفْراً خًفِیّاً وَ ضَلَالًا مُبِيناً»؛ اگر به مجالس این افراد بروی، تو هم مبتلا شده و دلت پر از کفر و ضلالت می‌شود. دلت را با افرادی که آبروی مؤمنی را می‌برند، از راه صحیح و درست منحرف نکن.

«وَ إِنِ اشْتَبَهَ عَلَيْكَ فَضِيلَةُ بَعْضِهِمْ فَكِلْهُمْ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ»؛ این هم نکتۀ خیلی خوبی است که حضرت می‌فرماید: اگر در جایی راجع به یک نفر از اصحاب، یاران و مؤمنان کمّل، یک امری، حرفی یا حرکتی برای شما مشتبه شد، حمل بر صحت کن. اگر حرفی دو وجه داشت، شما جهت درست را بگیر، ولی حضرت در این جمله چیز دیگری می‌گویند که قابل توجّه است. می‌فرماید: اگر دربارۀ ایمان و کمالات شخصی شبهه‌ای داری، بگو من چه‌کاره‌ام که رتبه‌بندی کنم و بگویم فلانی در فلان مرتبه است و …؛

تو این کار را به خدای عالم الغیب واگذار کن و دربارۀ افراد قضاوت نکن که برای آن‌ها حدود و اندازه‌ای تعیین کنی. اگر بر تو مشتبه شد که فلانی در چنین مرتبه‌ای از مراتب ایمان، تقوا و معرفت است یا نیست، آن را به خدا واگذار کن و بگو خدا بهتر می‌داند، من چه‌کاره هستم؟

«وَ قُلِ اللَّهُمَّ إِنِّي مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتَهُ أَنْتَ وَ رَسُولُكَ»؛ با خدای خودت این‌گونه حرف بزن و بگو: خدایا! هر کسی را که تو و رسول تو دوست دارید، من هم همان را دوست دارم. «وَ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتَهُ أَنْتَ وَ رَسُولُكَ»؛ و آن کسی را که تو و رسول تو دشمن می‌داری، من هم او را دشمن می‌دارم.

«فَإِنَّهُ لَمْ يُكَلِّفْكَ فَوْقَ ذَلِكَ»؛ ما بیش از این تکلیف نداریم. اگر یک‌وقت چیزی در ذهن ما خطور کرد، باید به خدا واگذار کنیم و برای افراد تعیین مرتبه نکنیم و تفاوت‌های افراد را نگوییم.

نه دربارۀ اصحاب پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و اصحاب ائمه(علیهم السلام) این حرف‌ها را بزنیم و نه دربارۀ افراد مؤمن؛ چون این مطالبی که امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید، فقط برای گذشتگان نیست، بلکه برای مسائل و اوضاع روز ما هم است. ما از فرمایشات پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه(علیهم السلام) باید برای مسائل روز خودمان بهره‌گیری و استفاده کنیم.

بنابراین آن‌چه از این مطالب به دست آمد، این‌که باید دهان از غیبت، بدگویی، نفاق و اختلاف انداختن بسته باشد. در جلسه هم که باهم می‌نشینیم، هر کسی سرش را پایین بیندازد و در خودش فرو رفته، فکر کند و در صدد پیدا کردن عیب‌های خودش باشد و ببیند عیب‌هایش چیست؟ باور کنید که فایدۀ این مجالس معنوی همین است که آدم بنشیند و در خودش فکر کند، عیب‌های خودش را پیدا کند، سپس در صدد اصلاح خودش بربیاید.

ممکن است در خانه، بازار و جاهای دیگر نتواند خودش را اصلاح کند، امّا وقتی به جلسه می‌آید، بین رفقا و دوستان یک‌دفعه به خودش می‌پردازد و گذشته‌هایش به یادش می‌آید که چه‌کار کرد، کجا رفت؟ مثلاً مرد، زنش را رنجاند و زن، مردش را.

 

 

برگرفته از کتاب عرفان اهل بیتی

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب عرفان اهل بیتی

 

 

 

 

[1]. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمان‌ها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمان‌ها گناه است و هرگز (در كار ديگران) تجسّس نكنيد و هيچ یک از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (به يقين) همۀ شما از اين امر كراهت داريد. حجرات (49)، آیۀ 12.

[2]. نور (24)، آیۀ 15.

[3]. بقره (2)، آیۀ 83.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات