مواجهه سالک با احوال متفاوت
در روایتی آمده است که ام سلمه، همسر پیامبر میگفت: وقتی حضرت(صلی الله علیه و آله) به نماز میایستاد، نمیدانستم آیا او همان شوهر من است که قبل از نماز با ما صحبت میکرد؟ یعنی وقتی حضرت نماز را شروع میکرد، حالش طوری میشد که همۀ مردم حتی زنانش مانند غریبهها میشدند.[1]
منظور آنکه این تبدّل احوال برای همه وجود دارد؛ لذا نباید سالک مدام با خودش درگیر شود. بعضی خودشان را خیلی اذیت میکنند؛ مثلاً میگویند: من در گذشته دارای حالات خوبی بودم، چقدر نماز شب، دعا و… داشتم؛ اما چرا اکنون آنطور نیستم؟
به آنان میگوییم: سالک هیچوقت در حال ثابتی نیست و کلمۀ حال نیز از تحول و تبدل گرفته شده و اشاره به همین معنا دارد. بزرگان گفتهاند: «دوام الحال محالٌ»؛[2] چون خدایی داریم که «محول الحول و الاحوال و مقلب القلوب و الابصار است».
همچنآنچه در دعای تحویل سال، گفتن این ذکر به عدد 366 مرتبه آمده است.[3] سالک نباید آنقدر خودخوری کند که خود را زمینگیر نماید. برخی به اشتباه، همین رفتار را ملاک خوبی میدانند؛ در حالیکه سالک وقتی از نفس لوّامه بیرون آمد و به نفس قدسیه پا گذاشت نباید خود را تنزل دهد.
غم مخور یارا که غمخوارت منم
این جهان و آن جهان یارت منم
بر سر بازار ملک کائنات
اول و آخر خریدارت منم
رو به داروخانه و درد من آر
چون شفای جان بیمارت منم
میروی هر جا که میخواهی برو
بازگشت آخر کارت منم[4]
برگرفته از کتاب آفتاب حقیقت شرح رساله نورالوحده خواجه حوراء مغربی(رحمةالله)
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دامظله)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. «وَ قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةُ: كَانَ رَسُولُ اللّه(صلی الله علیه و آله) يُحَدِّثُنَا وَ نُحَدِّثُهُ فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلَاةُ فَكَأَنَّهُ لَمْ يَعْرِفْنَا وَ لَمْ نَعْرِفْهُ»؛ از ام سلمه نقل شده است: بارها اتفاق افتاد كه پيامبر با ما مشغول صحبت بود، هنگامیكه وقت نماز میرسيد مشغول و متوجه عظمت خدا میشد گويا هرگز ما را نمیشناسند و ما هم او را نمیشناسيم. شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید، ج 10، ص 206.
[2]. «محال است که سالک در یک حال ثابت باشد.»
[3]. زاد المعاد، ص 327.
[4]. دیوان شاه نعمت اللّه ولی، ص 577.

