دیدار خدا در قلب

ابوبصیر یکی از راویان و اصحاب امام صادق(علیه السلام) می‌‌گوید: خدمت امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدم، «قُلْتُ لَهُ: أَخْبِرْنِی عَنِ اللَّهِ(عز و جل) هَلْ یرَاهُ الْمُؤْمِنُونَ یوْمَ الْقِیامَةِ؟»؛ عرض کردم: از خداوند(عز و جل) مرا با خبر کن. آیا مؤمنان در روز قیامت او را می‌بینند؟

سؤال ابوبصیر این است که آیا در عالم محشر و روز قیامت که یک فضای بسیار شفاف و روحانی است، می‌‌توان خدا را رؤیت کرد؟ البته منظور از رؤیت، مشاهدۀ باطنی و با چشم دل است؛ چون رؤیت او با چشم سر امکان‌پذیر نیست. خدای سبحان می‌فرماید:

{لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ یدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ}؛[1] چشم‌ها او را نمی‌بینند، ولی او چشم‌ها را می‌بیند و او لطیف و آگاه است.

بیشتر مذاهب کلامی اهل سنت قائل هستند که خدا را می‌‌شود رؤیت کرد.[2] آن‌ها می‌‌گویند: خدا در صحرای محشرمجسم شده و مردم او را رؤیت می‌‌کنند. دلیل آن‌ها آیۀ قرآنی {وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا}[3] است. اهل سنت می‌‌گویند: این‌‌که قرآن می‌‌فرماید: {وَجَاءَ رَبُّكَ}؛[4]

یعنی خدا با پاهایش می‌‌آید، در حالی که شیعیان قائلند خدا، نه در دنیا و نه در آخرت برای انسان‌‌ها مجسم نمی‌شود. متوجه باشیم که سؤال ابوبصیر از یک مفهوم عرفانی و مشاهدۀ باطنی است. «قَالَ: نَعَمْ وَقَدْ رَأَوْهُ قَبْلَ یوْمِ الْقِیامَةِ»؛ حضرت فرمود: بله، مؤمنان واقعی خدایشان را پیش از روز قیامت رؤیت کرده‌اند، اما نه با چشم ظاهر.

با این فرمایش حضرت، معلوم می‌شود رؤیت و مشاهدۀ جمال دل‌آرای پروردگار متعال قبل از روز قیامت هم قابل تحقق است. «فَقُلْتُ: مَتَى؟»؛ پرسیدم: یابن رسول الله(صلی الله علیه و آله) این امر چه وقت در این دنیا برای انسان محقق می‌شود؟ «قَالَ: حِینَ قَالَ لَهُمْ: {أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}‏[5]»؛ حضرت فرمود: هنگامی که در عالَم ذر و الست به ایشان فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ ایشان عرض کردند: بلی.

بنابراین همۀ ارواح، خدا و خالق را در عالم ذر رؤیت کرده‌اند. «ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً»؛ سپس امام صادق(علیه السلام) مقداری سکوت کرد. از این‌‌ عبارت می‌توان ‌‌فهمید که برای رسیدن به مقصد بزرگ توحید باید خاموشی و سکوت را در درون خود ملکه کنیم. صمت و سکوت طولانی، درون را برای دریافت یا انتقال معارف توحیدی آماده می‌کند؛ به همین جهت تأکید می‌کنیم که سکوت، کم‌گویی و کم‌حرفی برای سالک مهم، بلکه واجب سلوکی است.

توجه کنید که این مجلس پرسش و پاسخ بین ابابصیر و امام صادق(علیه السلام) یک مجلس عرفانی است؛ چون دربارۀ موضوع مهمِ شهود حضرت حق، آن هم از زبان امام معصوم و ولیّ کامل الهی گفت‌وگو می‌شود و فرمایش حضرت پس از ساعتی سکوت، بسیار قابل تأمل است.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «وَإِنَّ الْمُؤْمِنِینَ لَیرَوْنَهُ فِی الدُّنْیا قَبْلَ یوْمِ الْقِیامَةِ»؛ مؤمنان نه فقط در عالم ذر، بلکه در همین دنیا قبل از روز قیامت نیز می‌‌توانند خدا را رؤیت کنند. این پاسخ حضرت پس از سکوت، همراه افاضه و القای باطنی به ابابصیر است؛ لذا حضرت در این‌جا به او فرمودند: «أَ لَسْتَ تَرَاهُ فِی وَقْتِكَ هَذَا؟!»؛ آیا تو اکنون او را در دلت نمی‌بینی؟! یعنی به دلت رجوع کن ببین خدا را حس می‌کنی؟ چرا که حضرت، پاسخ را به صورت باطنی در دل او القا فرموده بودند.

کتمان اسرار از نامحرمان

«قَالَ أَبُوبَصِیرٍ: فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأُحَدِّثُ بِهَذَا عَنْكَ؟»؛ ابوبصیر می‌گوید: به حضرت عرض کردم: فدایت شوم، این مطلبی را که شما به من فرمودید، آیا اجازه می‌‌دهید جایی نقل کنم؟ یا این مطلب از اسرار است که باید کتمان کرد و هر کسی نباید آن را بداند؟ «فَقَالَ: لَا»؛ حضرت فرمود: خیر، اجازه نمی‌‌دهم که آن را نقل کنی.

«فَإِنَّكَ إِذَا حَدَّثْتَ بِهِ فَأَنْكَرَهُ مُنْكِرٌ جَاهِلٌ بِمَعْنَى مَا تَقُولُهُ ثُمَّ قَدَّرَ أَنَّ ذَلِكَ تَشْبِیهٌ كَفَرَ»؛ فرمود: چون اگر این سخنان را نقل کنی، ممکن است جاهلان و منکران، منظور تو را نفهمند و خدا را جسم فرض کنند و بگویند: با چشمِ ظاهر می‌توان او را دید و به کفر مبتلا شوند.

این مطلب نشان می‌دهد که حقایق عرفانی از اسرار و رموز الهی هستند و نباید در هر محفل و مجلسی بیان شود؛ چه‌بسا افرادی که از فهم عمق این مطالب عاجز هستند، آن را انکار کنند که برای گوینده و شنونده، تبعات و آثار منفی داشته باشد؛پس نمی‌‌توان مطالب عرفانی را به هر کسی گفت. باید دید مخاطب‌‌ چه کسی و در چه سطحی است؟ آیا می‌‌تواند تحلیل کند یا نه؟

امام علی(علیه السلام) در سفارشی به فرزندش امام حسن(علیه السلام) می‌فرماید: «لَا تُودِعْ‏ سِرَّكَ‏ إِلَّا عِنْدَ كُلِّ ثِقَة»؛[6] راز خود را جز به کسی که مورد اعتماد است، مسپار. هم‌چنین در روایت دیگری می‌فرماید: «لَا تُسِرَّ إِلَى الْجَاهِلِ مَا لَا یطِیقُ‏ كِتْمَانَهُ‏»؛[7] هیچ رازى را به نادانى که طاقت کتمانش را ندارد، نگو.

تا نگویى سرّ سلطان را به كس

تا نریزى قند را پیش مگس[8]

سرّ غیب آن را سزد آموختن‏

كه ز گفتن لب تواند دوختن[9]

بر لبش‏ قفل‏ است و در دل رازها

لب خموش و دل پر از آوازها

عارفان كه جام حق نوشیده‏اند

رازها دانسته و پوشیده‏اند

هر كه را اسرار كار آموختند

مهر كردند و دهانش دوختند[10]

امام صادق(علیه السلام) در پایان می‌فرماید: «وَلَیسَتِ الرُّؤْیةُ بِالْقَلْبِ كَالرُّؤْیةِ بِالْعَینِ»؛ رؤیت خدا با چشم دل و معنوی همانند رؤیت با چشم ظاهر و مادّی نیست؛ یعنی در ذات مقدس آن یگانه پروردگار این مفهوم عرفانی قابل تطبیق است، ولی تنها اهل معرفت آن را درک می‌کنند.

«تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یصِفُهُ الْمُشَبِّهُونَ وَالْمُلْحِدُونَ»؛[11] خدا بزرگ‌تر از آن است که ملحدان و منکران او را به اجسام تشبیه کنند؛ زیرا جسم، محدود و متعین است و کنه ذات خداوند، وجودی بی‌نهایت بوده و قابل ادراک نیست، اما تجلیاتی از آن ذات بسیط و مقدس بر بندگان خاصش افاضه می‌شود.

بنابراین اگر سالکی به آ‌ن‌چه قرآن، عترت و استاد او می‌گویند صادقانه عمل کند و در راه خدا استقامت بورزد، نه تنها در آخرت به فیض مشاهدۀ نورانی حضرت حق خواهد رسید، بلکه در همین دنیا هم می‌تواند با درک معانی عرفانی و توحیدی به رؤیت باطنی و قلبی خداوند نائل شود.

 

برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب مشکات دل

 

[1]. انعام (6)، آیۀ 103.

[2]. سه دیدگاه اصلی دربارۀ مسئلۀ رؤیت خدا مطرح شده است: مجسّم و کرّامیه از فرقه‌های کلامی اهل‌سنت دیدن خدا در دنیا و آخرت را ممکن می‌دانند؛ زیرا خداوند را جسمانی و مکان‌مند توصیف می‌کنند. [جعفر سبحانی، الالهیات، ج۲، ص۱۲۵؛‌ فخر رازی، الاربعین فی اصول الدین، ج ۱، ص 266 _ 267]، دیگر فرقه‌های کلامی اهل سنت، هم‌چون اشاعره [آمدی، غایة المرام، ص ۱۴۲؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ج 4، ص 181 – 192] و اهل حدیث [جعفر سبحانی،‌ رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص ۲۷]؛ از دیگر فرقه‌های کلامی اهل سنت می‌گویند خدا تنها در آخرت با چشم سر دیده می‌شود، هرچند قائل به جسمانی بودن خدا نیستند.

[جعفر سبحانی، الالهیات، ج ۲، ص ۱۲۵]، امامیه [علامه حلی، کشف المراد،‌ ص ۴۶؛ جعفر سبحانی،‌ رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص ۲۷]، زیدیه [سبحانی،‌ رؤیة‌الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص ۲۷؛ اشعری، مقالات الاسلامیین، ص 216] و معتزله [قاضی عبدالجبار، المختصر فی اصول الدین، ص۱۹۰؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج ۱، ص ۵۷ و ۱۱۴] رؤیت خدا در دنیا و آخرت را محال می‌دانند و در این‌باره اتفاق نظر دارند. [اشعری، مقالات الاسلامیین، ج ۱، ص 157 و 216؛ آمدی، غایة المرام، ص ۱۴۲؛ سبحانی، الالهیات، ج ۲، ص ۱۲۵].

[3]. و فرمان پروردگارت فرا رسد و فرشتگان صف در صف حاضر شوند. فجر (89)، آیۀ 22.

[4]. همان.

[5]. اعراف (7)، آیۀ 172.

[6]. مجلسى، بحار الأنوار، ج 74، ص 235.

[7]. ليثى واسطى، عيون الحكم و المواعظ، ص 528.

[8]. مولوی، مثنوی معنوی، ص 305.

[9]. همان، ص 435.

[10]. همان، ص 731.

[11]. شیخ صدوق، التوحيد، ص 117.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات