3 دشمن پنهان در مسیر سلوک
«مایعنی»؛ یعنی آنچه مورد اعتنا و توجه انسان عاقل قرار میگیرد. «ما لایعنی»؛یعنی آنچه نباید بهآن توجه کرد. سالک مواظب گفتار، رفتار و کردارش است و نَفس را ریاضت میدهد.
چرا نباید در آنچه به کارمان نمیآید وارد شویم؟!
چون اگر وارد امور ما لایعنی شدیم، اولاً: دل به تدریج تاریکی، ظلمت و قساوت میگیرد و به زیان و خُسران میافتد. ثانیاً: وقتمان به بطالت صرف میشود، وقت از طلاست، اینطور نیست وقتی که گذشت دوباره جبران شود؛ بنابراین باید رعایت کنیم که وقتمان را در چه اموری مصرف میکنیم.
آیا اموری است که به کارمان میآید یا به کارِ ما نمیآید. زمانی که دو نفر با هم صحبت میکنند، نباید در وسط حرف آنها بپریم. هنگامیکه میتوان مطلبی را مختصر و مفید بیان کرد؛ چرا مثل بعض منبریها که یک ساعت درباره مطلبی حرف میزنند صحبتهای متفرقه داشته باشیم.
میشود مطلب را خیلی مختصر و خوب بیان کرد تا وقت در مسائل مهم دیگر مصرف شود. تکرار کلام اگر جایی نباشد که به درد بخورد از ما لایعنی است که انسان باید اجتناب کند.
سه کلید نجات از بیهودهگویی
برای ترک خوض در ما لایعنی سه راه بیان شده است: اول: ترک رفقایی که اهل بطالت و تضییع وقت هستند، دوم: ترک افرادی که اهل غیبت هستند، سوم: ترک افرادی که حرفهای پراکنده از اینجا و آنجا میگویند و داستانهایی را برای سرگرمی میآوردند تا وقت از بین برود.
اگر انسان از این سه مورد اجتناب نکند نمیتواند از چیزهایی که به دردش نمیخورد خودش را نجات دهد. قبل از شروع حرف، حرکت و هر کاری ببیند به دردش میخورد یا به دردش نمیخورد! به درد مخاطب میخورد یا نه!
در روایت است: «عن أبي عبد اللّه(علیه السلام) قال: سمعت أبي(علیه السلام) يقول: من حسن إسلام المرء تركه ما لايعنيه»؛[1] امام صادق(علیه السلام) فرمود: شنیدم پدرم میفرمود: از خوبی اسلام مرد این است که آنچه به او مربوط نیست را رها کند.
زمان را کجا خرج میکنی؟
پرداختن به امور غیر لازم سبب از دست رفتن امور مهم میشود. «قال علی(علیه السلام): مَنِ اشتَغَلَ بما لايَعنيهِ فاتَهُ ما يَعنيهِ»؛[2] امام علی(علیه السلام) فرمود:اگر انسان به کارهای بیهوده بپردازد، امور مهم ازدستش میرود؛ وقت از دست میرود.
آن وقتی را که باید برای چیزهای مهم قرار بدهد در واقع از آنها محروم میماند. برای اینکه انسان بتواند از وقتش کمال استفاده را داشته باشد هر حرفی را نزند، هر کاری را انجام ندهد، ببیند این وقتی را که میگذارد به دردش میخورد، فایدهای برای طرف مقابل دارد یا نه؟
اگر از روی غفلت یک ساعت حرف زده است یا در کار دیگران فضولی کرده است و وقتش در اموری که به درد نمیخورده مصرف شده است باید با استغفار،انابت و توبه به درگاه خدا جبران کند؛ همانند زمانی که انسان گناه میکند و با پشیمانی و توبه جبران میکند.
شاهدی از قرآن برای این مطلب: (إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوا إِذا مَسَّهُم طائِفٌ مِنَ الشَّيطانِ تَذَكَّروا فَإِذا هُم مُبصِرونَ وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِ ثُمَّ لايُقْصِرُونَ)؛[3]پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) میفتند و (در پرتو یاد او، راه حق را می بینند و) ناگهان بینا می گردند. و (ناپرهیزگاران را) برادرانشان (از شیاطین) پیوسته در گمراهی پیش میبرند، و باز نمی ایستند!
اگر شیاطین اهل تقوا و پرهیزکاری را وسوسه کردند و آنها را وادار کردند تا کار ناشایسته را انجام دهند باید دوباره برگردند و خودشان را بازسازی کنند. شیاطین برادرانی دارند که به کمک آنها میآیند تا مردم را به گمراهی و ضلالت مبتلا کنند. باید بیدار باشیم، چون دشمنانی مثل نفس اماره و شیاطین درمقابل ما هستند تا از راه خطورات شیطانی و نفسانی ما را به ضلالت، ترک آداب و وظایف وسوسه کنند.
ترک مجالست افراد ناباب
راهکار معالجه چنین گرفتاریهای روحی چیست؟ راه علاج این است که ببیند رفقایش چه کسانی هستند؟! اگر در حجره یا مدرسه سکونت دارد و طلبه ها شبنشینی میکنند و هر کسی از جایی صحبت میکند، پشت سر علما، مدیریت و اساتید مدرسه حرفهایی زده میشود، گاهی غیبت میکنند، باید آنجا امر به معروف و نهی از منکر کند یا از مجلس گناه بیرون رود.
اینکه به معصیت، غفلت، گناه و امور ما لایعنی مبتلا میشویم، همه از رفیق بد است، از این است که انسان با اهل بطالت هم نشینی میکند، وقتش به بطالت صرف میشود، با اهل غیبت و بدگویی، وقتش به غفلت وبدگویی صرف میشود.
سخنان پراکنده
آنهایی که سخنان پراکنده گویند، افرادی که اهل غیبت و معصیت نیستند ولی مباحات را انجام میدهند و از اینجا و آنجا سخنان پراکنده میگویند و وقت را به بطالت میگذارنند، از منظر علم اخلاق و عرفان این گونه سخنان حرام است اما حرام شرعی نیست.
بهجای اینکه وقت ما در درس و بحث، مطالعه، مقاله نویسی، امور مهم و کارهای سلوکی صرف شود، یکدفعه میبینی ساعتها گذشته و ما همینطور بیتوجه بودهایم.
اگر معاشرت با افراد بطالین و مرتابین که سخنان پراکنده میگویند را ترک نکنید به قسوت، غفلت و تضییع وقت مبتلا میشوید. قلب برای خدا خضوع و خشوع نخواهد داشت، قلبتان تاریک و قسیّ میشود و از یاد خدا غافل میشود.
تضییع وقت
وقت از طلاست، ساعتها از دست شما میرود. پس اگر دلت برای خودت میسوزد باید رفیقانت را تغییر دهی! کسانی که میآیند به آنها راه نده! مخصوصاً طلاب علوم دینی که وقتهای اضافی دارند که نه وقت درس و کلاس است و نه وقت مباحثه است، از این وقتها میشود برای کارهای مفیدی استفاده کرد.
اگر با رفقایی که مقید نباشند رفاقت و معاشرت کند در واقع خیلی از اوقات از بین میرود. برای طلاب حوزه و اهل سیر و سلوک خیلی مهم است که به این مطالب خیلی توجه کنند تا إنشاءاللّه اهل نجات باشند.
برگرفته از کتاب توشه سالکان
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
.[1] حسين بن سعيد اهوازى، الزهد، ترجمه، عبداللّه صالحی، ص 32.
[2]. تميمى آمدى، غرر الحكم، ص 620.
[3]. اعراف (7)، آیه 201-202.





