صلوات بر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) در دعای افتتاح
«اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَي وَلِيِّ أَمْرِكَ الْقَائِم المُومَّل»؛ خداوندا! درود بفرست بر ولی امرت که قائم و مورد امید راهروان حق و حقیقت است. بحث از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) در این دعای شریف با این عبارت شروع شده و تا پایان دعا ادامه دارد.
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) القاب و اسامی زیادی دارند: قائم، هادی، مهدی، صاحب الامر، صاحب الزمان و اسمای دیگر که در میان همه نامها و القاب اصلی، نام حضرت که همان نام جد بزرگوارشان محمد مصطفی(صلّ الله علیه و آله) است احترام خاصی داشته و بردن این نام در زمان غیبت نهی شده است. کنیه حضرت هم همان کنیه جدشان یعنی ابوالقاسم است گرچه بین ما رایج اباصالح است.
این نهی به چه معناست؟ آیا به معنای حرمت است یا کراهت؟ از نظر ما و خیلی از فقها نهی به معنای حرمت نیست و اگر اینطور باشد کار خیلی مشکل میشود. البته علمایی داریم که قائل به این فتوا شدهاند و گفتهاند تا وقتیکه خود حضرت ظهور کنند اصلاً نباید اسم ایشان را به زبان آورد.[1] شاید یکی از اسرار دراینجا این باشد که نام اصلی حضرت خیلی مشخص نشود همانطور که محل اقامت حضرت مشخص نیست.
احتمال دیگر این است که این مطلب به دلیل حفظ احترام و تعظیم حضرت باشد. در فرهنگ و ادبیات عرب اینگونه است که اگر بخواهند از کسی یاد کرده یا او را صدا بزنند با کنیه صدا میزنند و تصریح به نامش ندارند. ایرانیان هم بیشتر به نامخانوادگی معروف هستند و هنگامی که نام فامیلی بهجای اسم کوچک افراد استفاده میشود از باب تعظیم و اکرام است.
مستحب است وقتی بچه به دنیا میآید شما برایش، کنیه و لقب مشخص کنید، ولی خیلی از پدرها از این امر غافل هستند. اسم بنده محمدصالح است. پدر ما این نام را برای ما انتخاب کرده، لقب ما را ممتاز الناطقین و کنیه ما را ابامهدی قرار داده است.
این کنیه هم به این خاطر است که هرچند شخص ابتدا فرزند ندارد، ولی امید میرود که خداوند فرزندی به او بدهد و مشمول همان کنیه گردد؛ مثلاً اگر کنیه شخصی ابوعلی است نام فرزندش را علی میگذارند. البته این قضیه در عربها خیلی رایج است، ولی در فارسی زبانها مرسوم نیست. برای مردها أبو و برای زنها أم میگویند. در مثال مذکور در مورد زنها و مادر امّ علی گفته میشود. درباره حضرت زهرا(علیها السلام) ام الحسنین، ام الائمه، امابیها گفته شده است.
این کنیهگذاری به ایشان اختصاص ندارد، بلکه شما نیز میتوانید اگر خداوند دختری به شما داد یک کنیه برایش قرار دهید. خلاصه اینکه ما در عصر غیبت نسبت به کنیه و نام اصلی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) نهی شدهایم و علما و عموم مردم رعایت میکنند و حضرت را بیشتر با نام مهدی، حجت الله، بقیةالله و مانند این نام ها صدا میزنند. البته نام اصلی حضرت در برخی ادعیه آمده است و اگر قرار بود نهی به معنای حرمت باشد نباید در متن دعا میآمد.[2]
-
غائب
وصف غائب و قائم از القاب و اوصاف مخصوص این بزرگوار است. در بین ائمه اطهار فقط ایشان غیبت صغری و کبری داشته است.
-
قائم
لقب «القائم» از این باب استکه حضرت برای حق قیام میکند و نهضت و قیام ایشان آخرین قیام بوده و ما منتظر این قیام هستیم؛ چون قیام جهانی، قیام و نهضتی است که به دست حضرت ولیّ عصر(عجل الله تعالی فرجه) انجام میگیرد وصف قائم فقط برای آن حضرت استفاده میشود.
اینکه چرا ما وقتی اسم قائم را میشنویم باید قیام و احترام کنیم دستوری است که به ما رسیده و در بین بزرگان و پیروان حضرت شهرت دارد. این ادبی استکه شیعیان نسبت به آن حضرت دارند هرچند ازجمله واجبات نیست. ایستادن نشانه قیام و نهضت است که در نهایت به دست آن حضرت پرچم عدل گسترش مییابد.
-
ولیّ
«اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَي وَلِيِّ أَمْرِك»؛ مشخص میکند که یکی از القاب آن حضرت هم ولی امر و صاحبِ امر است. امر چه کسی؟ امر خداوند؛ چون حضرت با امر خداوند ظهور پیدا میکند و در واقع تمام اهلبیت(علیهم السلام) عارف به أمر الله میباشند و در اوامر و احکام الهی صاحب ولایت تکوینی و تشریعی میباشند.
-
المؤمّل
لقب دیگری که بیان شد «الْمُؤَمَّل» بود. مُؤَمَّل یعنی کسی که مورد امید و آرزوست. آرزوی همه ما خود آن حضرت است. ظهور و قیام ایشان امری قطعی است و ما ظهور او را نزدیک میبینیم.[3]
-
عدل
صفت بعدی«الْعَدْلِ الْمُنْتَظَر»؛ عدل مورد انتظار است. حضرت یک پارچه عدل است. خودش، دستوراتش، حکومتش و جامعهای که ایجاد میکند همگی عین عدل است.
ما در عربی یک عادل و یک عدل داریم. اگر کسی عدالت داشته باشد به او عادل گفته میشود، اما اگر کسی در قلّه عدالت قرار داشته باشد دیگر به او عادل نمیگویند، بلکه او را عدل می خوانند تا مشخص بشود او عین عدل است، نه اینکه عدل، صفتی بیرون از وجودش باشد. مفهوم عدل خیلی بالاتر از عادل است؛ لذا به حضرت بهجای عادل، عدل گفته شده است.
به دلیل گسترش عدل، در جامعه مهدوی کمتر فقیر و مظلوم میبینیم، نه اینکه هیچ ظالمی نباشد و گرنه چگونه آن زن پیدا میشود تا از بالای گذری هاون را روی فرق حضرت پرتاب کند[4] و آن حضرت مانند جدش امیرالمؤمنین(علیه السلام) و عمویش ابالفضل العباس(علیه السلام) فرقش شکافته شود و با شهادت از دنیا رود؟
این را هم اشاره کنم همان طوری که اجداد و آبا آن حضرت یکی بعد از دیگری جام شهادت را نوشیدهاند، حضرتش از این سعادت و درجه رفیع، محروم نمیماند؛ لذا شهید از دنیا میرود و بعد از آن، عصر رجعت شروع میشود. عصر رجعت را گفتهاند از امام حسین(علیه السلام) شروع میشود بعداً ائمه دیگر. امام حسین(علیه السلام) است که میآید بر بدن فرزندش امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) نماز میخواند.
حضرت حجت منتقم خونهای به ناحق ریخته در کربلا خواهد بود. «أَیْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاءِ أَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِیَاءِ»؛[5] کجاست آنکه خون شهيد کربلا را انتقام کشد؟ کجاست آن منتقمی که خون پيغمبران و اولاد پيغمبران را مطالبه نمايد؟ یعنی انتقام و دادخواهی حضرت، مخصوص مسئله کربلا نیست آنقدر دامنه انتقام گسترده است که شامل اوّلین و آخرین مظلومهای عالم میشود؛ یعنی حتی مسئلۀ قابیل و هابیل را هم در برمیگیرد.
هر مظلومی در این دنیا به دست هر ظالمی شکنجه یا کشته شده باشد، ولیّ این مظلومان؛ امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) است که انتقام حقیقی و کامل به دست آن حضرت صورت میگیرد. «أَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِیَاءِ»؛ یعنی دادخواهی آن حضرت شامل خون به ناحق ریخته شدۀ 124 هزار پیغمبر و حتی پیغمبرزادهها، امامزادهها میگردد که در این دنیا مظلومانه کشته شدهاند.
در عصر رجعت دو طایفه زنده میشوند: «مَنْ مَحَّضَ الْكُفْرَ مَحْضاً وَ مَنْ مَحَّضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً»؛[6] آنهایی که کاملا در کفر فرو رفته و به اعلا درجه آن رسیدهاند؛ مانند نمرودیها، فرعونیها و کفّار درجه یک، اینها باید زنده شوند و دولت حقّه اهل بیت(علیهم السلام) را ببینند. همچنین کسانی که در دنیا ممحّض در ایمان و اخلاق و مراقبه بوده و به بالاترین درجات ایمانی رسیدهاند، رجعت خواهند نمود و به یاری آن حضرت خواهند شتافت.
-
منتظَر
از دیگر القاب حضرت که در این دعا آمده است «المُنتَظَر»؛ مورد انتظار. ما منتظِر و ایشان منتَظَر هستند؛ یعنی ما انتظار میکشیم که انشاءالله حضرت هر چه زودتر به امر الهی ظهور کنند. البته به خود حضرت هم میشود گفت که ایشان غیر از منتَظَر، منتظِر هم هست؛ یعنی همانطور که ما انتظار میکشیم خود حضرت هم دارند انتظار امر الهی را میکشند.
چنانکه در باب عوامل غیبت در بعضی روایات ذکر شده که خودِ حضرت باید تشریف بیاورند و با زبان خودشان عوامل غیبت و فلسفه قرن ها تأخیر افتادن ظهور را بیان کنند.
برگرفته از کتاب سرچشمه راز و نیاز شرح دعای افتتاح
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دامظله)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ الْحَسَنِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ(علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ فِي الْقَائِمِ ع لَا يَحِلُّ ذِكْرُهُ بِاسْمِهِ حَتَّى يَخْرُجَ فَيَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً؛ حضرت عبدالعظیم حسنی از امامهادی(علیه السلام) نقل میکند: به اسم یاد کردن آن حضرت (نام شریف را گفتن)، حلال نیست تا زمانی که ظهور کند و زمین را از قسط و داد آکنده سازد؛ پس از آن که پر از ستم و بی داد شده باشد بحارالانوار، ج 51 ص 32.
[2]. یکی از مواضعی که ظاهرا نام مبارک حضرت آمده است دعای بعد از زیارت آل یس میباشد. در این دعا میخوانیم: «اللهم صل علی محمد حجّتک فی ارضِک و خلیفتک فی بلادک و الداعی الی سبیلک و القائم بالقسط…» که با توجه به جملات قبل و بعد مشخص میشود مراد از اسم شریف محمد در این فرازف نام مبارک حضرت ولیعصر(عجل الله تعالی فرجه) است. مفاتیح الجنان، زیارت آل یس.
[3]. عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَنَرَاهُ قَرِيباً؛ در ظهورش برای ما شتاب فرما که دیگران ظهورش را دور میبینند و ما نزدیک میبینیم. مفاتیح الجنان ، دعای عهد.
[4]. فإذا تمّت السبعون السنة أتى الحجّة الموت فتقتله امرأة من بني تميم اسمها سعيدة و لها لحية كلحية الرجل بهاون صخر من فوق سطح و هو متجاوز في الطريق؛
هنگامی که ۷۰ سال [حکومت حضرت] حجّت به پایان رسید، مرگ به سراغ او میآید. زنی از بنی تمیم به نام سعیده که ریشی چون مردان دارد، از بالای پشت بام هاون سنگی به سوی آن حضرت که در حال گذشتن از آن مسیر است پرتاب میکند و آن حضرت را به شهادت می رساند. علی حائری یزدی، إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب، ج 2 ص 139.
[5]. مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
[6]. بحارالانوار، ج 53، ص 39.


یک پاسخ