3 اثر شگفت انگیز شکرگزاری
چگونگی شکر پروردگار
چگونه شکر نعمات الهی را بهجا آوریم؟ به دو صورت میتوان شکرگزاری کرد: گاهی شکر ما زبانی است: با گفتن «شکراً للّه» یا «الحمدللّه» و امثال آن. گاهی شکرگزاری را در عمل نشان میدهیم. شکر عملی در افعال ما، با درست استفاده کردن نعمتها، انجام واجبات و مستحبات تحقق مییابد. در روایتی نقل شده که پیامبر(صلی الله علیه و آله) نصف شب عبادت و گریه و زاری داشت، یکی از زنانش که حالت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دید، به پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: مگر خداوند به شما وعده بهشت نداده؟!
پس چرا این همه عبادت و تهجد دارید؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «أَلَا أَكُونُ عَبْداً شَكُورا»؛ آیا بنده شکرگزاری نباشم. بنابراین گاهی با عمل باید شکر را اظهار کنیم و همه جا شکر زبانی کفایت نمیکند. بالاترین نوع شکر عملی این است که از ناحیه ما سوء رفتاری رخ ندهد؛ زیرا این نهایت کفران نعمت است؛ بنابراین بهترین شکر این است که مرتکب گناه نشویم. «شُكْرُ النِّعْمَةِ اجْتِنَابُ الْمَحَارِم»؛ شكر نعمت پرهيز از گناهان است.
کمال شکر در ناتوانی از آن
در مناجات شاکرین امام سجّاد(علیه السلام) میفرماید: «إِلَهِي تَصَاغَرَ عِنْدَ تَعَاظُمِ آلَائِكَ شُكْرِي»؛ خدایا! شکر من در مقابل نعمتهای بزرگ تو بسیار ناچیز است؛ یعنی هر چه شکر کنم نمیتوانم شکری که در شأن توست بهجای آورم. اینکه چرا بنده نمیتواند شکر حقیقی را بهجای آورد در روایتی از امام صادق (علیه السلام) به زیبایی تبیین شده است:
«وَ تَمَامُ الشُّكْرِ الِاعْتِرَافُ بِلِسَانِ السِّرِّ خَالِصاً لِلَّهِX بِالْعَجْزِ عَنْ بُلُوغِ أَدْنَى شُكْرِهِ لِأَنَّ التَّوْفِيقَ فِي الشُّكْرِ نِعْمَةٌ حَادِثَةٌ يَجِبُ الشُّكْرُ عَلَيْهَا وَ هِيَ أَعْظَمُ قَدْراً وَ أَعَزُّ وُجُوداً مِنَ النِّعْمَةِ الَّتِي مِنْ أَجْلِهَا وُفِّقَ لَهُ فَيَلْزَمُكَ عَلَى كُلِّ شُكْرٍ شُكْرٌ أَعْظَمُ مِنْهُ إِلَى مَا لَا نِهَايَةَ لَهُ مُسْتَغْرِقاً فِي نِعَمِهِ عَاجِزاً قَاصِراً عَنْ دَرْكِ غَايَةِ شُكْرِهِ
فَأَنَّى يَلْحَقُ الْعَبْدُ شُكْرَ نِعْمَةِ اللَّهِ وَ مَتَى يَلْحَقُ صَنِيعُهُ بِصَنِيعِهِ وَ الْعَبْدُ ضَعِيفٌ لَا قُوَّةَ لَهُ أَبَداً إِلَّا بِاللَّهِ تَعَالَىX وَ اللَّهُ تَعَالَى غَنِيٌّ عَنْ طَاعَةِ الْعَبْدِ فَهُوَ تَعَالَى قَوِيٌّ عَلَى مَزِيدِ النِّعَمِ عَلَى الْأَبَدِ فَكُنْ لِلَّهِ عَبْداً شَاكِراً عَلَى هَذَا الْوَجْهِ تَرَى الْعَجَب»؛
و كمال شكر اين است كه به زبان حال و قلب و با خلوص نيّت اعتراف كند به عاجز ماندن از بهجا آوردن كمترين مرتبۀ شكر پروردگار متعال؛ زيرا موفّق شدن به شكرگزارى، خود نعمت جديدی است كه موجب شكر ديگرى براى آن میگردد و اين نعمت و لطف جديد به مراتب از نعمت اوّلى بزرگتر و مهمتر است؛ پس شایسته است كه براى هر شكرى، شكر ديگرى بهجا آورده شود و به همين ترتيب شكرگزارى تسلسلوار ادامه پيدا مىكند. و انسان در اين صورت توجّه پيدا مىكند كه پيوسته غرق نعمتهاى الهى بوده و از بهجا آوردن شكر لازم، عاجز و قاصر است؛ پس انسان چگونه میتواند شكر نعمتهاى پروردگار متعال را آن طورى كه بایسته و شایسته است بهجا آورد؟!
و چگونه عمل او با عمل خدا مقابله و برابرى مىكند؟! در صورتى كه بنده، عاجز و ضعيف بوده و او را قوّت و قدرتى از خود نيست، مگر اينكه خدا او را قوت و نيرو بدهد؛ و خداوند از عبادت و اطاعت بندۀ خود بىنياز است و او قدرت و توانايى دارد كه نعمت خود را پيوسته زیاد کند؛ پس تو بايد كه اينچنين و روى اين اصل، بندگى كنی و شكرگزار باشى و در اين صورت، عجایبى از فضل خدا خواهى ديد.
فضل خدای را که تواند شمار کرد؟
یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟
آن صانع قدیم که بر فرش کائنات
چندین هزار صورت الوان نگار کرد
ترکیب آسمان و طلوع ستارگان
از بهر عبرت نظر هوشیار کرد
بحر آفرید و بر و درختان و آدمی
خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد
الوان نعمتی که نشاید سپاس گفت
اسباب راحتی که نشاید شمار کرد
آثار رحمتی که جهان سربهسر گرفت
احمال منتی که فلک زیر بار کرد
از چوب خشک میوه و در نی شکر نهاد
وز قطره دانهای درر شاهوار کرد
مسمار کوهسار به نطع زمین بدوخت
تا فرش خاک بر سر آب استوار کرد
اجزای خاک مرده، به تأثیر آفتاب
بستان میوه و چمن و لالهزار کرد
این آب داد بیخ درختان تشنه را
شاخ برهنه پیرهن نوبهار کرد
چندین هزار منظر زیبا بیافرید
تا کیست کو نظر ز سر اعتبار کرد
توحیدگوی او نه بنی آدمند و بس
هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد
شکر کدام فضل بهجای آورد کسی؟
حیران بماند هر که درین افتکار کرد
تا بنده به این حقیقت نرسد که نمیتواند شکر واقعی پروردگارش را بهجای آورد، نمیتوان گفت که در زمره شکرگزاران وارد شده و شکر خدا را بهجای آورده است. درباره حضرت موسی(علیه السلام) نقل شده که خداوند به وی گفت: شکر مرا بهجای آور.
موسی(علیه السلام) فرمود: «يا رب و كيف اشكرك حق شكرك وليس من شكر اشكرك به الا و انعمت به على قال: يا موسى الآن شكرتنى حين علمت ان ذلك منى»؛ عرض كرد: پروردگارا! چگونه حق شكرت را بهجاى آورم در حالى كه شكرى نگزارم جز آنكه همان شكر هم نعمتى است كه تو به من عنايت گفتى، خطاب رسيد: اى موسى! اكنون حق شكر مرا ادا كردى كه دانستى آن شكر هم از من است.
از دست و زبان که بر آید
کز عهدۀ شکرش به در آید
***
بنده همان به که ز تقصیر خویش
عذر به درگاه خدای آورد
ور نه سزاوار خداوندیش
کس نتواند که بهجای آورد
شاید بههمین جهت است که اکثر بندگان به حقیقت شکر نرسیده و دست از معاصی نکشیدهاند. خداوند اهل شکر را اندک شمرده است: { وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ}؛عده كمى از بندگانِ من شكرگزارند!
آثار شکر پروردگار
درست است که شکر حقیقی مقدور بندگان نیست؛ اما مراتب پایین شکر در دسترس همگان است، بهویژه اهل سیر و سلوک که چارهای از شکرگزاری ندارند تا در مسیر سلوک رشد کنند. شکرگزاری آثار و فوایدی دارد که عبارتند از:
الف: ازدیاد نعمت
از بزرگترین فواید شکرِ پروردگار بهرهمندی از نعمات بیشتر است. {وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ}؛ و (همچنین به خاطر بیاورید) هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: اگر شکرگزاری کنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است.
شکر نعمت، نعمتت افزون کند
کفر نعمت از کفت بیرون کند
در روایت داریم: «مَنْ أُعْطِي الشُّکرَ أُعْطِي الزِّيادَةَ، يقُولُ اللَّهُ(عزوجل) لَئِنْ شَکرْتُمْ لأَزِيدَنَّکمْ»؛ كسى كه توفيق شكر يابد، افزايش نعمت هم نصيب او خواهد شد. خداوند متعال مىفرمايد: اگر سپاسگزارى كنيد زياد خواهم كرد.
در آیات و روایات شکر سبب فزونی نعمت ذکر شده و اختصاص به نعمتهای مادی ندارد؛ بلکه اثر شکر، بیشتر در نعمتهای معنوی ظهور دارد؛ چون هدف از نعمتهای مادی هم دستیابی به معنویت و نورانیت است وگرنه امور مادی به خودی خود ارزشمند نیستند. بنابراین سالک باید بیشتر به مسئله شکرگزاری توجه داشته و از فراز و نشیبهای راه، گلایه نکند؛ بلکه باید با استقامت در راه بماند تا انشاءاللّه فتح باب شده و به مقصد برسد.
ب: بیرون شدن از جهل و غفلت
کسانی که دائم شکرگزار خدا هستند در واقع نعمت و صاحب نعمت را حاضر میبینند؛ بههمین جهت گرفتار غفلت نمیشوند. خداوند در حدیث معراج در وصف بندگان خاصش میگوید: «اُعرّفه شکراً لایخالطه الجهل»؛ به او توفیق شکرگزاری عنایت میکنم که دیگر همراه آن جهلی نباشد تا او را به غفلت بکشاند. خیلیها ادعای شکرگزاری دارند؛ اما غفلتشان از یاد خدا و نعمتهای او زیاد است و همین حالت حکایت از عدم مراقبه قوی آنان درباره خداوند و نعمتهایش دارد وگرنه مگر با مراقبه قوی کسی اهل غفلت میشود؟!
فکر کنیم این نانی که الان داریم میخوریم اصلش چه بوده است؟ یک بذری بوده که کشاورز در زمین کاشته، چندبار آبیاری شده، چند ماه سپری شده تا فصل درو کردن آن رسیده و آسیاب رفته و تبدیل به آرد شده، خلاصه چندین دست گشته تا تبدیل به نان شده و سر سفره ما آمده است. آیا ما در نان، برنج، گوشت و سایر نعمتها فکر کردهایم که از کجا آمده و چند دست گشته تا بهدست ما رسیده است؟ آیا شکر خدا را بهجای میآوریم یا همینطور با غفلت میخوریم؟
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری
بههمین جهت در دعای امروز میخوانیم: خدایا! در کنار نعمتهایی که به ما عطا میکنی، توفیق شکر و سپاست را هم به من عطا کن. انشاءاللّه خداوند توفیق دهد شکر زبانی، عملی و قلبی را در شبانهروز داشته باشیم.
ج: محبت به پروردگار
اگر به احسانی که از جانب کسی به ما شده توجه کنیم، یاد احسان کننده میافتیم و در قلبمان او را محترم میشماریم و اگر این احسان از ناحیه او زیاد تکرار شود نسبت به وی علاقه و محبت هم پیدا میکنیم.
درباره خداوند هم که همه هستی انسان از اوست اگر به نعمتهای خداوند توجه کرده و همواره آنها را بهیاد آوریم خودبهخود نسبت به منعم و احسانکننده که خداوند متعال باشد احساس میل و علاقه پیدا میکنیم و هر چه بیشتر به الطاف و عنایات خداوند در حق خود توجه و تفکر کنیم، محبت ما به پروردگار بیشتر میشود؛ بههمین علت است که خداوند به حضرت داوود(علیه السلام) امر میکند با یادآوری نعمات و احسانهای من کاری کن تا محبوب بندگان شوم.
«قالَ اللّه(عزوجل) لداود(علیه السلام): أحْبِبْني و حَبِّبْني إلى خَلْقي قالَ: يا رَبِّ نَعَم أنا اُحِبُّكَ فكيفَ اُحَبِّبُكَ إلى خَلْقِكَ؟ قالَ: اذْكُرْ أيادِيَّ عِندَهُم فإنَّكَ إذا ذَكَرْتَ لَهُم ذلكَ أحَبّوني»؛ خداوند(عزوجل) به داود(علیه السلام) فرمود: مرا دوست بدار و نزد خلقم نيز محبوب گردان. عرض كرد: پروردگارا! من كه دوستت دارم؛ اما چگونه تو را نزد بندگانت محبوب گردانم؟ فرمود: نعمتهايى را كه به آنان دادهام گوشزدشان كن كه اگر خوبیهايم را يادآورشان شوى، مرا دوست خواهند داشت.
برگرفته از کتاب نفحات رحمانی
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
1. کلینی، کافی، ج2، ص 95.
2. همان.
3. مفاتیح الجنان، مناجات شاکرین.
4. مصباح الشريعة، ص25.
5. مصباح الشریعة، ترجمۀ مصطفوی، ص 26 تا 28.
6. سعدی، کلیات، مواعظ، قصاید، ص 952.
7. کلینی، کافی، ج2، ص98.
8. سعدی شیرازی، کلیات، گلستان، دیباچه.
9. سباء (34)، آیه 13.
10 . ابراهیم (14)، آیۀ 7.
11 . در کتاب مثنوی معنوی مولوی، شکر قدرت، قدرت افزون کند***جبر نعمت از کفت بیرون کند، آمده است که از لحاظ معنایی فرقی با هم ندارند.
12. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج 71، ص 40 .
13. دیلمی، إرشاد القلوب، ج1، ص204.
14 . سعدی شیرازی، کلیات، ص 4.
15. قصص الأنبياء، ص 205.




