طریقت سلمان فارسی(ره)

در حوائج باید «الأهمّ فالأهمّ» رعایت شود. باید دید دستور ائمه(علیهم السلام) و صحابۀ ایشان مثل سلمان فارسی(رضوان الله علیه) چیست؟ اگر سلمان مطلبی را مطرح می‌کند، باید با جان ‌و دل پذیرفت. سلمان ساکن اصفهان بوده، سپس به مدینه رفته و در آن‌جا سکونت یافت. در دوران حکومت خلیفۀ دوم، مأمور شد فرمان‌داری مدائن بغداد را به عهده بگیرد. ایشان در همان شهرستان از دنیا رفت و دارای مزار باشکوهی است.

بیشتر مردم معتقدند که ثروت‌ها چارۀ همۀ مشکلات است. این سطح از عقل و فکر، متناسب با انسان دنیا دوست است، ولی اهل معرفت دیدگاه متفاوتی دارد. متأسفانه بعضی‌ از اهل سلوک همین مشکلات عامۀ مردم را مطرح می‌کنند. شما که اهل سلوک هستید، ذکر اربعین دارید و در جلسات سلوکی شرکت می‌کنید، نباید حرف عوام را بزنید و نباید برای رزق و روزی و مشکلات دنیوی بی‌تابی کنید.

عزیز من! اگر آرامش روحی نباشد، معنویت نمی‌آید. در حالت غضب، عصبانیت، ناراحتی و پریشانی فکری از فیوضات غیبی خبری نیست.

شما دنبال چه هستید؟ اگر دنبال فیوضات هستید، باید این‌ مسائل را رها ‌کنید و به خدا بسپارید. در حالات مرحوم آیت الله قاضی(قدس سره) نقل می‌کنند چهار تا عیال داشت و از نظر ظاهری تأمین نبود؛ یعنی پول زیادی نداشت که بتواند همسران و فرزندان خود را اداره کند، ولی در عین حال در برابر قضای الهی تسلیم بود و هیچ اعتراضی نداشت.

این جهان بى‏بقا هیچست هیچ‏

هر چه مى‏گردد فنا هیچست هیچ

گر جهان را سر بسر بگرفته‏اى

چون نمى‏ماند به‏جا هیچست هیچ‏

شد مرا یک نكته از غیب آشكار

در دو عالم جز خدا هیچست هیچ[1]

«قیل لسلمان(رضوان الله علیه): یا أباعبدالله! ما لكَ لا تقترح علی الله بهم (بمحمد و آله الطیبین الطاهرین) أن یجعلك أغنی أهل المدینة؟»؛ به سلمان فارسی(رضوان الله علیه) گفتند: چرا با توسل به اهل بیت(علیهم السلام) از خداوند نمی‌خواهی تو را ثروت‌مندترین مردم مدینه قرار دهد؟ این سؤال نشان می‌دهد که مردم همه چیز را در ثروت و مال دنیا و مادیات می‌بینند و نظرشان این است که اگر خدا به ایشان مال، مسکن و زندگی بدهد، همۀ مشکلات حل می‌شود.

در مقابل، بزرگان اهل معرفت مثل حضرت سلمان(رضوان الله علیه) که سال‌ها در کنار اهل بیت(علیهم السلام) زندگی کرده و به واسطۀ آن‌ها با حقیقت و معرفت انس گرفته‌اند و صاحب نگاه عمیق و با بصیرت شده‌اند، بالاتر از این اوهام و آمال دنیوی فکر می‌کنند. «فقال: دعوت الله وسألته ما هو أجلّ وأنفع وأفضل من ملك الدنیا بأسرها»؛ فرمود: خدا را خواندم و چیزی باشکوه‌تر، پرمنفعت‌تر و برتر از همۀ ثروت دنیا از او خواستم. حضرت سلمان(رضوان الله علیه) سه حاجت مهم از خدا خواسته بود که عبارتند از:

یک: «سألته بهم صلی الله علیهم أن یهب لی لساناً ذاكراً لحمده وثنائه»؛ از خداوند خواستم به برکت اهل بیت(علیهم السلام) زبانی به من ببخشد که به حمد و ستایش او گویا باشد.

دو: «وقلباً شاكراً لآلائه»؛ قلبی بدهد که شاکر نعمت‌های خدا باشد. این خیلی مهم است که دل هم سپاس‌گزار خدا باشد، نه این‌که در زبان هزار بار شکراً لله بگوید، ولی در دلش هزار انتقاد و اعتراض به خدا داشته باشد. شما هم باید مانند سلمان فارسی(رضوان الله علیه) از خداوند(عز و جل) قلبی بخواهید که در پیشگاه حق، حضور داشته و همراه زبان، خدا را حمد و سپاس گوید.

سه: «وبدناً علی الدواهی الداهیة صابراً»؛ و بدنی عطا کند که در بلاهای سخت، صبور و بردبار باشد تا اگر بیماری و مشکلی پیش آمد تحمل‌کنم. «الدواهی الداهیة»؛ یعنی با مصیبت‌های ناگوار و مشکلات بزرگ که چاره‌ای جز تحمل آن‌ها نیست، بتوانم مقاومت نمایم.

مخفی نماند برای پیشرفت روحی باید سلامتی بدن حفظ شود؛ چون روح در همین بدن تعالی می‌یابد. اگر بدن سالک، بیمار باشد، نخواهد توانست سحرگاهان برای نماز شب بیدار شود و اعمال سلوکی‌اش را به نحو احسن انجام دهد. این بدن با تمام اعضایش امانت الهی در دست ماست که باید از سلامتی آن مراقبت کنیم.

بارها گفته‌ایم که مرحوم قاضی(قدس سره) می‌فرمود: بدن سالک، حکم مَرکب را دارد؛ همان‌طور که اگر به اسب نرسی و علف ندهی، شما را به مقصد نمی‌رساند، سالک الی الله هم باید به شادابی و حفظ الصحه بدن خود برسد و آن را تضعیف نکند تا با عنایات خداوند(عز و جل) به مقصد اعلای توحید برسد. سلمان فارسی(رضوان الله علیه) به همین جهت از خداوند متعال بدن نیرومند می‌خواهد تا بتواند مشکلات سیر و سلوک را تحمل‌کند.

آن‌هایی که به بدنشان ارفاق نمی‌کنند و آن را به هزار گونه سختی و زحمت می‌اندازند، خواب و خوراک مناسبی ندارند، گاهی حتی دو یا سه نوبت هم کار می‌کنند، خود و خانواده‌شان را به زحمت می‌اندازند و حرص دنیا را می خورند، نمی‌توانند در سلوک پیشرفت داشته باشند. این حالت برای یک سالک اصلاً قابل قبول نیست.

«وهو(عز و جل) قد أجابنی إلی ملتمسی ذلك»؛ سلمان می‌گوید: خداوند(عز و جل) دعای مرا اجابت کرد، زبانم را به حمد و ثنای خود گویا ساخت، دلم را شکرگزار نعمت‌هایش و بدنم را در برابر سختی‌ها بردبار قرار داد.

«وهو أفضل من ملك الدنیا بحذافیرها وما اشتمل علیه من خیراتها مئة ألف ألف مرة»؛[2] این اجابت از همۀ دنیا و حواشی و متعلقات آن و خیراتی که شامل آن است، صد هزار هزار برابر برتر و بالاتر است. در روایت است: سلمان(رضوان الله علیه) گلیمى داشت كه بر آن مى‌نشست و كوزه‌اى كه بدان براى نماز تطهیر مى‌نمود و عصایى كه در راه رفتن بدان تكیه مى‌كرد.

زمانى كه در شهر سیلابى پدید آمد، فریاد و نالۀ مردمان به آه و افسوس بلند گشت و مى‌گفتند: آه خانواده‌ام! واى پدر و مادرم! آه ثروت و مالم!

«فقام سلمان و وضع وطأه على عاتقه وأخذ مطهرته وعكازته وارتفع على صعید وقال: هكذا ینجو المخفّفون یوم القیامة»؛[3] پس سلمان برخاست و گلیمش را بر دوشش گذاشت و آفتابه و عصایش را برداشت و از بلندى بالا رفت و گفت: سبک‌باران در روز قیامت این‌چنین نجات مى‌یابند.

امیرمؤمنان(علیه السلام) در کلام کوتاه و پرمعنایی فرمودند: «تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا»؛[4] سبک‌بار شوید تا به قافلۀ اهل توحید ملحق شوید.

غلام همت آنم كه زیر چرخ كبود

ز هرچه رنگ‏ تعلّق‏ پذیرد آزادست[5]

باید سعی کنیم رهرو راه سلمان(رضوان الله علیه) باشیم. او برده‌ای پیش اهل کتاب بود و نزد پیغمبر(صلی الله علیه و آله) رفت. برای پیامبر(صلی الله علیه و آله) غذا و خرما می‌برد تا این‌که شهادتین را گفت و یک مسلمان کامل، بلکه از خود اهل بیت(علیهم السلام) گردید.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «سلمان‏ منّا أهل‏ البیت‏»؛[6] سلمان از ما اهل بیت(علیهم السلام) است. ما نیز برای رسیدن به این مقام باید مراحل سیر و سلوک را پشت سر بگذرانیم.

سعی نابرده در این راه به جایی نرسی

مزد اگر می‌طلبی طاعت استاد ببر [7]

در قرآن کریم نیز، سعی و تلاش مورد توجه قرار گرفته است. خداوند(عز و جل) می‌فرماید:

{وَأَنْ لَیسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى وَأَنَّ سَعْیهُ سَوْفَ یرَى}؛[8] و براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نیست و تلاش او به‌زودى دیده مى‏شود.

بنابراین هر انسانی باید سعی کند تا نتیجۀ تلاش خود را ببیند.

هر كه رنجى دید گنجى شد پدید

هر كه جدى كرد در جدى رسید

گفت پیغمبر ركوع است و سجود

بر در حق كوفتن حلقۀ وجود

حلقۀ آن در هر آن كاو مى‏زند

بهر او دولت سرى بیرون كند[9]

چون نكرد آن كارمزدش هست لا

لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى[10]

 

برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب مشکات دل

 

[1]. دیوان فیض کاشانی، ج 2، ص 672.

[2]. ابن فهد حلی، عدة الداعي و نجاح الساعی، ص 164.

[3]. محمدنبی بن احمد تویسرکانی، لئالي الأخبار، ج 1، ص 87.

[4]. شريف رضی، المجازات النبوية، ص 54.

[5]. دیوان حافظ، ص 220، غزل 37.

[6]. ثقفى، الغارات، ج 2، ص 823.

[7]. دیوان حافظ، ص 363، غزل 250.

.[8] نجم (53)، آیۀ 39 _ 40.

[9]. مولوی، مثنوی معنوی، ص 722.

[10]. همان، ص 589.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات