لطافت عرفا
کسانی که اهل وحدتند و در راه وحدت قدم برمیدارند، هیچگاه بین خودشان نزاع و جدالی ندارند و با هم مهربان بوده و در گام برداشتن با یکدیگر متحد و متفقالکلمه هستند؛
ولی مذاهب مختلفه بینشان نزاع و دشمنی پیدا میشود و همدیگر را قبول ندارند، همچنین موحدان واقعی از مَشارب متنوعه متناقضه دیگری که بدعتهایی را ایجاد کرده و در مقابل یکدیگر صفکشی، قطبگرایی و شیخیت میکنند، بری هستند و میتوانند به علت وحدت و صلح کل به همه با چشم وحدت و مهربانی نگاه کنند و هیچگاه در آنها دوئیت، بغض و نفرت وجود ندارد.
این مطلب مربوط به روحیۀ خود آنهاست، اما در برخورد با فِرق متضاده چگونه هستند؟ این امر، مقتضیات خودش را دارد و امر دیگری است که در این بند میگوید: عرفا نیز نظر خاص خود را دارند. جناب مولوی(رحمة الله) میگوید:
مکن شیخی دروغی بر مریدان
از آن ناز و کرشمه ای فسردک[1]
فِرَق مختلف، چون در حجاب و نفسانیت هستند با یکدیگر اختلاف دارند و حتی اهل وحدت را مخالف خود میدانند؛ اما نگاه اهل وحدت، توحیدی است. اگر بخواهیم بین اهل وحدت و سایر گروهها قیاس کنیم؛ میبینیم مشرب، سیرت، راه و هدف اهل وحدت فقط خداوند است، ولی هدف دیگران اغراض دیگری میباشد!
باید این را درک کنیم که اهل وحدت دربارۀ مذاهب مختلفی که بینشان تضاد و تناقض هست و هر کدام مشرب، مذاق، خط و مکتبی دارند، بهترین مشرب و جامع نظرها را دارند. موحدان حقیقی در تناقض قرار نمیگیرند؛ چون مشرب و راه و روششان در دنیا وحدتی و الهی است.
روش آنان توحیدِ همراه با عشق و محبت میباشد و حالشان لطیف، روحانی و معنوی است، نه نفسانی. همچنین تضادی با یکدیگر ندارند؛ چون اهل معنا و حقیقتند؛ بر خلاف مذاهب مختلف که اهل ظاهرند و حال توحیدی ندارند.
عرفا توحید را وجدانی درک نموده و با وجدان و ضمیرشان کار میکنند و در تعامل با فرقههای مختلفِ دیگر، فقط مذهب توحید را انتزاع میکنند؛ لذا وارد مشارب، مذاهب و بحثهای متناقض نمیشوند؛ چون مذهبشان مختص به فرقه و حزب خاصی نیست؛ چون اهل اللّٰه هستند؛ «اللّٰه» نیز برای تمام مخلوقهاست.
ایشان از عالم نفْس بیرون آمدهاند و مذهب خاصی برای خود نمیتراشند. پس اهل وحدت از بین این همه مذاهب مختلف و مشارب متنوع که با یکدیگر در نزاع هستند، لطافت روح، روحانیت و مشرب توحید را گزیدهاند و این مطلب در وجدان آنها ثابت است. جناب مولوی(رحمة الله) میفرماید:
یک طایفه را ای جان منشور خطا دادی
یک قافله را ناگه اصحاب صفا کردی[2]
در جای دیگر میگوید:
فراز آسمان، صوفی همی رقصید و میگفت این
زمین،کُلْ آسمان گشتی گرش چون من صفایستی
خمش کن شعر میماند و میپَرند معنیها
پر از معنی بُدی عالَم اگر معنی بپایستی[3]
هرچند دیدگاه اهل وحدت، توحیدی و صلح کل است، ولی در مقام اظهار نظر در مقابل نظریات دیگر، نظر خاص خود را اعلام میکنند؛ از باب مثال، اگر علمای علم کلام و متکلمین در موضوع محلِ بحث و مناظره، نظر اختصاصی خود را اظهار مینمایند، همچنانکه اهل حکمت در آن موضوع نظر ویژۀ خود را دارند، اهل تصوف صحیح و مقبول هم در آن مسئله نظر ممیز خود را اعلام میکنند و هرگز مبنای اعتقادی توحیدیِ وسیعِ آنها مانع اظهار نظر در مسایل مختلف نخواهد شد.
برگرفته از کتاب آفتاب حقیقت شرح رساله نورالوحده خواجه حوراء مغربی(رحمةالله)
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دامظله)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. دیوان کبیر شمس، ص 514. فسردک: مصغرِ دل سرد، منجمد.
[2]. دیوان کبیر شمس، ص 963.
[3]. دیوان کبیر شمس، ص 939.

