بلا بر دو نوع است:

بلایی که از غضب و خشم الهی سرچشمه می‌گیرد و بلایی که از روی لطف و رحمت خداوند بر ما وارد می‌شود. این‌ همه مصیبت بر حضرت زینب(علیها السلام) وارد شد، ولی در جواب ابن زیاد فرمودند: «ما رَاَیْتُ اِلاّ جَمیلاً»؛[1] جز زیبایی خدای خود ندیدم. هر چه مصیبت امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا بیشتر می‌شد، بهجت و شادی او افزایش می‌یافت. از امام زین العابدین(علیه السلام) روایت شده است:

«… وَ كَانَ الْحُسَيْنُ(علیه السلام) وَ بَعْضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَصَآئِصِهِ تُشْرِقُ أَلْوَانُهُمْ وَ تَهْدَأُ جَوَارِحُهُمْ وَ تَسْكُنُ نُفُوسُهُمْ. فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ: انْظُرُوا لَا يُبَالِى بِالْمَوْتِ!»؛[2] حال حسين‌بن‌على سيّدالشّهداء(علیهما السلام) و بعضى از يارانش كه با وى بودند چنين بود كه رنگ صورت‌هايشان می‌درخشيد و اعضا و جوارحشان آرام می‌گرفت و نفَس‌هايشان بدون اضطراب و آرام بود. در اين‌ حال بعضى از آن‌ها به بعض ديگر گفتند: ببينيد! اين مرد ابداً از مرگ ترسى ندارد و آن را ساده و بدون اهميت مى‏شمرد!

ایشان در واقع محاصره، جنگ و زخمِ شمشیر و نیزه و اسارت زنان و فرزندان را بلایی می‌دانستند که از ناحیۀ رحمت رحمانیۀ الهی بر ایشان افاضه شده است؛ چون امام حسین(علیه السلام) در ادامه به اصحابش می‌فرماید:

«فَقَالَ لَهُمُ الْحُسَيْنُ(علیه السلام): صَبْرًا بَنِى الْكِرَامِ! فَمَا الْمَوْتُ إلَّا قَنْطَرَةٌ يَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّآءِ إلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِيمِ الدَّآئِمَةِ»؛[3] حضرت سيّدالشّهداء(علیه السلام) به آن‌ها فرمود: اى فرزندان بزرگ‌زادگان و اى عزيزان بلندپایه و ارجمند! صبر و تحمّل و شكيبایی پيشه گيريد! چون مرگ چيزى نيست مگر به‌مانند پلى كه شمارا از گرفتاری و شدّت و مضرّت، به‌سوی بهشت‌هاى وسیع و نعمت‌هاى جاويدان الهیه عبور می‌دهد.

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:

«مَنْ ذَاقَ طَعْمَ الْبَلَاءِ تَحْتَ سِرِّ حِفْظِ اللَّهِ لَهُ تَلَذَّذَ بِهِ أَکثَرَ مِنْ تَلَذُّذِهِ بِالنِّعْمَةِ»؛[5] اگر کسی در بلاهای آسمانی و الهی طعم بلا را از لحاظ معرفتی و ایمانی بچشد، در بلا بیش از رفاه و نعمت لذّت می‌برد.

در بلا هم‏ مى ‏چشم لذات او

مات اویم مات اویم مات او[6]

کسانی که اهل ایمان هستند، هر بلا و سختی را در راه خدا به خودشان خریده و از آن‌ها لذت می‌برند؛ مثل کسی که در نماز ایستاده و از نجوای با خدا لذت می‌برد. ما هم باید خداوند را در بلاهایی که سبب قوّت ایمان و قرب ما به او می‌شود، حمد نموده و این‌ ابتلائات را با دل و جان بپذیریم. ما باید در مقابل همۀ نعمت‌های خدا، ‌حمدی به‌جا آوریم که موجب رضای او باشد، «حَمْداً يُوافِقُ رِضَاكَ»؛ حمدی که موافق با خشنودی و رضای تو باشد.

کیفیّت و کمّیّت حمد فرق می‌کند؛ گاهی خداوند را حمد می‌کنیم، ولی در عین حال به اسباب ظاهری هم توجّه و اعتماد داریم؛ لذا باید حمدی را به درگاه او عرضه کنیم که خداوند دوست داشته باشد، نه این‌که اعتماد ما به حساب بانکی و اسباب مادی و ظاهری باشد. اگر در هنگام حمد، قلب‌ و فکرمان جای دیگر باشد، این حمد مسخره کردن خداست؛ لذا خداوند قبل از صورت به سیرت و قبل از زبان به دل شما نگاه می‌کند.

 

برگرفته از کتاب نجوای سالکان شرح مناجات خمس عشر  امام سجاد (علیه السلام)

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دام‌ظله)

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب نجوای سالکان

 

 

 

[1]. ابن نما حلى، مثير الأحزان، ص 90؛ مجلسى، بحار الأنوار، ج 45، ص 116.

[2]. شیخ صدوق، معاني الأخبار، ص 288؛ مجلسى، بحار الأنوار، ج 6، ص 154.

[3]. همان.

[4]. ديوان عطار، ص 80 – 81.

[5]. منسوب به امام ششم(علیهم السلام)، مصباح الشریعة، ص 183.

[6]. مولوی، مثنوى معنوى، ص 257.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات