معرفت نفس در قرآن
درباره مسئله معرفت نفس آیات و روایات متعددی داریم. باید ابتدا آیات قرآنی و روایت مأثوره را بدانیم. درباره معرفت نفس چند آیه داریم که علامه طباطبایی(رضوان الله علیه) در کتاب رساله ولایت آوردند:
تأمل در سرنوشت فردا
- {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}؛[1]اى كسانى كه ايمان آوردهايد از (مخالفت) خدا بپرهيزيد؛ و هر كس بايد بنگرد تا براى فردايش چه چيز از پيش فرستاده؛ و از خدا بپرهيزيد كه خداوند از آنچه انجام مىدهيد آگاه است.
{وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ} خداوند به اهل ایمان خطاب میکند که باید تأمل و اندیشه کنند و آینده خودشان را مشخص کنند. علامه(رحمت الله علیه) میگوید:
در اینجا دستور مىدهد نفس را زير نظر گرفته و اعمال صالح او را كه سرمايه و توشه فرداى اوست (و بهترين توشه تقوا است) تحت مراقبت قرار دهند، زيرا براى نفس امروز و فردايى است، و نفس هر آنى در حركت و در طى مسافت است، و منتهاى سيرش خداى سبحان است؛چون نزد اوست حسن ثواب يعنى بهشت.[2]
فراموشی خدا، فراموشی خود
- {وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ}؛[3]و همچون كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز آنها را به «خودفراموشى» گرفتار كرد، آنها فاسقانند.
از سویی واژه «فاسقون» دارد و اشاره به این است که اگر انسان در راه معرفت نفس قدم برندارد در واقع از نظر اخلاقی و معرفتی فاسق میشود، از سوی دیگر میفرماید اگر سراغ این معارف نرود و خدا را از طریق معرفت نفس درست نشناسد، در واقع حقیقت نفس را از دست داده و آن حقیقتی که باید آن را در خودش پیدا کند، دیگر ندارد. علامه طباطبایی(رحمت الله علیه) میفرماید:
بر انسان لازم است كه اين راه را ادامه داده و همواره بياد خداى خود باشد و لحظهاى فراموشش نكند، چون خداى سبحان غايت و هدف است، و انسان عاقل هدف را از ياد نمىبرد، زيرا مىداند كه فراموش كردن هدف باعث از ياد بردن راه است. روى اين حساب اگر كسى خداى خود را فراموش كند خود را هم فراموش كرده و در نتيجه براى روز واپسين خود زاد و توشهاى كه مايه زندگيش باشد نيندوخته است، و اين همان هلاكت است.
رسول اللَّه (ص) هم در روايتى كه شيعه و سنى آن را نقل كردهاند فرموده: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» هر كه خود را شناخت خداى خود را شناخته و اين معنا نكتهايست كه دقت زياد و تدبر تمام آن را ثابت مىكند، و به اعتبار نزديك است، زيرا انسان در مسير زندگيش اگر چه به هر نقطهاى امتداد داشته باشد هيچ همى جز خير و سعادت زندگى خويش ندارد.
اگر چه منافع و عوايد كارهايش بظاهر عايد ديگران شود. خداى تعالى هم در اين باره مىفرمايد: {إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها}.[4]
حفاظت از خود، راهی به سوی هدایت
- { يَـٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ عَلَيۡكُم أَنفُسَكُم لَا يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا ٱهتَدَيتُم إِلَى ٱللَّهِ مَرۡجِعُكُم جَمِيعا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُم تَعۡمَلُونَ}؛[5]اى كسانى كه ايمان آوردهايد! مراقب خود باشيد! اگر شما هدايت يافتهايد، گمراهى كسانى كه گمراه شدهاند، به شما زيانى نمىرساند بازگشت همه شما بهسوى خداست، و شما را از آنچه عمل مىكرديد، آگاه مىسازد.
میفرماید ملتزم باش تا حقیقت نفس را در خودت پیدا کنی. اگر به این حقیقت رسیدی، دیگر هیچکس نمیتواند به شما آسیبی وارد کند. {لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ}. اگر شما هدایت یافتید، اهل ضلالت هیج قدرتی بر گمراهی شما نخواهند داشت. علامه طباطبائی(رضوان الله علیه) ذیل این آیه میفرماید:
اگر فرمود: بر شما باد نفستان، مقصود اين است كه شما ملازمت كنيد نفس خود را از جهت اينكه نفس شما راه هدايت شما است، نه از جهت اينكه نفس يكى از رهروان راه هدايت است.
به عبارت ديگر اگر خداى تعالى مؤمنين را در مقام تحريك به حفظ راه هدايت امر مىكند به ملازمت نفس خود، معلوم مىشود نفس مؤمن همان طريقى است كه بايد آن را سلوك نمايد، بنابراين نفس مؤمن طريق و خط سيرى است كه منتهى به پروردگار ميشود، نفس مؤمن راه هدايت اوست، راهى است كه او را به سعادتش مىرساند.[6]
معرفت نفس در روایات
در کتب روایی، احادیثی درباره معرفت نفس نقل شده است که بیانگر اهمیت آن میباشد. غالب روایات در این موضوع از امام علی(علیه السلام) است. برخی از این روایات را برای تبیین بحث خود ذکر میکنیم:
آزادی از اسارتهای درونی
- قال علی(علیه السلام): «العارفُ من عَرَفَ نَفسَهُ فَأَعتَقهَا وَ نَزَّهَها عَن کُلِّ ما یُبَعِّدُها وَ یُوبِقُهَا»؛[7]عارف، كسى است كه خود را بشناسد و خويشتن را از هر چيزى كه [از راه راست] دورش مىكند و به هلاكتش مىاندازد ، آزاد و پاك گرداند.
عارف واقعی کسی است که خودش را بشناسد و بتواند این نفس را از اسارتها و خواستههای نفس اماره و شیاطین آزاد کند و از هر امری که موجب دوری انسان از خدا میشود فاصله گیرد؛
یعنی فایده معرفت نفس این است که انسان از عبودیت غیر خدا خارج میشود و به آزادی میرسد و با این آزادی حقیقی به خدا نزدیک شده و معرفت الهی پیدا میکند و از آنچه که موجب دوری از خدا میشود، اجتناب میورزد.
کسی که به معرفت نفس میرسد، در واقع از نفس اماره، لوامه و ملهمه عبور کرده و با یافتن نفس مطمئنه «عند ملیک مقتدر»[8] استقرار مییابد و معرفت و شناخت او به نفسی است که سرار نور میباشد و با یافتن این نور، حقیقت وجود خودش را مییابد.
در این مرتبه حقیقت وحدت وجود برای او منکشف شده و جز نور حق نمیبیند؛ چون مولا علی(علیه السلام) فرمود: «مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربَّه»؛[9] كسى كه نفس خود را بشناسد البته خداى خود را شناخته است. این روایت مشهور است، میگوید هرکس در باطنش فرو رفت و باطن خود را جلا داد و به معرفت نفس رسید در حقیقت به خدای خودش هم راه پیدا کرده است و آن را شناخته است.
رهایی از دلبستگیهای دنیوی
- قال علی(علیه السلام): «مَن عَرَفَ نَفسَهُ تَجَرَّدَ»؛[10]هر كه خود را بشناسد [از علايق و دلبستگيهاى دنيوى] رها شود.
اگر کسی خودش را بشناسد در واقع توانسته از علائق نفسانی تجرد پیدا کند. تجرد از علایق نفسانی و غیر الهی از آثار بزرگ معرفت نفس است. در واقع رابطه مستقیم بین این دو برقرار است؛
یعنی شما به هر میزانی که از علایق دنیایی و حتی آخرتی و دلبستگی به مقامات عرفانی فاصله بگیری و دل را از همه چیز غیر از خدای تعالی خالی کنی، کم کم نور معرفت در قلب شما ایجاد میشود و هر قدر الهامات و اشراقات معرفتی در قلب شدت بگیرد، نسبت به جمیع علایق اعم از دنیای، آخرتی و عرفانی بیرغبت خواهی شد؛ چون قلب شما دیگر در خودشنور معشوق را یافته و در این مرتبه کلا از غیر او منصرف میگردد.
رو مجرّد شو مجرد را ببين
ديدن هر چيز را شرط است اين[11]
جهاد با نفس، جهاد اکبر
- قال علی(علیه السلام): «من عرف نفسه جاهدها»؛[12]هركه نفس خود را شناخت، به جهاد با آن برخاست.
هر کس وارد میدان جهاد با نفس شود و آثاری از معرفت نفس در وجودش تحقق یابد در واقع اهل جهاد شده و جهاد اکبر را انجام داده است؛ بنابراین کسانی میتوانند معرفت نفس پیدا کنند که با نفس اماره و خواستههای آن مجاهده کنند.
جهاد نفس از جهاد با دشمنان ظاهری هم سختتر است، در روایت است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به گروهی که از جهاد و نبرد با دشمنان برگشته بودند، فرمود: آفرین بر گروهی که جهاد کوچکتر را پشت سرگذاشتهاند و اینک جهاد بزرگتر برعهده آنان مانده است، سپس توضیح دادند که مراد از جهاد بزرگتر همان جهاد با نفس است.[13]
بیتوجهی به نفس، سقوط به ورطه غفلت
- قال علی(علیه السلام) «من جهل نفسه، أهملها»؛[14]هر كه آن را نشناخت، به حال خود رهايش ساخت؛
کسی که وارد وادی معرفت و شناخت نفس نشود، چنین فردی در واقع به آن حقیقت نفس خودش جاهل است، اگر در این جهل بماند در حقیقت نفسش را مهمل و رها قرار داده و نتوانسته از این گنج ثمین و جوهر نفیس و پربها بهرهبرداری کند و محروم مانده است.
{وَقَدۡ خَابَ مَن دَسَّىٰهَا}؛[15]و آن كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است.
ای دوست تو را به هر مکان میجستم
هر دم خبرت از این و آن میجستم
دیدم به تو خویش را، تو خود من بودی
خجلت زدهام کز تو نشان میجستم[16]
اوج معرفت در شناخت نفس
- قال علی(علیه السلام) «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدِ انْتَهی إِلی غایهِ کُلِّ مَعْرِفَهٍ وَ عِلْمٍ»؛[17]هر كه خود را شناخت، به نهايت هر شناخت و دانايى رسيد؛
یعنی اگر انسان معرفت نفس پیدا کند در واقع به علم لدنی رسیده است؛ یعنی چون به نور بینهایت الهی متصل شده است و خود را مستغرق در نور ذات مییابد، همه علوم را ادراک میکند.
همه معرفتها و شناختها برای او آسان میشود، به وسیله آن نور قوی معرفت هر امری که برایش مجهول باشد، روشن میگردد. درباره استاد ما مرحوم آقای حداد(رضوان الله علیه) هم گفتند که ایشان در فریضه حج آنچه به ایشان افاضه میشد همان را انجام میدادند بدون اینکه به کتاب مناسک حج رجوع کنند و از آن استفاده کنند.[18]
سودمندترین شناخت
- قال علی(علیه السلام) «معرفةُ النفسِ اَنْفَعُ المعارف»؛[19]خود شناسى، سودمندترين شناختهاست. از هر معرفتی بالاتر و سودآورتر شناخت و معرفت نفس شخصی خود انسان است. چرا؟ چون شناخت نفس سبب شناخت ربّ و پروردگار است و با شناخت پروردگار به دریای معارف وصل میشود.
اینها مجموعهای از آیات قرآن و روایات بود البته روایات دیگری هم در منابع روایی وجود دارد.[20]
برگرفته از کتاب مطلع معرفت نفس
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1] . حشر (59)، آیه 18.
[2]. محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسير الميزان، ج6، ص243.
[3]. حشر (59)، آیه 19.
[4]. محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسير الميزان، ج6، ص243.
[5]. مائده (5)، آیه 105.
[6]. محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسير الميزان، ج6، ص243.
[7]. عبد الواحد بن محمد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ص 96.
[8]. نزد پادشاهی توانا؛ قمر (54)، آیه 55.
[9]. عبد الواحد بن محمد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ص 583.
[10]. همان، ص 582.
[11]. محمد ابراهيم سبزوارى، شرح گلشن راز، ص 665.
[12]. عبد الواحد بن محمد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ص 583.
[13]. «إنَّ النّبي صلى الله عليه و آله بَعثَ بسَرِيّة، فلَمّا رَجَعوا قالَ: مَرْحَبا بقَومٍ قَضَوُا الجِهادَ الأصْغَرَ و بَقِيَ الجِهادُ الأكْبَرُ . قيلَ : يا رسولَ اللّه، و ما الجِهادُ الأكْبَرُ؟ قالَ: جِهادُ النَّفْسِ»؛ پيامبر خدا؟صل؟ سپاهى را به جنگ اعزام كرد. وقتى برگشتند فرمود: خوشامد مى گويم به مردمانى كه جهاد اصغر را گذراندند ولى جهاد اكبر همچنان بر عهده آنان باقى مانده است. عرض شد: اى رسول خدا! جهاد اكبر چيست؟ فرمود: جهاد با نفس. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی، ج 5، ص 12.
[14]. تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم ص 583.
[15]. شمس (91)، آیه 10.
[16]. فخرالدین عراقی، لمعات، ص 108.
[17]. عبد الواحد بن محمد تميمى آمدى، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 232.
[18]. سید محمد حسین طهرانی، روح مجرد، ص 141.
[19]. تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم، ص 172.
[20]. برای مطالعه مجموعه روایات معرفت نفس به کتاب رساله ولایت، صفحه 38 میتوان رجوع کرد.





