4 شرط مهم برای سیر و سلوک
همیشه حرکت به سوی مقصدی متعالی نیازمند گامهای بنیادین است که سیر و سلوک الی اللّه نیز از این قاعده مستثنا نیست. در این میان شرایطی نیز برای تمام مسیر بیان شده که علمای اخلاق برای سیر و سلوک چهار شرط گفتهاند:[1]
1.مشارطه
«مشارطه» شرط گذاری با نفس را گویند. کارهایی را که در طول شبانهروز میخواهد انجام دهد، در برگهای بنویسد. برای نمونه از جمله کارهای لازم برای طلبه، درس خواندن و مباحثه مداوم است که باید در برنامه روزانه بیاید- وقتی سحر از خواب بیدار میشود، بعد از خواندن نماز شب و نماز صبح این ورقه را به نفس خود عرضه کند و با خودش شرط گذاری کند و بگوید: ای نفس! از صبح تا شب این برنامه را از تو میخواهم.
(مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً)؛[2] در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستند صادقانه ايستادهاند؛ بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند)، و بعضى ديگر در انتظارند؛ و هرگز تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود ندادند.
عهد با خداوند که در آیه آمده است همان مشارطه با خداست که انسان هر روز با پروردگار خود شرط میکند تا گناهی مرتکب نشود. دو روایت درباره مشارطه بیان میکنیم: «عن العدة عن سهل عن ابن أبي نجران عن أبي جميلة عمن ذكره عن أبيعبد اللّه(علیه السلام) قال: ما من يوم إلا و كل عضو من أعضاء الجسد يكفر اللسان يقول نشدتك اللّه أن نعذب فيك»؛[3] از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است: هر روز تمام اعضا بدن، زبان را قسم میدهند که کاری نکن! زیرا ما بهخاطر تو عذاب شویم.
علامه مجلسی(رحمة الله علیه) در توضیح حدیث میگوید: «و كان الكلام بلسان الحال و فيه استعارة تمثيلية قوله أن نعذب كان في الكلام تقديرا أي تكف نفسك من أن نعذب فيك أي بسببك»؛[4] صحبت اعضا با زبان استعاره است و در این تکلم استعاره تمثیلی است و در کلام تقدیر است؛ یعنی ای زبان! خودت را نگه دار تا به سبب تو عذاب نشویم.
امام سجاد(علیه السلام) در باره مشارطه میفرماید: «و لك يا رب شرطي أن لا أعود في مكروهك، و ضماني أن لا أرجع في مذمومك، و عهدي أن أهجر جميع معاصيك»؛[5] خدایا شرط من این است که به آنچه کراهت داری باز نگردم و ضمانت من این است که به هر چه نمی پسندی رجوع نکنم و عهد من این است که تمام گناهان را ترک کنم.
2.مراقبه
داشتن برنامه به تنهایی کافی نیست باید از صبح تا شب مراقبه افعال و اعمال داشته باشیم که چیزی را کم نگذاریم و هر چیزی را به وقت خودش انجام دهیم. مراقبه در قرآن و روایات بیان شده است که تعدادی از آن عبارتها را در اینجا میآوریم. (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ)؛[6] اى كسانى كه ايمان آوردهايد از (مخالفت) خدا بپرهيزيد؛ و هر كس بايد بنگرد تا براى فردايش چه چيز از پيش فرستاده؛ و از خدا بپرهيزيد كه خداوند از آنچه انجام مىدهيد آگاه است!
توجه به این نکته که ما در حضور خداوند هستیم و او ما را میبیند همچنانکه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «قال النبي(صلی الله علیه و آله و سلم): الإحسان أن تعبد اللّه كأنك تراه فإن لم تكن تراه فإنه يراك»؛[7] از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است: احسان آن است که خدا را جوری عبادت کنی مثل این که او را میبینی اگر او را نمیبینی او تو را میبیند.
امام علی(علیه السلام) برای کسی که مراقبه دارد از خداوند طلب رحمت میکند. «علي بن الحسين المؤدب و غيره، عن أحمد بن محمد بن خالد، عن إسماعيل بن مهران، عن عبد اللّه بن أبي الحارث الهمداني، عن جابر، عن أبي جعفر(علیه السلام)، قال: «خطب أمير المؤمنين(علیه السلام)، فقال:…فرحم اللّه امرأ راقب ربه»؛[8] امام علی (علیه السلام) فرمود: خداوند رحمت کند کسی را که مراقب پروردگارش باشد.
مراقبه قلبی همانند مراقبه اعضا و جوارح لازم است. «قال علی(علیه السلام): ينبغي أن يكون الرجل مهيمنا على نفسه مراقبا قلبه حافظا لسانه»؛[9] حضرت علی(علیه السلام) فرمود: شایسته است مرد مسلط بر نفس، مراقب قلب و محافظ زبانش باشد. کتابهایی درباره مراقبه نوشته شده است ازجمله کتاب المراقبات نوشته آیت اللّه ملکی تبریزی(رحمة الله علیه) که بیان مراقبه بر ماههای قمری اسلامی است.
انسان تمام هم و غم خودش را هم واحد کند؛ در سیر و سلوک الی اللّه بیاورد. امام علی(علیه السلام) در دعای کمیل میفرماید: «أَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ أَعْظَمِ صِفاتِكَ وَ أَسْمَائِكَ أَنْ تَجْعَلَ أَوْقَاتِي مِنَ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً وَ أَعْمَالِي عِنْدَكَ مَقْبُولَةً حَتَّى تَکُونَ أَعْمَالِي وَ أَوْرَادِي کُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَداً»؛[10]
خدایا! به حق و مقام قدست و به بزرگترین صفات و اسمائت تو را سوگند میدهم که کمک کنی مراقبه شب و روز داشته باشم و تمام اوقات من در یاد تو آباد شود و کارها و اعمالم همه صرف خدمت تو شود و کلیه اعمالم مقبول درگاهت قرار گیرد تا این که تمام اعمال، اوراد، اذکار،کارها و افعال من در مسیر الی اللّه قرار بگیرد و بهصورت دائم در خدمت تو باشم.
شاهد ما این مورد است که میفرماید: «حَتَّى تَکُونَ أَعْمَالِي وَ أَوْرَادِي کُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً»؛ خدایا! توفیقی بده که من مراقبه شب و روز داشته باشم و در یاد تو اوقات خود را آباد کنم. نتیجهاش این میشود که تمام اعمال، اوراد و اذکار من در مسیر الی اللّه قرار بگیرد.
يك چشم زدن غافل از آن ماه نباشم
شايد كه نگاهى كند آنگاه [آگاه] نباشم[11]
3.محاسبه
باید قبل از خواب محاسبه نفس داشته باشیم و ببینیم برنامه روزانه به طور کامل انجام گرفته است یا نه؟ اهمیت محاسبه و روش آن در روایات بیان شده است: «علي بن إبراهيم عن أبيه عن علي بن أسباط عنهم(علیهم السلام) قال فيما وعظ اللّه(عز و جل) به عيسى(علیه السلام): يا عيسى حاسب نفسك بالرجوع إلي حتى تتنجز ثواب ما عمله العاملون أولئك يؤتون أجرهم و أنا خير المؤتين»؛[12]
خداوند در موعظه به حضرت عیسی(علیه السلام) فرمود: ای عیسی! با رجوع به من، نفست را محاسبه کن تا آنچه عمل کنندگان انجام میدهند و به اجرشان میرسند، ثوابش برای تو قطعی شود و من بهترین پاداش دهندگانم. امیرالمؤمنین(علیه السلام) هنگام وضو و شستن دست راست این دعا را میخواند: «اللهم اعطني كتابي بيميني… و حاسبني حسابا يسيرا»؛[13] خدایا نامه عمل مرا بهدست راستم بده … و مرا با حسابى آسان مورد حسابرسی قرار ده. با محاسبه نفس انسان سود میبرد.
«قال علی(علیه السلام): من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر»؛[14] حضرت علی(علیه السلام) فرمود: هر که محاسبه نفس داشته باشد سود میبرد و هر که از نفس غافل باشد ضرر میکند. امام کاظم(علیه السلام) بر محاسبه روزانه تأکید دارد و میفرماید اگر محاسبه روزانه نداشته باشید جزء ما اهلبیت نیستید.
«علي بن إبراهيم عن أبيه عن حماد بن عيسى عن إبراهيم بن عمر اليماني عن أبي الحسن الماضي(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: ليس منا من لم يحاسب نفسه في كل يوم فإن عمل حسنا استزاد اللّه و إن عمل سيئا استغفر اللّه منه و تاب إليه»؛[15] امام کاظم(علیه السلام) فرمود: کسی که هر روز محاسبه نفس نداشته باشد از ما نیست، اگر کار خیری کرده است از خدا زیادی آن را بخواهد و اگر گناهی کرده است از خداوند طلب بخشش کند و بهسوی خدا برگردد.
آنکه را فکر و رأی صائبه است
بهر او دفتر محاسبه است
دم به دم میکشد ز نفس حساب
تا نگردد ز بهر قلب حجاب[16]
4.معاقبه
اگر هنگام محاسبه متوجه شد از برنامه تخلف و تمرد داشته است باید از راه معاقبه و تنبیه نفس آن خلاف را جبران کند. نفس لوّامه، انسان را سرزنش میکند و باعث می شود انسان به تنبیه خود بپردازد. خداوند به نفس سرزنشگر سوگند خورده است.( وَ لَاأُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ)؛[17] و سوگند به نفس ملامتگر و وجدان بيدار (كه رستاخيز حق است). در هنگام معاقبه به گناه خود اعتراف کنیم.
(وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِهَا وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)؛[18] و گروهى ديگر، به گناهان خود اعتراف كردند؛ و كار خوب و بد را به هم آميختند؛ اميد مىرود كه خداوند توبه آنها را بپذيرد؛ به يقين، خداوند آمرزنده و مهربان است!
در مورد شأن نزول آيه، رواياتى نقل شده كه ابولبابه انصارى خود را مورد معاقبه قرار داد و توبهاش پذیرفته شد؛ ابولبابه با دو يا چند نفر ديگر از ياران پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از شركت در جنگ تبوک خوددارى كردند، اما هنگامى كه آياتى را كه در مذمت متخلفين وارد شده بود شنيدند بسيار ناراحت و پشيمان گشتند و خود را به ستونهاى مسجد پيغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بستند و هنگامى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و از حال آنها خبر گرفت عرض كرد:
آنها سوگند ياد كردهاند كه خود را از ستون باز نكنند تا اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آنها را باز كند. سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سوگند ياد مىكنم كه چنين كارى را نخواهم كرد مگر اينكه خداوند به من اجازه دهد. آيه فوق نازل شد و خداوند توبه آنها را پذيرفت و پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آنها را از ستون مسجد باز كرد. آنها به شكرانه اين موضوع همه اموال خود را به پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تقديم داشتند و عرض كردند:
اين همان اموالى است كه به دلیل دلبستگى به آن، از شركت در جهاد خوددارى كردهايم، همه اينها را از ما بپذير و در راه خدا انفاق كن! پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هنوز دستورى در اينباره بر من نازل نشده است، چيزى نگذشت كه آيه بعد نازل شد و دستور داد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) قسمتى از اموال آنها را بگيرد، و مطابق بعضى از روايات يک سوم از اموال آنها را پذيرفت.[19]
امام علی(علیه السلام) روش معاقبه را بیان میفرماید: «قال علی(علیه السلام): من ذم نفسه أصلحها»؛[20] امام علی(علیه السلام) فرمود: هر که نفس خود را ملامت کند اصلاحش کرده است. همچنین میفرماید: «قال علی (علیه السلام): إن استصعب عليه نفسه فيما تكره لم يعطها سؤلها فيما إليه ضره»؛[21] امام علی(علیه السلام) فرمود: اگر در امور ناخوشایند بر نفس سخت است در آنچه به ضرر اوست به درخواستش پاسخ داده نشود.
(وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً)؛[22] اینکه فیض کاشانی(رحمة الله علیه) میگوید: لحظه به لحظه باید مراقبه داشته باشید برای این است که هم و غم یکی شود و به خدا منقطع شوید. «تَبَتُّل»؛ ابتهال و تضرع بهدرگاه خداست. خودت را برای او آماده کن و اوقاتت را با او آباد کن. در سوره عنکبوت به همین معانی اشاره دارد: (وَاَلَّذِینَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا)؛[23] کسانی که در راه ما کوشیدهاند به یقین راههای خود را بر آنان نشان میدهیم. پس این وعده الهی است که اگر بنده خدا در این مسیر قدم برداشت حتماً هدایت الهی شامل او خواهد شد.
برگرفته از کتاب توشه سالکان شرح زاد السالک فیض کاشانی(ره)
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دامةبرکاته)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. ملا احمد نراقى، معراج السعادة، صص 701-697.
[2]. احزاب (33)، آیه 23.
[3]. کلینی، كافی، ج 2، ص 114.
[4]. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 68، ص 302.
[5]. صحيفة سجادیه، دعای 31.
[6]. حشر (59)، آیه 18.
[7]. علامه مجلسی، مرآة العقول، ج 8، ص 100.
[8]. کلینی، كافی، ج 15، ص 410.
.[9]تميمى آمدى، غرر الحكم، ص 797.
[10]. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص 66.
[11]. عبد العلى دستغيب، حافظ شناخت، ص 143.
[12]. کلینی، كافی، ج 8، ص 137.
[13]. شیخ طوسی، من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 69.
[14]. سید رضی، نهج البلاغة، حکمت 208، ص 506.
[15]. کلینی، كافی، ج 2، ص 453.
[16]. حسینعلی ملک نسب اردکانی، اسرار نامه سلوک، ص 51.
[18] . توبه (9)، آیات 102-103.
.[19] مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج 8، ص 114.
[20]. مصطفی درایتی، تصنيف غرر الحكم، ص 239.
[21]. شیخ صدوق، صفات الشيعة، ص 23.
[22]. مزمل (73)، آیه 8.
[23].عنکبوت (29)، آیه 69.

