احوال سالکان راه خدا
حالات سالكان از نظر قوّت و ضعف به سه دسته تقسیم میشود:
سالک بازمانده
دستۀ اول: سالکانی که راه باطن را پیموده و دریچهای از باطن به روی ایشان باز میگردد، اما وقتی كه عوامل بازدارنده به او هجوم میآورد، از باطن رویگردان شده و سلوکش متوقف میشود و ادامه نمیدهند. حال این سالكان نزد خداوند بدتر از حال کسانی است که اصلاً با این راه آشنا نیستند.
توضیح آنکه دستۀ اول کسانی هستند که مدتی سلوک داشته و راه و رسم آن را یاد گرفتهاند. استاد برای آنان زحمت کشیده و مدتها این سالکان را رهبری و راهنمایی نموده است، اما ناگهان با یک مشکلی در زندگی مانند ورشکستگی اقتصادی، دیون متفرقه، بیماریهای سخت همانند سرطان، از دست دادن فرزند دلبند یا طلاق زن و دیگر موارد دنیوی از طریقت سلوک خارج میشوند. راه خدا مثل زندگی دنیوی دارای مشکلات، معضلات بسیار، عوارض و حوادث سرسخت است که نیاز به تحمل دارد.
این گروه از سالکان به سختی راه، علم نداشتند، ولی وقتی سنگینی راه را عملاً میبینند که باید مراقبۀ همه جانبۀ نفسانی داشته باشند، متوقف شده و سیر و سلوک را رها میکنند. کسی که در راه سلوک نبوده و به آن جاهل است مسئولیتش کمتر از کسی است که وارد سلوک شده و اعراض کرده است؛
لذا پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) دربارۀ امت جاهلش فرمود: «اللَّهُمَّ اهْدِ قَوْمِی فَإِنَّهُمْ لَا یعْلَمُونَ»؛[1] خدایا! قوم مرا هدایت کن؛ زیرا آنها نمیدانند، ولی امام صادق(علیه السلام) دربارۀ عالِم میفرماید:
«یغْفَرُ لِلْجَاهِلِ سَبْعُونَ ذَنْباً قَبْلَ أَنْ یغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِدٌ»؛[2] برای جاهل هفتاد گناه بخشیده میشود قبل از اینکه برای عالم یک گناه بخشیده شود.
بنابراین کسانی که با راه حق آشنا شده و وارد سیر و سلوک میشوند، اگر به خدا پشت کرده و این راه نورانی را ادامه ندهند، مانند جاهلان به این راه نخواهند بود، بلکه عواقب سختی در انتظارشان است. البته تعداد کمی از سالکان، از این دسته هستند.
سالک کرامتی
دستۀ دوم: سالكانی هستند که به كرامتها و مكاشفهها امتحان میشوند، به آن مشغول شده و از مقصد نهایی که همان معرفت خداوند(عز و جل) باشد غافل میشوند.
توضیح آنکه گروه دوم سالکانی هستند که خود را به کرامتها و مکاشفهها مشغول میکنند. ریاضتهای مشروع، شب بیداری، تعبدات، ذکر یونسیه، تفکر و سایر اعمال و اذکار هر کدام از آنها اثر خود را دارد؛ لذا آنان به واسطۀ این اعمال، تهذیب نفس و پاک شدن از گناهان و آلودگیهای نفسانی برای ایشان فتح باب شده و حالاتی از تجرد، مکاشفات و دیدن رؤیاهای صادق پیش میآید.
نتیجه میگیریم در اثر این تجردها و مکاشفهها که در بیداری برای سالک دست میدهد، سالک، حقایقی را دیده یا دعایش مستجاب میشود یا خداوند به او کرامت و عنایتی میکند یا با موجودات غیب مرتبط شده و آنها برای او کارهایی را انجام میدهند. این گروه، سلوک و مکاشفات را برای اغراض شخصی و دنیوی خودشان انتخاب کرده و در حجاب مکاشفه و کرامت محجوب میشوند و به همین جهت از حرکت و رسیدن به اهداف بالاتر باز میمانند.
سالک وصالی
دستۀ سوم: سالكانی که از پایینترین مراحل سلوک به بالاترین مراحل آن پیوسته حركت میكنند و این سیر تحت تربیت استاد كامل است، هر چند زمان زیادی طول بکشد؛ بنابراین چنین سالکی مطلوب و موفق است.
توضیح آنکه گروه سوم کسانی هستند که در تبعیت از استاد سیر و سلوک تربیت میشوند. این افراد ممکن است در همین دنیا برایشان فتح باب شده و به کمالات معنوی و توحید نهایی به گونهای که بتوانند از دیگران دستگیری نمایند واصل شوند و یا اینکه قبل از رسیدن به فتوحات معنوی و توحیدی از دنیا بروند.
اینها همانند رزمندهای که در میدان جنگ به شهادت رسیده، اجرشان بر خدا خواهد بود؛ چون همانطوری که کشته شدن در میدان جهاد اصغر شهادت محسوب شده و اجر مجاهد با خداوند است، جان دادن در هنگام سلوک الی الله و در میدان جهاد اکبر نیز شهادت فی سبیل الله بوده و اجر چنین سالکی با خداوند است، چنانکه میفرماید:
{وَمَنْ یخْرُجْ مِنْ بَیتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا}؛[3] و كسی كه از خانهاش به عنوان مهاجرت به سوی خدا و پیامبر او بیرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست و خداوند آمرزنده و مهربان است.
بنابراین اگر این سالکان در دنیا به مقصود اعلای کمالات روحی نرسند، امید است که خداوند(عز و جل) او را در عالم برزخ به کمال حقیقت و توحید برساند؛ چون راه سلوک صحیح را پیموده و زیر نظر استاد، تهذیب نفس کرده است؛ مانند رزمندهای که در مسیر رفتن به جبهۀ قتال کشته شود.
این گروه چون استاد دارند و دستورات سلوکی را زیر نظر او انجام میدهند، امرشان را به خدا تفویض کرده و در این راه عجله و شتابزدگی نمیکنند. اینها معتقدند هر مقدار از رزق و روزی که مقدر باشد، به ما خواهد رسید.
از آنجا که این سالکان به خدا توکل دارند، درگیر ریاضتهای غیرمشروع و فشارهای مختلف به خود و خانوادهشان نمیشوند و برای رسیدن به هدف در حق دیگران اجحاف نمیکنند و راه خود را تا رسیدن به سرمنزل مقصود ادامه میدهند.
پرهیز از شتابزدگی و ریاضتهای غیرشرعی
همانگونه که برخی افراد میخواهند در امور مادی راه صد ساله را یک شبه طی کرده و با کارهای نامشروع به مال و ثروت هنگفت برسند، در امور معنوی هم بعضی از سالکان خیال میکنند که میتوان ره صد ساله را با ریاضتهای غیرشرعی یک شبه طی کرد؛[4]
به همین جهت بعضی از سالکان در اثر شتابزدگی، کارهای غیر شرعی انجام میدهند؛ مثلاً زندگی، زن و بچه و کار را رها کرده و سرگردان کوه و بیابان میشوند یا فشارهای بسیار زیادی به جسم و روح وارد میکنند تا به خیال خود نفس را بکُشند، در حالی که راه خدا از هرگونه افراط و تفریط خالی بوده و تنها در سایۀ عمل به دستورات شرعی قابل پیمودن است.
حكیمى در مَثل رمزى نمودهست
كه صبر اندر همه كارى ستودهست
همه خِذلانِ مردم از شتاب است
خرد را این سخن چون آفتاب است[5]
از صبر، عزیزان چه ثمرها که نچیدند
بیحاصلی ما ز شتاب است در اینجا[6]
مرد شرعاً وظیفه دارد بالای سر خانوادهاش باشد و یا اگر پدر یا مادر پیری دارد، او را خدمت کند. فردی که دربارۀ وظیفۀ شرعی خود در قبال حقوق زن، فرزند، پدر و مادر تقصیر و کوتاهی تعمدی دارد، اما برای انجام اعمال مستحب، پر نشاط است، در واقع مرتکب فعل حرام میشود و صلاحیت رسیدن به کمالات معنوی را از دست میدهد؛
برای اینکه سیر و سلوک صحیح مبتنی بر شریعت است و کسی که بخواهد بدون رعایت مسائل شریعت در طریقت قدم بگذارد، هرگز به حقیقت نخواهد رسید.
ریاضتهای غیرشرعی و فشار آوردن بیش از حد بر خود، باعث گریختن و سرکشی نفس شده و انسان سالک را به کلی از سلوک باز میدارد و یا موجب تقویت نفس شده و فرد را مشغول خوارق عادات میکند که جز دوری از خداوند، نتیجهای نخواهد داشت؛
مانند مرتاضان هندی که با انجام ریاضتهای سنگین و فشار آوردن بیش از حد به جسم و روح خود، بدون اینکه بویی از معرفت و حقیقت توحید ببرند، بیشتر گرفتار انجام کارهای عجیب و غریب هستند که نشان از تقویت نفس و کمک از اجنه و شیاطین است، اما سالک راه خدا که زیر نظر استاد متشرع و مستقیم طی طریق میکند،
با استقامت و عمل به دستورات سلوکی و شرعی، به جای تقویت نفس و افزودن بر منیت و خودبزرگبینی، دنبال کنار زدن حجابهای ظلمانی و نورانی و اتصال به معدن معرفت و رساندن نفس به فنای فی الله است.
برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. فضل بن حسن طبرسی، إعلام الورى بأعلام الهدى، ص 83.
[2]. كلينى، الكافي، ج 1، ص 47.
[3]. نساء (4)، آیۀ 100.
[4]. البته در هر عصری تعداد معدودی از بندگان خدا هستند که به مصلحت الهی، به یکباره مشمول جذبههای خاص الهی شده و حقیقت بر آنها طلوع میکند که به آنها مجذوب سالک میگویند. اگر عنایات الهی کامل و مکمل باشد، از او به عنوان سالک اویسی یاد میشود که دیگر به استاد راهنما نیاز نخواهد داشت. در مطالب گذشته به آن اشاره شد.
[5]. عطار نیشابوری، اسرارنامه، ص 169.
[6]. دیوان صائب تبریزی، ج 1، ص 9.





