تا چه میزان باید رعایت محرم و نامحرم کرد؟

حضرت امير (علیه السلام) در وصايای خود به حضرت مجتبی(علیه السلام) می‌فرمايد: «وَ اِنِ استطعت اَن لا‌يعرِفنَ غيرَکَ مِنَ الرّجالِ فافعَل»؛[1]اگر می‌توانی کاری کنی که مردی[نامحرم] غير از تو را نشناسد آن کار را انجام ده.

این کلام امیرالمؤمنین(علیه السلام) به این معناست که مرد غریبه را به خانه‌ات نیاور، با او مسافرت نکن و رفت و آمد نداشته باش. چقدر کلام بزرگی است. روابط غیرمشروع و مشکلاتی که در خانواده‌ها پیش می‌آید برای این است که این آداب و دستورات را رعایت نمی‌کنند.

باید طوری رفتار کنی که زن هر چه مى‌خواهد، فقط از تو بخواهد، حتى اگر خواسته‌اى از ديگران داشته باشد، به وسيله تو باشد و عملاً رابطه‌اش را با ديگران که در بسيارى از موارد مبدل به رابطه فاسدى مى شود قطع کنی و در عوض، ارتباط او را با خودت در همه جا تقویت کنی که تنها تو را ببیند و تنها از تو درخواست کند.

اگر بتوانی زنت را منع کنی که با مردان نامحرم صحبت نکند، با مردان نامحرم آشنایی پیدا نکند، باید این کار را بکنی. چقدر اختلاط، مفاسد دارد؛ آقایی با همسرش به همراه دوستش که او هم همسر داشته است چند سال پیش چهار نفری از ایران برای زیارت به سوریه می‌روند. از مسافرت برمی‌گردند با هم به رستوران می‌روند غذا می‌خورند، این‌جا و آن‌جا می‌روند.

هنگامی که به خانه برمی‌گردند، مرد می‌بیند خانمش به‌وسیله تلفن همراه، با آن مرد در ارتباط بوده است، این‌ها پیام‌هایی با هم رد و بدل می‌کردند مرد آن‌ پیام‌ها را از مخابرات می‌آورد به زنش نشان می‌دهد. همین باعث می‌شود که کارشان به دادگاه خانواده بکشد. زن اصرار داشت که از مرد طلاق بگیرد؛ با این‌که حق مرد بوده است که بداند چرا زنش با مرد دیگر این پیام‌ها را داشته‌ است.

قاضی دادگاه هر کار می‌کند که زن را اقناع کند برگردد به خانه همسرش، قبول نمی‌کند با این‌که یک بچه از شوهرش داشت. زن می‌گوید: نمی‌خواهم با این مرد زندگی کنم و طلاق می‌خواهم. قاضی می‌گوید: ما نمی‌توانیم مجوز طلاق بدهیم؛ چون شوهرت نمی‌خواهد تو را طلاق دهد برو با او زندگی کن. الآن متارکه‌ طولانی دارند و سال‌هاست که زن، بدون طلاق مانده است. ما هرچه نصیحت کردیم فایده نکرد.

برای این‌که این‌طور مسائل پیش نیاید آقا امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرماید: اگر می‌توانی کاری کن که زنت غیر از تو مردی را نشناسد. حتی فقها گفته‌اند: مرد و زن نامحرم در محل خلوتى كه كسى در آنجا نيست و ديگرى هم نمی‌تواند وارد شود نمانند و لو این‌که فکر کنند مرتکب گناه نمی‌شوند، حتّى اگر در آنجا نماز بخوانند نماز آن‌ها اشكال دارد؛

یعنی در اسلام قضیه محرم و نامحرم آنقدر مهم است که در اتاقی اگر دو نفر نامحرم باشند و غیر از این دو نفر هم کسی نباشد نماز بخوانند نمازشان درست نیست.

با زن اجنبی به یک خانه

منشین ای ز داد بیگانه

ویژه چون خانه شد تهی از غیر

شر در آنجا مسلط است بخیر

هست شیطان بر آدمی دشمن

نار بجهد چو سنگ دید آهن

بشنو از من ز روی فکر سخن

بر زن اجنبی نگاه مکن

خور و خفتن مجو فسانه مگوی

خاصه آن بانوی که دارد شوی

هم‌چنین واجب است بر هر زن

نرود رو گشاده در برزن

تن خود را ز چشم نامحرم

باز پوشد کند چو آهو رم

نزد صاحبدلان با گوهر

نیست محرم بزن مگر شوهر[2]

امام محمد باقر(علیه السلام) فرموده است: لَمَّا دَعَا نُوحٌ(علیه السلام) رَبَّهُ(عز و جل) عَلَى قَوْمِهِ أَتَاهُ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ فَقَالَ يَا نُوحُ إِنَّ لَكَ عِنْدِي يَداً أُرِيدُ أَنْ أُكَافِئَكَ عَلَيْهَا فَقَالَ نُوحٌ وَ اللَّهِ إِنِّي لَبَغِيضٌ إِلَيَّ أَنْ يَكُونَ لَكَ عِنْدِي يَدٌ فَمَا هِيَ قَالَ بَلَى دَعَوْتَ اللَّهَ عَلَى قَوْمِكَ

فَأَغْرَقْتَهُمْ فَلَمْ يَبْقَ أَحَدٌ أُغْوِيهِ فَأَنَا مُسْتَرِيحٌ حَتَّى يَنْشَأَ قَرْنٌ آخَرُ فَأُغْوِيَهُمْ فَقَالَ لَهُ نُوحٌ مَا الَّذِي تُرِيدُ أَنْ تُكَافِئَنِي بِهِ قَالَ لَهُ اذْكُرْنِي فِي ثَلَاثَةِ مَوَاطِنَ فَإِنِّي أَقْرَبَ مَا أَكُونُ إِلَى الْعَبْدِ إِذَا كَانَ فِي إِحْدَاهُنَّ اذْكُرْنِي‏ إِذَا غَضِبْتَ‏ وَ اذْكُرْنِي إِذَا حَكَمْتَ بَيْنَ اثْنَيْنِ وَ اذْكُرْنِي إِذَا كُنْتَ مَعَ امْرَأَةٍ خَالِياً لَيْسَ مَعَكُمَا أَحَدٌ.[3]

هنگامی كه نوح نزد پروردگار دست به‌ دعا برداشته و قوم خود را نفرين كرد شيطان نزد نوح(علیه السلام) آمد و گفت: ای نوح(علیه السلام)! تو را بر من حقی است كه می‌خواهم جبران كنم. نوح(علیه السلام) گفت: به خدا قسم بر من ناگوار است كه مرا بر تو حق نعمتی باشد چه حقی به گردن تو دارم؟

گفت: آری به قوم خود نفرين كردی و همه را غرق نمودی و ديگر كسی كه گمراهش كنم فعلاً باقی نمانده و هم اكنون دوران استراحت من است تا نسل ديگری به‌وجود آيد و من گمراهشان نمايم. نوح به او گفت: آنچه می‌خواهی كه به پاداش اين خدمت بدهی چيست؟ گفت: در سه جا به ياد من باش كه نزديک‌ترين حالات من به بنده خدا در يكی از اين سه مورد است:

اول: هنگام خشم و غضب به ياد من باش؛

دوم: وقت قضاوت کردن؛

سوم: زمانی‌كه با زن بى‌مانعى خلوت كرده‌اى و هيچ‌كس غير از شما دو نفر در آن‌جا نیست؛

در کتاب شریف من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق(ره) از شخصی به‌نام محمد الطیار نقل کرده است: «دَخَلتُ المَدینَة وطَلَبتُ بَیتاً أتَکاراهُ فَدَخَلتُ دارا فیها بَیتانِ بَینَهُما بابٌ وفیهِ امرَاَةٌ، فَقالَت: تَکاری هذَا البَیتَ؟ قُلتُ: بَینَهُما بابٌ وأنَا شابٌّ.

قالَت: أنَا اُغلِقُ البابَ بَینی وبَینَک. فَحَوَّلتُ مَتاعی فیهِ، وقُلتُ لَها: أغلِقِی البابَ. فَقالَت: تَدخُلُ عَلَی مِنهُ الرَّوحُ دَعهُ، فَقُلتُ: لا، أنَا شابٌّ وأنتَ شابَّةٌ أغلِقیهِ. قالَت: اُقعُد أنتَ فی بَیتِک فَلَستُ آتیک ولا أقرَبُک، وأبَت أن تُغلِقَهُ، فَأَتَیتُ أبا عَبدِاللّهِ(علیه السلام) فَسَأَلتُهُ عَن ذلِک. فَقالَ: تَحَوَّل مِنهُ؛ فَإِنَّ الرَّجُلَ وَالمَرأَةَ إذا خُلِّیا فی بَیتٍ کانَ ثالِثُهُمَا الشَّیطان»؛[4]

وارد مدینه شدم و به دنبال خانه‌ای گشتم تا آن را اجاره کنم. به خانه‌ای وارد شدم که دو اتاق داشت و میان آن‌ها دری بود و در آن خانه، زنی زندگی می‌کرد. زن گفت: این خانه را اجاره می‌کنی؟ گفتم: میان آن‌ها دری است و من جوانم. زن گفت: در ب را می‌بندم. اثاثیه‌ام را به آن خانه بردم و گفتم: درب را ببند. زن گفت: از بستن درب، وحشت می‌کنم. بگذار باز باشد.

گفتم: خیر، من جوانم و تو هم جوان درب را ببند. زن گفت: من در خانه خود می‌نشینم و نزد تو نمی‌آیم و به تو هم نزدیک نمی‌شوم و از بستن درب، خود‌داری کرد. نزد امام صادق(علیه السلام)  آمدم و از این مسئله پرسیدم. فرمود: از آن خانه بیرون شو؛ زیرا هرگاه مرد و زنی در خانه‌ای خلوت کنند، سومین نفر آن‌ها، شیطان است.

حجاب همسر

زن نباید از جوراب نازک، کفش و چادر جذاب که مردان را تحریک می‌کند استفاده نماید. فرقی ندارد بیرون از خانه باشد یا در خانۀ خود نزد نامحرم. مرد باید سفره غذای زنان و مردان را از هم جدا کند؛ چون اگر سر یک سفره بنشینند ممکن است دست و سر و گردن زن در معرض نگاه نامحرم قرار گیرد و نتواند خود را درست بپوشاند.

 

برگرفته از کتاب سبک زندگی سلوکی شرح «تذکرة المتقین آیت الله حاج شیخ محمد بهاری همدانی (ره)»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)

 

علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب سبک زندگی سلوکی

 

[1]. بهاری همدانی، تذکرة المتقین، ص70.

[2]. ادیب الممالک، دیوان اشعار، اضافات، شمارۀ 15.

[3] . شیخ صدوق، خصال، ج 1، ص 132.

[4] . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج3، ص 252.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات