وظیفه سالکان بدون استاد
ممکن است استاد خاص برای همۀ افراد نصیب نشود، در حالی که میخواهند خدا را پیدا کنند و به او برسند. او برای همۀ بندگان خویش است. کسانی که استاد خاصی ندارند، از چه راهی به خداوند(عز و جل) برسند؟ در این مطلب، سه راه رسیدن به ساحل نجات را بیان کردهایم که به شرح هر کدام میپردازیم:
هنگامی كه استاد ویژهای پیدا نمیشود، بر سالک لازم است که از استاد عمومی بهرهمند شود. سالک فاقدِ استاد خاص میتواند از صحبتها و موعظههای دلنشین استاد اخلاق بهره بگیرد. به شرطی که بداند این استاد نیت الهی داشته و اهل خلوص و تقواست. اینها اساتیدی هستند که ممکن است عرفان نظری را هم گذرانده باشند، اما در عرفان عملی آنچنان توفیقی نداشتهاند. کسانی که استاد خاص عرفان عملی ندارند، میتوانند از این اساتید استفاده کنند.
و از رفیق مؤمنی که در راه محبت خدا با او برادری میكند کمک بگیرد. زیرا مؤمن آینۀ مؤمن است. دو مؤمن، یکدیگر را در رفع بعضی از موانع راه و ایجاد زمینههای مساعد یاری میدهند.
از عناصر اصلی در سلوک الی الله، رفیق و برادران الهی هستند. رفیق راه هنگام داشتن استاد کمک زیادی به سالک میکند، ولی زمانی که استاد خاص پیدا نمیشود، ضرورت رفیق راه دوچندان میشود؛ چون پیمودن راه سلوک به صورت تنهایی و بدون استاد خیلی دشوار است.
رفیق راه سلوک الی الله، همدرد و همفكر شما محسوب میشود؛ به همین جهت باید یک نفر از دوستان سلوکی مخلص و خالص را پیدا کنید كه بتوانید همراه او دعا، مناجات، تلاوت قرآن، شعرخوانی، توجه معنوی، توسل به خدا و اهل بیت(علیهم السلام) به ویژه حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) و راز و نیاز با خدا داشته باشید.
رفیق راه برای شما نیرو، انگیزه و کمک معنوی میدهد. بنابراین همانطور كه در سفرهای دنیوی و مادی به یک همراه و رفیق راه نیاز داریم، در مسائل روحی و معنوی نیز به همراهی یک رفیقِ همفکر نیاز دارید. ناگفته نماند که این رفیق سلوکی باید قابل اعتماد باشد، شریعت و طریقت را خوب بشناسد و بدانها عمل كند و از نظر علم و عمل آدم سالمی باشد تا رفاقت با وی باعث رشد و پیشرفت معنوی و باطنی شما شود.
در روایات معرفتی نیز به برادری در راه خدا ترغیب شده است. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرماید:
«مَا اسْتَفَادَ امْرُؤٌ مُسْلِمٌ فَائِدَةً بَعْدَ فَائِدَةِ الْإِسْلَامِ مِثْلَ أَخٍ یسْتَفِیدُهُ فِی اللَّهِ(عز و جل)»؛[1] هیچ مسلمانی پس از فایده و بهرۀ اسلام، بهرهای همچون برادری در راه خدا به دست نیاورده است.
خواجه حافظ(قدس سره) هم در دیوان خود از رفیق الهی به «کیمیای سعادت» تعبیر میکند:
دریغ و درد كه تا این زمان ندانستم
كه كیمیاى سعادت رفیق بود رفیق[2]
عزیزان من! جمع رفقای سلوکی با جمعهای دیگر فرق میكند؛ این جمع، لله، فی الله، من الله، الی الله و بالله است. این جمع برای خدا و معرفت الله است. در این جمع گاهی توسل و زیارت ائمه اطهار(علیهم السلام)، گاهی توجه و تفکر، گاهی تذکر و مناجات، گاهی خواندن حزین آیات قرآن، گاهی خواندن اشعار شورانگیز حافظ و دیگر شاعران عارف است.
البته در مجموع، نیت و هدف اصلی كه شما را به این جمع میکشاند، الله(جل جلاله) است که حتماً شما را هدایت فرموده و در نهایت توفیقِ یافتن استاد کامل را خواهید داشت.
غربت خداوند(عز و جل)
در حال حاضر در خیلی از مجالس، «الله(جل جلاله)» غریب است؛ چون در مجالس به حضرات معصومین(علیهم السلام) خیلی توسل میشود؛ مثلاً میگویند امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) غریب است، در حالی که توجه ندارند خدای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) هم غریب است.
در واقع باید بگوییم هم امامان(علیهم السلام) و هم خدای ائمه غریبند؛ چون خیلیها از امام زمان(ارواحنا فداه) دم میزنند، ولی هدفشان برطرف شدن حاجات دنیوی و اغراض شخصی و نفسانی است.
بله، باید برای همۀ حوائج دنیوی و اخروی به این ذوات مقدس متوسل شد، ولی همۀ هدف، تلاش، جهاد و خون دلخوردنهای آن بزرگواران برای هدایت و کمال انسان و معرفت و شناخت خداوند است. وقتی همۀ دعاها و خواستهها از آنها پیرامون مسائل مادی و دنیوی باشد، باعث غربت ائمه(علیهم السلام) و خداوند(عز و جل) خواهد شد.
بنابراین یکی از ویژگیهای مهم رفقای سلوکی، احیای یاد الله و ذکر الهی و توحیدی در یاری و کمک به یکدیگر در این راه پر فراز و نشیب است. در این راه باید ریاضت و زحمت كشید، باید صمت و سكوت، خلوت روحی و عمل به دستورات سلوکی داشت؛ از اینرو رفیق سلوکی _ به خصوص وقتی دست سالک از استاد خاص کوتاه است _ خیلی میتواند باعث تقویت روحی، ایجاد انگیزه و همت بیشتر گردد.
در اینجا حدیثی را دربارۀ همنشین بیان میکنیم که به انتخاب بهترِ «رفیق راه» کمک میکند. «رُوِی عَنْ بَعْضِ الصَّادِقِینَ(علیهم السلام) أَنَّهُ قَالَ: الْجُلَسَاءُ ثَلَاثَةٌ»؛ از برخی امامان(علیهم السلام) روایت شده است که فرمود: همنشینان سه فرد یا سه گروه هستند:
یک: «جَلِیسٌ تَسْتَفِیدُ مِنْهُ فَالْزَمْهُ»؛ همنشینى كه از او بهرهمند مىشوى، پس همواره نزد وى باش. کسی که با شریعت، طریقت و مسائل سلوکی و راه خدا آشناست، خیلی میتواند به شما نفع برساند، پس لازم است او را حفظ کرده و به آسانی از دستش ندهید تا در رفع مشكلات از او کمک بگیرید و از منهاج و روش او استفاده کنید.
دو: «وَ جَلِیسٌ تُفِیدُهُ فَأَكْرِمْهُ»؛ و همنشینى كه به او بهره مىرسانى، پس او را گرامى دار. گاهی همنشین شما سالک مبتدی است که با او رفت و آمد یا نشست و برخاست کرده و یکدیگر را دوست دارید و شما میتوانید به او نفع برسانید؛ بنابراین به دلیل اینكه او تازه در مسیر سلوکی قرار گرفته و شما چند سال در این راه هستید و مطالب و معارفی را دریافت كردهاید و میتوانید فایده و بهرۀ معنوی به او برسانید تا او هم پیشرفت كند، لازم است وی را اکرام و یاری کنید.
سه. «وَ جَلِیسٌ لَا تُفِیدُهُ وَ لَا تَسْتَفِیدُ مِنْهُ فَاهْرَبْ عَنْهُ»؛[3] و همنشینى كه نه از او بهره مىبرى و نه به او بهره مىرسانى، پس از او بگریز؛ یعنی همنشینی است که نه حرف شما را گوش میکند و نه از تجربیات و کمالات شما بهره میبرد، بلکه آدم بیتقوایی است که دارای عادات و اخلاق ناپسند بوده و اهل مادیات، لغویات و منکرات است.
بهطور مسلم شما هم از چنین کسی هیچ بهرهای نخواهید برد. در اینجا حضرت سفارش میکند که از چنین همنشینی فرار کن؛ یعنی هر چه زودتر خود را از همنشینی با چنین فردی خلاص کن تا ضررهای او به شما نرسد.
عزیزان من! حالا که به راه خدا آمدهاید، باید همۀ اشخاصی را که چنین رفتار و صفاتی دارند کنار بگذارید. اگر نمیتوانید یکباره کنار بگذارید، باید به تدریج این کار را انجام دهید؛ برای اینکه همنشینی با انسانهای بداخلاق، دور از خدا و دارای صفات شیطانی و نفسانی، حالات خوب سلوکی شما را سرقت میکند؛ به همین جهت باید از اینها فرار کنید.
عارفان معرفتی و کرامتی
بهطور کلی دو نوع عارف و استاد سلوکی وجود دارد:
یک. استاد کرامتی: استادی است که با کرامت خود شاگرد را به سوی معانی اخلاقی و عرفانی هدایت کند. در این نوع تربیت ممکن است شاگرد اسیر کرامت استاد شده و به آنها سرگرم شود و اگر زمانی این کرامات قطع شد، مأیوس میگردد. این نوع تربیت، کامل نبوده و مورد تأیید نیست. اگر شاگرد دنبال کرامت نباشد و بود و نبودِ آن برای او یکسان باشد، ضرری بر او وارد نمیشود، بلکه یقینش سالمتر است.
دو. استاد معرفتی: در این نوع تربیت، معرفت و شناخت مراتب باطنی ایمانی و روحی سالک مورد نظر است. پیامبران خدا(علیهم السلام) معجزه و کرامت را فقط برای کسانی نشان میدادند که کافر و منکر بودند و اینگونه نبود که برای تربیت علاقهمندان همیشه دست به کرامت و معجزه بزنند.
امروزه در جامعه هر کسی جمله یا نظرات عرفانیِ بزرگان اهل معرفت را بیان میکند یا کشف و کراماتی از او در کتابهای گوناگون بیان میشود، عارف خوانده میشود، در حالی که راه كرامت با راه معرفت فرق میكند.
خیلیها اهل کشف و كرامت بودهاند و در كتابهای زیادی نقل شده است؛ مثلاً در تذكرة الاولیاء عطار نیشابوری خیلی از کرامتها و مکاشفات درست و نادرست ذکر شده است، در حالی که باید بدانیم معیار و هدف اصلی معرفت و عرفان الهی، مکاشفه و کرامت نیست و گرنه مرتاضان هندی هم کارهای خارق العادهای انجام میدهند.
راه توحید و عرفان الهی فرسنگها با کشف و کرامات و خبر از مغیبات و … فاصله دارد، هر چند از اهل معرفت هم کرامات و مکاشفاتی رخ میدهد. عرفان حقیقی، رسیدن به معرفت نفس، معرفت امام معصوم(علیه السلام) و در نهایت شناخت حقایق الهی و هستیشناسی توحیدی و وصال حضرت حق(جل جلاله) است.
نشناختن مراتب باطنی باعث میشود خیلیها به محض دیدن یا خواندن کرامتی از شخصی مؤمن یا سالکی راه رفته که هنوز به مراتب بالای معرفت نرسیده، او را عارف بخوانند، در حالی که عارف در عرفان اسلامی به فردی اطلاق میشود که اسفار اربعه را تمام کرده و به فنای کامل رسیده و از نفس خارج شده باشد.
همچنین بر سالک لازم است از خواندن کتابهای اخلاقی و عرفانی که دارای روش صحیح و فهم آسان هستند، کمک بگیرد. سالکی که تحت تربیت استاد خاصی نیست، میتواند با مطالعۀ کتابهای اخلاقی و عرفانی که فراتر از کشف و کرامات، با هدف تبیین سیر و سلوک و معرفت الله نوشته شدهاند، خود را از گرفتار شدن به مسائل حاشیهای مانند رسیدن به کرامتها و مکاشفات و … حفظ کند تا با توکل به خداوند(عز و جل) و توسل به اهل بیت(علیهم السلام) به استاد خاص برسد.
البته خیلی حواستان را جمع کنید که اگر میخواهید کتابی را بخوانید، باید روش علمی، اخلاقی و عرفانی آن تأیید شده باشد.
اگر خداوند(عز و جل) صدق نیت و طهارت قلبی سالک را ببیند حاجتش را برآورده کرده و او را به راهنمای امینی هدایت کرده تا دستش را گرفته و به ساحل نجات برساند. آنچه مهم است، صدق نیت و طهارت قلب سالک میباشد که اگر خداوند(عز و جل) از سالک ببیند، او را در رسیدن به استاد سلوکی کمک خواهد کرد.
برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. شیخ طوسى، الأمالی، ص 47.
[2]. دیوان حافظ، غزل 297، ص 395.
[3]. ابن ابي جمهور، عوالي اللئالي، ج 7، ص 79؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج 1، ص 203.





