اصل صبر  و استقامت در راه عرفان

صبر یکی از اصول و مبانی طریقت است. (وَ استَعِینُوا بِالصَبرِ وَ الصَّلوة)؛[1]از صبر و نماز يارى جوييد؛ (و با استقامت و مهار هوس‌هاى درونى و توجه به پروردگار، نيرو بگيريد.) در سیر الی اللّه باید به تدریج، نفس اماره را شکست دهیم، نفس را از خواسته‌هایی که دارد منع کنیم، بت نفس را رام کنیم و زمام آن را در دست بگیریم؛ مثل اسب چموش که تا صاحبش آن را رام نکند نمی‌تواند سوارش شود و اگر چموشی کند صاحبش را به مقصد نمی‌رساند.

صبر و خاموشى جذوب رحمت است

وين نشان جستن نشان علّت است ‏[2]

خداوند به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: (إنَّا نَحنُ نَزَّلنَا عَلَیکَ القُرءَانَ تَنزِیلاً فَاصبِر لِحُکمِ رَبِّکَ وَ لَاتُطِع مِنهُم ءَاثِماً أَو کَفُوراً)؛[3]مسلّماً ما قرآن را بر تو نازل كرديم! پس در (تبليغ و اجراى) حكم پروردگارت شكيبا (و با استقامت) باش، و از هيچ گنه‌كار يا كافرى از آنان اطاعت مكن!

دستورات عبادی، اذکار و اربعینیات برای تربیت نفس است تا از نفس اماره و مراتب پایین نفس عبور کنیم و به مقام نفس مطمئنه برسیم.

جفا؛ یعنی آن‌چه باب میل انسان نیست و مورد اذیت و آزار دیگران قرار می‌گیرد، البته خودش نباید طوری رفتار کند که دیگران به او جفا کنند، برای خروج از عالم نفس، شهوات و لذات، لازم است که تحمل جفا کنیم ولی نفوسی که تربیت نشده‌اند کارشان همین است که به مقتضای نفسشان عمل کنند.

سالکی که در طریقه تهذیب و تزکیه نفس است زمانی که از برخورد با آن‌ها جفا و ناراحتی می‌بیند وظیفه‌اش این است که صبر کند، چون صبر به نفع اوست.

شكيبد گر ز مردم بينداستم‏

كه خواهد داد او سلطان عالم‏

كه چون قهرش ستمگر را زبون كرد

بساطش همچو گردون سرنگون كرد

ستمگر را به كيفر دست بندد

كه بر وى ابر گريد برق خندد

جهان دار المجازاتست هشدار

چو گردون زيردستان را ميازار

بترس از برق آه بى‏گناهى‏

كه سوزد آهى از مه تا به ماهى‏

رقيب ار جور كرد اى جان صبورى‏

كه شد بيداد را كيفر ضرورى‏

جفا بينى وفا كن ايزدى هست‏

كه گر از پا درافتى گيردت دست[4]

بُت نفس بر اثر تحمل و مقاومت شکسته می‌شود و سالک بر خواسته‌ها‌ی نفسانی غالب می‌شود. وقتی سالک عزلت کند، خودش را تهذیب کند، دست و پایش را مقداری جمع کند، این بر خلاف میل زوجه، اولاد، فامیل پدری و مادری است و ممکن است از ناحیه آن‌ها مقداری جفا و نامهربانی ببیند.

بنابراین اگر از خانم، اولاد، همسایه، فامیل و عموم مردم، حرکتی بر خلاف میلش دید نباید زود عصبانی شود چون هر‌قدر جفا، اذیت و آزار را بیشتر تحمل کند به هدف خودش بیشتر نزدیک می‌شود. همه این‌ها نوعی بلاست؛ ممکن است زن انسان برای انسان بلا شود، در راه تحصیل علوم دینی پدر و مادر انسان بلا شوند.

خانواده ممکن است در راه تهذیب اخلاق مخالفت کنند، می‌خواهد معمم شود یا نماز شب بخواند قبول نکنند؛ لذا نباید بداخلاقی کند، بلکه باید با آن‌ها مدارا کند و مقتضیات طریقت را انجام دهد هر چند که مشکل است. «البلاء للولاء ثم للاوصياء ثم للامثل فلأمثل»؛‏[5] بلاياى دنيا، اول متوجه است به پيغمبران كه بهترين خلق هستند، و بعد از ايشان به اوصياى ايشان، و بعد از اوصيا براى شيعيان و دوستان ايشان است به تفاوت ضعف و قوت ايمان كه هر كه تشبهش به ايشان، بيشتر است و ايمانش كامل‌تر، آزار و زحمتش در دنيا بيشتر است.

مثَلا؛کسی که به پیغمبران و راه آن‌ها تمثل و مشابهت پیدا کرده است باید مانند پیغمبران بلا را بیشتر تحمل کند و این تحمل موجب می‌شود زودتر به مقصد برسد؛ پس چه بهتر که جفا‌ها، اذیت و آزار‌ها را به خودش بگیرد و تحمل کند، چون مقصد گران‌بهایی دارد و سالک برای رسیدن به آن مقصد لازم است بلا‌ها را متحمل شود.

تحمل اذیت همسایه در روایت بیان شده است. «قال الکاظم(علیه السلام)‏ ليس حسن الجوار كف الأذى و لكن حسن الجوار الصبر على الأذى»؛[6]امام کاظم(علیه السلام) فرمود: خوب همسایه داری به این نیست که همسایه را اذیت نکنی بلکه به تحمل و صبر بر اذیت همسایه است.

 

برگرفته از کتاب توشه سالکان

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب توشه سالکان

 

 

[1]. بقره (2)، آیه 45.

[2]. سيد جعفر شهيدى، شرح مثنوى (شهيدى)، ج‏ 1، ص 21.

[3]. انسان (31)، آیه 23-24.

[4]. محى الدين مهدى الهى قمشه اى، مجموعه ديوان الهى، ج‏ 2، ص 59.

.[5] شرح مصباح الشريعة، ترجمه عبد الرزاق گيلانى، ص 356.

[6]. ابن شعبه حرانى، تحف العقول، ص 409.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات