ارزش شناخت چهارده معصوم(علیهم السلام)
شناخت چهارده معصوم(علیهم السلام) به عنوان الگوهای برتر انسانی در اسلام، مسئلهای بسیار حائز اهمیت است. در آموزههای اسلامی، معرفت نسبت به اهلبیت(علیهم السلام) نه تنها یک فضیلت، بلکه شرط بنیادی برای ایمان به خداوند و تعالی روحی و اخلاقی محسوب میشود.
در این زمینه، حدیث سلمان فارسی(ره) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، به خوبی اهمیت این معرفت و پیروی از اهلبیت(علیهم السلام) را روشن میسازد. پیامبر(ص) در این حدیث، نه تنها به مقام والای کسانی که اهلبیت(علیهم السلام) را به درستی میشناسند، تأکید میورزد، بلکه نشان میدهد که ایمان واقعی و شایسته تنها در سایه پیروی از آموزههای این بزرگواران محقق میشود.
«قَالَ: فَقُلْتُ: يَا رسولالله! بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي مَا لِمَنْ عَرَفَ هَؤُلَاءِ حَقَّ مَعْرِفَتِهِمْ؟»؛ سلمان گفت: یا رسولاللّه! پدر و مادرم فدای تو؛ کسانی که معرفت نبی، فاطمه و ائمه(علیهم السلام) را دنبال میکنند و حق آنها را شناخته و مقام آنها را به دست میآورند، در پیشگاه خدا چگونه هستند و چه مقامی دارند؟
«فَقَالَ(صلی الله علیه و آله و سلم): يَا سَلْمَانُ مَنْ عَرَفَهُمْ حَقَّ مَعْرِفَتِهِمْ وَ اقْتَدَى بِهِمْ فَوَالاهُمْ وَ تَبَرَّأَ مِنْ عَدُوِّهِمْ كَانَ وَ اللَّهِ مِنَّا»؛ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ای سلمان! اگر کسی زحمت بکشد و حق معرفت آنها را ادا کند و آنها را به عنوان ولیّ امر بشناسد و به آنها اقتدا کند، سوگند به خدا از ما هستند؛
یعنی هر چیزی را آنها گفتهاند انجام دهد و آنچه نهی کردهاند ترک کند و همچنین در ولایت، قرص و محکم باشد و دو اصل تولّی و تبرّی را رعایت کند، از ما هستند؛ چون تولّای بدون تبرّی به درد نمیخورد. اگر ما واقعاً دوستدار اهلبیت(علیهم السلام) هستیم، باید از دشمنانشان هم بیزار باشیم؛ بنابراین پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) قسم میخورند که شیعیان و دوستانی که به ما اقتدا میکنند، از ما هستند؛
همانطوری که دربارۀ سلمان(ره) فرمودند: «سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْت»؛[1] سلمان از ما اهلبیت است. حضرت در ادامه میفرماید: «يَرِدُ حَيْثُ نَرِدُ وَ يَكُنْ حَيْثُ نَكُنْ»؛ ما هرکجا برویم، آنها هم با ما هستند و هرکجا ما هستیم آنها هم با ما هستند. شیعیان اهلبیت(علیهم السلام) چنین جایگاهی دارند.
«فَقُلْتُ: يَا رسولَاللّه! فَهَلْ إِيمَانٌ بِغَيْرِ مَعْرِفَتِهِمْ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَنْسَابِهِمْ؟»؛ سلمان(ره) سؤال میکند این معرفت، چگونه معرفتی است؟ آیا همینقدر که اسما، انساب و مقام و منزلت اهلبیت(علیهم السلام) را بدانیم، اکتفا میکند؟ آیا به غیر از معرفت به اسما و انساب اهلبیت(علیهم السلام)، ایمان دیگری هم لازم است؟ «فَقَالَ(صلی الله علیه و آله و سلم): لَا يَا سَلْمَانُ»؛ پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: نه یا سلمان؛ ایمان به جز معرفت اهلبیت(علیهم السلام) حاصل نمیشود.
اگر انسان توحید هم داشته باشد، ایمان هم به هر شکلی داشته باشد، ولی معرفت ائمه(علیهم السلام) را نداشته باشد، اصلاً به درد نمیخورد؛ لذا صاحب جواهر(ره) یا بعضی از فقها، از شیعه به مؤمن تعبیر میکنند و از مخالف، به غیر مؤمن.[2] این همان ایمان ولایی اهلبیت(علیهم السلام) است. «قُلْتُ: يَا رسولالله! فَأَنَّى لِي بِهِمْ»؛ اینجا که رسید، سلمان گفت: یا رسولاللّه! من هم پیرو آنها، عارف به حق آنها و اسما و انساب آنها هستم؟ در واقع میخواهد از پیغمبر تأییدیّه بگیرد.
«فَقَالَ(صلی الله علیه و آله و سلم): قَدْ عَرَفْتَ إِلَى الْحُسَيْنِ(علیه السلام)؟ قُلْتُ: نَعَمْ»؛ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ای سلمان! آیا به اسمای خمسه تا امام حسین(علیه السلام) معرفت و شناخت پیدا کردی؟ سلمان جواب داد: بله یا رسولاللّه، شما تعریف کردید، من هم قبول کردم و آنها را شناختم. چون در اوایل حدیث، پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فقط پنج نفر را گفته بود و تا چهاردهتا تکمیل نکرده بود.
الآن در ادامۀ حدیث میخواهد اسمهای امامان را هم برای سلمان بگوید؛ آنهایی که سلمان هنوز در دنیا درک نکرده و ندیده بود. فقط اگر معرفتی برای او حاصل شده باشد، در عالم انوار که پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تعریف میکنند حاصل میشود؛ چون آن بزرگواران هنوز در عالم خلقت به دنیا نیامده بودند؛
لذا وقتی پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اسم ائمه(علیهم السلام) را یکییکی میشمارد، سلمان با عشق و شوق زیاد میپرسد: ما این ذوات مقدسه را کجا درک کنیم و ببینیم؟ پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عصر رجعت را مطرح میکنند که از عقاید مسلّم شیعه است و امامان وقتی از این دنیا میروند، دوباره برگشته و حکومت میکنند.
برای رجعت، از قرآن و روایات ادله داریم که یکی از آنها همین فرمایش پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است که میفرماید: سلمان تو هم در زمان رجعت هستی. در آن زمان، دو طایفه رجعت میکنند: آنهایی که مؤمنان محض هستند و آنهایی که کفّار محض هستند.
«قَالَ رسولاللّه(صلی الله علیه و آله و سلم): ثُمَّ سَيِّدُ الْعَابِدِينَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(علیهما السلام) ثُمَّ ابْنُهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ(علیهما السلام) بَاقِرُ عِلْمِ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ(علیهما السلام) لِسَانُ اللَّهِ الصَّادِقُ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ(علیهما السلام) الْكَاظِمُ غَيْظَهُ صَبْراً فِي اللَّهِ تَعَالَى ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا(علیهما السلام) الرَّاضِي بِسِرِّ اللَّهِ تَعَالَى ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ(علیهما السلام) الْمُخْتَارُ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ(علیهما السلام) الْهَادِي إِلَى اللَّهِ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ(علیهما السلام) الصَّامِتُ الْأَمِينُ عَلَى سِرِّ اللَّهِ ثُمَّ محمد(عجل الله تعالی فرجه) النَّاطِقُ الْقَائِمُ بِحَقِّ اللَّهِ تَعَالَى»؛
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: امامانی که در آینده بعد از امام حسین(علیه السلام) میآیند، یکی پیشوای عبادتکنندگان علی بن حسین(علیهما السلام) است، سپس محمّد بن علی(علیهما السلام) که شکافندۀ علوم اولین و آخرین از پیامبران و مرسلین است، سپس جعفر بن محمد(علیهما السلام) که زبان خدای راستگو است؛ سپس موسی بن جعفر(علیهما السلام) که غضب و غیظ خود را از جهت اینکه در راه خدا صبر نموده، فرو مینشاند؛ سپس آقا علی بن موسیالرضا(علیهما السلام) که راضی به اسرار الهی است؛ سپس امام جواد محمّد بن علی(علیهما السلام) که از میان خلق خدا برانگیخته و اختیار شده است؛
چون همۀ ائمه را خداوند برانگیخته است و از زمانی که متولد میشوند با علم هستند؛ سپس امام علی بن محمد(علیهما السلام) است که خلق خدا را بهسوی خدا هدایت میکند؛ سپس امام حسن عسکری(علیه السلام) که صامت بودند. صامت در مقابل ناطق است. حضرت، سَکوت بودند؛ یعنی اهل صمت و سکوت بوده که یکی از فضایل اخلاقی به شمار میرود و همچنین بر علوم و اسرار الهی امین است.
در حدیث مصباح الشریعه، پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی نام امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) را میآورند، همان نام خودشان را میفرماید. در بعضی از ادعیه هم نام امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) صریحاً آمده است، ولی در بین علما اختلاف وجود دارد: بعضیها گفتن نام مبارک حضرت را در عصر غیبت حرام میدانند، لذا در اینجا هم با حروف به صورت جداگانه نوشته شده است؛
بعضی از علما مکروه میدانند، بعضیها هم اسم حضرت را صریحاً میآورند. پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دربارۀ پدر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) فرمودند صامت است، ولی دربارۀ امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) میفرماید ناطق است؛ اگر سایر ایمه در حال تقیه بودند و حرف نمیزدند، ولی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) وقتی ظهور کنند، باید همۀ حرفها و مطالبی را که پدرانشان مخفی میکردند، به زبان بیاورند؛ لذا یکی از القاب حضرت، ناطق است.
در نهایت، میتوان به این نتیجه رسید که شناخت چهارده معصوم(علیهم السلام) نه تنها موجب تقویت ایمان فردی میشود، بلکه باعث ارتقاء جامعه اسلامی به سوی کمال و فضیلتهای اخلاقی نیز خواهد شد. با تأکید بر دو اصل تولّی و تبرّی، میتوان به حقیقت ایمان ولایی دست یافت و در مسیری قرار گرفت که انسان را به قرب الهی نزدیکتر نماید.
برگرفته از کتاب عرفان اهل بیتی
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. فرات بن ابراهیم کوفی، تفسير فرات الكوفي، ص 171؛ شیخ صدوق، عيون أخبار الرضا(علیه السلام)، ج 2، ص 64.
[2]. محمّد حسن نجفی، جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج 4، ص 80؛ سیّد ابوالقاسم خویی، مصباح الفقاهة، ج1، ص 323؛ وجدانی فخر، الجواهر الفخرية في شرح الروضة البهية، ج 1، ص 421.





