ابن فارض و اهل بیت(علیهم السلام)
ابن فارض (576 _ 632 ه.ق) عارف و شاعر شوریدۀ مصری است که دیوان شعری مثل دیوان حافظ دارد. قصیدۀ «تائیه کبری» یا «نظم السلوک» مشهورترین اثر اوست که شرحهای زیادی بر آن نوشتهاند.
اشعار ابن فارض با مضامین عشق الهی و برگرفته از حالات سلوکی اوست. همچنین عشق توحیدی او با عشق ولایی همراه است و لذا در اشعاری که خطاب به اهل بیت(علیهم السلام) سروده، میتوان این عشق ولایی را دریافت.
در این قسمت به شرح ابیاتی از یک غزل وی میپردازیم که مخاطبش حضرات معصومین(علیهم السلام) هستند تا اهل سلوک دریابند زمینۀ محبت عارف به خداوند، محبت و عشق او به ذوات مقدسه میباشد.
ابن فارض طبق نظر بزرگان بهویژه مرحوم آیت الله سید علی آقای قاضی(قدس سره) از سرچشمۀ آب ولایت سیراب شده و قلباً به آن بزرگواران معتقد و علاقهمند بوده است.[1] بدون شک میتوان گفت که منظور او در این ابیات، ارواح طیبۀ محمد و آلمحمد(علیهم السلام) است.
وی در جایی که فقط از عشق خدا سخن میگوید، مخاطبش تنها خداوند محبوب است، ولی وقتی از کلمۀ جمع استفاده میکند، مخاطبش اهل بیت(علیهم السلام) هستند.
هنگامی که سالک در مسائل روحی پیشرفت کرده و روحش شفاف شد، با ذوات مقدسه و ارواح طیبه سنخیت پیدا میکند؛ از اینرو وقتی نام مبارک ائمه(علیهم السلام) ذکر میشود، انقلابی در روح سالک حاصل میشود که نشانۀ عشق الهی و محبت اوست. عشقی که ابن فارض در اشعارش بیان میکند، عشق اهلبیتی و بسیار زیباست.
أحِبَّای أنتم أحسنَ الدَّهرُ أم أساء
فكونوا كما شئتم أنا ذلك الخِلّ
«خِلّ» به معنای دوست و «أحبّا» یعنی دوستان. ابن فارض میفرماید: ای دوستانم! روزگار بر من خوش بگذرد یا بد، من دوست همیشگی شما هستم و با تغییرات روزگار و زندگی، شما را از دست نمیدهم. روزگار بخواهد یا نخواهد دوستان من شمایید! شما هم آنچنان که هستید باشید، ولی من همان دوست قدیمی شمایم.
إذا كان حظّی الهجرَ منكم ولم یكن
بِعاد فذاك الهجرُ عندی هو الوَصلُ
ایشان در این بیت به مسئلۀ هجران و فراق که اغلب اهل سلوک در ابتدای راه به آن مبتلا هستند با دید مثبتی نگاه میکند. اگر در این هجران مرا از خود دور نساختید، من خریدار این هجران هستم؛ چون برای من حکم وصال را دارد، هر چند در فراق، عذاب میکشم، ولی شما را با خود دارم. اگر هجران شما دوری قلبی نباشد، آن مهجوری ظاهری در نزد من یکسان است. توجه کنید که این فراق یکی از حقایق عشق است که باید سالک آن را بپذیرد و ناامید نشود و تصور نکند که دیگر از خدا و اهل بیت دور شده است.
وما الصّدّ إلّا الوُدّ ما لم یكن قلی
وأصعبُ شیءٍ غیرَ إعراضِكم سهل
دشوارترین امر برای عاشق، رویگردانی معشوق از عاشق و رها کردن اوست. ابن فارض در این بیت میفرماید: منع شما اگر طرد نباشد، جز دوستی نخواهد بود. هر چیزی را میتوانم تحمل کنم، ولی اعراض و روگردانی شما را نمیتوانم تحمل کنم. درست است که هجران و فراق محبوب خیلی درد و ناله دارد، ولی حاضر نیستم خدای ناکرده از چشم شما بیفتم.
وصَبری صَبرٌ عنكُمُ وعلیكُمُ
أری أبداً عندی مرارتَه تَحلُو
صبر من از دوری و نگهداری شماست که تلخیاش همیشه پیش من شیرین است؛ یعنی صبری که در راه شما بزرگواران دارم، برایم شیرین و گواراست.
أخذتُم فؤادی وهوَ بَعضی فما الذّی
یضُرّكُمُ لو كان عندكَمُ الكُلّ
دوستان من! شما دل مرا که پارهای از وجودم است، با خودتان بردهاید، پس چه ضرری به شما میرسد اگر همۀ وجودم نزد شما باشد؟! در واقع میخواهد بگوید دل من که با شماست، جسم و روح مرا نیز همراه خودتان کنید.
نَأَیتُمُ فغیرَ الدَّمعِ لم أرَ وافیاً
سوی زَفرَةٍ من حرّ نار الجوی تغلو
عزیزان من! حرارت من جوشش و غلیان دارد. از من دور شدهاید و غیر از اشک شبانهروز چیزی برای من نمانده است. همین اشکها شاهد وفای من به شماست. به جز صبر و نالهای که از گرمی آتش دل من میجوشد، چیز دیگری در من نیست.
حدیثی قَدیمٌ فی هواها وما لَهُ
كما علمت بَعدٌ ولیس لها قبل
سخن من از عشق شما قدیمی و سابقهدار است؛ چون عشق، محدود به یک زمان خاصی نیست. این هوای عشق همیشگی است. ابن فارض به مبدأ عشق اشاره دارد که قدیمی و همیشگی است؛ چون عشق ابتدا از وجود خداوند در عالم جاری و ساری شده است.
وحُرمَة عهدٍ بینَنا عنه لم أحُل
وعقدٍ بأیدٍ بینَنا ما له حَلُّ
عشق من پیوندی با شما بسته است که هیچ وقت گسستنی نیست. سوگند به حرمت آن پیمانی که بین ماست، من آن را نقض نکردم و سوگند به آن قراردادی که با دستمان با شما بستیم، این پیوند ابداً فسخ نخواهد شد.
لأنت علی غیظِ النّوی ورِضی الهوی
لدَی وقلبی ساعةً مِنك ما یخلو
حبیب من! تو آنقدر مورد پسند عشق من شدهای که دل من هرگز لحظهای از عشقت خالی نیست. ابن فارض در اینجا ضمیر «أنت» را به کار میبرد و برای مخاطبش در این بیت دو احتمال وجود دارد: یا خداوند(عز و جل) را خطاب قرار داده که در این صورت چون خدا را در کنار اهل بیت(علیهم السلام) مورد خطاب عاشقانه قرار داده، نشان میدهد عشق به ولایت و توحید باید با هم باشند
و یا مخاطبش وجود مقدس امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) است که نشان میدهد ایشان دارای ولایت و محبت حضرت ولیعصر(ارواحنا فداه) به عنوان امام حیّ و حاضر و حجت زندۀ الهی است.
تُرَی مُقلَتی یوماً تَرَی مَن أُحِبّهم
ویعتِبُنِی دهری ویجتمع الشّمل
روزی این دوری برطرف میشود و چشمانم آنهایی را که دوست دارم خواهد دید! روزگارم از من گله میکند، اما پراکندگی بالأخره به اجتماع خواهد پیوست.
وما برحوا معنیً أراهُم معی فإن
نأوا صورةً فی الذّهنِ قام لهُم شكل
این عزیزان من به جایی نمیروند و کوچ نمیکنند، مگر اینکه آنان را در کنار خود میبینم و اگر دور شوند، همیشه در ذهنم شکل گرفتهاند.
فهم نَصبُ عینی ظاهراً حیثُما سرَوا
وهُم فی فؤادی باطناً أینما حلّوا
آنان هرجا بروند همیشه در دید من هستند و به هر زمینی که فرود آیند در دل من جای دارند. این دو بیت بیانگر آن است که ابن فارض کاملاً به ولایت اهل بیت(علیهم السلام) رسیده است که آنها را به عنوان خلیفه و حجت خداوند در زمین، همیشه در قلب و جان خودش و در عالم میبیند و سریان فیض، احاطه و اشراف باطنی و ولایی آنها به عالم را درک میکند.
لهُم أبداً منّی حُنوٌّ وإن جَفَوا
ولی أبداً مَیلٌ إلَیهم وإن مَلّوا[2]
اگر به من جفا کنند، عشق و اشتیاق من در جفای معشوق بیشتر شده و کم نمیشود و دل من همیشه با آنهاست. اگرچه از من ملول شوند، ولی هیچگاه خسته نشده و دست از عشق آنها بر نخواهم داشت.
در پایان به همۀ سالکان سفارش میکنیم که با عمل به دستورات سلوکی و تزکیه و تهذیب باطنی، در درون خود به جستجوی چنین عشقی باشید؛ عشقی پر حرارت و دائمی به خداوند متعال و حضرات معصومین(علیهم السلام) که بتوانند با آن، راه معرفتِ حق را سریعتر و قویتر طی کنند.
برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. علامه طهرانی، روح مجرد، ص 343.
[2]. ديوان ابن الفارض، ص 164 _ 170.





