4 شرط روزه داری حقیقی

اولین خواسته از خداوند در اولین روز ماه مبارک رمضان توفیق روزه‌داری واقعی است، چه‌بسا خیلی‌ها روزه بگیرند؛ اما اینکه جزو روزه‌داران واقعی باشند مهم است. روزه‌داری واقعی شرایطی دارد که دست‌یابی به آن نیازمند تلاش و مجاهدت زیادی می‌باشد.

روزه از عباداتی است که با نیت شروع و با افطار کردن پایان می‌پذیرد. باید دید روزه حقیقی چه شرایطی دارد که با رعایت آنها روزه خویش را به روزه حقیقی و الهی تبدیل کنیم. اولاً هر آنچه در روزه حقیقی تأثیرگذار است و به آن رنگ و بوی الهی و حقیقی می‌دهد را ذکر کرده و ثانیاً چگونگی تأثیر آن بر روزه را هم بیان می‌کنیم:

الف: نیت روزه‌دار

در پسِ رفتارهای آدمی نیت‌های درونی او نهفته است و آنچه او را به انجام کارها فرا می‌خواند، همان نیت و انگیزه‌های درونی اوست که این نیت‌ها یکسان نیست؛ چه‌بسا یک فعل از چندین نفر صادر شود؛ اما نیت هر یک متفاوت از دیگری باشد. روزه هم از این قاعده مستثنا نیست و هر یک از مکلفان نیت خاصی از روزه‌داری دارند که به چند نوع تقسیم می‌شود:

1) برخی برای غیر خداوند متعال روزه می‌گیرند؛ مثلاً برای ترس از مردم یا دست یافتن به نفعی از سوی آنان، یا چون عادت کرده و تحت تأثیر خانواده و محیط قرار گرفته یک فرمول عبادی انجام می‌دهد که اگر به بلاد کفر سفر کند، ممکن است در انجام فرائض اسلامی کوتاهی نماید.

2) عده‌ای دیگر، ترس از عذاب و پاداش اخروی را در نیت خود دخالت می‌دهند و روزه را با چنین انگیزه‌ای می‌گیرند.

3) برخی فقط برای رسیدن به رضایت و قرب الهی روزه می‌گیرند و هیچ نیتی را که شائبه غیر الهی داشته باشد دخالت نمی‌دهند.[1] چنین روزه‌ای، واقعی و خدایی است. «إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ اَلْعِبَادَةِ»؛[2] به راستى، گروهى خدا را براى چشم‌داشت پرستش می‌نمايند كه آن پرستش بازرگانان است و گروهى او را بيم‌ناكانه پرستش می‌كنند كه آن پرستش بردگان است و گروهى وى را سپاس‌مندانه می‌پرستند كه آن پرستش آزادگان است كه اين بهترين پرستش است.

بعد از آنى روزه‌دار از كلّ‌ نفس

ز آن‌كه باشد روزۀ تو غلّ‌ نفس

از طعام بد بپرهيز اى پسر

همچو دد كم باش خونريز اى پسر

نفس را از روزه اندر بند دار

مر ورا نز لقمۀ خورسند دار

روزه‌ای مى‌دار چون مردان مرد

نفس خود را از همه مى‌دار فرد

نى همين از اكل او را بازدار

بلكه نگذارش به فكر هيچ ‌كار

رو تو كش نفس و مگردانش تو سير

وانگـهی بـر خود مگـردانش دلیــر[3]

ب: پرهیزات روزه‌داری

روزه به معنای امساک، خودداری و ترک است؛ بنابراین روزه‌دار باید از اموری پرهیز نماید تا روزه وی صحیح باشد. روزه‌داران با توجه به آنچه ترک می‌کنند در درجه‌ای قرار می‌گیرند. بزرگان روزه را به سه مرتبه تقسیم کرده‌اند: مرتبه عام، مرتبه خاصّ و مرتبه خاصُّ‌الخاصّ؛ مثل پارچه‌ای که می‌خواهی از بازار بخری. در بازار پارچه‌های گوناگون با کیفیت‌های متفاوتی وجود دارد. هر کدام را بخواهی می‌توانی بخری. مراتب نام‌برده سه‌گانه بدین شرح است:

1) گروهی فقط از مبطلات روزه که فقهای عظام در توضیح‌المسائل نام بردند، اجتناب می‌کنند. این نوع از روزه را روزه عام گویند؛ چون غالب مردم روزه‌داری را منحصر در ترک موارد خاص در توضیح‌المسائل می‌دانند. ممکن است برخی از عوام از سایر گناهان که مبطل روزه نیست اجتناب نکنند؛ به‌همین جهت روزه‌داری آنان بیشتر منحصر در تشنگی و گرسنگی کشیدن است. به‌همین سبب بهره‌ای از روزه‌داری نمی‌برند.

«كَمْ‏ مِنْ‏ صَائِمٍ‏ لَيْسَ‏ لَهُ‏ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ وَ كَمْ مِنْ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ وَ الْعَنَاءُ حَبَّذَا نَوْمُ الْأَكْيَاسِ‏ وَ إِفْطَارُهُم‏»؛[4] چه بسيار روزه‌دارى كه از روزه‌اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‌اى نبرد و چه‌بسا، نمازگزارى كه از نمازش جز بيدارى و رنج نصيبى حاصل نكند. خوشا خوابيدن زيركان و خوشا افطار کردن ايشان.[5]

2) عده‌ای دیگر علاوه بر مبطلات روزه، اعضای بدن خویش را از مخالفت با خداوند نیز باز می‌دارند. این نوع روزه‌داری را روزه خاصّ می‌گویند؛ کسانی که در مقایسه با گروه قبلی به معرفت بالاتری دست یافتند چنین نیت و قصدی از روزه‌داری می‌کنند. در این‌باره روایتی داریم که می‌تواند اشاره به‌همین مطلب باشد.

«إذَا صُمْتَ فَلْيَصُمْ سَمْعُكَ وَ بَصَرُكَ وَ شَعْرُكَ وَ جِلْدُكَ»؛[6] آن‌گاه که روزه می‌گیری باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‌دار باشند. عزیز من! باید تمام اعضایت روزه‌دار باشد؛ مثلاً چشم و گوشت گناه نکند، دست و پایت گناه نکند، کسی را اذیت و آزار ندهی، به کسی فحش ندهی، از کسی بدگویی نکنی! اگر ما تمام سال این طور نیستیم، لااقلّ در این یک ماه، مقداری خودمان را بسازیم و خویشتن‌داری کنیم. این قدر اعضای خود را آزاد نگذاریم تا هر گناهی از آنها سر بزند.

هر عضو را بدان که به تحقیق روزه‌ای است

تا روزهٔ تو روزه بود نزد کردگار

اول نگاهدار نظر تا رخ چو گل

در چشم تو نیفکند از عشق خویش خار

دیگر ببند گوش ز هر ناشنودنی

کز گفت‌و‌گوی هرزه شود عقل تار و مار

دیگر زبان خویش که جای ثنای اوست

از غیبت و دروغ فرو بند استوار[7]

عزیزان! خداوند این ماه را اکرام کرده است: «هذا شهر عظّمته و کرّمته و شرفته و فضلته علی الشهور»؛[8] رمضان، ماهی است كه او را عظمت و كرامت و شرافت و فضيلت دادی، نسبت به ماه‌های دیگر. باید از محرمات پرهیز کرد. زشتی گناه در ایام و مکان‌های معنوی بیشتر از سایر زمان و مکان‌هاست؛ مثلاً گفته شده: عقاب گناهان و ثواب حسنات در ماه‌های حرام افزایش می یابد[9] یا کسی که در حرم امام حسین(علیه السلام) گناهی را انجام دهد چقدر قبح دارد تا بخواهد در بیرون حرم انجام دهد؟

این قبح به‌جهت احترام آن مکان است. ماه رمضان هم از این قاعده مستثنا نیست؛ به‌همین جهت گناه در ماه رمضان که ماه بندگی است، خیلی زشت و قبیح است و مضاعف حساب می‌شود؛ چون در ماه بندگی، کار خلاف بندگی انجام داده است. در چهار ماه حرام هم، چون حرمت بیشتری دارد، گناه مضاعف حساب می‌شود.[10]

گاهی ابتلائاتی که برای ما پیش می‌آید به‌جهت همین گناهانی است که انجام داده‌ایم. در روایت داریم: «کُلَّمَا اَحْدَثَ الْعِبَادُ مِنَ الذُّنُوبِ ما لَمْ یَکُونُوا یَعْمَلُونَ اَحْدَثَ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْبَلَاءِ ما لَمْ یَکُونُوا یَعْرِفُونَ»؛[11] هر گاه بندگان گناهان تازه‌ای را پدید آورند که قبلاً مرتکب نمی‌شدند، خداوند هم بلای تازه‌ای برای آنان پیش می‌آورد که قبلاً نمی‌شناختند.

خدا می‌داند همین کرونا سراغ برخی می‌رفت؛ ولی سراغ برخی هم نرفت. عزیز من! این چه حکمتی است‌؟ چطور شد که یک پیرمردی که نفس‌تنگی دارد؛ اما کرونا نمی‌گیرد؛ در مقابل یک جوان سالم و نیرومند کرونا می‌گیرد؛ بنابراین باید مراقب باشیم خطایی نکنیم تا یک بلایی دامن‌گیر ما شود. گاهی برخی نماز نمی‌خوانند؛ اما نزد من می‌آیند و می‌گویند من گرفتارم برای ما دعا کنید! تو باید اوّل نمازت را بخوانی! وقتی نماز نمی‌خوانی، چطور برایت دعا کنم‌؟ باید ریشه را درمان کنی.

روایتی از امام صادق(علیه السلام) داریم که: «إِذْ صُمْتَ فَلْيَصُمْ سَمْعُكَ وَ بَصَرُكَ وَ لِسَانُكَ وَ لَحْمُكَ وَ دَمُكَ وَ جِلْدُكَ وَ شَعْرُكَ وَ بَشَرُكَ وَ لاَ يَكُونُ يَوْمُ صَوْمِكَ كَيَوْمِ فِطْرِكَ»؛[12] وقتی روزه می‌گیری باید گوش و چشم و زبان و گوشت و خون و پوست و مو و ظاهر پوست تو هم روزه‌دار باشند و روزی که روزه‌دار هستی، مثل روز افطارت نباشد. ببینید امام صادق(علیه السلام) درباره روزه چه می‌گوید‌؟ می‌فرماید: اگر روزه گرفتی، باید گوش تو روزه داشته و هر حرفی را نشنود.

اگر روزه گرفتی، باید چشم تو روزه‌دار باشد و به نامحرم نگاه نکند، چشم‌چرانی نکنی. برخی می‌ایستند جلوی مدارس دخترانه که وقتی دختران بیرون می‌آیند، چشم‌چرانی کنند. با همین تلفن‌های همراه چه گناهانی که صورت نمی‌گیرد، جوانی به من گفت: اغلب شب‌ها قبل از خواب باید استمناء کنم. گفتم چرا؟ گفت: عاملش همین تلفن همراه است.

یک نفر دیگر بود که مبتلا شده بود، مثل همین مواد مخدر که بعضی‌ها مبتلا می‌شوند. یک فایده روزه همین است که انسان یک مقدار شهوتش را محدود کند. آنهایی که واقعاً نمی‌توانند ازدواج کنند، باید با روزه‌داری، کم‌خوری و ریاضت نفس جلوی شهوتشان را بگیرند. غیر مؤمن از راه‌های غیر مشروع شهوتش را خاموش می‌کند؛ اما کسانی که اهل نماز، عبادت و خدا هستند، نمی‌توانند با هر چیزی شهوت را خاموش کنند. باید از راه‌های مشروع که یک موردش روزه است، کنترل کنند.

در برخی روایات واژه «شَعر» آمده است: «إِذَا صُمْتَ فَلْيَصُمْ سَمْعُكَ وَ بَصَرُكَ وَ شَعْرُكَ»[13] وقتی روزه می‌گیری باید گوش و چشم و موی تو هم روزه‌دار باشد. «شَعر»؛ یعنی مو. زن و دختر روزه‌دار باید موی سرش را از نامحرم بپوشاند. اگر‌ یک مو بیرون باشد، مثل اینکه همه سرش برهنه است. بعضی می‌روند روسری می‌پوشند؛ ولی از گوشه‌ها موی سرشان درآمده است.

باید این خانم مقنعه‌ای بگیرد که تمام موها را بپوشاند. هم‌چنین زنان قسمت‌های زیر چانه را باید بپوشانند. این خانمی هم که می‌خواهد پوشش اسلامی داشته باشد باید واقعاً پوشش او کامل و شرعی باشد. بعضی از همین خانم‌های محجّبه رعایت نمی‌کنند و همه صورت نمایان است، بدون اینکه اطراف و زیر چانه را بپوشانند.

خلاصه اینکه وقتی حضرت می‌گوید مویت باید روزه بگیرد؛ یعنی اینکه حدود شرعی را باید رعایت کرد بعد فرموده است: «و لاَ يَكُونُ يَوْمُ صَوْمِكَ كَيَوْمِ فِطْرِكَ‌» یک وقتی نباشد که شخص روزه‌دار مثل کسی باشد که روزه‌دار نیست.

در روایت دیگری نیز گفته است: «إِذَا صُمْتُمْ فَاحْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ عَنِ الْكَذِبِ وَ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ وَ لَا تَنَازَعُوا وَ لَا تَحَاسَدُوا وَ لَا تَغْتَابُوا وَ لَا تَمَارَوْا وَ لَا تَكْذِبُوا وَ لَا تُبَاشِرُوا وَ لَا تُخَالِفُوا وَ لَا تُغَاضِبُوا وَ لَا تَسَابُّوا وَ لَا تَشَاتَمُوا وَ لَا تَنَابَزُوا وَ لَا تُجَادِلُوا وَ لَا تُبَادُوا وَ لَا تَظْلِمُوا وَ لَا تُسَافِهُوا وَ لَا تَضَاجَرُوا وَ لَا تَغْفُلُوا عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الْزَمُوا الصَّمْتَ وَ السُّكُوتَ وَ الْحِلْمَ وَ الصَّبْرَ وَ الصِّدْقَ وَ مُجَانَبَةَ أَهْلِ الشَّرِّ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ‏ الزُّورِ»؛[14]

هر گاه روزه گرفتید؛ پس حفظ و کنترل نمایید زبانتان را از دروغ و چشمانتان را از (هر چه دیدنش بر او حرام است) بپوشانید، (و در حال روزه) منازعه و دعوا ننمایید و به هم‌دیگر حسادت نورزید و غیبت نکنید و ترش‌رو و غضبناک نباشید و با یک‌دیگر دشمنی نکنید و دروغ نگویید، (و با زنان) مباشرت ننمایید و مخالفت هم‌دیگر ننمایید (آنجا که مخالفت جایز نیست) و نسبت به هم‌دیگر خشم و غضب ننمایید و هم‌دیگر را لعن و ناسزا نگویید و شماتت و ملامت نکنید،

(و در کارهای خیر مثل قرائت قرآن و نماز و ذکر) سستی و بی‌حالی به خود راه ندهید و مجادله نکنید، اذیت و ظلم (به زیردستان و خدمت‌گزاران و افراد تحت سرپرستی) ننمایید و سفاهت و حماقت به خود راه ندهید (حلیم و با‌وقار باشید) کسی را زجر و شکنجه ندهید و از یاد خدا غافل نشوید و نماز را فراموش ننمایید، (نمازهای مستحبی و نوافل یومیه مخصوصاً نافله شب را از یاد نبرید) نفس خویش را الزام کنید به سکوت و خاموشی و حلم و بردباری و صبر و استقامت و صدق و راستی و از اهل شر و فساد دوری گزینید و از قول زور.

می‌فرماید: حالا که روزه گرفتی زبانت را حفظ کن، از سخن دروغ پرهیز کن، مواظب چشمانت باش و هر چیزی را نگاه نکن. «و لَا تَنَازَعُوا‌» در قرآن آمده که: {وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ }[15] و نزاع (و كشمكش) نكنيد تا سست نشويد و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود! اگر با هم‌دیگر دعوا کنید آن قوّت و روابط محکمی که بین شما بوده از بین می‌رود؛

بنابراین برای اینکه اجتماع و قدرت مسلمانان حفظ شود باید نزاع را کنار بگذارند. روزه با منازعه کردن سازش ندارد؛ چون نزاع از نفس است. اگر نفست را کشته باشی، دیگر به تو برنمی‌خورد. اگر این انانیّت و منیّت نفسانی را زیر پا له کرده باشی و درست این نفس را از آن حالتِ امّاره بودن خارج کنی، دیگر نزاع نخواهی کرد.

«وَ لَا تَحَاسَدُوا‌» به‌هم‌دیگر حسد نورزید؛ چون با روزه واقعی مطابقت ندارد؛ به‌همین جهت روزه‌دار باید از حسادت و کینه دوری کند.

«وَ لَا تَغْتَابُوا‌» روزه‌دار نباید اهل غیبت باشد؛ زیرا روزه‌دار در ظاهر اکل و شرب ندارد؛ اما با غیبت کردن در واقع و باطن، گوشت برادرش را می‌خورد. {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ }[16]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از بسيارى از گمان‌ها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمان‌ها گناه است و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد و هيچ‌يک از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردۀ خود را بخورد؟! (به يقين) همۀ شما از اين امر كراهت داريد؛ تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه‌پذير و مهربان است!

شما وقتی پشت سر یک مؤمنی که حضور ندارد و نمی‌تواند از خودش دفاع کند، مرتب حرف می‌زنی و آبرویش را می‌بری، اسرار خانوادگی و عیوب مخفی دیگر او را فاش می‌کنی، نمی‌توانی ادعای روزه‌دار بودن واقعی کنی. خیلی زشت است که یک مسلمان در ماه رمضان روزه بگیرد و زبانش را آزاد بگذارد که غیبت کند.

«وَلَا تَسَابُّوا‌»؛ به‌هم‌دیگر ناسزا نگویید؛ از باب مثال در کوچه ایستادی طرف مقابل به شما بد می‌گوید و تو هم به او بد می‌گویی. آخرش به‌جا‌های باریکی می‌رسد، بعد هم نیروی انتظامی دادگاه، زندان، پرداخت دیه و خسارت.

«وَ لَا تَظْلِمُوا‌» ظلم به‌هم‌دیگر نکنید‌. «وَلَا تَغاضَبوا» غضب به یک‌دیگر نکنید‌. «وَ لَا تَسَافَهُوا‌»؛ کار‌های سفیهانه و بیهوده نکنید. می‌خواهی معامله‌ای بکنی باید از اهل خبره بپرسی. دو نفر با هم رفیق می‌شوند شرکتی را با هم راه می‌اندازند بعد هم آخرش هیچی. چون قبلش با اهل خبره مشورت نکردند. این‌جاست که می‌فرماید: اهل روزه کار‌های سفیهانه انجام نمی‌دهند‌.

«وَ لَا تَغْفُلُوا عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ‌» از یاد خدا هم غافل نشوید‌. اگر در ماه رمضان از خدا غافل شویم؛ پس کی می‌خواهیم یاد خدا باشیم؟ این ماه زمینه بیدار کردن قلب را فراهم می‌کند، به شرطی که بخواهیم.

«وَ اجتَنِبُوا قَولَ الزُّور‌» قول زور به معنای سخن باطل است. مصادیق زیادی را می‌توان سخن باطل شمرد. در قرآن هم {وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ }[17] آمده و در روایت مراد از آن را آواز طرب‌انگیز بیان کرده‌اند.

«و عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ(عزوجل) فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ فَقَالَ الرِّجْسُ مِنَ الْأَوْثَانِ الشِّطْرَنْجُ وَ قَوْلُ الزُّورِ الْغِنَاءُ»؛[18] زید شحّام گوید: از امام صادق(علیه السلام) درباره‌ این سخن خداوند(عزوجل) که می‌فرماید: {فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ} پرسیدم». حضرت گفت: منظور از پلیدی بت‌ها، شطرنج و منظور از سخن باطل، آواز طرب‌انگیز است.

3) برخی هم از امور حرام (که جزو مبطلات روزه نیست) و حلالی که آنان را از یاد خدا غافل می‎‌کند نیز اجتناب می‌کنند. این نوع روزه‌داری از آن خاصّ الخاص است.[19]

هست روزه ظاهر، امساک طعام

روزه معنی، توجه دان تمام

این دهان بستی، دهانی، باز شد

که خورنده، دانه های راز شد

جوع مر خاصان حق را داده‌اند

تا شود از جوع شیر زورمند[20]

آنان دلشان را از غیر خدا حفظ می‌کنند. چرا‌؟ چون این دل خانه خداست خودش فرموده است: «لَمْ يَسَعْنِي سَمَائِي وَ لاَ أَرْضِي وَ وَسِعَنِي قَلْبُ عَبْدِي اَلْمُؤْمِنِ»؛[21] آسمان و زمين ظرفيت و گنجايش مرا ندارند، حال آنکه قلب بنده مؤمنم مرا تحمل می‌کند و جايگاه من است. آسمان به این گستردگی! زمین با این همه وسعت! می‌گوید: این‌ها خانه من نیستند «وَ وَسِعَنِي قَلْبُ عَبْدِي اَلْمُؤْمِنِ» فقط دل آن بنده مؤمن که با خدا است، خانه من است، حتی کعبه را نمی‌گوید جای من است.

شما اگر بروی دور خانه کعبه و دور این دیوار‌ها هفت عدد شوط انجام دهی؛ ولی دلت با خدا نباشد آن حج واقعی انجام نگرفته است. حج واقعی اسرار دارد عزیزان! این نماز شما اسرار دارد، روزه اسرار دارد، سرّش را باید بفهمی. هر عبادتی را با سرّش باید انجام بدهی. نماز که {تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكر}؛[22] است، باید شما را از گناه حفظ کند، اگر نمی‌کند پس عیبی در نماز شماست که باید این عیب را برطرف کنی و الا چرا هم نماز می‌خوانی هم گناه می‌کنی؟

هر بار می‌خواهی جلوی گناه را بگیری، نمی‌توانی؛ پس اوّل برو نمازت را درست کن و یک نماز با حال و با توجه بخوان. نمازی که شما در آن گمشده‌هایت را پیدا کنی، چه نمازی است؟ برخی از کسی طلبی دارند یا دنبال گمشده‌ای هستند. حالا در نماز فکرش می‌رود دنبال آنها و واقعاً هم پیدایش می‌کند، این نماز برای پیدا شدن گمشده‌های امور دنیاست، نه برای خدا‌؛ اما عاشقان خدا چنین نیستند.

از هر چه غیر خدا باشد پرهیز می‌کنند. این گروه چون لذتشان در ذکر و یاد خداست، در وقت روزه‌داری از هر لذتی گرچه حلال هم باشد اجتناب می‌کنند؛ به‌همین جهت در ادعیه از لذتی که همراه با یاد خدا نباشد استغفار شده است.

«أستَغفِرُكَ مِن كُلِّ لَذَّةٍ بغَيرِ ذِكرِكَ و مِن كُلِّ راحَةٍ بِغَيرِ اُنسِكَ و مِن كلِّ سُرورٍ بغَيرِ قُربِكَ و مِن كُلِّ شُغلٍ بغَيرِ طاعَتِكَ»؛[23] از هر لذّتى جز [لذّت]ياد تو و از هر آسايشى جز [آسايش] انس با تو و از هر سُرورى جز [سُرور] قرب تو و از هر كارى جز طاعت تو، از تو آمرزش مى‌طلبم. بنابراین روزه‌دار باید بتواند دلش را از اغیار، افکار و خواطر سوء صاف کند تا روزه او بوی حقیقت را به خود بگیرد.

ج: تغذیه روزه‌دار

عارف نامی میرزا جواد آقای ملکی تبریزی(رحمةالله) روزه‌داران را به‌لحاظ تغذیه به چند دسته تقسیم کرده‌اند که بدین شرح است:

الف: عده‌ای تغذیه آنان از راه حرام است. این گروه مانند باربرهایی هستند که بار مردم را به منزلشان می‌رسانند. به‌همین جهت پاداش مال صاحب غذا بوده و روزه‌دار فقط از گناه ظلم و غصب خود بهره‌مند می‌گردد و به عبارت دیگر کار این دسته کار کسی است که سوار بر چهارپای غصبی شده و خانه خدا را با آن طواف کند.

دیگر به وقت روزه ‌گشادن مخور حرام

زیرا که خون خوری تو از آن به هزار بار[24]

ب: عده‌ای تغذیه آنان شبهه‌ناک است؛ که این دسته به دو گروه تقسیم می‌شوند: دسته اول کسانی هستند که این مشتبه به حرام واقعی، در ظاهر برای آنان حلال است و دسته دوم حتی در ظاهر نیز برای آنان حلال نیست. دسته اول حکم کسی را دارد که تغذیه او حلال است گر‌چه یک درجه از او پایینتر است و دسته دوم حکم کسی را دارد که غذای حرام می‌خورد، گر‌چه یک درجه از او بالاتر است.

ج: دسته‌ای تغذیه آنان حلال است؛ ولی سفره آنان رنگین بوده، از چند نوع غذا استفاده کرده و پرخوری می‌کنند. این دسته مانند انسان‌های پستی هستند که در حضور دوست خود به کارهایی می‌پردازند که او خوشش نمی‌آید و دوست انتظار دارد که آنان از چیزی جز یاد و نزدیک شدن به او لذت نبرند. چنین بنده‌ای لیاقت مجلس دوستان را نداشته و باید او را با چیزی که دوست دارد تنها گذاشت و شایسته است او را بنده شکمش بدانیم نه بنده پروردگارش.

د: عده‌ای نیز از دسته فوق تجاوز کرده و کارشان به اسراف و ریخت و پاش و تلف کردن رسیده، حکم این دسته مانند کسانی است که غذایشان حرام است و بهتر است او را گناهکار بدانیم تا مطيع.

دیگر بسی مخور که هر آن کس که سیر خورد

اعضاش جمله گرسنه گردند و بی‌قرار

چندان خوری که دم نتوانی زد از گلو

ور دم زنی برآورد آن دم ز تو دمار

این روزه نیست گر شرف روزه بایدت

بیرون شوی ز تویی تو بر مثال مار[25]

ه: عده‌ای هم کسب‌و‌کار و هم تغذیه آنها حلال بوده و از خوش‌گذرانی و اسراف دور هستند؛ برای خدا تواضع کرده و در مقدار خوردنی و آشامیدنی به مقدار حلال و غير مكروه بسنده می‌کنند، غذای خوشمزه نخورده و به یک خورش اکتفا نموده یا بعضی از چیزهای زیادی و لذت‌ها را ترک می‌کنند.

درجات آنان پیش پروردگاری که مراقب تلاش‌ها و مراقبت‌های آنان است، محفوظ می‌باشد. شکرگزار آن بوده و پاداش آن را می‌دهد. در هنگام گرفتن پاداش به اندازه سر سوزنی به آنان ظلم نشده و خداوند پاداشی بهتر از عمل آنها به آنان داده و بی‌حساب و با فضل خود به آنان می‌بخشد و کسی نمی‌داند چه نعمت‌های گران‌قدری برای آنان ذخیره شده که به ذهن کسی خطور نکرده است.[26]

چون شکم را پاک داری از حرام

مرد ایمان‌دار باشی والسلام

هر که دارد این صفت باشد شریف

ور ندارد دارد ایمان ضعیف

هر که باطن از حرامش پاک نیست

روح او را ره سوی افلاک نیست[27]

د: نیت افطار و سحری

هر یک از روزه‌داران هنگام افطاری و سحری، نیتی دارند که به حسب این نیت چند دسته هستند:

1) برخی فقط جهت رفع گرسنگی و لذت بردن از غذا افطاری و سحری می‌خورند.

2) عده‌ای علاوه بر رفع گرسنگی و لذت تغذیه، قصد استحباب و نیرو گرفتن برای عبادت را هم به نیت خویش اضافه می‌کنند.

3) برخی دیگر هدفشان از افطاری و سحری این است که مطلوب مولا و پروردگار عالم را اجابت کرده باشند و نیرویی برای عبادت کسب کرده باشند. این گروه آداب، اذکار و ادعیه‌‏ای را که برای هنگام افطار و سحری[28] وارد شده هم انجام می‎‌دهند.[29]

 

برگرفته از کتاب نفحات رحمانی 

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

نفحات رحمانی

 

[1]. میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، مراقبات، ص 201 و 202.

[2]. نهج البلاغه، ص510.

[3]. عطار نیشابوری، مظهر‌العجایب و مظهر‌الاسرار، ص 173.

[4]. نهج البلاغه، ص495.

[5]. البته روزه ماه رمضان واجب است و در هر صورت باید انجام شود.

[6]. کلینی، کافی، ج 4، ص 87.

[7] . عطار نیشابوری، دیوان اشعار، قصیده شماره 18.

[8]. مفاتیح الجنان، اعمال ماه رمضان.

[9] . علی بن ابراهیم قمی، تفسی قمی، ص 67.

[10]. کاشف الغطاء در کتاب فقهی خود در بحث محرمات احرام می‌گوید:

«فإنّ فعل المعصية من المحرم حال الإحرام و المصلّي حال الصلاة و كل عابد حال العبادة يضاعف وزر المعصية عليه؛ لأنّه أقام نفسه مقام العبد الذليل، بين يدي المولى الجليل و أقام نفسه مقام الحضور. و يتضاعف في الحرم و في سائر المحترمات من المشاهد و المساجد، على مقدار الشرف و الفضل؛ لاشتمال ذلك على زيادة هتك الحرمة؛ بل في الأزمان، من الشهور المعظّمة و الأيّام. و لذلك زادت دية القتل في الحرم و في الأشهر الحرم. فكلّ واجب أو محرّم يشتدّ وجوبه و تحريمه، إمّا باعتبار شرف فاعله أو زمانه أو مكانه»؛

چهارمین از این محرمات، کارهای حرام و ترک واجبات توسط شخص محرم در حال احرام و نمازگزار در حال نماز است؛ یعنی گناه فعل حرام دو برابر می‌شود و علتش این است که در این حال که حال عبادت است و عبد باید خود را ذلیلانه در حضور پروردگار خود احساس کند انجام فعل حرام، هتک حرمت بیشتری نسبت به مولا دارد و همین‌طور در مشاهد مشرفه و مساجد به اندازه فضیلتی که دارند و به همین دلیل دیه‌ قتل در محدوده حرم الهی و در ماه‌های حرام بیشتر می‌شود و هر فعل واجب و حرامی حرمت و وجوبش شدیدتر می‌شود و این یا به خاطر شرف فاعل فعل است و یا زمان و مکان انجام آن در شدت حرمت و ثواب تأثیر دارد.

كشف الغطاء عن مبهمات الشريعة الغراء (ط- الحديثة)؛ ج‌4، ص559.

[11] . کلینی، کافی، ج 2، ص 275.

[12]. شیخ مفید، مقنعه، ص 310.

[13]. شیخ صدوق، من لا يحضره‌الفقيه، ج‏2، ص 108.

[14]. شیخ حر عاملی، وسائل الشيعة، ج‏10، ص166.

[15]. انفال (8)، آیه 46.

[16]. حجرات (49)، آیه 12.

[17]. حج (22)، آیه 30.

[18]. کلینی، کافی، ج‏6، ص 436.

[19]. میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، مراقبات، ص 201.

[20]. مولانا و دین، غلامرضا اعوانی، ص 298.

[21]. علامه مجلسی، بحار‌الانوار، ج‏55، ص 39.

[22]. از كارهاى زشت و كارهاى ناپسند باز مى‌دارد. عنکبوت (29)، آیه 45.

[23]. مفاتیح الجنان، مناجات خمس عشر، مناجات ذاکرین.

[24] . عطار نیشابوری، دیوان اشعار، قصیده شماره 18.

[25] . عطار نیشابوری، دیوان اشعار، قصیده شماره 18.

[26]. میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، المراقبات، ص 206- 208.

[27]. عطار نیشابوری، پندنامه و بی سرنامه، بخش هفتم.

[28]. این ادعیه و اذکار در کتب ادعیه، مثل مفاتیح الجنان قسمت اعمال ماه رمضان آمده است.

[29]. میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، المراقبات، ص 208و 209.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات