توجه به خود حقیقی[1]

شما فقط باید یک هنر داشته باشی و لِم و قلق مناسب مراقبۀ وحدت را بفهمی و مهارت آن را به‌دست آوری. همان‌طور که برای رانندگی مهارتی لازم است، مراقبۀ وحدت در دل نیز نوعی مهارت و هنر می‌خواهد تا بتوانی آن را در دلت بپرورانی، لفظ «اللّٰه» را درست و با حقیقت توحید هم‌گام سازی و وارد معانی دیگر نشوی.

معانی و معارف دینی درباره «اللّٰه» زیاد است، ولی ما آن‌ها را نمی‌خواهیم؛ بلکه ما «اللّٰه»ی را می‌خواهیم که تجلّی توحید باشد. لذا می‌گوید: باید این وجه را در دلت درست کنی و اگر چنین مهارت و هنری را به‌کار گرفتی و توانستی این مراقبه را قلبی انجام دهی؛ کم‌کم و در نهایت، کار به‌آسانی محقق می‌گردد و خیلی راحت جلو و جلوتر می‌روی.

سالکانی که تازه می‌خواهند اهل خلوت، صمت و توحید شوند، از عالم ظاهر، الفاظ و کثرت منصرف شوند، به درونشان بروند و همیشه در فکر توحید باشند؛ نگهداری وحدت در دل مقداری مشکل است؛

ولی خواجه حوراء مغربی(رحمة الله) می‌گوید: اگر مقداری با خودت کار کنی، وحدت را در دل بنشانی و بر حفظ و مراقبۀ آن مسلط شوی، کم‌کم کار آسان می‌شود و هر وقت بخواهی بر «اللّٰهِ» تمرکز کنی، خیلی راحت می‌‌‌توانی این کار را انجام دهی. پس این را یاد بگیر و تمرین کن. بعد که در دلت تمرین داشتی و عادت کردی، کم‌کم توحید برایت ثبات پیدا می‌کند.

البته ثبوت توحید در وجود سالک عارف، از طرف خودش محقق نمی‌شود، بلکه فرستاده، شفیع و وزیری باید از جانب پادشاه او را پخته باشد تا قابلیت رسیدن به محضر سلطان را بیابد؛ سپس او را نزد پادشاه عالَم شفاعت نماید و با خود به بارگاه با جلالت او وارد سازد. پس ثبوت وحدت در وجود سالک عارف، فقط با اذن و اجازۀ خداوند، معصومین(علیهم السلام) و اولیای الهی صورت می‌گیرد.

به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود

خیال باشد کاین کار بی‌حواله برآید

گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان

بلا بگردد و کام هزار ساله برآید[2]

وحدت در ابتدا فقط یک تصور و تخیل است. در نهایت هم می‌بینی که دستت به جایی بند نمی‌شود. شاید اصلاً در وادی تفکر، به حیرت برسی و به سرگردانی مبتلا شوی؛ ولی خود این حیرت نیز مقدمه‌ای برای تمرکز توحیدی می‌شود. عرفا می‌گویند: یکی از منازل راه سلوک، «حیرت» و سر دو راهی قرار گرفتن است.

شما تا شک نکنی، چطور می‌توانی یقین پیدا کنی؟ پس شک، راهی برای رسیدن به یقین است، باید با همین شبهه‌ها، شک‌ها، خیال‌‌‌ها و تصورها راه برایت باز شود و به توحید برسی. اگر به خودت متوجه شوی و بتوانی مراقبۀ وحدت را به ترتیب از الفاظ به معانی و بعد فقط به معانی برسانی، خیلی به راحتی می‌توانی در سرّ مستتر «اللّٰه» بگویی.

باید تمرین کنی، راه بیفتی و طریقتی را که راه و روش آن را به شما آموختیم، طی کنی. بعد خواهی فهمید «اللّٰهِ» حقیقی را که روزها و شب‌ها برایش مایه می‌گذاشتی در وجود تو می‌درخشد، در حالی‌که ابتدا نمی‌توانستی «اللّٰه» را از ته دل یاد کنی و با فانی شدن در «اللّٰه» برایت پیدا نمی‌شد، ولی بعد می‌بینی که خیلی آسان فنا را می‌یابی. می‌فرماید:

زور بازوی یقینش رفع هر شک می‌کند

هر که او از لوح هستی خویش را حک[3] می‌کند

طرفة العینی به معراج حقایق می‌رسد

هر که خود را با براق عشق هم تک[4] می‌کند

اهل وحدت از جهان جز یک نمی‌بیند دلش

مشرک است آن کو به عقل خود دو را یک می‌کند

صیقلی کن لوح دل را در ریاضات بدن

صیقل دل، چشم جان را کار عینک می‌کند

ناخن فکرت مزن بر دل که زخم ناخنش

چار دیوار حصار جان مشبّک می‌کند

عشق اگر بر موسیِ جانت تجلّی آورد

صد چو طور هستیِ موهوم مندک می‌کند

عشق اگر «الملک لی» گوید وگر خامش شود

موبه‌موی عاشقان فریاد لک لک[5] می‌کند

می‌زنم خود را به تیغ عشق بادا هر چه باد

یا ظفر، یا قتل، کارم را دو بر یک می‌کند[6]

 

برگرفته از کتاب آفتاب حقیقت شرح رساله نورالوحده خواجه حوراء مغربی(رحمة‌الله)

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دام‌ظله)

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب آفتاب حقیقت

 

 

 

 

 

[1]. خواجه حوراء مغربی(رحمة الله) در رساله نورالوحده می‌گوید: «ای سید! اگر به خود متوجه شوی و توانی این وجه را درست گردانی، کار به آسانی صورت می‌گیرد.»

[2]. دیوان حافظ، ص 234.

[3]. حک: تراشیدن، زدودن، پاک کردن. در این‌جا کنایه از رفع اثنینیت.

[4]. تک: یکی کردن.

[5]. لکَ لکَ: برای تو، برای تو.

[6]. دیوان فیض کاشانی، ج 2، ص 791.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات