5 راه نفوذ شیطان و تسلّط او بر انسان
دوّمین دشمن سرسخت انسان، شیطان است که در آیات متعدّدی به دشمنی آشکار او تصریح شده است.[1] از جمله آیۀ {يَا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ}؛[2] اى كسانى كه ايمان آوردهايد! همگى در صلح و آشتى درآييد و از گامهاى شيطان پيروى نكنيد كه او دشمن آشكار شماست.
با توجّه به این آیات نباید تردیدی در دشمنی شیطان داشت، بلکه باید او را دشمن خویش بدانیم[3] و با او مبارزه کنیم. برای مبارزه با چنین دشمن سرسختی باید دشمنشناسی صحیحی داشته باشیم و بدانیم که او از چه راههایی ما را گمراه میکند.
سؤال این است که شیطان را چه کسی آفریده است؟ وقتی آفرینندۀ شیاطین، جنّ، انس و مَلَک، خداوند عظیم و بزرگ است، شکایت مخلوق را پیش خالق میبریم و میگوییم: خدایا! تو خودت شیطان را از روی حکمت آفریدهای، ولی میتوانی او را از آسیب رساندن به من بازداری. پس این شکایت در مقام کمک خواهی از خداست که خدایا! به من کمک کن و محبت دنیا را از دل من بیرون کن. این مناجات زبان استغاثه و التجا به اوست.
در این قسمت مناجات خمس عشر،امام سجاد (ع) در قالب شِکوه از شیطان، راههای نفوذ شیطان و تسلّط او بر آدمیان را بیان میفرماید که عبارتند از:
الف. گمراه کردن
«إِلَهِي أَشْكُو إِلَيْكَ عَدُوّاً يُضِلُّنِي وَ شَيْطَاناً يُغْوِينِي»؛ خدایا! از دشمنی که گمراهم میکند و از شیطانی که به بیراههام میبرد به تو شکایت میکنم.
وقتی شیطان بهسبب سجده نکردن بر آدم(علیه السلام) مطرود درگاه الهی شد، قَسَم یاد کرد که بندگان خدا را اغوا کند و به گمراهی بکشاند: {فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ}،[4] ولی چون میدانست در همۀ آدمیان قدرت نفوذ ندارد، بندگان مخلَص را جدا نمود و گفت: {إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}؛[5] چون مخلَصان از کید و مکر شیطان محفوظ هستند.
سایر بندگان که از این گروه نیستند، در تیررَس شیطان قرار دارند و ممکن است وسوسههای شیطان در آنان اثر بگذارد. در مناجات «شاکین» از همین نفوذ شیطان بر قلب شکایت شده و از خداوند خواسته شده که یاری کند.
راه جلوگیری از نفوذ شیطان همان یاد خدا است {إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون}؛[6] پرهيزگاران هنگامى كه گرفتار وسوسههاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مىافتند و (در پرتو ياد او، راه حق را مىبينند و) ناگهان بينا مىگردند.
در واقع با یاد خداوند خود را در معرض دوستی و ولایت خداوند قرار دادهایم و خداوند انسان را از ظلمت به نور داخل میکند،[7] ولی با دوستی و ولایت شیطان، او بر آدمی مسلّط شده[8]و افسار آدمی را بهدست میگیرد[9] و تا او را جهنّمی نکند دستبردار نخواهد بود.
ب. پر کردن سینه با وسوسه ها و خطورات
«قَدْ مَلَأَ بِالْوَسْوَاسِ صَدْرِي وَ أَحَاطَتْ هَوَاجِسُهُ بِقَلْبِي»؛ شیطانی که سینهام را از وسوسه انباشته و زمزمههای خطرناکش قلبم را فراگرفته است. شیطان، دشمن قسمخوردۀ آدمی است[10] و برای گمراه نمودن بندگان از راه وسوسه اقدام میکند[11] و به صورت پنهانی در سینۀ انسان نفوذ میکند و در گوش جانش میدمد.
امام علی(علیه السلام) میفرماید: «احْذَرُوا عَدُوّاً نَفَذَ فِي الصُّدُورِ خَفِيّاً وَ نَفَثَ فِي الْآذَانِ نَجِيّاً»؛[12] از دشمنى بترسید كه به صورت پنهانی در سينهها گذر كرده و در گوشها دميده است. همانطوری که در قصّۀ حضرت آدم و حوّا(علیهما السلام) از همین اهرم بهره برده و سبب اخراج آن دو از بهشت شد.[13]
لذا در قرآن یادآوری میکند که مثل پدرومادرتان فریب شیطان را نخورید: {يا بَني آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ}؛[14] بنابراین باید مراقب وسوسههای شیطانی باشیم و با یاد دایمی خداوند، دل خود را محل خاطرات رحمانی بگردانیم.
ج. کمک نمودن با هوی و هوس
«يُعَاضِدُ لِيَ الْهَوَى»؛ شیطانی که با هوی و هوس به من کمک میکند. نفس امّاره به مقتضای طبیعتش که میل به بدی دارد، زشتیها را برای انسان، زیبا جلوه میدهد. گاهی انسان بدون هیچ مقاومتی تن به خواستههای نفس امّاره میدهد و اسیر هوای نفس میشود، همانطوری که امام علی(علیه السلام) فرمود: «كَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِيرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِير»؛[15] چه بسا عقلى كه به دست هواى حاكم اسير است.
امّا گاهی که انسان میخواهد در برابر خواهشهای نفسانی بایستد، شیطان برای آلوده کردن او به یاری هوای نفس میشتابد و بهنوعی فعل قبیح را نزد او زینت میدهد تا او رغبت کند و آن را انجام دهد. در اینجا امام سجاد(علیه السلام) با عبارت «يُعاضِدُ لِىَ الْهَوى» به این نقش خطرناک شیطان توجه داده است.
د. زینت دادن دنیادوستی
«وَ يُزَيِّنُ لِي حُبَّ الدُّنْيَا»؛ عشق به دنیا را در دیدگانم نیکو و آراسته جلوه میدهد. خداوند متعال، جهان مادّی و موجودات آن را علاوه برآنکه با نظم و حکمت آفریده، با انواع زیباییها نیز آن را زینت کرده است.
در قرآن کریم به آراستن آسمانِ دنیا به ستارگان،[16] زمین به وسیلۀ آنچه روی زمین است،[17] زینت بودن انواع چهارپایان برای مَرکب قرار گرفتن[18] و زندگی دنیوی به وسیلۀ مال و فرزند تصریح شده است.[19]
در اسلام به آراستگی و استفاده از برخی زینتها در مواردی مثل زن و شوهر برای یکدیگر،[20] برادران دینی هنگام ملاقات یکدیگر،[21] هنگام نماز خواندن، هنگام رفتن به مسجد[22] و … سفارش شده و در مواردی از رویگردانی از زینتهای مشروع نهی و توبیخ شده است {قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللَّهِ الَّتي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ.}[23]
با توجه به آیات و روایات، بهدست میآید که دنیا با تمام زینتهای خدادادیاش چیز بدی نیست. ممکن است سؤالی به ذهن بیاید که پس چرا دنیا مذمّت شده و از آن برحذر شده ایم؟ باید گفت: آنچه مذمّت شده، خود دنیا – خلقت الهی – نیست، بلکه محبّت و علاقۀ شدید و غیر الهی به دنیاست و شیطان همین محبتهای افراطی و غیر الهی را که حکایت از دنیا دوستی میکند، نزد دنیاپرستان زینت میدهد.
در آیات متعدّدی به زیبا جلوه دادن اعمال قبیح از سوی شیطان تصریح شده است که به یک نمونه اشاره میشود:
{فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ}؛[24] چرا هنگامى كه مجازات ما به آنان رسيد، (خضوع نكردند و) تسليم نشدند؟! بلكه دلهاى آنها قساوت پيدا كرد و شيطان، هر كارى را كه مىكردند، در نظرشان زينت داد.
دربارۀ محبّت به دنیا هم همینطور است؛ وقتی شیطان محبّتهای افراطی و غیر الهی به فرزند، مال، زن و غیره را در وجود ما میبیند، آن علاقهها را برای ما زینت میدهد تا محبّت شدیدی در قلبمان ایجاد شود. چرا شیطان میخواهد که انسان محبّت شدیدی به دنیا داشته باشد؟ برای اینکه میداند محبّت به دنیا، ریشه و نقطۀ آغاز هر خطایی است؛ لذا در گام نخست، زندگی دنیوی را در چشم او زیبا جلوه میدهد تا حبّ قلبی به دنیا را درون او برافروزد.
در قدم بعدی از محبّتهای دنیوی کمک میگیرد تا او را وسوسه کند و او هم چون به دنیا محبّت دارد، اگر در برابر گناهی قرار گیرد آن را مرتکب میشود. این مطلب دربارۀ کسی است که میل و حبّ دنیا دارد، ولی اگر میل و محبّت به خداوند بود و قصدش انجام دادن فرامین الهی باشد، خداوند ایمان به خود را محبوب او کرده و آن را نزد او زینت میدهد: {وَلَٰکنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیکمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکمْ.}[25]
ه. حائل شدن بین بنده و خداوند
«وَ يَحُولُ بَيْنِي وَ بَيْنَ الطَّاعَةِ وَ الزُّلْفَى»؛ بین من و بندگی و مقام قرب پرده میافکند. شیطان شش هزار سال اطاعت و بندگی خدا را کرده بود و در پیشگاه خداوند از قرب خاصی برخوردار شده بود،[26] ولی حاصل شش هزار سال طاعت و بندگی را با یک کبر ورزیدن نابود کرد و کسی غیر از آدم(علیه السلام) را مقصر این بدبختی خود نمیدانست؛ لذا دشمنی با انسان را مهمترین کار خود قرار داد و با قسم خوردن به عزّت خداوند، این دشمنی را اعلان کرد.[27]
بنابراین شیطان که به سبب دشمنی با آدم از مقام خودش سقوط کرده، بیکار نمینشیند تا دشمن او به جایگاهی که خود زمانی آن را داشته بار یابد. ازاینرو سعی میکند با هر دسیسه و نیرنگی، انسان را از اطاعت و بندگی خدا منع کند و به نافرمانی خدا کشاند تا مثل او شیطان صفت شود و نتواند به خداوند تقرّب یابد. امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مذمّت کسانی که در دام شیطان گرفتار شدند و او را همراهی کردند فرمود:
«اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاكاً وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِي صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِي حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الْخَطَلَ فِعْلَ مَنْ قَدْ شَرِكَهُ الشَّيْطَانُ فِي سُلْطَانِهِ وَ نَطَقَ بِالْبَاطِلِ عَلَى لِسَانِه»؛[28]
شيطان را ملاک و پشتوانۀ زندگى خود گرفتند، او هم از آنان به عنوان دام استفاده كرد. در درونشان لانه كرد و در دامنشان پرورش يافت، چشمشان در ديدن، چشم شيطان و زبانشان در گفتن، زبان شيطان شد. بر مركب لغزشها سوارشان كرد و امور فاسد را در ديدگانشان جلوه داد؛ كارشان كار كسى است كه شيطان او را شریک سلطنت خود قرار داده و با زبان او به ياوهسرايى برخاسته است.[29]
این حدیث اوج دشمنی شیطان با انسان را میرساند و باید انسان از خواب غفلت بیدار شود و بداند که با یک دشمن عادی روبرو نیست. امام صادق(علیه السلام) میفرماید: «إِنْ كَانَ الشَّيْطَانُ عَدُوّاً فَالْغَفْلَةُ لِمَا ذَا؟»؛[30] اگر شیطان دشمن (قسمخورده تو) است پس این همه غفلت و بیخبری چرا؟!
برای اینکه از شرّ شیطان مصون بمانیم و نتواند بین ما و خداوند متعال فاصله بیندازد، باید همواره در یاد خدا بوده و از روز قیامت و عذاب الهی در خوف باشیم. در حدیثی پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) برای محفوظ ماندن از شرّ شیطان، چند چیز را سفارش کردند:
«ثَلَاثَةٌ مَعْصُومُونَ مِنْ إِبْلِيسَ وَ جُنُودِهِ: الذَّاكِرُونَ لِلَّهِ وَ الْبَاكُونَ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَغْفِرُونَ بِالْأَسْحَار»؛[31] سه دسته از شرّ شیطان در امانند: کسانی که همواره در ذکر و به یاد خدا هستند، کسانی که از خوف الهی گریانند و کسانی که در سحرها از گناهان استغفار میکنند.
از مهمترین آثار مخالفت با شیاطین این است که دیدگان ملکوتی انسان باز شده و از عالم ملکوت که عالم حقیقت است آگاه میشود و خود را به دنیای فانی نمیفروشد. پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
«لَوْلَا أَنَّ الشَّيَاطِينَ يَحُومُونَ عَلَى قُلُوبِ بَنِي آدَمَ لَنَظَرُوا إِلَى مَلَكُوتِ السَّمَاوَات»؛[32] اگر بنیآدم گرفتار اغوا و وسوسههای شیطانی نبودند، ملکوت و عظمت آسمانها را با چشم دل مشاهده میکردند.
برگرفته از کتاب نجوای سالکان شرح مناجات خمس عشر امام سجاد (علیه السلام)
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دامظله)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. انعام (6)، آیۀ 142؛ اعراف (7)، آیۀ 22؛ یوسف (12)، آیۀ 5؛ یس (36) آیۀ 60؛ زخرف (43)، آیۀ 62.
[2]. بقره (2)، آیۀ 208.
[3]. {إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعيرِ}؛ البتّه شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانيد؛ او فقط حزبش را به اين دعوت مىكند كه اهل آتش سوزان (جهنّم) باشند. فاطر (35)، آیۀ 6.
[4]. گفت: به عزّتت سوگند، همۀ آنان را گمراه خواهم كرد. ص (38)، آیۀ 82.
[5]. مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها. همان، آیۀ 83.
[6]. اعراف (7)، آیۀ 201.
[7]. {اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ}؛ خداوند، ولىّ و سرپرست كسانى است كه ايمان آوردهاند؛ آنها را از ظلمتها به سوى نور بيرون مىبرد. بقره (2)، آیۀ 257.
[8]. {إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُون}؛ تسلّط او تنها بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزيدهاند و آنها كه نسبت به او [خدا] شرک مىورزند (و فرمان شيطان را به جاى فرمان خدا، گردن مىنهند). نحل (16)، آیۀ 100.
[9]. {قالَ أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلاَّ قَليلاً}؛ (سپس) گفت: «به من بگو اين كسى را كه بر من برترى دادهاى (به چه دليل بوده است؟) اگر مرا تا روز قيامت زنده بگذارى، همۀ فرزندانش را جز عدۀ كمى، گمراه و ريشهكن خواهم ساخت». اسراء (17)، آیۀ 62.
[10]. {فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ}؛ گفت: به عزّتت سوگند، همۀ آنان را گمراه خواهم كرد. ص (38)، آیۀ 82.
[11]. {الَّذي يُوَسْوِسُ في صُدُورِ النَّاس}؛ كه در درون سينۀ انسانها وسوسه مىكند. ناس (114)، آیۀ 5.
[12]. تميمى آمدى، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 268.
[13]. {فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى}؛ ولى شيطان او را وسوسه كرد و گفت: «اى آدم! آيا مىخواهى تو را به درخت زندگى جاويد و ملكى بىزوال راهنمايى كنم؟!».
طه (20)، آیۀ 120؛ {فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدين}؛ سپس شيطان آن دو را وسوسه كرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود آشكار سازد و گفت: «پروردگارتان شما را از اين درخت نهى نكرده مگر به خاطر اينكه (اگر از آن بخوريد،) فرشته خواهيد شد، يا جاودانه (در بهشت) خواهيد ماند».
اعراف (7)، آیۀ 20؛ {فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حين}؛ پس شيطان موجب لغزش آنها از بهشت شد و آنان را از آنچه در آن بودند، بيرون كرد. و (در اين هنگام) به آنها گفتيم: «همگى (به زمين) فرود آييد، در حالى كه بعضى دشمن ديگرى خواهيد بود و براى شما در زمين، تا مدت معينى قرارگاه و وسيلۀ بهره بردارى خواهد بود.». بقره (2)، آیۀ 36.
[14]. اى فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد، آن گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد؛ چه اينكه او و همكارانش شما را مىبينند از جايى كه شما آنها را نمىبينيد، (امّا بدانيد) ما شياطين را اولياى كسانى قرار داديم كه ايمان نمىآورند. اعراف (7)، آیۀ 27.
.[15] شريف رضی، نهج البلاغة، ص 506.
[16]. {إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِب}؛ ما آسمان نزدیک [پایین] را با ستارگان آراستيم. صافات (37)، آیۀ 6.
[17]. {إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلىَ الْأَرْضِ زِينَةً لهَا}؛ ما آنچه را روى زمين است زينت آن قرار داديم. کهف (18)، آیۀ 7.
[18]. {وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغَالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَ زِينَةً}؛ همچنين اسبها و استرها و الاغها را آفريد تا بر آنها سوار شويد و زينت شما باشد. نحل (16)، آیۀ 8.
[19]. {الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا}؛ مال و فرزند، زينت زندگى دنياست. کهف (18)، آیۀ 46.
[20]. «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(علیهم السلام) قَالَ: النِّسَاءُ يُحْبِبْنَ أَنْ يَرَيْنَ الرَّجُلَ فِي مِثْلِ مَا يُحِبُّ الرَّجُلُ أَنْ يَرَى فِيهِ النِّسَاءَ مِنَ الزِّينَةِ»؛ امام باقر(علیهم السلام) فرمود: همانگونه که مردان دوست دارند زینت و آرایش را در زنانشان ببینند، زنان نیز دوست دارند زینت و آرایش را در مردانشان ببینند. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلّی الله علیه و آله و سلّم): إِنَّ مِنْ خَيْرِ نِسَائِكُمُ … الْمُتَبَرِّجَةَ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصَانَ عَنْ غَيْرِه»؛ بهترین زنان شما آن زنی است که برای شوهرش آرایش و زینت میکند، اما از بیگانگان خود را میپوشاند. شیخ طوسى، تهذيب الأحكام، ج 7، ص 400.
[21]. «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ مِنْ عَبْدِهِ إِذَا خَرَجَ إِلَى إِخْوَانِهِ أَنْ يَتَهَيَّأَ لَهُمْ وَ يَتَجَمَّل»؛ خداوند دوست دارد که چون بندهاش به سوی برادرانش بیرون میآید، خود را برای آنها آماده و زیبا سازد. حسن بن فضل طبرسی، مكارم الأخلاق، ص 35.
[22]. {خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد}؛ زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود برداريد. اعراف (7)، آیۀ 31.
[23]. بگو: «چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده و روزيهاى پاكيزه را حرام كرده است؟!» بگو: «اينها در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آوردهاند، (اگر چه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند، ولى) در قيامت، خالص (براى مؤمنان) خواهد بود.» اين گونه آيات (خود) را براى كسانى كه آگاهند، شرح مىدهيم. اعراف (7)، آیۀ 32.
[24]. انعام (6)، آیۀ 43.
[25]. ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده. حجرات (49)، آیۀ 7.
[26]. «كَانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ لَا يُدْرَى أَ مِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَةِ»؛ ابلیس شش هزار سال خداوند را عبادت کرده بود که معلوم نیست از سالهای دنیایی است یا از سالهای آخرتی. شریف رضی، نهج البلاغه، ص 287.
[27]. {فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ}؛ به عزّتت سوگند، همۀ آنان را گمراه خواهم كرد. ص (38)، آیۀ 82.
[28]. شريف رضی، نهج البلاغة، ص 53.
[29]. همان، ترجمۀ انصاريان، ص 12 ـ 13.
[30]. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 393.
[31]. ديلمى، إرشاد القلوب إلى الصواب، ج 1، ص 196.





