مقایسه گری و تجسس؛ مانع رشد معنوی
در جلسات یا رفتوآمدها نباید همدیگر را مقایسه کنیم. زندگیهای امروزی فرق کرده و نمیشود زندگی یک زن و شوهر را با زندگی زن و شوهر دیگری مقایسه کرد؛ چون این تفاوتها در اصل حکمت پروردگار است: {وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ فِي الرِّزْق}؛[1] خداوند این تفاوتها را قرار داده است.
به بعضیها زیاد، به بعضیها کم میدهد و به بعضیها اصلاً نمیدهد. این تدبیرات و تقدیرات از طرف خداوند در مسائل ظاهری است و امّا در مسائل معنوی هم تفاوتهایی در درجات ایمان مرد و زن وجود دارد؛ چون در مراتب معنوی و ایمانی، عرفانی و اخلاقی همه در یک درجه نیستند؛ لذا در اینجا هم بر اساس حکمتی که خدا قرار داده، میبینیم تفاوتهایی وجود دارد.
🔹 تمرکز بر خود، نه احوال دیگران
به خواهران و برادران گفتهایم وقتی به کلاس ما میآیید و در جلسه مینشینید، فقط باید دربارۀ خودتان توجه تام داشته باشید تا بتوانید از فیض جلسه بهره ببرید. در صدد این نباشید که افراد دیگر را جستجو کرده و بخواهید از پنهانیهایشان سر دربیاورید که در چه مرتبه و حالی هستند. تجسس و جاسوسی کردن روی احوال افراد، مسئلۀ زیانآوری است؛ چون سالک نمیتواند از جلسه بهره ببرد و دچار حرمان میشود، درحالیکه هدفش از آمدن به جلسۀ سلوکی، استفاده از فیوضات و صحبتهای جلسه بود، ولی وقتی استاد و رفقای جلسهاش را جستجو کند، از خودش بازمیماند؛
🔹 اصلاح خویش؛ راه دوری از سوءظن
لذا این نکتۀ مهم را بارها تذکر دادهایم که هر کس در فکر جستجوی عیبها و اصلاح خودش باشد؛ چون اگر دربارۀ دیگران فکر کنی، شیطان به سراغتان میآید و چهبسا عیوب دیگران را بر شما برملا و آشکار میکند تا شما دچار سوءظن و بدگمانی شوی.
🔹 ریشههای شبهه؛ تجسس و حسرت تفاوتها
کسانی که مبتلا به شبهه میشوند به این علت است که دائماً در حال تجسّس و جستجو هستند؛ مثلاً میخواست سر دربیاورد که فلانی در چه حالی است؟ چرا با استادش اینطور است؟ مثلاً یکی از رفقا میگفت که آقا توجّه شما به ما کم است و به بعضی زیاد است. گفتم: آقا من در راه رفتن و حتی در خانه، مشغول خودم هستم. هرکسی باید مشغول خود و در خلوتگاه خودش باشد و در صدد جستجوی تفاوتها و عیبهای دیگران نباشد.
🔹 پرهیز از شبهه؛ پناه به یقین
«قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام): لَا تَدَعِ الْيَقِينَ بِالشَّكِّ»؛ امام صادق(علیه السلام) میفرماید: هیچگاه یقین خود را با شک عوض نکن. اگر بنا باشد تجسّس در امور دیگران موجب شبهه و شک شود، چرا انسان خودش را در معرض شبهه قرار دهد؟ شما وقتی به سیر و سلوک راه پیدا میکنی، با صفا، خلوص و ارادت وارد میشوی.
🔹 حفظ حال ابتدایی؛ صیانت از مسیر
اگر این حال را از روز اول حفظ میکردی، در میان راه گرفتار شبهه نمیشدی، ولی وقتی از سایر افراد دائماً تجسّس و جاسوسی کردی، گرفتار این شبهات میشوی. حتی در مسئلۀ وضو و طهارت اگر شخصی که یقین به وضو داشت، شک کند که مبطلات وضو یا غسل پیش آمده یا نه؟ میگویند: «لَا تَنْقُضِ الْيَقِينَ أَبَداً بِالشَّك»؛[2] یقینت را با شک عوض نکن و به همان حال یقین و وضو بمان.پ
🔹 قاعدۀ یقین؛ راهنما در تمام حالات
عکس مسئله هم همینطور است؛ یعنی اگر من یقین داشتم که به دستشویی رفته بودم، الآن شک دارم که آیا وضو گرفتهام یا نه؟ در اینجا چون نسبت به عدم طهارت یقین دارم، باید بگویم وضو ندارم تا وقتی که یقین کنم. پس مسئلۀ یقین در همۀ موارد مسئلۀ فعال، مهم و کاربردی است که باید به آن توجه کنیم.
🔹 امر روشن را فدای امور پنهان نکنیم
«وَ الْمَكْشُوفَ بِالْخَفِيِّ»؛ امر مکشوف را با امر مخفی عوض نکن. چیزی که برای ما مکشوف، واضح و روشن است، چرا آن را با مسائل مخفی و جزئی عوض کنیم؟ نباید این را به فکر خود راه بدهیم. این مسئله در ایمان و سیر و سلوک، مسئلۀ بسیار مهمی است. خیلی از افرادی که به ضلالت و گمراهی افتادند و نتوانستند این راه را ادامه بدهند، به دلیل همین مسائل است که وقتی یکنفری شبههای ایجاد میکند، اینها فوراً از این مسیر کنار میکشند و میروند. حضرت میفرماید: هیچوقت یقین را با شک و امر روشن و واضح را با امور پنهانی عوض نکن.
🔹 با شنیدهها حکم نکن؛ با دیدهها باور کن
«وَ لَا تَحْكُمْ مَا لَمْ تَرَهُ بِمَا تُرَوَّى عَنْهُ لَکَ»؛ چیزی را که با چشمت ندیدی، با گفتن دیگران نباید یقینت را عوض کنی. کسی که روایت میکند و میخواهد حرفی را بزند تا شما را از این راه منصرف کند یا هر امری که برای انسان، بیّن و واضح بوده، اما با گوش دادن به حرفهای افرادی که ایجاد شبهه میکنند، متزلزل و مضطرب میشود، نباید یقین را با آن حرفها عوض کند.
برگرفته از کتاب عرفان اهل بیتی
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. خداوند بعضى از شما را بر بعضى ديگر از نظر روزى برترى داد (چرا كه استعدادها و تلاشهايتان متفاوت است). نحل (16)، آیة 71.
[2]. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشيعة، ج 1، ص 245.

