معرفت و خداشناسی

«قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام):‏ الْعَارِفُ شَخْصُهُ مَعَ الْخَلْقِ وَ قَلْبُهُ مَعَ اللَّهِ لَوْ سَهَا قَلْبُهُ عَنِ اللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ لَمَاتَ شَوْقاً إِلَيْهِ

وَ الْعَارِفُ أَمِينُ وَدَائِعِ اللَّهِ وَ كَنْزُ أَسْرَارِهِ وَ مَعْدِنُ أَنْوَارِهِ وَ دَلِيلُ رَحْمَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَطِيَّةُ عُلُومِهِ وَ مِيزَانُ فَضْلِهِ وَ عَدْلِهِ قَدْ غَنِيَ عَنِ الْخَلْقِ وَ الْمُرَادِ وَ الدُّنْيَا وَ لَا مُونِسَ لَهُ سِوَى اللَّهِ وَ لَا نُطْقَ وَ لَا إِشَارَةَ وَ لَا نَفَسَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ لِلَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ مَعَ اللَّهِ فَهُوَ فِي رِيَاضِ قُدْسِهِ مُتَرَدِّدٌ وَ مِنْ لَطَائِفِ فَضْلِهِ مُتَزَوِّدٌ وَ الْمَعْرِفَةُ أَصْلٌ فَرْعُهُ الْإِيمَان‏»؛

حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: عارف از لحاظ تشخّص ظاهرى و بدن با مردم است، ولى قلب او هميشه با خداست و هرگاه قلب او از خداوند متعال یک آنى غفلت كند، هرآينه از جهت اشتياق پيدا كردن به‌سوی او مى‏ميرد.

و عارف امينِ ودايع الهى و خزينۀ اسرار او و معدنِ انوار او و راهنماى رحمت او براى خلق است و مَركَب علوم او و ميزان فضل و عدل اوست. او از مردم و مقاصد و مطلوب‌هاى دنيوى و از دنيا بى‏نياز است؛ و مونسى براى او به جز پروردگار متعال نيست و نطق و اشاره و نفس كشيدن او به سبب او و براى او و از او و با اوست؛ پس او در روضه‏ها و محيط قداست و پاک پروردگار قدّوس حركت و آمدورفت مى‏كند و پيوسته از لطایفِ فضل و كرم او توشه گرفته و استفاده مى‏نمايد؛ و معرفت، ريشه و پایۀ ايمان و ايمان فرع و شاخه‏اى از اوست.[1]

 

چون به وحـدت درگذشـتى از دوئـى

عـارف اســـرار توحـيــــدش تـویى

كـس نــدانـد شــرح حــال معـرفت

عــاجــزى آمــد كـمـــال معــرفت

معـرفـت اصـــل شــناســـایى بـود

چـشـــم و دل را نــور بيـــنایى بـود

گـــر تـو بيــنایى بـه انــوار يـقيـــن

عــارف و معـروف را جـز حـق مبين

عـارف از خود هيــچ كارى درنيافت

زان‌كه حق را جز به‌حق نتوان شناخت

گـر نبــودى بخشــش حـق رهنمون

سـرّ بى‏چـون را كـه پـى بـردى برون

راهـرو اين‌جــا قــدم سـرّى نيــافت

جـز تحيّر هيـــچ رمــزى درنيــافت

آن‌كه حيــران گشـت از اين راز نهفت

ربّ زدنى هـم ز عجـز خويـش گفت

عـارف او از جــان خود گشــته جدا

از اميــد و بيــم و از فقـــر و غــــنا

گم شـد از خود هركه حـق را بازيافت

ســرّ او را هــر دوعــالم بـرنتـــافت‏

ديــده و دانســــته و نـــادان شـــده

جســــته و دريافـته حيــــران شــده

سرّ ســرّش را قــدم پوينــده نيـست

جز خــدا بينـنده و گويــنده نيــست

چنـد از اين ســرگشـته بودن بى‏سبب

كان اين گوهـر تـویى از خـود طـلب

هــم‌چو نابيــنا مبـر هـر سوى دست

با تو در زير گليــم است آن‌چه هست

اى يـگانـه چنــد از اين نقـش دوئـى

طالب خود شـو كه اين جمــله تویى

در طــريق معـــرفت نـائى درســت

تا تو خــود را بازنشـــناسى نخـست[2]

 

کیفیّت تعامل ظاهری و باطنی عارف

«قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام):‏ الْعَارِفُ شَخْصُهُ مَعَ الْخَلْقِ وَ قَلْبُهُ مَعَ اللَّهِ»؛ امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: کسی که اهل معرفت شده و عرفان الهی در وجود او تجلّی پیدا کند، از لحاظ ظاهری با خلق خدا است، ولی از لحاظ باطنی باخداست. قلب او برای خدا محفوظ و مصون است، هرچند در ظاهر میان خلق رفت‌وآمد دارد.

مردمی که از عرفان سر درنمی‌آورند، او را مانند خودشان می‌دانند. دربارۀ حضرت استاد سیّد هاشم حدّاد(رضوان الله علیه) هم مردم عادی این‌گونه فکر می‌کردند؛ چون ایشان به ظاهر خود خیلی نمی‌پرداخت، بسیار بی‌آلایش بود و ظاهر ساده‌ای داشت.

دشداشۀ سفیدی می‌پوشید و گاهی توجه نمی‌کرد که دکمه‌های دشداشه را ببندد. عبایی هم روی شانه می‌انداخت و کشیده‌ای[3] در سر داشت. به گونه‌ای راه می‌رفت که خیال می‌کردند حمّال، آهنگر یا کارگر است؛ چون لباسش در آن زمان شبیه لباس خادم‌های حرم امام حسین(علیه السلام) و حضرت ابوالفضل(علیه السلام) بود و لذا می‌گفتند از خُدّام است. «شَخْصُهُ مَعَ الْخَلْقِ»؛ یعنی ظاهر عارف به گونه‌ای است که نشان نمی‌دهد عارف بزرگی است، ولی«وَ قَلْبُهُ مَعَ اللَّهِ»؛ باطنش خیلی نورانی و با خداست.

«لَوْ سَهَا قَلْبُهُ عَنِ اللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ لَمَاتَ شَوْقاً إِلَيْهِ»؛ دل عارف آن‌قدر باخداست و دلدادۀ اوست که راضی نمی‌شود به اندازۀ یک‌چشم به‌هم زدن از یاد خدا غافل باشد. اگر دلش از یاد خدا یک لحظه غافل شود، از اشتیاق به محبوبش می‌میرد. این تعریف خیلی مهمّ است که دل عارف برای محبوبش همیشه پَر می‌زند و حاضر نیست دلش را به غیر او دهد. دل را فقط برای یک نفر می‌دهد و آن هم محبوب حقیقی، «اللّه» است که همیشه از او الهام می‌گیرد.

ویژگی‌های عارف الهی

امام صادق(علیه السلام) در این فراز، اوصاف و ویژگی‌های برجستۀ عارف الهی را بیان می‌کنند:

  1. امین الهی

«وَ الْعَارِفُ أَمِينُ وَدَائِعِ اللَّهِ»؛ عارف الهی امین ودیعه‌های پروردگار است؛ یعنی خداوند در وجود او امانت و ودیعه‌هایی را سپرده و اسراری از معرفت در وجود اوست که فقط خودش و خدا می‌داند. البتّه اگر اهل سرّی پیدا کند می‌تواند از اسرار به او هم بگوید و اگر پیدا نشد باید خاموش باشد.

  1. گنجینۀ اسرار

«وَ كَنْزُ أَسْرَارِهِ»؛ وجود عارف، گنجینه‌ای از اسرار و معارف الهی است؛ یعنی اگر حرفی می‌زند، حرکتی انجام می‌دهد یا چشمی می‌اندازد، بر اساس رمز و راز است. همۀ اشارات و توجّهات او از معدن بزرگی حکایت دارد که البتّه کسانی می‌توانند متوجّه اشارات عارفانه او شوند که اهل سرّ بوده و در این طریقت بالا آمده باشند.

  1. منبع انوار

«وَ مَعْدِنُ أَنْوَارِهِ»؛ ویژگی دیگر عارف ربّانی این‌که او معدن و منبعی برای انوار الهی است. نور خدا به دلش می‌تابد و آن‌هایی که با او هستند، از انوار او استفاده می‌کنند. هم خودش متوجّه این معدن است و هم دیگران را متوجّه می‌کند.

  1. راهنمای مردم

«وَ دَلِيلُ رَحْمَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ»؛ وجود عارف برکت است. وقتی روی زمین راه می‌رود یا به زمین زراعت و کشاورزی یا به خانه‌ای پا می‌گذارد، آن‌جا برکت پیدا می‌کند. او راهنمای رحمت و مظهر الطاف الهی است؛ یعنی اگر کسی بخواهد به خدا نگاه کند، به عارف نگاه می‌کند.

  1. حامل علوم

«وَ مَطِيَّةُ عُلُومِهِ»؛ «مطيّةُ» به مَرکَب می‌گویند. عارف مَرکَبی از علوم الهی است که در طیّ سال‌ها مجاهدت و سیر منازل باطنی به دست آورده است.

  1. ترازوی فضل و عدل

«وَ مِيزَانُ فَضْلِهِ وَ عَدْلِهِ»؛ از اوصاف دیگر عارف این است که اگر بخواهی به فضل و عدل خدا نگاه کنی، باید به عارف نگاه کنی؛ چون او مانند ترازوی سنجش است که می‌توانی با ترازوی عارفانۀ او فضل و عدل الهی را ببینی. او مظهر اوصاف و اخلاق الهی است.

  1. بی‌نیاز از ماسوی اللّه

«قَدْ غَنِيَ عَنِ الْخَلْقِ وَ الْمُرَادِ وَ الدُّنْيَا»؛ ویژگی دیگر عارف این است که او شخصیتی دارد که از خلق خدا بی‌نیاز است؛ یعنی امور او که در این دنیا می‌گذرد، از نظر خالقی می‌گذرد، نه خَلقی. خَلقی؛ یعنی به بندگان خدا توجّه کرده و با آن‌ها تعامل داشته باشیم؛ رزق و روزی و همۀ کارها را از چشم مادی، طبیعت و خَلقی ببینیم که این معانی در عارف اصلاً وجود ندارد.

او از بازگشت به خلق، مراد و دنیا بی‌نیاز تام است. مراد؛ یعنی خواستۀ نفس. برای عارف نفسی نمانده است که خواسته‌ای داشته باشد. او به دنیایی که مورد توجّه مردم است، توجّهی ندارد و توجّهش فقط به خدای این دنیاست.

  1. مستغرق در انوار الهی

«وَ لَا مُونِسَ لَهُ سِوَى اللَّهِ»؛ نتیجه می‌گیریم که وقتی عارفی این صفات را داشته باشد، مونسی جز خدا برای او نمی‌ماند. «وَ لَا نُطْقَ وَ لَا إِشَارَةَ وَ لَا نَفَسَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ لِلَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ مَعَ اللَّهِ»؛ وقتی بخواهد حرفی بزند، از خدا حرف می‌زند یا اگر بخواهد اشاره‌ای کند، از آن‌جا اشاره می‌کند، در این دنیا بخواهد نفَسی بکشد، نفَسش ملکوتی و همۀ حرکات و سکناتش باللّه، للّه، مِنَ اللّه و مَعَ اللّه است.

«باللّه»؛ یعنی با استعانت از خدا، «للّه»؛ یعنی کارهایش برای خداست، «مِنَ اللّه»؛ یعنی از خودش چیزی نمی‌بیند و هرچه را دارد از خدا می‌بیند و «مَعَ اللّه»؛ یعنی چون در خدا فانی شده، همراهی خدا را در وجود خودش احساس می‌کند و از این معیّت، همیشه سرمست و شاد است.

«فَهُوَ فِي رِيَاضِ قُدْسِهِ مُتَرَدِّدٌ»؛ اگر شخصی این ویژگی‌ها را داشته باشد، باید دائم در باغ‌های قدس و طهارت الهی سیر کند و در چنین باغ‌هایی از عرفان و معرفت تردّد دارد. او پایش را از باغ‌های قدسی بیرون نمی‌گذارد. «وَ مِنْ لَطَائِفِ فَضْلِهِ مُتَزَوِّدٌ»؛ و از لطیفه‌های کَرَم و فضل الهی برخوردار است؛ یعنی زاد و توشه‌ای که عارف الهی دارد، لطیفه‌ها و اسرار کَرم، رحمت و فضل الهی است.

رابطۀ معرفت و ایمان

چون بحث دربارۀ خصوصیات معرفت الهی است، امام صادق(علیه السلام) در آخرین جمله می‌فرماید: «وَ الْمَعْرِفَةُ أَصْلٌ فَرْعُهُ الْإِيمَان‏»؛ بدان که معرفت و شناخت، اصل و زیربنای طریقت و سیر الی اللّه است که فرع و شاخه‌اش ایمان است؛ یعنی زیربنا و اصول عارف باید بر روی معرفت قرار بگیرد. وقتی معرفت پیدا شد، ایمان عارفانه هم از آن معرفت حاصل می‌شود. ایمان را نمی‌شود بر معرفت مقدّم کرد.

برای عارف ابتدا معرفت، سپس ایمان و باور حاصل می‌شود که شاخه‌ای از معرفت است. پس ایمان و باور ما به فرموده‌های خدا و آن‌چه در اصول اعتقادی یا در باب احکام شرعی آمده، مبتنی بر این معرفت است.

معرفتی که در بیان امام صادق(علیه السلام) آمده، معرفت علمی و کتابی نیست، بلکه معرفت اشراقی است که از سیر و سلوک به دست می‌آید و از باطن عارف ظهور پیدا می‌کند. وقتی معارف الهی در شخصی به این صورت حاصل شود، قهراً باید ایمان و باور به آن‌چه در قرآن آمده و خداوند(عز و جل) بیان کرده هم برای او حاصل شود.

ما اگر بخواهیم فقط به قیل‌وقال مدرسه، کتاب و مطالعه، استدلال‌های علمی، فلسفی و حکمتی و … اکتفا کنیم، این‌ها برای ما باور و یقین ذاتی ایجاد نمی‌کند.

یقین زمانی پیدا می‌شود که بتوانیم باطن خود را آرایش داده و نورانی کنیم، سپس وقتی چشم ما به هر کلمه‌ای از کلمات شریعت و هر اصلی از اصول و هر فرعی از فروع افتاد، چون سرچشمه و یقین در وجود ما هست، به همۀ فرموده‌های خدا ایمان و باور قلبی پیدا می‌کنیم.

اهمیّت باور

رفقای عزیز! باور، مسئلۀ کمی نیست و نباید آن را دست‌کم بگیرید؛ از باب مثال اگر در کسب‌وکارتان باور به رزاقیت خداوند، نداشته باشی، نمی‌توانی در کارت پیشرفت کنی و می‌بینی که خیلی از افراد کسب‌وکارشان را عوض می‌کنند. در این صورت در موضوع رازقیّت خدا باید به نتیجۀ خوب، باور و اعتقاد محکم برسی؛ پس این باورها در عالَم ظاهر و باطن لازم است و اصل و اساس باورهای معنوی همین معارف عینی است، نه علمی.

ناگفته نماند که معارف علمی اگر مقدمه‌ای برای معارف عینی باشد خوب است، ولی اگر بخواهیم به علم خود استناد کنیم، آن باوری که عرض کردم تولید نمی‌شود. تولید باور عینی، موقعی است که آلودگی‌های باطن و نفس را از ریشه پاک، تصفیه و تزکیه کنیم. اگر تزکیۀ نفس به این کیفیّت باشد، وقتی قرآن را باز می‌کنیم، با آن چشم و نگاهی که در باطن داریم، نور قرآن ما را می‌گیرد و دیگر لازم نیست قرآن را از اوّل تا آخر بخوانیم.

اگر جمله‌ای از قرآن کریم ما را بگیرد، تا مدت‌ها می‌تواند برای ما ملاک خوبی باشد؛ یعنی کسانی که اهل معرفت و نکته‌سنج معارفی هستند، به دنبال نکته‌ها بوده و از آن‌ها آب می‌خورند. وقتی نکته‌ای را پیدا کند، به دنبالش جمله‌ای از معارف را می‌یابد.

 

 

برگرفته از کتاب عرفان اهل بیتی

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب عرفان اهل بیتی

 

 

 

 

 

[1]. مصباح الشريعة، ترجمۀ مصطفوى، ص 433 – 434.

[2]. گروهى از نويسندگان، مجموعه رسائل عوارف المعارف (میرحسنی، کنز الرموز)، ص 123 – 124.

[3]. کشیده به کلاه مخصوصی گفته می‌شود؛ اگر شخص عامی باشد، پارچۀ طلایی رنگی دورش پیچیده می‌شود و اگر سیّد باشد، پارچۀ سبز رنگ می‌پیچند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات