لزوم حج واجب برای مستطیع
از آداب سیر و سلوک محافظت بر حَجة الاسلام است؛ حَجة الاسلام حج واجب است که بعد از بلوغ شرعی تا انتهای عمر یک مرتبه واجب میشود. شرط وجوب حج استطاعت است که در قرآن آمده است. (إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَ هُدًى لِلْعَالَمِينَ فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ)؛[1]
نخستين خانهاى كه براى مردم (و نيايش خداوند) قرار داده شد، همان است كه در سرزمين مكّه است، كه پر بركت، و مايه هدايت جهانيان است. در آن، نشانههاى روشن، (از جمله) مقام ابراهيم است؛ و هر كس داخل آن [خانه خدا] شود؛ در امان خواهد بود، و براى خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانايى رفتن به سوى آن دارند. و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند، به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بىنياز است.
فرقی نمیکند نوجوان، جوان، میانسال یا کهنسال باشد، همین که شرایط استطاعت را پیدا کرد باید در همان سال بدون تأخیر و بدون تسویف حج را انجام دهد. نباید بدون عذر تأخیر بیندازد. بیماری کرونا عذر موجه شرعی بود لذا حج برخی افراد به تأخیر افتاد. اگر شخص مستطیع عمداً و بدون عذر شرعی به حج نرود، غیر مسلمان از دنیا میرود.
«عن أبي عبد اللّه(علیه السلام) قال: من مات و لم يحج حجة الإسلام لم يمنعه من ذلك حاجة تجحف به أو مرض لا يطيق فيه الحج أو سلطان يمنعه فليمت يهوديا أو نصرانيا»؛[2] امام صادق(علیه السلام) فرمود: کسی که بمیرد و حج را به جا نیاورد و مانعی از قبیل حاجت ضروری یا مرضی که توانایی انجام حج را ندارد یا پادشاهی که مانع میشود نباشد، یهودی یا نصرانی از دنیا میرود.
گفت حقّ اندر سفر هر جا روى
بايد اوّل طالب مردى شوى
قصدِ گنجى كن كه اين سود و زيان
در تَبع آيد تو آن را فرع دان
هر كه كارد، قصد گندم باشدش
كاه خود اندر تبع مىآيدش
قصد كعبه كن چو وقت حج بود
چون كه رفتى مكّه هم ديده شود[3]
انواع استطاعت
سه نوع استطاعت داریم؛
اول: استطاعت مالی، دوم: استطاعت جسمانی، سوم: استطاعت طریقی.
استطاعت مالی؛ اگر کسی در ماههای حج -شوال، ذیالقعده، ذیالحجه- پولی بهدستش آمد و شرایط دیگر را دارا بود نمیتواند پول را درجاهای دیگر مصرف کند بلکه باید درحج مصرف کند.
استطاعت جسمانی؛ یعنی شخص باید بتواند در مکه مکرمه -چون مدینه جز واجبات حج نیست- اعمال و مناسک حج را در آن چند روز انجام دهد ولی اگر عمل قلب کرده، ناراحتی قلبی شدید دارد و پزشک میگوید نمیتوانید بروید، اینجا باید تأخیر بیندازد. اگر توان جسمی درست نشد باید قبل از مردن نایب بگیرد که برای او حج را انجام دهد.
در نماز و روزه تا انسان حیات دارد باید خودش انجام دهد و اگر مقداری باقی ماند بعد از مردن به نیابت از او انجام میدهند ولی درحج اگر ببیند که تا آخر عمرش مریض است و توان انجام اعمال حج را ندارد باید از طرف خودش نایب بگیرد و او برود حج بهجا آورد.
شاید علتش این است که در نماز و لو با پلک چشم بتواند رکوع و سجود کند باید نماز را انجام دهد ولی دربارۀ حج چنین مطلبی نیست. اگر نتواست روزه بگیرد میشود بهجایش فدیه پرداخت کند ولی نمیشود چیز دیگری بهجای حج قراربگیرد.
استطاعت طریقی؛ مراد آن است که راه باز باشد و به علتی ممنوع نشود، در زمان حیات حضرت امام خمینی(ره) چهارصد نفر حاجی به شهادت رسیدند وچند سالی ممنوع بود و حاجیهای ایرانی نمیرفتند، اگر این نمونه عذرها پیش بیاید که در اختیار خود انسان نباشد تأخیر حج اشکال ندارد.
برگرفته از کتاب توشه سالکان
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. آل عمران (3)، آیه 96-97.
[2]. کلینی، كافی، ج 4، ص 268.
[3]. سيد جعفر شهيدى، شرح مثنوى (شهيدى)، ج 3، ص432.





