5 راه‌کار برای تقویت توکل در کسب‌وکار

ما چگونه یقین و توکّل را در موضوع کسب‌وکار به دست آوریم؟ آیا کسب‌وکار ظاهری به توکّل واقعی لطمه می‌زند؟ یعنی ممکن است در اثر اشتغال به اسباب مادی و ظاهری، رازقیت خدا را فراموش کنیم و فقط بر همین بازو، تلاش و زحمت خود تکیه کنیم؛ به عبارت دیگر ما چگونه هم کسب‌وکار کنیم و هم آن‌چه را از تلاش و کسب به دست می‌آوریم از خدا بدانیم نه از خودمان؟ امام صادق(علیه السلام) برای این مسئله پنج راه‌کار می‌دهند[1]:

راه‌کار اوّل:

«وَ الْمَأْذُونُ بِالْكَسْبِ مَنْ كَانَ بِنَفْسِهِ مُكْتَسِباً وَ بِقَلْبِهِ مُتَوَكِّلاً»؛ وقتی کاسب مشغول کار می‌شود، کسب را در عالم ظاهر از خود ببیند، ولی در قلبش بر خدا توکّل کرده باشد؛ یعنی از آنجا که ما در عالَم خلقت مأموریم به دنبال کسب حلال برویم و مجاز نیستیم که در خانه بنشینیم و بگوییم خدا باید از غیب به ما روزی برساند، این‌جا کسبی از نظر عرفانی و الهی مجاز است که مانع از توکّل ما نشود. در ظاهر کسب می‌کنیم، ولی در باطن خود باید توکّل‌مان را به خدا داشته باشیم و از دست ندهیم.

 راه‌کار دوم:

«وَ إِنْ كَثُرَ الْمَالُ عِنْدَهُ قَامَ فِيهِ كَالْأَمِينِ»؛ وقتی می‌بیند که از راه کسب‌وکار، سرمایه و مال زیادی به دست آورده، خودش را مالک اموال نبیند، بلکه خدا را مالک ببیند و بگوید: «الهی اَنْتَ الْمالِكُ وَ اَنَا الْمَمْلُوكُ». خودش را به‌جای امانت‌دار حساب کند؛ یعنی مثلاً کسی به شما مالی را امانت بدهد و بگوید: از طرف من وکیل هستید که این مال را در فلان راه مصرف کنید.

در این‌جا هم وقتی ما از طریق کسب‌وکار اموالی را به‌دست آوردیم، باید خودمان را امانت‌دار دانسته و در زمان مصرف مال بگوییم که ما از طرف خدا مأمور شدیم تا این مال را در راهی که موجب خشنودی خداست مصرف کنیم و چون از طرف خدا امین هستیم، نباید خیانت کنیم و در غیر آن‌چه فرموده مصرف کنیم. بنابراین وقتی خودمان را در اموال به دست آمده امین بدانیم، نه مالک، مسئلۀ رازقیّت خدا حلّ می‌شود.

راه‌کار سوم:

«عَالِماً بِأَنَّ کَوْنَ ذَلِكَ عِنْدَهُ وَ فَوْتَهُ سَوَاءٌ»؛ باقى بودن و از بين رفتن آن اموال در نظر او یکی باشد و در دست و تصرّف او بودن با تصرّف ديگران تفاوتى نداشته باشد. وقتی انسان به اموالی که از راه کسب‌وکار به دست آورده تعلّق قلبی نداشته باشد و خودش را مانند شخص امین فرض کند و در دلش توکّل به خدا داشته باشد، برای او دیگر فرقی نمی‌کند که این مال در دستش باشد یا نباشد.

خداوند متعال در آیۀ شریفه می‌فرماید: {لا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُم‏}؛[2] اگر مال از دست شما رفت نباید تأسّف بخورید و اگر در دست شماست، نباید خوشحالی کنید و تعلّق داشته باشید. این هم نشانۀ این است که کسب‌وکار وسیلۀ ظاهری است و رازقیّت از آن خداست.

راه‌کار چهارم:

«وَ إِنْ أَمْسَكَ أَمْسَكَ لِلَّهِ وَ إِنْ أَنْفَقَ أَنْفَقَ فِيمَا أَمَرَهُ اللَّهُ(عز و جل)»؛ برای این‌که کسب‌وکار ما مزاحمتی با رازقیّت خدا نداشته باشد و اصل رزق و روزی را از خدا دانسته و کسب‌وکار را فقط سبب و وسیله‌ای بدانیم، باید امساک و انفاق ما برای خدا باشد؛ اگر می‌خواهیم مالی را که به دست آمده ذخیره و پس‌انداز کنیم،

بگوییم: خدایا! این مال را برای تو پس‌انداز می‌کنیم تا وقتی که به ما امر کرده باشی آن را مصرف کنیم؛ چون این مال و رزق و روزی ما هم از جانب خودت است. هم‌چنین موقعی که می‌خواهیم این مال را انفاق کنیم، باید ملاحظه کنیم که طبق دستورات و اوامر الهی باشد؛

بنابراین وقتی پس‌انداز و انفاق ما برای خدا باشد، دیگر علاقه و توجهی به مالی که زحمت کشیدیم و از راه کسب‌وکار به دست آوردیم نخواهیم داشت و رازقیّت خدا را به‌طور آشکار در این اموالی که از راه کسب به دست آمده خواهیم فهمید.

راه‌کار پنجم:

«وَ يَكُونُ مَنْعُهُ وَ إِعْطَاؤُهُ فِي اللَّهِ تَعَالَى»؛ برای این‌که بندۀ سالک یقین کند که رازقیّت از آنِ خدا و مالِ در دست او امانت است، باید ببیند که دادن و ندادن او برای خداست یا مقتضای خواستۀ نفسش است؟ اگر دید که منع و اعطایش فقط و فقط برای خداست، معلوم می‌شود که رازقیّت خدا را در این مال در نظر گرفته و خودی خودش را مطرح نمی‌کند و نظرش به دست خداست؛

هم‌چنین اگر مالش را از یکی منع می‌کند و به یکی می‌دهد، باید ببیند منظورش الهی است یا نه؟؛ مثلاً خدا فرموده این مال را نباید در راه حرام مصرف کند و نباید به فاسق و فاجر بدهد یا آن‌جایی که مأمور شده که برای اهل‌وعیالش مصرف کند یا از فقرا دستگیری کند، اگر دید که نیّت و هدفش خدایی است، بداند که این رزق و روزی که در دست اوست، همه از جانب خداست و دیگر از عالم نفس بیرون آمده و خود را شریک در رازقیت خدا نمی‌داند.

پس سعی کنیم یقین را به گونه‌ای به دست بیاوریم که امام صادق(علیه السلام) با علائم و نشانه‌هایش فرمودند تا ان‌شاءاللّه بتوانیم در راه سیر و سلوک الی اللّه گام‌های یقینی و قوی برداریم.

 

 

برگرفته از کتاب عرفان اهل بیتی

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب عرفان اهل بیتی

 

 

[1]. «وَ الْمَأْذُونُ بِالْكَسْبِ مَنْ كَانَ بِنَفْسِهِ مُكْتَسِباً وَ بِقَلْبِهِ مُتَوَكِّلاً وَ إِنْ كَثُرَ الْمَالُ عِنْدَهُ قَامَ فِيهِ كَالْأَمِينِ، عَالِماً بِأَنَّ کَوْنَ ذَلِكَ عِنْدَهُ وَ فَوْتَهُ سَوَاءٌ وَ إِنْ أَمْسَكَ أَمْسَكَ لِلَّهِ وَ إِنْ أَنْفَقَ أَنْفَقَ فِيمَا أَمَرَهُ اللَّهُ(عز و جل) وَ يَكُونُ مَنْعُهُ وَ إِعْطَاؤُهُ فِي اللَّهِ تَعَالَى»

مصباح الشريعة، ترجمۀ مصطفوى، ص 389 – 396.

[2]. براى آن‌چه از دست داده‏ايد تأسف نخوريد و به آن‌چه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد. حدید (57)، آیۀ 23.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات