وظیفه زنان چیست؟ کارمندی یا خانه داری؟
بعضی مردها علاقه دارند که زن، کارمند شود. بعضی زنها در مازندران و گیلان یا جاهای دیگر کارگری میکنند، این ظلم به زن است. اسلام گفته است مرد باید نفقه زن را تأمین کند نه اینکه زن کار کند. بعد هم معلوم نیست که زن درآمد خود را به شوهرش بدهد یا خرج خانه کند.
گاهی درآمد زن سبب اختلاف خانوادگی میشود، البته بخشی از زنان متأهل خودشان اصرار دارند سرِ کار بروند؛ ولی شرعاً همسر میتواند منع نماید. روایت داریم: «اَلمَراَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة»؛[1] زن ریحانه و گل خوشبو است نه یک قهرمان. حضرت میفرماید: زنان قهرمان و کارگر نیستند.
این منافات با درس خواندن ندارد. اصلاً بعضی از شغلها را باید زنان دست بگیرند؛ مثل دکتر و پرستاری زنان که زنانِ سالک و مؤمن به اینها رجوع کنند تا نزد نامحرم نروند. به شرطی که از کارهای خانه، همسرداری و بچهداری عقب نمانند و گرنه آن کارها اولویّت دارند.[2]
ما نمیگوییم که زنان بی سواد باشند و کاری انجام ندهند. در طول تاریخ زنان بزرگی بودهاند که در کنار وظیفه اصلی خود اهل تعلیم و تربیت هم بودهاند؛ مثل دختران علامه محمد تقی مجلسی، معروف به مجلسی اول که میگویند چهار دختر داشته و هر چهارتا از زنان فاضله و نابغه بودهاند.[3] سيد محمد حسن زنوزى كه از شاگردان مشهور استاد كل وحيد بهبهانى است در كتاب بزرگ رياض الجنة ضمن شرح حال علامه مجلسى اول مینويسد:
از استاد آقا محمد باقر بن محمد اكمل وحيد بهبهانى شنيدم كه میفرمود: آمنه بيگم دختر مجلسى اول، زنى صالحه، عابده، زاهده، فاضله عالمه، عامله و مجتهده جامع الشرائط بوده. كتابى بسيار خوب در فقه تا عبادات تأليف كرده است و آن مخدّره به برادرش ملّا محمد باقر (مجلسى دوم) در اكثر تأليفاتش كمک میكرده است.[4]
بانو امین
از زنانی که در زمان ما به معارج عالیه رسیده، بانو علويّه هاشمى اصفهانى، معروف به بانو مجتهده امین(رحمها الله) است که سید هاشم حداد(ره) در اصفهان به دیدار ایشان رفت؛ پس این منافات ندارد که زن در خانه مشغول تربیت فرزندانش باشد و از طرف دیگر دنبال معرفت نفس باشد؛
اما اگر دنبال کارهای مردانه باشد؛ مثلاً کارمند ادارهای شود و خدای ناکرده اختلاطی با مردها داشته باشد ممکن است روابط غیر مشروع پیش آید. در یکی از ادارهها مرد و زنی در یک اتاق با هم کار میکردند، زن شوهردار عاشق مرد زن دار شده بود میگفت حاج آقا چهکار کنم، عاشق و گرفتار شدهام. از این جهت نظر اسلام آن است که زن را در منزل نگاه دارید آنهم با اوضاع اجتماعی که امروزه مشاهده میکنیم.
علامه طباطبایی(ره) در المیزان درباره اشتغال زنان میگوید: «أن الطريقة المرضية في حياة المرأة في الإسلام أن تشتغل بتدبير أمور المنزل الداخلية و تربية الأولاد، و هذه و إن كانت سنة مسنونة غير مفروضة لكن الترغيب و التحريض الندبي- و الظرف ظرف الدين، و الجو جو التقوى و ابتغاء مرضاة الله، و إيثار مثوبة الآخرة على عرض الدنيا و التربية على الأخلاق الصالحة للنساء كالعفة و الحياء و محبة الأولاد و التعلق بالحياة المنزلية- كانت تحفظ هذه السنة.
و كان الاشتغال بهذه الشئون و الاعتكاف على إحياء العواطف الطاهرة المودعة في وجودهن يشغلهن عن الورود في مجامع الرجال، و اختلاطهن بهم في حدود ما أباح الله لهن، و يشهد بذلك بقاء هذه السنة بين المسلمين على ساقها قرونا كثيرة بعد ذلك
حتى نفذ فيهن الاسترسال الغربي المسمى بحرية النساء في المجتمع فجرت إليهن و إليهم هلاك الأخلاق، و فساد الحياة و هم لا يشعرون، و سوف يعلمون، و لو أن أهل القرى آمنوا و اتقوا لفتح الله عليهم بركات من السماء، و أكلوا من فوقهم و من تحت أرجلهم و لكن كذبوا فأخذوا»؛[5]
اين كه روش پسنديده زندگی زن در اسلام اين است كه به تدبير و پرداختن امور داخلى منزل و تربيت فرزندان بپردازد و اين طريقه در عين اين كه سنتی است پسنديده و واجب نمیباشد؛ ولی ترغيب و تشويقهايى كه درباره آن شده، از آنجايى كه فضای جامعه مسلمين و جوّ حاکم بر آن تقوا و بهدست آوردن رضاى خدا و ترجيح ثوابهاى آخرت بر بهرههاى دنيوى و تربيت بر اساس اخلاق صالحه زنان؛ يعنى عفت و حيا و محبت فرزندان و عشق ورزيدن به زندگى در محيط خانه و امثال آن بوده، اين سنت مستحبّ همچنان محفوظ مانده است.
اشتغال به اين شؤون و اهتمامى كه در زنده نگه داشتن عواطف پاكى كه خدا در وجود زنان به وديعه و امانت سپرده زنان را مشغول به خود كرد و فرصتشان نداد كه در مجامع مردان داخل شده و با آنان حتى در حدودى كه خدا به آنان اجازه داده بود اختلاط كنند، شاهد اين معنا همين است كه اين سنت همچنان در بين مسلمانان در طول قرنهاى طولانى روى پاى خود ايستاده بود تا آن كه بىبندوبارى زنان غربی بهعنوان آزادى زنان در جوامع مسلمين رخنه يافت
و بدون اينكه مسلمانان خودشان متوجه شوند بدترين جنايات را بر مرد و زنشان وارد آورد و آن عبارت بود از تباهى اخلاق و فساد زندگى و به زودى دود اين افسار گسيختگى به چشمشان خواهد رفت. آرى اگر اهل قُری ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند خداى تعالى بركاتى از آسمان به رويشان باز مىكرد و آن وقت از آسمان و زمين برخوردار مىشدند و ليكن آيات خدا را تكذيب كردند و نتيجهاش اين شد كه گرفتار شدند.
باز روایتی در المیزان نقل شده است: «عن أسماء بنت يزيد الأنصارية أنها أتت النبي(ص) و هو بين أصحابه»؛ اسماء أنصاريه دختر يزيد كه از أنصار بوده، حضور پيغمبر(ص) آمد وقتى كه رسول خدا(ص) در ميان أصحاب نشسته بودند.
«فقالت: بأبي أنت و أمي إني وافدة النساء إليك، و أعلم نفسي لك الفداء- أنه ما من امرأة كائنة في شرق و لا غرب- سمعت بمخرجي هذا إلا و هي على مثل رأيي»؛ اسماء گفت: پدر و مادرم فداى تو یا رسول الله(ص) من از طرف زنها به نمايندگى، به سوى شما آمدهام. یا رسول الله(ص) كه جان من فداى تو باد! بدان كه هيچ زنى نيست در شرق و نه در غرب عالم كه بشنود اين پيغامى را كه براى تو آوردهام، مگر اينكه مىدانم او هم رأيش مثل رأى من است و در اين سؤالى كه از شما میکنم، تمام زنهاى دنيا با من شريكند.
«إن الله بعثك بالحق إلى الرجال و النساء فآمنا بك و بإلهك الذي أرسلك، و إنا معشر النساء محصورات مقسورات، قواعد بيوتكم، و مقضي شهواتكم، و حاملات أولادكم، و إنكم معاشر الرجال فضلتم علينا بالجمعة و الجماعات، و عيادة المرضى، و شهود الجنائز، و الحج بعد الحج،
و أفضل من ذلك الجهاد في سبيل الله، و إن الرجل منكم إذا خرج حاجا أو معتمرا- أو مرابطا حفظنا لكم أموالكم، و غزلنا لكم أثوابكم، و ربينا لكم اولادکم، فما نشارككم في الأجر يا رسول الله؟»؛
حقّاً و حقيقةً میدانيم كه خداوند تو را به حقّ به سوى همه مردها و زنها مبعوث كرده است؛ ما هم به تو و به آن خدایى كه تو را مبعوث كرده است ايمان آوردهايم. ما زنها محصور هستيم و مقيّد به قيود و محدود به حدود، در تحت فرمان شوهر، در خانههاى شما نشستهايم! و براى برآورده شدن خواستهها و ميلهاى نفسانى شما آمادهايم! و اولاد شما را در دل خود حمل مىكنيم!
و أما شما جماعت مردان بر ما فضيلت داده شديد به اينكه در صحنههاى نماز جمعه حاضر میشويد؛ در جماعتها حضور پيدا مىكنيد؛ عيادت مریض و تشييع جنازه مىروید؛ حجّ بعد از حجّ بجا مىآوريد؛ و از تمام اينها بالاتر، در راه خدا جهاد مىكنيد؛ و هر كدام از مردان شما كه به سوى حجّ يا عُمره، يا براى مرزدارى خارج بشود، ما اموال شما را حفظ مىكنيم و لباسهاى شما را مىبافيم و اولاد شما را تربيت مىكنيم. حالا اى رسول خدا براى ما بيان كن آن چيزى كه ما را با شما در اجر شريک مىنمايد چيست»!؟
«فالتفت النبي(ص) إلى أصحابه بوجهه كله، ثم قال: هل سمعتم مقالة امرأة قط- أحسن من مساءلتها في أمر دينها من هذه؟ فقالوا: يا رسول الله ما ظننا أن امرأة تهتدي إلى مثل هذا، فالتفت النبي(ص) إليها- ثم قال لها: انصرفي أيتها المرأة- و أعلمي من خلفك من النساء: أن حسن تبعل إحداكن لزوجها، و طلبها مرضاته، و اتباعها موافقته يعدل ذلك كله، فأدبرت المرأة و هي تهلل و تكبر استبشارا»؛[6]
حضرت چهره خود را به سوى اصحاب برگرداند و گفت: آيا شما تا به حال شنيدهايد گفتارى از زنى كه در امر دينش و در مسألهاى از مسائل مذهبش، منطقى و نيكوتر از گفتار اين زن باشد»!؟ اصحاب پیامبر عرض كردند: يا رسول الله(ص)! گمان نمىكرديم زنى بتواند به اين خصوصيّات پى ببرد و این حرفها را بزند.
رسول خدا(ص) به آن زن توجه کرد و فرمود: برو به آن زنانى كه تو را بهعنوان نماينده و قاصد فرستادهاند و پشت سر تو در انتظار پاسخ به سر میبرند، به همه آنها خبر بده كه: بهتر شوهردارى كردن شما و دنبال رضا و طلب خواستههاى شوهر بودن و در امور، متابعت و موافقت او را نمودن، ثوابى به شما مىدهد كه معادل با تمام اجرهایى است كه خداوند براى مردان قرار داده است. آن زن كه اين حرفها را از پيغمبر شنيد، بهراه افتاد و در حالى كه از شدّت خوشحالى صدا ميزد: لا إلَهَ إلَّا اللَه، اللَهُ أكْبَر، از خدمت پيامبر مرخّص شد.
زن منبعی از عواطف و احساسات است، اگر اراده کند میتواند زودتر از مردان در مسیر معنویت و روحانیت به مقامات بالایی دست پیدا کند. علامه طهرانی ذیل حدیث «اَلمَراَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة»؛ میگوید:
در استعارهاى كه امام(علیه السلام) به كار برده و زن را ريحانه خوانده، سرّ عجيبى نهفته است كه تمام سخنان گذشته ما را از لطافت، رقّت، احساس و ساير صفات زن در بر میگيرد؛ زيرا ريحان؛ يعنى گياه خوشبو، مانند گل است. و ريحانه در لغت بهدسته گياه خوشبو و گياه معطّر معروف میگويند.
و شادابى و طراوت وى تا وقتى است كه در بوستان و باغ و بر شاخسار؛ يعنى محيط طبيعى خود بماند و در كنار درخت و اصل خويش زندگى كند. و به سبب همين لطافت بسيار است كه بادى شديد، گلبرگهايش را مىپراكند و لطافت و بويش را از بين میبرد. و آن را به وادى تباهى میرساند.
همينطور زن، چون قهرمان روئين تن خلق نشده، كه تحمّل شدائد را داشته باشد و مشكلات رتق و فتق امور را تحمّل كند، بايد در گلزار خانوادگى خود به حفظ شخصيّت و كرامت خود بپردازد و از اين حدّ تجاوز نكند.
ولى اگر در اجتماع مردان داخل شود و در كار آنان دخالت كند و متصدّى امور مهمّ گردد، باد كشنده مهالک، آفات و انحرافات، بر وى وزيدن گيرد و وجودش را درهم شكند و سجاياى فطرى و خدادادى و غرائز لطيف و مناسب در او را از وى بگيرد و بوى خوش نفسانيش از بين برود. در نتيجه وجود عزيز و صفات ويژه و خلق نيكوى او به پستى گرايد و ضايع گردد و اين مطلب ظلمى نابخشودنى در حقّ او است. [7]
برگرفته از کتاب سبک زندگی سلوکی شرح «تذکرة المتقین آیت الله حاج شیخ محمد بهاری همدانی (ره)»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)
علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

[1] . شیخ کلینی، کافی، ج5، ص510.
[2] . البتّه لازم است كه زنان امور پرستارى و مداواى مجروحين مثل شكستهبندى و زخمبندى و تزريقات را فرا گيرند (تا بتوانند در زمان اضطراری، مثل جنگ) به مجروحين كمک كنند. همچنين تعيين گروه خون و بعضى از اقسام جرّاحى را بدانند تا بتوانند در اين موارد مفيد واقع گردند، البتّه اين كمکها كفايةً برعهده آنهاست، بلكه در اين زمان بايد امورفنّى، برق، مكانيكى، مخابرات و بىسيم و ديگر امور را با همه أنواعش، بياموزند تا از آنها در جنگهاى اسلامى استفاده شود.
و اشكالى ندارد كه فنون نظامى را نيز بياموزند، براى استفاده در مواردى كه نياز به دفاع از حريم خود و مؤمنين داشته باشند، در اقسام جهاد واجب بر آنها. ناگفته نماند تمام اين مطالب كه ذكر شد، در صورتى است كه زنان با مردان آميزش پيدا نكنند و هر كدام به كار خود مشغول بوده از اختلاط هم بپرهيزند. همچنين جایز نيست زنان در هنگام مداواى مردان، نظر بر مواضع محرّم آنان بيندازند و يا بدن آنها را لمس كنند، مگر در مواقع ضرورت.
و چنين گمان نرود كه فراگيرى فنون جنگ براى زنان و رزمآزمایى، مستلزم اختلاط زن و مرد در صفهاى واحدى است؛ زيرا كه اينگونه استلزام اختلاط در حكومتهاى جائر و كافر است كه بناى آنها بر مراعات و دستورات و قوانين اسلام نيست، وليكن گفتار ما در اينجا راجع به حكومت اسلام است. و بنابراين بر عهده دولت اسلام است كه به زنان آداب رزم و جنگ را بطور صحيح بياموزد و راه دفاع از جان و نفس آنان را به آنها نشان دهد، بهطوريكه هيچیک از محظورات مذكوره لازم نيايد؛
همچنانكه بر عهده دولت اسلام است كه به آنها سائر فنون و حرفههائى را كه اختصاص به آنان دارد بياموزد؛ مانند فنّ پزشكى و فنّ جرّاحى و قابلگى و مداواى زنان مريضى كه در هنگام زايمان نيازمند به عمل جرّاحى هستند، بهطوريكه هيچیک از جهات اختلاط منفى و منهىٌعنه بين مردان و زنان پيش نيايد. علامه طهرانی، رسالهبديعه، ص ۱۲۲.
[3] . مجلسى اول سه پسر داشته كه به ترتيب عبارتند از: ملّا عزيز اللَّه و ملّا عبد اللَّه و پسر كوچكتر ملّا محمد باقر (مجلسى دوم) و چهار دختر به اين شرح داشته است: دختر اول آمنه بيگم كه همسر فقيه مشهور ملّا صالح مازندرانى بوده، دختر دوم همسر علّامه فاضل ملّا محمد على استرآبادى، دختر سوم همسر محقّق مدقّق ملّا ميرزا شيروانى و دختر چهارم همسر ميرزا كمال الدين محمد فسایى شارح شافيه است. بهطور خلاصه فرزندان مجلسى اول پسر و دختر همه از دانشمندان پارسا و با اخلاص بودهاند. علی دوانی، مقدمه مهدی موعود، ص 55.
[4] . دوانی، علی، مقدمه کتاب مهدی موعود، ص 57.
[5] . علامه طباطبایی، المیزان، ج 4، ص 351.
[6] . علامه طباطبایی، المیزان، ج 4، ص 350.
[7] . علامه طهرانی، ترجمه رساله بدیعه، ص198.




