شوق بینهایت خداوند به بندهاش
خداوند(عز و جل) منزه و والاتر از آن است که با اعمال و احوال خلق توصیف و تشبیه شود. آنچه در حدیث قدسی ذیل ذکر شده، بیانگر اشتیاق پروردگار متعال به بندۀ خود است.
«فی الحدیث القدسی قَالَ اللهُ تَعَالی: إِذا تَقَرَّبَ إِلَی العَبْدُ شِبْراً تَقَرَّبْتُ إِلَیهِ ذِرَاعاً وَإِذا تَقَرَّبَ إِلَیَّ ذِرَاعاً تَقَرَّبْتُ مِنْهُ بَاعاً وَإِذا أَتَانِی مَشْیاً أَتَیتُهُ هَرْوَلَةً»؛[1] خداوند متعال در حدیث قدسی میفرماید: وقتی بندهام به اندازۀ یک وجب به من نزدیک شود، من به اندازۀ یک ذراع (از نوک انگشتها تا آرنج ) نزدیک میشوم و هنگامی که به اندازۀ یک ذراع به من نزدیک شود، من به اندازۀ دو ذراع به او نزدیک میشوم و هنگامی که به سوی من راه افتد، من دوان دوان به سمت او میروم.
در این حدیث خداوند(عز و جل) به بندگانش بشارت میدهد که اگر به او رو کنند و در راهش قدم بردارند، خداوند هم با جاذبۀ بیشتری آنها را به سوی خود جذب میکند.
گر در ره عاشقى قدم راست نهى
معشوقه در اول قدمت پیش آید[2]
اندازههایی که در حدیث بیان شده، میتوان به مراتب بندگی خداوند توصیف کرد؛ مثلاً بندۀ گناهکاری که پشیمان میشود، همین پشیمانی باطنی به معنای یک وجب نزدیک شدن او به خداست. خداوند هم توفیق توبه را به او عطا میفرماید و یک ذراع به سمت بنده رو میکند. در آیۀ زیر که اشتیاق خداوند به بنده را نشان میدهد، میفرماید:
{قُلْ یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ}؛[3] بگو: ای بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهاید! از رحمت خداوند نومید نشوید كه خدا همۀ گناهان را میآمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
وقتی بندهای با گریه و انابه به سوی خدا توبه میکند و بر این پشیمانی از گناه وفادار میماند، گویا یک ذراع به خدا نزدیک شده است. در مقابل، خداوند(عز و جل) هم توفیق عبادات و مستحبات را به او عنایت کرده و بنده را دو ذراع به خود نزدیک میفرماید. همین ترک گناهان، انجام واجبات و برخی مستحبات، کمکم بنده را مستعد عنایت ویژۀ الهی میکند.
سالک باید بداند هر قدمی که در این مرحله به سمت خدا برمیدارد، خداوند هم توفیقات بیشتری را نصیب او خواهد کرد. او هر چقدر در این راه بر انجام دستورات الهی با توسل به اهل بیت(علیهم السلام) و پایبندی به دستورات استاد بیشتر قدم بردارد، خداوند هم گامهای او را استوارتر کرده و راههای هدایت و معرفت را بیشتر بر او باز میکند، چنانکه میفرماید:
{وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا}؛[4] و كسانى كه در راه ما مجاهده و تلاش کنند، به یقین آنها را به راههاى خود هدایت میکنیم.
منشأ محبت و اشتیاق خداوند به مخلوقات
توجه و اشتیاق خداوند(عز و جل) به بندگان خود نشان از محبت اوست که از ذات پاکش سرچشمه گرفته و در سرتاسر هستی جریان دارد. حکیم الهی ملا صدرا(قدس سره) معتقد است که منشأ محبت پروردگار متعال به مخلوقات خود، محبت خدا به ذات خویش است.
«أن واجب الوجود أعظم مبتهج بذاته وذاته مصدر لجمیع الأشیاء وكل من ابتهج بشیء ابتهج بجمیع ما یصدر عن ذلك الشیء من حیث كونها صادرة عنه.»[5]
حاصل کلام صدرالمتألهین(قدس سره) این است: از آنجا که خداوند(عز و جل) ذات خود را دوست دارد و ذات او هم مصدر همه مخلوقات است، لذا مخلوقات خود را دوست دارد.
از نظر عرفانی، عشق و محبت الهی همۀ هستی را فراگرفته است. عبدالرزاق کاشانی(قدس سره) مینویسد:
«المحبة لازمة للوحدة الحقیقیة، فبسریان الوحدة فی الوجود تسرى المحبة فیه»؛[6] محبت لازمۀ وحدت حقیقی است؛ پس با سریان وحدت در وجود، محبت در آن سریان دارد.
با توجه به حقیقت نورانی «وحدت وجود»، همۀ عالم مظهر و تجلی خداوند(عز و جل) و از آنجا که عشق لازمۀ وحدت حقیقی است، پس با سریان وحدت در هستی، عشق نیز در همه موجودات ساری و جاری است؛
بنابراین چون خداوند سبحان مخلوقات خود بهویژه انسان را که گُل سرسبد عالم خلقت است دوست دارد، اشتیاقش به بندگان خود بسیار بیشتر از آنهاست. به همین دلیل هر مقدار که بنده در جهت تقرب به خداوند قدم بردارد، خداوند هم با اشتیاق بسیار بیشتری او را به سوی خود جذب خواهد فرمود.
پس سالک الی الله باید از این همه اشتیاق خداوند به بنده استفاده کرده و تلاش و همت خود را صرف عمل به دستورات الهی و سلوکی کند و با تهجد، توکل و توسل زمینۀ دریافت فیوضات و جذبههای ویژۀ الهی را برای خود فراهم نماید تا در نهایت، آفتاب وصال و فنای الهی به لطف حق تعالی در جان او طلوع نماید.
نکتههای روایت
از این حدیث قدسی چند نکتۀ مهم برداشت میشود:
نکتۀ اول: تقرب سالک به خدا، قرب معنوی و قلبی است. رؤیت قلبی خداوند(عز و جل) احساس فوقالعادهای برای سالک پیش میآورد که تأثیرش از ملاقاتهای فیزیکی بیشتر است.
نکتۀ دوم: قرب معنوی امر تدریجی بوده و امکان ندارد با ریاضتهای سخت و تضعیف جسم و بدن به آن رسید. ریاضتهای سنگین به مشکلات روانی، ضعف و لاغری منجر میشود. وقتی سالکی استاد و راهنما داشته باشد، میفهمد که حرکت در این راه تدریجی است؛ زیرا به فعلیت رساندن استعدادهای باطنی انسان زمانبر است.
نکتۀ سوم: سالک در این راه باید پشتکار داشته و راحتطلبی را کنار بگذارد؛ چون خداوند(عز و جل) فرموده یک وجب سیر به سوی او، یک ذراع حرکت از جانب خداوند را در پی دارد. از کلمۀ «باع» استفاده میشود که خداوند دو برابر بنده به سوی او نزدیک میشود؛ زیرا «باع» به معنای دو ذراع است.
نکتۀ چهارم: در ادامۀ حدیث میفرماید: اگر شما به صورت پیاده به سوی من بیایید، من هرولهکنان و دوان دوان به سوی شما میآیم. در مقابل چنین معشوقی باید به فکر باشیم و مشارطه، مراقبه، محاسبه و دستورهای ذکری، فکری و عملی را بیشتر کرده و مقصد را بزرگ بشماریم. باید امیدوار بوده، یأس و سستی و تنبلی را از خود دور کنیم و از خدا بخواهیم ما را با نیت خالص به سوی خود ببرد.
برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. ابن أبي جمهور، عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية، ج 1، ص 56؛ محدث نوری، مستدرك الوسائل، ج 5، ص 298؛ ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحة، ص 594.
[2]. نجم الدين رازى، مرصاد العباد، ص 70.
[3]. زمر (39)، آیۀ 53.
[4]. عنکبوت (29)، آیۀ 69.
[5]. صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، ج ۲، ص ۲۶۳.
[6]. عبدالرزاق كاشانى، شرح فصوص الحكم، ص 299.





